281
وسواس فکری

سلام آقای دکتر خسته نباشین. من یه پسر ۱۹ سالم چند سال پیش تو فضای مجازی با یه دختری آشنا شدم که کم کم وابستش شدم بعد از دوسال فهمیدم که اون دختر با چن تا دیگه هم هست و اون تصوری که من از او داشتم نیست و خیلی بهم شوک وارد شد اعصابم ریخت بهم هیچ وقت تو زندگیم اونجوری داغون نشدم فکر کردم همه ی دنیا اوار شده رو سرم حالا نزدیک چهارماهه که از این رابطه جدا شدم همش یه فکرهایی میاد تو ذهنم که منو خیلی اذیت میکنه مثلا وقتی میرم بیرون هی میگم گوشیم تو جیبمه؟ کفشم پامه؟ شلوارم پامه؟ یا مثلا خونمون سر جاشه این باعث شده از کارو زندگی بیفتم حتی سر جلسه امتحان نمیتونم کامل حواسمو جمع کنم مدام فکرهای مزخرف و ازار دهنده میاد تو ذهنم حتی کار به جایی رسیده که میگم خونه ی مامان بزرگم سر جاشه و... نمیدونم چیکار کنم خسته شدم . تا قبل از اینکه با اون دختر بودم اینجور نبودم الان سه ماه هست که اینجور شدم دارم دیوونه میشم خواهش میکنم کمکم کنین حتی نمیتونم درس هم بخونم همش فکرهای مزخرف میاد تو ذهنم التماستون میکنم کمکم کنین ممنون مشاهده پاسخ دکتر
282
اعتياد

شوهرم چند سال اعتياد داشت به صورت پنهاني خانه أجاره داشت براي كشيدن دوسال پيش ترك كرد الان دوباره شروع كرده وخانه أجاره كرده براي كشيدن وقتي بهش ميگم إنكار ميكنه وميزنم چكار كنم مشاهده پاسخ دکتر
283
ترس و هراس

باعرض سلام خدمت جناب دکتر محمدپور
من دختری 28 ساله هستم که حدود 2سال پیش پانیک و تجربه کردم و تجربیاتم خیلی سخت بود و تا امروز هم خیلی مواقع اون حالتها بهم دست میده ولی چون دیگه میدونم که پانیکه میتونم خودمو کنترل کنم و به اون شدت نیست...البته وقتی که دچار حملات پانیک شدم به روانپزشک مراجعه کردم و حدود یک سال قرص آلونتا و ونلافاکسین مصرف کردم..الان کلا ادم مضطربی هستم خیلی ترس دارم از همه چی..مثلا وقتی سوار ماشین میشینم و تند حرکت کنه حالم بد میشه فوق العاده افکار منفی دارم وحشتناک ترین فکرا میاد تو سرم..مثلا اگه ماشین تند بده بدترین نوع تصادف و میبینم..همش حس میکنم میخام بمیرم..مثلا وقتی باد و رعد و برق میزنه فک میکنم الان دیگه دنیا نابود میشه...این افکارم تو زندگیه متاهلیمم تاثیر گذاشته ...همش نگران ازدست دادنه همسرم و خانوادمم.خواهشا کمکم کنید ...و اینکه دوست ندارم دارو مصرف کنم..یعنی حاضرم هرراهی و امتحان کنم جز دارو..چون برای ترک قرصام یک ماه زجر کشیدم واقعا..
مشاهده پاسخ دکتر
284
ترک اعتیاد

سلام جناب اقای دکتر .
من دختری ۲۱ ساله هستم.
تاجایی ک یادم میاد پدرم همیشه مصرف داشتن.اعتیاد ایشون به تریاک هست.
حدود۲۲سال.مواد دیگه ای مصرف نمیکنن.یکبار برای ترک دکتر رفتیم ک به خواست خودشون بود دکتربراشون شربت نوشتن ک پدرم در دوسه ماه ترک کردن اما بعددوسال دوباره مصرفشون شروع شد.بخاطر این اتفاق مادرم بیماری عصبی پیداکردن و افسرده شدن و هرروز شرایط خونواده بدترمیشه.به اصرار تونستیم جلوی مادرم ازطلاق رو بگیریم .اما الان میبینم ک مادرم حال روحی خوبی نداره مقدارزیادی قرص میخوره و حتی گاهی میگ ک میخواد خودکشی کنه.
فکرمیکنم تنها راه حل این مشکلات ترک اعتیاد پدرمه.
من باایشون صحبت نکردم و میدونم ک اگ بگم حرف هام رو نشنیده میگیرند.احساس میکنم مصرفشون زیادشده شبا دیروقت خونه میاد روزا تا ظهرخوابه مدام تو چرت و ازهمه بدتر برادر نوجوانی دارم ک شاهد این داستانه.
لطفا کلینیک و مشاوری برای درمان در شهرستان های تهران یا خودتهران به من معرفی کنید ک بتونم این مشکل رو حل کنم.
لطفا راهنماییم کنید
مشاهده پاسخ دکتر
285
تشخیص بیماری دوقطبب

سلام همسر من رفتاری کاملا دو گونه داره بعصی از وقتای سال موسیقی گوش میکنه شاده میرقصه اهل رفت و امد میشه خوش اخلاقه ولی ناگهان تعیر رویه میده بسیار افسرده و ناامید از آینده میشه و کم حرف و بداخلاق و در ضن بسیار مذهبی میشه که از موسیقی بدش میاد. همچنین خواب خیلی کمی داره و همیشه بخاطر اختلال خوابش خستس بنظرتون چه مشکلی داره؟ در ضمن مادر ایشون هم چندین ساله داروی اعصاب مصرف میکنن و بسیار مشکل روانی دارن مشاهده پاسخ دکتر
286
ترک تریاک

سلام من ۱۷ سالمه و ده سال تریاک مصرف میکنم روزی ۱.۵گرم چند روزه میخوام ترکش کنم لطفا میشه بگین چه دارویی مصرف کنم و چند روز درد داره من خیلی از دردش میترسم لطفا بگین درد خماریش چند روزه. مشاهده پاسخ دکتر
287
تنفر همسرم از من

سلام جناب دکتر
لطفا من را راهنمایی کنید:
من 40 سالمه و همسرم 35 سالشه حدود 13 ساله ازدواج کردیم و یه دختر 10 ساله داریم هر دو تحصیلات عالیه ولی فقط من کار میکنم ...
چند وقته خانمم از من فاصله میگیره کمی پرخاش گر شده و همه چی براش پوچه هم خانواده من هم خانواده خودش میگه هیچکس براش مهم نیست میگه از مسایل زناشویی نفرت دارم و ....
چند وقت پیش بمن گفت دیگه دوست ندارم و میخای از هم جدا شیم
من خیلی دوستش دارم و این روزا اینو بهش مدام میگم ولی فقط یه ذره بهتر شده و هنوز همون حسه قبلی را داره
آیا همسر من افسرده شده؟راه درمان چیست؟
اینم بگم وضع مالی خیلی خوب داریم و همسرم همه چی براش تامینه ماشین شخصی سفر خارج ....
مشاهده پاسخ دکتر
288
استرس

سلام دکتر

۳۳ ساله هستم دارای یک فرزند ۵ ساله ۹ ساله ازدواج کردم قبل از ازدواج به تریاک اعتیاد داشتم ۲۵ روز پیش تصمیم گرفتم اعتیاد ۱۱ ساله خود رو بزارم کنار به خاطر بچه ام واقعا اعتیاد زندگی خودم و به خصوص خانواده ام را تلخ کرده بود از نظر اخلاقی هم پرخاشگر شده بودم در خانه هم مصرف میکردم یعنی آزاد بودم شاید این باعث تداوم مصرف تو این سال ها شده بود تصمیم رو با جدیت دنبال کردم بدون قرص و دارویی اقدام به ترک کردم الان که نزدیک یک‌ماهه از ترکم میگذره بازم خوابم متعادل نشده و کم خوابی اذیتم می‌کنه و باعث استرسم شده فقط همین از نظر رفتار هم الان مشکل زیادی ندارم محبتم به فرزندم بیشتر شده فقط خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید چگونه سطح استرس ام رو بیارم پایین میترسم برم پیش روانپزشک قرص بهم بده باعث بشه برگردم به دوران قبل کلا از دارو هم زیاد خوشم نمیاد ولی اگه تشخیص بدین روانپزشک یا مشاور تو این سطح کمکی بهم می‌کنه حتما خواهم رفت چون وضعیت الآنم رو خیلی دوست دارم و هر روز که میگذره حالم بهتر میشه امید به زندگی ام کم کم داره مثل دوران کودکی ام میشه خیلی حس خوبی دارم فقط یه خورده میترسم امیدوارم روزی برسه همه عزیزان اعتیادشون رو درمان کنن فقط کافیه خودشون بخوان

با تشکر
مشاهده پاسخ دکتر
289
سردرگمی

سلام اقای دکتر.نمیدونم اصلا میخونید یا نه.الان یه فیلم دیدم اومدم نت بخونم بیماری دوقطبی چیه همیشه فکر میکردم این بیماری رو دارم الان متوجه شدم ندارم.سردرگمم.هیچ تصمیم پایداری نمیتونم بگیرم.فشار روی خودم و اطرافیانم گذاشتم.به شدت میخوابم.حوصله ی ادمها رو ندارم.فقط دوست دارم تنها باشم.خودمم نمیفهمم چی شدم.دختر ارومی بودم نمیفهمم چرا پرخاشگر شدم.به شدت به خود کشی فکر میکنم.مسخره است ولی دوست دارم به خودم اسیب بزنم.اینا که گفتم مهم نیست .چیزی که مهمه اینه که دارم بدتر میشم.چیزی خوشحالم نمیکنه.هیچ چیزی رو یادم نمیاد که خوشحالم کنه.اصلا نمیدونن چرا این حرفارو مینویسم.همه همینجورن.میخوام نظرتون رو بدونم مشاهده پاسخ دکتر
290
وسواس

سلام اقای دکتر خسته نباشید داستان من از وقتیه که یه شب از خواب بیدار میشم و چون فردا امتحان داشتم هر وقت میخواستم به خواب فرو برم اظطراب میگرفتم و دلم میریخت اون شب همش فک میکردم که نکنه دیگه خوابم نبره خوابم خیلی سبک شد و همش اظطراب داشتم که چند ساعت خوابیدم حالا این 6 ساعت بسه یا بیشتر بخوابم وقتی هم میخواهم بخوابم منتظرم که کی خوابم میبره و متمرکز میشم ودیگه خوابم نمیبره اقای دکتر دستم به دامنت چیکار کنم مشاهده پاسخ دکتر