51
تنبلی

درود . ساعد هستم با مدرک دکترای مدیریت و تبلیغات و بازاریابی ، ۳۴ ساله ، ۴سال هست که تریاک روزانه ۵گرم به روش قلقلی مصرف میکنم.حال سوال بنده از شما اینست که آیا جابجایی خواب بنده از اعتیاد هست،؟بنده که تا سه سال پیش روزی ۱۸ ساعت فعال بودم ،‌الان حتی یک ثانیه در شبانه روز هیچ کاری انجام نمیدهم ، آیا از اعتیاد هست؟ مگه میشه این همه تنبلی یکدفعه با اعتیاد شروع شود؟‌ منی که ۳سال پیش ۷۸نفر پرسنل داشتم ، چرا دیگه حتی یکنفر هم ندارم؟ این همه بیخیالی و اعتماد به نفس کاذب واقعا از اعتیاد هست؟ بخدا دیگه خسته شده ام. جون عزیزت کمکم کن و به فکر پولش نباش که هم وزن بدنت بهت نقره میدم. سپاس فراوان.عمو ساعد تنهای تنها.هشتم خرداد نود و هفت هجری خورشیدی مشاهده پاسخ دکتر
52
اسکیزوفرنی!

با سلام
من چند سالی هست که به سختی زندگی می کنم و دردسر های زیادی چه در دوران مدرسه و چه دانشگاه به وجود آوردم. یکی از دکتر ها گفته مشکلت اضطرابه و ژنتکیه. سوالم اینه با وجود اختلالات روانی که ژنتیکیه و قابل تغییر و درمان نیست چه کاری میشه کرد؟ اگر ژنتیک و محیط همه چیز رو از قبل برنامه ریزی کردند نقش من توی این زندگی چیه؟ آیا راه تغییر وجود داره؟
مشاهده پاسخ دکتر
53
راهنمایی جهت ترک شیشه

سلام اقای دکتر بنده 39سال دارم ناخواسته به مدت 3ماه به طور مداوم شیشه مصرف میکنم البته روزی یک مرتبه ولی شده در این مدت یک روز هم مصرف نکردم. واقعا الان به این نتیجه رسیدم. آگه بیشتر ادامه بدم زندگی و زن و بچهام و از دست میدم میخوام تا الان که کسی متوجه نشده بزارم کنار چون زندگیم و دوست دارم. ممنون میشم راهنمایی کنید تشکر مشاهده پاسخ دکتر
54
روح ام مریض است

سلام من بعد از یه شکست سنگین عشقی بدون فکر با یه دختری رفتم اونم باهام پایه بود یه سری اتفاقات افتاد دلم تو گذشته جا مونده می خوام تموم کنم اما من مثه پسر های زمونه خودم نیستم براش حرمت قائل ام اما انگار یه بازیگر شدم خسته ام از وا نمود کردن حالم خوش نیست شب ها خوابم نمی بره خوابیدن خواب های گذشته است بیداری فکر الان کمک ام کنید ممنون ⁦ مشاهده پاسخ دکتر
55
مانیا

با سلام. جوانی هستم سی ساله مبتلا به بیماری دوقطبی. قبلا دو بار بستری و شوک درمانی شدم و زندگی سختی داشتم. الان داروهای لیتیم، دپاکین، ترانکوپین و الانزاپین مصرف میکنم ولی احساس میکنم دیگه قرصها اثر چندانی روم نداره یعنی با تغییر دارو هم تفاوت چندانی نمیکنم، فوق العاده حالت سرخوشی بالایی دارم و به همه چیز میخندم فکر میکنم این بیماری یه نعمت بوده و باید ازش استفاده کنم! فکر میکنم میتونم این بیماری رو کنترل کنم و در مقابلش تسلیم نشم و ترس و نگرانی از افسردگی یا عواقب دیگه ندارم...
الان همه ی تواناییهام و سلامت عقلم احساس میکنم بیش از حد نرماله...
این حالت سرخوشی مدتهاست که دوام آورده و برای خودم سواله که آیا این حالت درمان شدنه یا دوباره سطح انرژیم تغییر میکنه...
ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
مشاهده پاسخ دکتر
56
چرابعضی وقتا از خواب بیدارمیشوم خودم رو درمکانی دیگرپیدامیکنم

یکبار ازخواب پریدم نصف شب بودم بچه هام رو تکه های سنگ دیدم ودیدم ک دربیابان هستم وازخانه خواستم فرار کنم از جام ک بلندشدم ب طرف دررفتم بعدگفتم خدایا اینجاکجاست تا این گفته رو گفتم بچه هام رو دیدم یکبار دیگه هم اینجور شدم دوسال پیش .اگرمیتونیدکمکم کنید از طریق ایمیل خبرم کنید مشاهده پاسخ دکتر
57
واسواس فکری. درخواستگار

باسلام!دوستم فارغالتحصیل قرآن ومعارف است درضمن مبلع است خواستگاری داره که 13 سال پیش زنش رو طلاق داده و یه دختر18 ساله داره در دو جلسه آشنایی که این آقا با دوستم داشته اولین پرسشش این بوده آیا شما در گذشته رابطه جنسی با کسی نداشتی ؟با اینکه این خانم به پاکی معروفه و سالها در دانشگاه قرآنی درس میخوانده و این آقا هم میدانسته آیا این نوع پرسش نشانه وسواس فکری و یا مشکل فکری این خواستگار میتونه باشه؟ مشاهده پاسخ دکتر
58
دو قطبی

با سلام. من سه سال است ازدواج کردم. شوهرم اوایل خوب بود و مهربان ولی به مرور با مشکلات زندگی پرخاشگر شد با وسواس های عجیب ( هم فکری و هم تمیزی) مدام حرفهای منفی میزنه و بدون هیچ تلاش و زحمتی مدام اعلام میکنه چرا من پیشرفت نمیکنم. الان هم چند وقت یک بار میگه باید بریم طلاق بگیریم از هم. بعد دو سه ماه سکوت میکنه. این سری رفتارهای افسردگی از یک ماه پیش شروع شده و هنوز تموم نشده. مدام گریه میکنه و حرف طلاق میزنه بعد میگه نمیتونم بدون تو زندگی کنم. یکی از همکارهاتون با شرح بیماری گفت مبتلا به دو قطبی یا اختلال مرزی ست. من واقعا نمیدونم چه کار کنم. هنوز آمادگی طلاق و صحبت با خانواده رو ندارم. از یک طرف میترسم به خانواده بگم و این پشیمون بشه. ممنون میشم راهنماییم کنید چطور باهاش برخورد کنم که حداقل چند ماه قید طلاق رو بزنه. با تشکر مشاهده پاسخ دکتر
59
افسردگی

سلام دکتر ،ممنون بابت وقتی که میزاری و محبتی که دارید من تمام مشکلات بقیه رو برای اینکه مشابه خودم رو پیدا کنم رو خوندم چه قدر خوب توضیح داده بودید حس انسان دوستی تون قابل تقدیره ،من 22 سالمه ، وفکر میکنم چاقی زندگی منو متلاشی کرده ،در حال حاضر 120 کیلو ام با قد 167 ،ویکی از علت های این اضافه وزن بالام پرخوری عصبی ،وقتی خیلی شاد یا خیلی ناراحت میشم شروع به خوردن مواد قندی میکنم یا هروقت فکرم جایی مشغوله و نگرانی دارم همین حالت پیش میاد،کاش فقط مشکل اصلیم سلامتی بود ولی بیشترین مصیبتی که برام به وجود آورده اعتماد به نفسمه . حتی یه چند وقته دست چپم درد میکنه ولی نمیتونم پیش یه پزشک برم با وجود اینکه مشکلات قلبی تو اقواممون مثل نقل ونبات ریخته ،دوست ندارم از خونه بیرون برم یا مکان های عمومی ظاهر بشم یا با دیگران معاشرت کنم بیشتر اوقات احساس میکنم سرتا پام ایراده . وقتی کسی بهم محبت میکنه یا ابراز علاقه میکنه .فکر میکنم دیوانه شده یا عقلشو ازدست داده که سمت من کشیده شده،از خودم متنفرم ،از شرایطی که به وجود آوردم و مسئولش بودم متنفرم ،من یه بار تو 17 سالگیم تونستم به 70 کیلو برسم ولی یه سال نکشید که وزنم برگشت وتا الان 20 کیلو هم رو همون وزن اضافه کردم، تو دانشگاه هم از همه فراریم وتا اونجا که میتونم نمیرم،مشکل دیگه ای هم که دارم .واکنش من نسبت به مسائل زندگیمه ،من از بچگیم به جای حل کردن مشکلات ازشون فرار میکردم واین کارو به چند روش انجام میدم ،اول از همه جوری وانمود میکنم که انگار این جور اتفاقی نیفتاده ،بعدش با کارای بی اهمیت ،حل اون مشکل اصلی رو به عقب میندازم،تا جایی که زمان رو ازدست میدم ودیگه میگم ولش کن دیرشده ،اگه دوستی بهم زنگ بزنه و جوابش رو اون لحظه ندم احتمالا تا یک هفته بهش نمیتونم زنگ بزنم،الان در مورد پایان نامم گل کاشتم .هر بار که میخوام ایمیلی به استاد راهنما بفرستم یه بهونه جور میکنم که این کارو نکنم.بعد اون قدر دیر میشه که خجالت میکشم کارمو بفرستم یا زنگی بزنم. احتمالا هراس اجتماعی یا شخصیت اجتنابی دارم .خودمم دقیقا نمیدونم چه مرگمه، این مورد آخر گفتنش باعث تاسف خودمه ولی دوهفته شده که میگم امروز میرم رو تردمیل برای ورزش وآخرش میرم حموم . ولی تو این دوهفته نه ورزش رفتم نه حموم . نمیدونم هیچ ارتباط معنا داری بین این 2 کار وجود نداره ولی من بهم ربطشون میدم،وخب حموم جز واجبات زندگی که گویا ازاین یکیم دارم فرار میکنم ،گاهی اوقاتم برای اینکه به چیزی فکر نکنم همش کتاب میخونم در صورتی که تو شرایطی که من دارم اولویت اول زندگیم نیس. خیلی خودگویی های درونی دارم ،بعضی اوقات پدرمو تو بیشتر مسائل زندگیم مقصر میدونم مخصوصا بابت تمسخرهاش،با مادرمم یه وابستگی دارم که از حالت تعادل خارج شده .شاید اگه به این صورت بهم متصل نبودیم دوستای بیشتری اطرافم داشتم. وقتی با کسی ملاقات میکنم خیلی هیجان زده میشم .جوری که بدترین نسخه از خودمو بروز میدم وحرفایی که میزنم بی سر وته هست وقتی میام خونه میفهمم حرفای بهتر وجملات خوب تری رو میتونستم به کار ببرم یا من اساسا احمق نیستم ولی به شوخی تو بزرگ راه با یکی از دوستام فرمون ماشین رو بیش از حد سریع چرخوندم نزدیک بود چپ کنیم . الان که فکر میکنم میبینم چه کار فاجعه باری بود توملاقاتم با افراد جدید خیلی سوتی میدم ،نمیخوام زیاده گویی کنم .مشکلات ارتباطیم با مشکلات اعتماد به نفس پایینم رو وابسته به چاقیم میدونم.احساس میکنم اگه وزن کم کنم ممکن این دوتا مشکلم حل بشه .البته بزرگ ترین ترسی که دارم اینه که اگه حتی وزنم کم کنم باز این دوتا مشکل رو داشته باشم وهم چنان تنها باشم. الان بیشتر وقتمو تو خونه دارم تلف میکنم .چون احساس میکنم مشکلاتم حل نشدنی وبه هدفایی که تایین کردم توجه نمیکنم !یه زمینه هایی از ADD هم تو خودم میبینم . تو فامیلای پدریم هم افسردگی و وسواس رو داریم . در مورد باشگاه رفتنم خودمو کشتم ولی هر بار تا دم درش میرم و فرار میکنم . کاش مشاوره آنلاین داشتید یا تلفنی میشد حرف بزنیم ، یه سوالی که بیشتر اوقات ذهنم رو مشغول میکنه اینه چرا نمیشه نسخه پزشک رو آنلاین فرستاد چون شخصیت های اسکیزویید یا اجتنابی یا فراری از جامعه واقعا براشون دشواره بخوان برن به یه روان پزشک مراجعه کنن، متاسفم بابت پراکنده گویی هام احتمالا تو نوشته هامم نظم خاصی نیس .خوشحال میشم پیشنهادتون رو بدونم در هرصورت اگه تهرانم بودم بیشتر خوشحال میشدم ببینمتون چون به نظرم آدم دوست داشتنی هستید.
موفق باشید
مشاهده پاسخ دکتر
60
مسخ شخصیت و مسخ واقیعت

سلام خسته نباشید من زمان خیلی طولانی هست که بیماری دیریالیزیشن دارم ..ی روز به یه دکتر علایمم رو توضیح دادم ایشون گفتن این بیماری رو دارم.خودم هم در مورد این بیماری مطالعه کردم....اما توی یه شهری هستم که دکتر روانپزشک یا روانشناس یا متخصص نداره که بخوام مراجعه کنم .ایا میتونم با تماس تلفنی با شما یا با دکتر دیگه درمان بشم یا حتما حضوری باید باشه اگر حضوری باشه یه جلسه کافیه یا باید تکرار کنم اومد و رفت به مطب رو?کمکم میکنید? مشاهده پاسخ دکتر