161
ترک اعتیاد

سلام جناب دکتر خسته نباشین میخواستم بپرسم همسرم از دیروز برای ترک اعتیاد با همکاری دکتر ترک خوابیده و همش بلند میشه قرص میخوره دوباره بیهوش میشه ؛ دکتر ۳تا سرم دکستروز داده میخواستم بدونم این سرم ها رو کی باید بزنه؟ ممنون مشاهده پاسخ دکتر
162
فکر میکنم افسردگی دارم

سلام آقای دکتر. من پسری هستم 21 ساله.چندساله یه سری علائم دارم. من اصلا از زندگی لذت نمیبرم و زندگی برام لذت بخش نیست.. اصلا سر کار و بیرون نمیرم و همش توی خونه ام. اکثر اوقات همش به یه نقطه خیره میشم و فکر میکنم... خیلی ساکت شدم و منزوی هستم و از آدما خوشم نمیاد. اجتماع گریز شدم... وقتایی که میرم بیرون و دانشگاه اصلا با کسی حرف نمیزنم.. سلام کردن رو هم به زور انجام میدم و تا میخوام حرفم رو بزنم انگار نمیتونم و سرمو میندازم پایین و انگار اصلا حوصله ی حرف زدن ندارم. آدما وقتی باهم حرف میزنن بهشون نگاه میکنم و فکر میکنم گه هدف اینا از حرف زدن چیه.....کسی با من حرف نمیزنه.....و بعدا که دیدم هیچکس با من حرف نمیزنه فهمیدم که خودم آدم ساکتی هستم و این حالتای افسردگی گونه رو دارم.... آقای دکتر مشکل من چیه آیا میتونم درمان بشم؟؟؟ من دوس دارم حرف بزنم...دوس دارم از زندگی لذت ببرم... مشاهده پاسخ دکتر
163
ترک اعتیاد

سلام
وقت بخیر
من 25 سالمه و همسرم 32
حدود یک ساله توسط همسرم معتاد به شیره و تریاک شدم
بیشتر شیره مصرف میکنم
همسرم هم بیشتر شیشه میکشه
قبل اینکه معتاد بشم سندروم بی قراری پا داشتم و چند شبانه روز نمیتونستم بخوابم،پاهام لمس میشد
وقتی مصرف میکنم پاهام بهار میشن
ولی یکسره بدنم گر میگیره عرق میکنم
تو طول شبانه روز حالم خیلی بده
همسرم هم یکسره سر هرچیزی فحاشی میکنه و دست بزن داره
تازه یک ساله ازدواج کردم
روزانه حدود نیم گرم شیره یا تریاک میکشم
خواهش میکنم کمکم کنید
خسته شدم
دلم میخواد به روزای قبلم برگردم
مشاهده پاسخ دکتر
164
ایده های خنده دار و حس شدید نوع دوستی و خود بزرگ بینی

با سلام وو قت بخیر
یکی از آشنایان ما نوجوان 18 ساله (پسر) در مقطع پیش دانشگاهی است. چن سالی است که کم حرف شده و شادابی کمی دارد. اخیرا ایده ها و دغده هایی دارد که زندگی خود و اطرافیان را تحت تأثیر قرار داده است. به عنوان مثال دغدغه و نگرانی این را دارد که سالیانه میلیو نه ا نفر در آفریقا از گرسنگی می میرند و باید بهشون کمک کنیم. را افتاده رفته سفارت های کش.رهای آفریقایی و سازمان های خیریه و ..و می گوید بایستی اطلاع رسانی کنیم و بریم به آنها کمک کنیم. ایده هایی هم در این زمینه می دهد. حدود یک سالی است که خوابش کم شده و نمی تواند خوب بخوابد. به نوعی احساسات خالب بر منطق شده. فکر می کند که به نتایجی رسیده که دیگران نمی دانند. در مسایل دینی هم خودش را بالاتراز اهل دین می داند . به روانپزشک هم نمی رود که من چیزیم نیست.
لطفا راهنمایی بفرمایید و آدرس پژشک در تهران یا استان گیلان بدهید.
ممنون
مشاهده پاسخ دکتر
165
خستگی شدید روحی و جسمی

سلام و عرض ادب خدمت اقای دکتر
حقیقت امر من مسائل خیلی زیادی دارم که واقعا زندگی منو مختل کرده و من مهمترینش را عرض میکنم
از بچگی توی خانواده ای بزرگ شدم که همیشه و هروز و ساعت بین والدین دعوا و پرحاشگری و توهین و افترا بوده و گاهی به درگیری و زد و خورد هم کشیده میشده و این باعث میشده و میشه که همیشه از ترس ابرو و حرف بچه های دیگه همیشه یه آدم ساکت باشم و ترجیح دادم سرم را بندازم پایین درس بخونم و همیشه و همیشه از امتحان دادن هراس داشتم و همین الانم که ترم اخر کارشناسی ارشد کامپیوتر هستم از پایان نامه شدید میترسم توی دوره انتحانات تا ۱۰ کیلو هم وزن کم کردم
از همان سن ۱۰ سالگی دچار بیماری سردرد خوشه ای شدم که از اردیبهشت شروع میشه و تا به شهریور ادامه داره طوریکه وقتی حمله شروع میشه نمیتونم روی پا بایستم و انگار سیخ توی چشمهام میکنن و این باعث میشه اگه روزی خوابم کم بشه یعنی ساع ۶ صبح بیدار بشم یا حتی ۷ صبح یا اون شب رو نخوابم روز بعد را کلا از دست بدم .
الانه هنوز این مسله با وجود اینکه سن هردو بالاست بین والدین ادامه داره و من ارزوی اینکه یه روز سر یه سفره با هم غذا بخوریم را دارم به گور میبرم و کلا نسبت به ازدواج دید خوبی ندارم و میگم میخام زندگی انطوری شروع نشه بهتره.
مسئله اصلی اینه که من از بچگی بس استرس و اضطراب داشتم و اعتماد بنفسم را از دست دادم و نمیتونم ساده ترین کارها را انجام بدم حتی خدا شاهده صبح ها به سختی میتونم از خواب بیدار بشم و از رختخواب بیام بیرون نه اینکه نخوام بلکه اینقدر تمام عضلات بدنم و مفاصلم درد میکنه و امیدی به انجام درست کارها ندارم که حتی نمیتونم پاشم یه لیوان آب بخورم و تاخیر زیادی توی کارام دارم . دکتر ارتوپد و داخلی هم رفتم همشون میگن مسله ای نداری ولی خداشاهده من از درد نمیتونم درست روی صندلی بشینم.
الان هم هیچ امیدی به زندگی ندارم و زیاد هم به خودکشی فکر میکنم چون کاری توی این دنیا ندارم و از هیچی لذت نمیبرم از هیچی .
پیشاپیش ممنون از پاسختون
مشاهده پاسخ دکتر
166
بیخوابی و بیقراری

با عرض سلام
م الان 5 سال است که دچار اختلال دو قطبی شدم بیشتر هم بخاطر تنها بودنم در خانه شوهر بود .ترس از تاریکی و بیخوابی و بیقراری زیاد داشتم سال اول.
به دستور دکتر سرور ارمان مدت 25 روز در بیمارستان الزهرا اصفهان قسمت کودکان و نوجوانان بستری بودم و به من 6 شوک دادند ولی توصیه پزشک این بود باید مکان زندگی ام را عوض کنم تا بهبود پیدا کنم ولی متافانه همسرم جای دیگر نرفت روز بروز بیماری ام تشدید پیدادکرد ترس از تاریکی ..بیقراری زیاد که نمیتوانستم سر جای خود ارام بنشینم.و بیخوابی حدود یکماه شاید 10 ساعت خوابیدم.
الان یکسال است که خودسرانه قرصهایم را کنار گذاشتم.
دوهفته است که دکتر رفتم شهرکرد
به من گفت بایدسه سال دارو مصرف کنم
قرص لاموتریژن...100.لیتیوم کربنات سدیم300
هنوز بیخوابی و بیقراری و ترس از مردها و تاریکی دارم.
علت ترس از مردها .جدایی من الان دوسال است که همسرم موقع نزدیکی وحشیانه برخورد میکرد طوری شده که از بابام هم در تاریکی میترسم.
مشاهده پاسخ دکتر
167
پاکی بدن

باسلام مجدد
اقای دکتر گفته بودم به صورت تفننی هفته ای سه چهاربار شیره مصرف میکنم بعدش که نمیکشم فقط شب اول یکم مشکل دارم اما بعدش که نمیکشم دیگه عادی ام که فرمودید اول اعتیادم شروع شده
حال سوالم اینه من از دیروز مصرف نکردم حالا تا چند روز کلآ از بدنم میره بیرون اگه مصرف نکنم...اصلآ هم درد و بی خوابی ندارم
مشاهده پاسخ دکتر
168
بی خوابی و ترس از بی خوابی

سلام من ۲۸ سال سن دارم ۴ سال پیش نامزدیم بهم خورد و اون موقع بی خوابی رو تجربه کردم حتی یک ساعت نمیخوابیدم.باورتون میشه؟همه بدنم درد میکرد .اینکه خوابم نمیبرد همه وجودمو مضظرب کرده بود حتی با قرص خوابای مختلف خوابم نمیبرد نمیدونم چطور دووم اوردم چندین ماه اینجور بودم.چطور ادم بدون خواب واقعا زنده میمونه اونم چند ماه.بعد از اون خوب شدم تقریبا اما بعضی وقتها ترس از بی خوابی روانیم میکنه همش این ترس تو وجودمه.الان که ازدواج کردم بعد یک سال باز این تلقین بوجود اومده هر اتفاقی میفته یا جای جدید میرم میگم نکنه خوابم نبره و بعضی وقتها مثه امشب اینجور شدم باز .من زولپیدم اگه بخورم الان خوابم میبره.ولی مدام عذاب دارم که اگه باردار بشم چی اون موقع که نمیتونم قرص خواب بخورم.راستی من ۴ ستل پیش دو سه تا روانپزشک رفتم اما تو اون ۳ ماه که قرص مصرف کردم هیچ تاثیری نداست و ول کردم.خواهش میکنم کمکم کنید.من خوب میشم؟راستی مثلا وقتی خوانواده شوهرم دعوتم میکنن قبلش استرس میگیرم که نکنه من شبهای قبلش خوابم نبره و اونا مشکلمو بدونن و فکر کنن من نرمال نیستم.به نظرتون مشکل من چی هست؟من در کل افسرده نیستم ولی ترس از بی خوابی دارم.و وقتی نخوابم واقعا افسرده میشم دوس دارم بمیرم مشاهده پاسخ دکتر
169
پیش فعالی کودک

با سلام و خسته نباشید کودکی حدود هفت ساله دارم قدرت یادگیری و نقاشی و نوشتن حروف البفای و شمارش اعداد بسیار خوب هست موقعی که همه اعضای خانواده خانه هستن خیلی پرجنب و جوش است و ارام قرار ندارد بطوریکه از کاناپه و مبل و میز تلویزون بالا میرود و شعر و سرود می خواند هر کاری می کنیم ساکت نمی شود ولی موقعی که با مادرش تنهاست یا بامن تنهاست ارام است و همیشه با برادر بزرگش که برخلاف میل عمل کنم حالت پرخاشگری و حمله را دارد همه اش دوست دارد با برادر بزرگش بازی کند واگر بازی نکند دعوا شروع می شود بنظرم بعضی از کلمات خوب تلفظ نمیکنند و ارامش ندارد ممنونم از پاسخ حضرتعالی مشاهده پاسخ دکتر
170
ترک اعتیاد

مردی حدودا۵۰ ساله هستم که مدت ۶ ساله دوباره عتیاد به هرویین وشیشه پیدا کردم البته بعداز ۵ سال پاکی،ضمنا قبلا به تریاک از نوع خوراکی معتد بودم الان چندین با قدام به ترک کردم ولی موفق نشدم مشاهده پاسخ دکتر