افسردگی

بدون نام

بی خوابی

سلام اقای دکتر ...
من یه دختر ۱۵ ساله هستم که از بچگی شاهد دعواهای مکرر خانواده ام بودم حتی یک بار با مادرم از خونه فرار کردیم چون مادرم میخواست طلاق بگیره ...تو این شرایط بی نهایت به من استرس وارد شد و من بی نهایت زجر کشیدم تا اینکه ما برگشتیم و مادرم جدا نشد و ما محل زندگی مون رو عوض کردیم ...از اونموقع من یکسری مشکلات دارم ...همیشه ذهنم درگیره و حرف ها و رفتارهای دیگران رو میسنجم انقدر که به یه نتیجه ی تلخ میرسم و اونم اینه که با حرفاشون قصد دارن اینکه من اهمیت ندارم رو جلوه کندد در صورتی که طرف شاید اصلا منظورش این نبوده ...یا اینکه همیشه فکر میکنم برای مامانم بی اهمیتم و من رو دوست ندارن جدیدا بی خواب هم شدم شبا ۵ یا ۶ مرتبه از خواب میپرم و سخته که بخوابم به خودکشی خیلی فکر کردم اما جرئتش رو ندارم به نظر شما بیماری من چیه ؟؟درمانش چیه ؟؟خواهش میکنم کمکم کنید من خیلی زجر میکشم هم از افکارم هم از اینکه با حرفام دیگران رو اذیت میکنم ...

  • جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷ ۱۱:۲۸( 2 هفته پیش)
  • وضعیت : بسته شده

دکتر مجید محمدپور

سلام هر کودکی نیاز داره در خانواده ای که درش بزرگ میشه مورد محبت و نوازش قرار بگیره.بهش افتخار بشه احساس ارزشمند بودن بکنه.اگه این اتفاق نیفته کودک احساس خوب بودن و ارزش داشتن نمیکنه و بلکه احساس حقارت میکنه.در خانواده تو هم این اتفاق افتاده و پدر مادر درگیر دعوا با هم بودن و نه محبت به تو.اگر احساس بد بودن داری و احساس کوچیک بودن داری نه بخاطر اینه که تو بدی ،نه ،تو فی نفسه ارزشمندی و خوبی.از طرفی شرایط بد آدم رو به سمت افسردگی میبره و تو داری به سمت افسردگی میری.باید کمک بگیری.از روانشناس از مشاور از مددکار از روانپزشک.شاید اضطراب هم داری شاید وسواس فکری هم داری.باید از طرف کسانی که درکت میکنن و قبولت دارن مورد حمایت قرار بگیری .از مادر بزرگ پدر بزرگ از خاله عمه دایی عمو.هرکسی که حمایتت کنه.از گفتن ناراحتیهات خجالت نکش و نترس.افسردگی خجالت نداره.پس کمک بگیر.منتظرم ببینم چه کار میکنی.موفق باشی.

  • جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷ ۱۸:۱۰( 2 هفته پیش)