21
مسائل جنسی

سلام
در سایت دیدم شما به مسائل جنسی هم پرداخته اید.
می خوام در این زمینه از شما کمک بگیرم.
من 40 سالم است و هنوز ازدواج نکرده ام. بلوغ زود رس هم داشتم.
5 سال پیش با آقایی آشنا شدم، در ابتدای آشنایی ایشان به من گفتند قصد و شرایط ازدواج ندارند. کم کم به این آقا علاقمند شدم و به درخواست من، صیغه محرمیت خواندیم.
کم کم روابط ما نزدیکتر شد و رابطه جنسی نیز بین ما شکل گرفت. البته این رابطه به صورت کامل نیست. یعنی دخولی صورت نگرفته است و پس از 5 سال نیز من هنوز باکره هستم.
متاسفانه با وجود معاشقه و تحریکات کلیتوریس من در ابن روابط ارضاء نمی شود. از طرفی به شدت احساس نیاز به رابطه کامل دارم.
لطفا منو راهنمایی کنید، آیا داشتن رابطه کامل برای کسی که در سن 40 سالگی هست، اشکال دارد؟
نمی دانم من اصلا می توان ازدواج کنم یا خیر، آیا به این امید که روزی ازدواج خواهم کرد همچنان باکره باشم و نیاز اصلی را سرکوب کنم؟
این موضوع خیلی منو از لحاظ روانی بهم ریخته لطفا راهنمایی بفرمایید.
مشاهده پاسخ دکتر
22
افسردگی

سلام اقای دکتر خواهش میکنم کمکم کنید
من نزدیک۶ماهه با فردی به قصد ازدواج آشنا میشیم‌ این اقا به اشتباه قرص آسنترا نزدیک۵سال مصرف کرده بعد به اصرار من به دکتر مراجعه کرد گفتن شما باید۳ماه این دارو را مصرف میکردی حالا یه دارو دیگه جایگزین کردن براش،اقای دکتر اعصابش خیلی بهم خورده دیگه خیلی کم باهام حرف میزنه دلیلشم اینه که نمیخواد باهام دعوا کنه،میگه خونه سر چیزای بیخود عصبی میشه دعوا راه میندازه میگه دستام میلرزه...
خواهش میکنم به من بگین چیکار کنم
مشاهده پاسخ دکتر
23
افسردگی

سلام.خانمی32ساله هستم با تحصیلات بالا و مدرس دانشگاه بودم.بسیار جدی و سختکوش.دو سال پیش با اقایی نامزد شدم.ایشان10سال بود که خارج از کشور زندگی میکردند و فوق لیسانس گرفتند.بعد از مدت یکسال از نامزدی متوجه شدم ایشان خاطرات بدی از گذشته و سرکوفت و خشونت و توهین توسط پدرشان در خانه داشتند و بعلت اختلال وسواس فکری و افسردگی داروی زلفت100مصرف میکنند اما به من نگفته بودند. دوستش داشتم و دلم هم میسوخت که تنهاش بذارم و وانمود کردم که نمیدانم اما خیلی شرایط را بوجود اوردم که خودش بگوید اما نگفت و مرتبا میگفت تو مشکل داری برو روانپزشک.الان یک ماهی میشه که ازدواج کردیم و به خارج از کشور و منزل ایشان امده ام.ایشان الان بمن کفتند که دارو موقتی هست و مدت کمی هست که مصرف میکنند و دلیلش هم تنهایی غربت و گذشته خانوادگی بوده اما من باور ندارم و ناراحتم که چرا راستش را بمن نمیگویند در حالیکه من در ایمیلهای ایشان به مادرشان متوجه شدم که مصرف این دارو جدید نیست.هر روز جر و بحث داریم و نه میتونم بگم که من از گذشته اطلاع دارم ونه میتونم فراموش کنم و باور کنم که ایشان بمن دروغ بگوید.هز وقت هم که حرفش را میزنم ناراحت میشود و میگوید من مشکلی ندارم اما تو دلت بامن صاف نیست اینطور نمیشه زندگی کرد!علایمی که من دیدم از ایشان فعلا پرش در خواب و دیر خوابیدن شبها و زود رنجی و دوری کردن از خانواده اش و تحقیر خودش در مقابل من و خانواده ام است.با من خیلی مهربان است اما مرتبا میگوید تو خیلی سختگیر هستی.مانده ام چه کنم در کشور غریب و دور از خانواده ام،لطفا کمکم کنید ایا واقعا میشوداین داروها روزی مصرفشان قطع شود؟اینده شغلی و خانوادگی و بچه دارشدن چه مشکلاتی میتواند داشته باشد.ممنون مشاهده پاسخ دکتر
24
عدم ارضا

سلام اقای دکتر یه سوالی داشتم ازتون
بنده 20 سالمه و مجردم و حدود 3 ماهه ک ارضا نشدم(قبلا ها تو خواب حداقل از هر 15 روز ارضا میشدم)
الان گاهی بدجوری بیضه هام درد میگیره طوری ک نمیتونم راه برم ولی خود ب خود خوب میشه
مشکل خاصی دارم؟
مشاهده پاسخ دکتر
25
غذا

با سلام کودک سه ساله من فقط با روشن بودن تلویزیون غذا میخوره هنوز جویدن بلد نیست و 4 دندان جلوی او بخاطر پوسیدگی کشیده شده. لطفا برای تصحیح سیستم غذا یی اش راهنماییم کنید مشاهده پاسخ دکتر
26
افسردگی

با سلام من در مورد پسرم مزاحم شدم . من 12 سال پیش از همسرم جداشدم از حدود 6سال پیش پسرم با پدرش زندگی میکنه. مدت 3 سال گذشته به دلیل یه قضاوت اشتباه پیش من نیومد و من با تمام تلاشی که میکردم خبری ازش نداشتم بجز اینکه از خانواده پدریش فقط در حد اینکه حالش خوبه . ادرسی هم ازش بمن نمی دادند. بعد از تقریبا 2 سال من با هزار سختی کلاس کشتی اش رو پیداکردم و به دیدنش رفتم ازون ببعد هر هفته یا هر ماه بدیدنش میرفتم . الان بعد این مدت خواهر من که در سوئد زندگی میکنه برای کریسمس به ایران امده. پسرم هم به بهانه خواهرم بعد از 3 سال به خانه ما امد (من با مادرم زندگی میکنم). و با این دیدار صحبت و قضاوت اشتباه ایشون مطرح شد و خیلی اظهار پشیمونی از اینکه این مدت پیش من نیامده است میکند . الان چند روزه که خیلی احساس غم و افسردگی میکنه و همش پشیمون از رفتار گذشتش . می خواستم ببینم چکار باید بکنم و ایشون بعد از گذشت این دو سه روز باید دوباره پیش پدرش برگرده ایا این افسردگی بیشتر نخواهد شد ؟الان پسرم 17 ساله است . مشاهده پاسخ دکتر
27
ترس ازبیماری ها

سلام آقای دکتر.بنده 30سالمه وآدم تلقینی هستم وهرکس هربیماری داشته باشه بنده احتمال میدم که خدایی نکرده من اون بیماری رودارم والان آقای دکتر یه هفته یابیشترهست که احساس میکنم دست وپام ضعف داره ودردمیکنه وچون یکی ازبستگان چندسالی است دچاربیماری اسمش رونمیدونم ولی میگن بدتراز ام اس هستش بطوری که الان بنده خدا نمیتونه اصلا حرکت کنه وتمام بدنش ازکارافتاده میگم نکنه خدایی نکرده چون دستم وپام درد میکنه وعضلاتم دردمیکنه خدایی نکرده اونجوربشم البته شغلم هم در پمپ بنزینه وبیشتراوقات سرپاهستم درسرما وگرما.آقای دکتر کمکم کن یه هفته است بدجورمیترسم وقبلنم این فکروداشتم اما الان چون پام درد میکنه دیگه یه هفته است خیلی خیلی میترسم وجوری که اصلا دل انجام کاری رو ندارم ودائم فکروخیال میکنم وحتی میخوام برم دوش بگیرم استرس دارم که نکنه برم ونتونم برگردم.آقای دکتر تورو خدا کمکم کنین ممنون میشم.حدودا 5سال پیشم به خاطر یه تلقین دیگه پیش روانپزشک رفتم ویک ماهی قرص مصرف کردم. مشاهده پاسخ دکتر
28
روان پزشکی

سلام آقای دکتر،
من مدت حدودا 5 سال است که به افسردگی دچار هستم و نزدیک 3 ساله که قرص duloxetine 60mg استفاده میکنم همراه با قرص خواب gyrex 25 mg
و من در همون 3 سال پیش بیمارستان روانی بستری شدم البته در خارچ از کشور و ECT شدم به مدت 5 جلسه
الان واقعا نیاز دارم با یک روانپزشک مشاوره داشتم چرا که حالم اصلا خوب نیست و اصلا دلم نمیخواد زندگی کنم
آقای دکتر من واقعا درونم با بیرونم خیلی فرق میکنه
من از درون دارم متلاشی میشم
واقعا به کمکتون نیاز دارم اگر ممکنه بهم کمک کنید
تمام نوشته های دکترم رو هم دارم
ممنونم از توجهتون
البته شماره ای که نوشتم در این فایل یک شماره یه بیخوده چون شماره یه خودم و قبول نمیکرد.
مشاهده پاسخ دکتر
29
افسردگی شیدایی و تغییرات خلق و خویی

دکتر ترو خدا جواب بده سلام دکتر من ۲۸ سالمه ۱۰ سال شدید ترین قرصای اعصاب دپاکین ترانکوپیین فلواکسامین توپیرامات میخوردم دکترمم تو صادقیه دکتر اذر میدخت ارم فوق تخصص اعصاب و روان هست ، من ۱۰ سال افسرده بودم تا ۲ روز پیش که همه چیز زمین تا اسمون واسم عوض شد خوش خلقی شدید تفکراتم طرزه بیانم یه شبه زمین تا اسمون تغییر کرده ادما همشون واسم مهربون شدم ، اصن حس افسردگی ندارم کلا شدم یه ادم گاگول دوستام دران مسخرم میکنن دیروز رفتم دکترم گفت تغیرات خلق و خویی ، من از ترسم هیچی خونه نگفتم این مریضی جدید گرفتم دکترم فلواکسامین قطع کرد الانزاپین ۵ داد بهم فقط ترو خدا بهم بگید چقد طول میکشه برگردم حالت قبلیم ترو خدا مشاهده پاسخ دکتر
30
اختلال دو قطبی

سلام و خسته نباشید
من دانشجوی دکتری هستم و با یک خانم همخونه شدم که ارشد روانشناسی خونده و الان دانشجوی دکتری علوم اعصاب هستن. بعد از مدتی که با ایشون همخونه بودم چند روز پیش با احتیاط بمن گفتن که ممکنه اختلال دو قطبی داشته باشم. هرچند بعضی از نشانه هارو در خودم دیدم بعد از اینکه سایت شمارو خوندم ولی مطمئن نیستم. علائمی که میت میکرد اینها بود:1. بیخوابی و کم خوابی در زمانهایی که تحویل پروژه داشته باشم. 2. صحبت از موضوعات مختلف در بازه زمانی کوتاه البته این در حالیه که تو مغزم پروسس میکنم همه رو و تا رسیدن به راهکار مطلوب انجامش این ادامه پیدا میکنه یعنی با صحبت های مکرر با یکی و توضیح دادن بهش ذهنم نظم پیدا میکنه و میفهمم که چیکار باید بکنم و یا زوایای مختلف برام روشن میشه هرچند فرد مقابلم این رو ممکنه درک نکنه چون جسته گریخته میگم و بیشتر توی ذهنم بررسی میکنم. 3 گاها انرژی زیادی برای تخلیه کردن دارم و این بهم شادی زیادی میده مثلا قبلا میرفتم و میدویدم و بعدش سرخوشی خوبی داشتم الان که این امکان برام نیست بیشتر از قبل عصبی میشم . اینها سه تا مشخصه ایی بود که تو خودم دیدم ممنون میشم راهنماییم بفرمایید
مشاهده پاسخ دکتر