31
نمیدونم

سلام آقای دکتر من۱۸ سال دارم زمستون افسردگی گرفتم و خیلی پریشون بودم و بیش از همه بیقرار مدام راه میرفتم و سره کلاسای مدرسه نمیتونستم بشینم دست و پاهام ناخوداگاه تکون میخورد و همه معلما ک چقد تکون میخورم بعضا میفهممیدن ک دارم اذیت میشم میگفتند ک اگه میخوای بایست گوش بده
و اریپیپرازول و کوییتیاپین مصرف میکردم و بعدتر فلوکسامین
پزشکم نگفت ک مشکلم چیه چون ی جلسه منو دید و من حتا توی مطب هم نمیتونستم بشینم و نمیتونستم حرف بزنم درست ایشون ب دوقطبی شک کردند اما چیزی نگفتند من اون زمان چند بار تو همین سایت از شما راهنمایی خواستم
و الان ک تابستون شده من خیلی بهترم برای کنکور درس میخونم و هیچ مشکلی ندارم تنها اینکه داروهام رو قطع کردم چراکه فکر میکنم این چیزها همش تلقینه افسردگی حتا و ما چون تو شرایط بیرونی و یا درونی بدی هستیم ناگهان خودخواه میشیم و تصمیم میگیریم ک همه رو فراموش کنیم و داد بزنیم یعنی این فکرا باعث میشن ک خودمو سرزنش کنم بگم تو الکی رفتی دکتر (هرچند من نرفتم منو بردن ) و فکر میکنم ک ی چیزی این وسط میلنگه با خودم میگم نکنه من ادم لوسی بودم الکی اظطراب داشتم همش ی علامت سوال تو ذهنمه ک این بیماری ک میگن واقعا بیماریه یا تلقین
و مسعله ی دیگه ای ک هست اینه ک من تو دوران افسردگی این طور نبود ک مثه فیلما شبانه روز گریه کنم هیچ لبخندی نزنم یا مدام دعوا کنم اره دعوا میکردم عصبی بودم اما تایم هایی هم بود ک کاملا عادی باشم پس با خودم میگم ک نکنه برای فرار از مشکلات خودمو زدم ب خواب چون واقعا زیاد میخوابیدم و اینکه الان ک داروهارو قطع کردم گاهی قلبم تا ۵ ثانیه تند میزنه یهو حس میکنم الان دارم میرم ک سکته کنم اما خوب میشه و هی داره زیاد تر میشه و البته هنوز بیش از ۷ ۸ ثانیه نشده و اینکه از پارسال وحشت دارم ینی هیچ مشکلی تو زندگیم انقد منو نمیترسونه
عطرایی ک پارسال میزدم و بوشو میشنوم گریه میکنم یا هر لباسی ک پارسال میپوشیدم هرچی انقد از پارسال میترسم واقعا تحملشو ندارم انگار مغزم مه گرفته بود وای واقعا سخت بودانگاری ک ی بیماری سخت گرفته باشی و همش بترسی از اون روزا
و ی روز حمله بهم دست داد چن روز پیش ک مادرم خونه نبود
تمام وجودم ب خودکشی فک میکرد میرفتم کنار تراس میومدم راه میرفتم و یک ساعت جلو اینه ب خودم نگاه کردم و میترسیدم دیوونه شم داشتم از ترس میمردم میخواستم بمیرم ک دیگه انقد سختی نکشم و هی راه میرفتم مشت میزدم ب در و دیوار فکر کردم دوباره بیقراری داره شرو میشه وحشت کردم قرص خوردم و خوابیدم تا مادرم بیاد خونه
من خیلی میترسم اقای دکتر
من درس میخونم درسم خوبه همه از انتظاراتی دارن الان کنکور دارم و فامیل و ... ولی اقوام ک دورن نمیدونن چقد دچار اشفتگی میشم
من میترسم از بستری شدن گاهی خواب مبیبنم و یا با خودم میگم مواظب رفتارات باش ک یهو از دستت در نره
میترسم بستری شم تو بیمارستان بهم تجاوز شه
من الان کاملا همه چیو میفهمم و دلم نمیخواد کسی فک کنه من دیوونم ولی واقعا پارسال کنترلمو از دست دادم
فکرشو بکنید شما هم ی روز مثله من ۱۸ سالتون بود و درستون خوب بود و خودتونم خبر داشتین ک درستون خوبه و از اینده خبر داشتین این طور نود ک پرت باشین و فقط معدل ۲چ رو بگین درس خوب حتما برای کنکور خیلی خوندین و فکشو بکنید شما ترس داشته باشین از اینکه کنترلتونو از دست بدیم خانواده چی میگن دوستا بقیه ...
واقعا نگران کنندست امید وارم ک مثله سرماخوردگی روانی باشه
و تمو شده باشه
من انقد از اون دوران سیاه میترسم انقد ک اگه توش بیوفتم قطعا خودمو میکشم ن به خاطر مشکلات زندگی به خاطر اینکه نمیتونم تحمل کنم فشرده شدن تمام سلولای مغزمو
خیلی حرف میزنم نه؟ چون هیشکی نیست باهاش درددل کنم وسط این کنکورم نمیتونم برم پیش مشاور چون خودمو میشناسم ک انقد کمالگرام ک اگه کنکور موفق نشم ناامیدترین میشم اما ب خودم قول ی روز رزیدنت دکتر خودم میشم تو دانشگاه ایران ! ببخشید زیاد حرف زدم
و اخرش هم میخوام بگم خیلی ممنون اقای دکتر شما خیلی ادم خوبی هستید
من اینجارو سر میزنم حیرت میکنم ک ب تمام سوالات مردم جواب میدید تشکر از زحماتتون
مشاهده پاسخ دکتر
32
ترک شیره

حدود5سال مصرف میکنم دیابت دارم روزی حدودیک گرم و نیم.خسته شدم افسرده شدم.قبلا یک بار به یک پزشک مراجعه کردم بیهوشم کرد و تصفیه خونی انجام داد و حدود 18 روز قرص خوردم.حدود دوماه مصرف نکردم اما بازم وسوسه شدم...چگونه میتونم ترک کنم و به زندگی برگردم.. مشاهده پاسخ دکتر
33
وسواس فکری

سلام. 16 سالمه با خانوادم مشکل ندارم همش سعی میکنم بیخودی خودمو اذیت نکنم و نسبت به قبلمم بهترشدم ، مشکلی که دارم برمیگرده به 4 سال پیش که یکی از اقوام نزدیکمون بهم دست درازی می کرد ، همین مسئله باعث شد یه مدت وسواس شدیدی به تمییزی پیدا کنم که دارو مصرف میکردم ولی اون زمان نشد به کسی بگم چه اتفاقی افتاده، سال بعدش به خاطر کار پدرم از اونجا رفتیم و این قضیه رفتن خیلی کمک کرد،مشکل اصلیم اینه هفته پیش فهمیدم خالم اینا میخوان برن طبقه پایین همین آقا مستا جر بشن وخالم یه دختر 8 ساله داره و نمیدونم چه جور بهش بگم مراقب بچش باشه یا از طریق چه واسطه ای این حرفو بزنم از طرفی ته دلمم نمیخوام در مورد گذشته هیچ حرفی بزنم ، یه هفتس سر این قضیه دوباره وسواس پیدا کردم.تو این وضعیت چه کار درستی میشه انجام بدم ؟ مشاهده پاسخ دکتر
34
طلاق

باسلام وخسته نباشید.من4سال ازدواج کردم دوسال عقدبودم.بعدازیکسال ک ازشروع زندگی مشترکمون میگذشت متوجه شدم ک موادمصرف میکنه,چندین بارسعی کردم توخونه ترکش بدم ولی نشد,بجایی رسید ک اخلاقش بدشد,شکاک شد,دست بزن پیداکرد,دیگه احترامی برام قائل نبود,تادوماه پیش مصمم شدم ک ازش جداشم,الان دیگه هیچ دوست داشتنی ب خودشو زندگی کردن باهاش ندارم,دیگه هیچ اعتمادی بهش ندارم۰واقعاموندم چیکارکنم مشاهده پاسخ دکتر
35
نحوه برخورد با فرد افسرده

ممنونم ازتون اقای دکتر خیلی ممنونم
اگه باز سوالی بود وقتتون رو بگیرم مشکلی ک نداره؟؟برامونم دعا کنید مخصوصا نامزدم تا زودی خوب بشه خیلی لطف کردین بی نهایت ممنونم
مشاهده پاسخ دکتر
36
نحوه برخورد با فرد افسرده

ممنونم اقای دکتر، یعنی من عادی رفتار کنم ؟؟منظورم اینه وقتی حوصله نداره یا هرچیزی ک ناشی از افسردگیشه من باید چیکار کنم؟؟؟ مشاهده پاسخ دکتر
37
نحوه برخورد با فرد افسرده

باسلام و خداقوت خدمت اقای دکتر ممنونم از پاسختون اقای دکتر،ببخشید وقتتون رو میگیرم من چجوری باید با نامزدم برخورد کنم که بهش کمک بشه؟بنظرتون برای ازدواج مشکلی بوجود نمیاره؟؟کار همسر من نظامیه ازین میترسم ک‌بلایی سرخودش بیاره،اگه ممکنه هم واسه ازدواجمون راهنماییم کنید هم توی رفتارم باهاش نمیخام بخاطر بیماریش از دستش بدم اقای دکتر ممنون ازتون باسپاس فراوان از لطفتون مشاهده پاسخ دکتر
38
اضطراب واسترس

سلام 21 سالمه و چند وقتیه به علت استرس و اضطراب هنگام رابطه جنسی دچار اختلال در نعوظ میشم میشه راهنمایی م کنین مشاهده پاسخ دکتر
39
ترک اعتیاد

سلام دکتر جان من پنج ساله اعتیاد به تریاک وشیره دارم چند بار با متادون و چند بار با ب2 سعی کردم ترک کنم اما به نحض قطع مصر تجربجی این قرصها با خماری شدید مواجه شدم الان دوباره به تریاک رو اوردم دکتر جان من کارمندم مراکز ترک اعتیادم نمیتونم برم راهنمایی کنید چطور ترک کنم .روش رو به من بگویید لطفا نگویید به مزشک مراجعه کنم چون انکانشو ندارم ممنون مشاهده پاسخ دکتر
40
ترک اعتیاد

باسلام جناب دکتر من خانمی۲۴ساله چند وقت ب پیشنهاد بنده خدایی روز در میون تریاک مصرف میکردم ب مدت ی ماه رفتم پیش دکتر ترگ اعتیاد قرص b2بهم معرفی کرد الان احساس میکنم ب این قرصا روز در میون نصفی وابسته شدم ...فقط شب دوم تا اراده میکنم مصرف نکنم از شدت بی قراری و درد پا مجبور ب مصرف میشم مطمئنم اگر سوروم و آمپولی تزریق کنم ک هم زودتر خارج بشه از بدنم و هم مسکن بشه فقط تشنج پا نکنم خوب میشم اگ میشه معرفی کنید بهم مشاهده پاسخ دکتر