121
اعصاب وروان

سلام من داروی دپاکین واسنترا وگاپاپینتین وقرص خواب میخورم ۳۵ روزه تدک کردم ولی باتمام مصرف داروها سندروم دست وپا گرفتم واز داغی پا هام من را از زندگیم ساقط کرده مشاهده پاسخ دکتر
122
اعتیاد

سلام جناب خسته نباشید برادر من اعتیاد داره به شیشه.و من میخوام کمکش کنم بره تو مسیر ترک ولی خیلی از لحاظ اعتماد به نفس ضعیف شده به نظرتون چیکار باید بکنم؟میشه راهنمایی کنید؟ مشاهده پاسخ دکتر
123
مشکلات منو نامزدم

سلام دختری من ۲۰ساله هستم و الان حدود ۲ساله با پسری بیست ساله نامزد غیر رسمی هستیم یعنی فقط خانواده ها خبر دارن جشن نگرفتیم.سال اول ارتباط ما من خیلی سختی کشیدم دایما مورد تحقیر از جانب نامزدم قرار می‌گرفتم اما غرورمو میشکستم و باز به سمتش میرفتم می‌گفت منو نمیخاد بازم التماس میکردم و نگهش میداشتم توی همین زمان ایشون با بهترین دوستم به من خیانت کردن و من دی ماه اینو متوجه شدم و بخشیدم و سعی کردم فراموش کنم و دلیل ایشون برا این کارشون این بود که من تو سن ۱۷سالگی توانایی رابطه دوستی با ایشون رو نداشتم و ایشون منو تهدید که به خانوادم میگن منم از ترسم زودتر به خانوادع گفتم ایشون مزاحم من هستن و مشکلاتی پیش اومد.ولی حالا من مثل گذشته صبور نیستم تحمل توهین ندارم و حتی محبت ایشون رو واقعی نمی‌بینم با این همه می‌دونم ایشون منو دوست دارن و منم دوستشون دارم.باهم مشاوره رفتیم گفتن ی مدت از هم جدا باشیم به اصطلاح مرخصی بریم ولی ایشون قبول نمیکنن.نمبدونم باید چیکار کنم مشاهده پاسخ دکتر
124
بیماریهای روحی و روانی

سلام، دکتر من دچار اختلال وسواس جبری یعنی اختلال های فکری و عملی در بسیاری از کارهایم هستم و همچنین دچار افسردگی شدید نیز هستم، شما براى حل آن ها چه راهکار را پبشنهاد میکنید. مشاهده پاسخ دکتر
125
اضطراب

سلام دکتر محمدپور
من ۱۸ سالمه
پارسال دانش اموزه خوبی بودم رتبمم شد ۲۹۰۰ اما پزشکی قبول نشدم واسه همین پشت کنکو موندم .
از بعد نتیجه اولیه کنکور حالم خوب نیست هی می گم خوب می شم اما نمی شم .
من ادمه فوقه اجتماعی ای و شری بودم تو مدرسه.
اما حالا یه دختره سر به زیر اروم و خجالتی می شناسنم نمی تونم با هیچ کس حرف بزنم . ضرباان قلبم همش بالاست دستام مدام می لرزن وقتی قراره با استادا یا مشاورم صحبت کنم شدیدترم می شن .
همش انگار یه چیزی داره شرمگینم می کنه از وجودم یه بغضی گلومو می گیره موقعه حرف زدن .
حرف نمی زنم یکمم که جرات حرف پیدا می کنم بعدش عذاب وجدان بیچارم می کنه .
بابته هر چیزه کوچیک حسه گناه دارم .
موقعه درس خوندن همش حس می کنم یکی داره نگاهم می کنه. تو دلم یهو خالی می شه .
جدیدنا با خودم بیشتر از قبل صحبت می کنم انگار این کار ارومم می کنه اما انقدر به این کار مشغول می شم که از درس فاصله می گیرم .
پیش روانپزشکم رفتم اما نتونستم حتی با ایشونم صحبت کنم و ایشون به خاطره بی خوابیای شبانم و نصفه شب از خواب پریدنام نورتریپتیلین تجویز کردم .
دکتر خواهش می کنم کمکم کنین
کمتر از دو ماه دیگه کنکوره اگه پزشکی قبول نشم دیگه امیدی به زندگی ندارم .
باید به اضطرابم غلبه کنم ...
خیلی ممنون که انقدر وقت می ذارین
واقعا واقعا واقعا ممنونم
ببخشید وقتتونو گرفتم.
مشاهده پاسخ دکتر
126
در خصوص بیماری وسواسی فیزیکی و وسواسی فکری

با سلام . ضمن تشکر جناب دکتر میخواستم بپرسم :: وسواسی فیزیکی و همچنین وسواسی فکری مادر کل امراض و نابهنجاریهای ارتباطی فردی خانوادگی و اجتماعی ست بنظرم ؛ با تجربه ی 45 سال سن و حداقل زندگی در سن کبیری از 20 سالگی تا به اکنون! و در اطرافیان خود میبینم نزدیکانم و حتی همسایه دچار این عارضه بوده و آسیب هم به بنده زدند!
آیا درمان قطعی وسواسی فیزیکی شستشو با آب در کار شستن ظرف و یا وسواسی فکری افراط و تفریط در اکثر مساعل اهم و غیر اهم تصمیم گیری، آیا درمانی قطعی در اینخصوص وجود دارد! اگر نزدیکانمون دچار عارضه باشند و خودشان داوطلب به اعتراف به مریضی و یا داوطلب به درمان و مراجعه پیش پزشک متخصص نباشند! ما چه کار باید کنیم تا آسیب از آنها در معاشرت نبینیم؟!
و از طرفی سوال دینی مذهبی هم در این خصوص دارم :: آیا بد اخلاقی و وسواسی و کنترل کردن دیگران گناه هست؟! که بنظرم گناه هلست! آیا فرد بیمار به مرض وسواسی محاکمه الهی هم میشود؟! یا مورد عفو و ترحم قرار میگیرد حتی اگر حق الناس در دوران مریضی ی بلند مدت زندگی اش ایجاد کند برای دیگر همنوعان و نزدیکانش در معاشرت داعم یا موقت ؟!
خیلی سپاسگزارم که پاسخ جامع میدهید!
مشاهده پاسخ دکتر
127
ترک تریاک وشیره تریاک وبی خوابی ونامنظم بودن خواب

باسلام خدمت دکترمحترم این بنده حقیرکه بخاطرمسائل ومشکلات شدیدومددت داردرخانواده الان 27سال هست که معتادشده ام ودچاربیماری روحی وروانی وخانه نشینی نزدی به 14سال که 10روزست قصدترک راکرده ام ولی هم ازوضعیت جسمانی ناتوان وهم ازوضعیت مادی ناتوانترودارای یک همسرودختربیمارویک پسرعصبی باتوقعات بالاهستم ومددتهاست که دچاربدخوابی مخصوصاخواب شب 14سالست که روزمیخوابم وبه خواب عمیق هم هیچوقت نرفته ام وزیادناامیدودارای یاس هستم ناتوان وبیمارحدود7سال تحت درمان بیماری اعصاب وروان بودم ولی درمان نشدم حال 10روزست که موادراکنارگذاشتم برای اینکه بتوانم خواب راحت درشب بروم وبتوانم امیدپیداکنم درروزمشغول یک کارروزمره شوم تاتوان بدنی ومالیم بهترشودچه بایدبکنم ممنون ازراهنماییتون وبزرگواریتون مشاهده پاسخ دکتر
128
افسردگی و وسواس

سلام، دکتر ، من وسواس های فکری و عملی زیادی دارم،بعضی ها وقت گیر هستند و بعضی هم خیر، یعنی از نزدیک سه سال پیش بوجود آمدند، بعضی در مرور زمان از بین رفتند ولی بعضی هنوز هم هستند و بعضی هم بوجود می آیند،همچنین افسردگی شدید هم دارم، یعنی نزدیک سه سال پیش افسردگی نیز پیدا شد و آن نیز رفته رفته عودت پیدا کرده و حالا هم در وضع بدی است که موجب عدم تمرکز بی انرژی بودن و چیزهای دیگر شد، یعنی باید از همان اول جلوی وسواس هایم و افسردگی گرفته ميشد تا عودت پیدا نمی کرد، فکر می کنم شايد وضعیت مربوط به سروتونین مغز باشد که از آن زمان کاهش پیدا کرده و رفته رفته بیشتر شده،از یک روانپزشک دیگر پرسیدم که گفت باید افسردگی و وسواس باید درمان شوند، میخواهم بدانم آیا شما فکر میکنید براى از بین بردن وسواس ها و افسردگی مصرف دارو بهتر است با کار دیگری، پبشنهاد شما چیست. مشاهده پاسخ دکتر
129
سؤرفتاری

سلام.من ۳۰ساله.متاهل.دارای فرزند پسر ۷ساله هستم.زندگی نرمالی دارم.ولی چندین سال هست که احساس میکنم یه چیز مهمی رو کم دارم.خیلی فک کردم و دنبالش بودم ولی اصلا نمیتونم بفهمم اون کمبودم چیه.یا دلیل بدبودن حالم کمبود هست یا افراطی تو رفتارم.اصلا نمیدونم چطوری سراغ
مشکلم برم
مشاهده پاسخ دکتر
130
وابستگی شدید

با سلام و احترام
من یک آقا 40 ساله هستم. تحصیلاتم کارشناسی هست. متاهل و یک فرزند دختر 10 ساله دارم.
من احساس میکنم وابستگی شدیدی به همسرم دارم. طوریکه تحمل دوری و ناراحتی و قهر ایشون رو ندارم. برام خیلی سخته حتی ازم ناراحت باشه. حتی اگه خودش هم مقصر باشه. به هیچ وجه نمی تونم ناراحتیشو تحمل کنم. تو اینترنت جستجو کردم به این حالت می گن وابستگی مهرطلب. البته شما استاد کار هستید و ممکنه اشتباه کرده باشم.
از طرف دیگه فکر کنم مانیا هم هستم. نمی دونم چه کنم؟ هیچ میل و اعتقادی به روانشناس و روانپزشک نداره. بارها پیشنهاد دادم اما قبول نکرده. فقط خودشو قبول داره. بارها خواستم به نوعی باهاش صحبت کنم اما قبول نکرده و فوری کم میارم بارها خواستم یکم به حالت تنبیهی ازش فاصله بگیرم نتونستم. به یک روانپزشک مراجعه کردم یک سری دارو داد. اما در وابستگی من اثری نداره. سالهاست گرفتارم. لطف می فرمایید راهنمایی کنید چه کنم؟
مشاهده پاسخ دکتر