شخصیت و نوع بیماری بنده را تشخیص دهید

بدون نام

بی خوابی

جناب آقای دکتر محمد پور
با سلام
بنده مدتی است که بخاطر مشکلاتی که با همسرم دارم به روان پزشک مراجعه کرده و تحت درمان میباشم.
شرح حال:
من متولد 1365 میباشم و در سال 1392 ازداج کرده ام. من چند سال پیش افسردگی گرفته بودم ولی برای درمانش متخصص خوبی پیدا نکرده بودم و این مساله به حالات روحی بنده برمیگردد. این افسردگی تقریبا دو سال ادامه داشت طوری که بنده از خانه خارج نمیشدم و خیلی کم با دیگران معاشرت میکردم در حالی که فوق العاده آدم مهربان و اهل تفریح و بگو بخند میباشم (بیشتر در جمع دوستان، نه خانواده). تا اینکه بخاطر شغل جدیدم یکم از اوالم افسردگی بیرون اومده و تقریبا به زندگی امیدوار شده بودم که ناگهان برایم فرصت مناسبی برای ازواج پیش آمد و من بدون اینکه اصلا فرصت شناخت همسرم را داشته باشم بخاطر حال خودم در آن روزها و بخاطر فشارهای زیادی که در آن برهه زمانی داشتیم خیلی سریع ازدواج کردیم. همسرم متولد 1395 و آدم بسیار خوب و مهربانی ایست که مرا نیز خیلی دوست داشته ولی بخاطر تفاوت در روند زندگیهایمان دچار مشکلاتی نسبتا کوچک در گفتار و رفتار با هم شدیم.
من به خوبی غذا میخورم و خوب میخوابم. من آدم خوش خولقی میباشم که بخاطر چیزهای بسیار کوچک به راحتی خوشحال میشوم و این مساله متقابل نیز هست یعنی بخاطر خیلی چیزهای کوچک و بی ارزش یا بزرگ و مهم به راحتی ناراحت شده و بهم میریزم(عصبی میشوم). این مساله تا قبل از ازدواجم خیلی برای خودم مهم نبود و به آن اهمیت نمیدادم ولی بعد از ازدواج بخاطر رفتارهایی از سر ناآگاهی همسرم انجام میداد دچار مشکل شده در کنار این مساله در شرکت نیز به مشکل خورده و دیگر تحمل رفتارها و صحبت های مدیر شرکت را نداشته و از شرکت خارج شده و بعد از 4 سال زندگی من متوجه شدم که دیگر توان تحمل رفتارهای همسرم را نداشته و فشارهای روحی و استرس زیادی که از محل کار به من منتقل شده بود همه با هم به همراه بیماری جسمی که آن زمان فکرم را مشغول کرده بود جمع شده و باعث شد من کاملا بهم بریزم و دچار افسردگی شوم. در آن زمان به روانپزشکی مراجعه و تحت درمان با لگزاتال قرار گرفتم اما بعد از چند ماه دیگر به آن پزشک مراجعه نکرده و احساس بهبودی نیز نداشتم. تا اینکه یکسال بعد بخاطر مشکلات زیادی که با همسرم داشتم و در خانه ماندن های طولانی و افسردگی (رفتار پرخاشگرانه و تند و عصبی) از من بروز کرد که اینها قبلا بسیار کم اتفاق میافتاد ولی قبلا نیز بود، اما دیگر این رفتار زیاد شده بود و همسرم هیچ کمکی در بهتر شدن حال من نمیکرد تا اینکه به روانپزشک دیگری مراجعه و برایم به مدت چهار ماه (توپیرامات 100 و ولبان 75 و 150) برایم تجویز نمودند. بنده اینهارا میخوردم اوایل احساس بهتری داشتم ولی از ماه دوم به بعد احساس کردم که دیگر داروها روی من جواب نمیدهند و همان رفتار پرخاشگرانه و عصبی و تند دوباره برگشته و حتی بیشتر هم شده است و حتی شبها نیز کابوس به سراغم میامد و در خواب میپریدم. من نگران خودم شدم و دارو را قطع نمودم.
در این بین اسرارهای زیاد همسرم برای داشتن بچه و انگارهای من برای نخواستن بچه به دلایل {ترس از بارداری و ترس از دست دادن بچه (2 بچه در اقوام نزدیک به دلیل بیماری در 3 سالگی فوت کردن) و ناتوانی در تحمل صدا و رفتارهای بچه کنار پدری که خود رفتارهای آزار دهنده داشت و ناتوانی روی تکیه کردن به مردی که دائم از لحاظ روحی آزارم میداد} مرا به نزد پزشک زنان برد و در این بین دکتر من متوجه حالات پراز اضطراب بنده شده و مرا به مشاور ارجاع داد.
من پیش روانپزشک خود بازگشته و اینبار با شنیدن اینکه رفتارم تغییر داشته بخاطر داروها برایم داروی جدیدی (تگراتول 200 و آسنترا 50)تجویز نمودند.
حال من مردد از خوردن داروها و ناتوان از تشخیص بیماری و درمان خود از سوی پزشکان هستم.
لطفا مرا راهنمایی نمائید که بیماری بنده چیست و راه درمان پیشنهادی شما چه چیزی میتواند باشد.

با تشکر فراوان

  • چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ ۰۰:۵۸( 2 ماه پیش)
  • وضعیت : بسته شده

دکتر مجید محمدپور

سلام احساس تنهایی و گیر افتادن شما تو بن بست برای من قابل درکه.خیلی دردناکه.پاسخ به شما هم راحت نیست.در مورد سرنوشت ازدواجتون خوش بین نیستم.دنبال مقصر هم نباشید.در واقع کمترین مسولیت متوجه همسرتونه.(ببخشید اینطور میگم).ازدواج رویای هر دختری هست اما خیلی خیلی مبهمه.مشکلات درونی شما با ازدواج تشدید شده.باید قبل از ازدواج رواندرمانی طولانی مدت میشدید.البته دارو لازم بوده و هست.افسردگی فعلی شما بنظرم بادارو حل نمیشه.باید تصمیم مهمی درمورد ازدواجتون بگیرید.با حقیقت باید روبرو بشید.پدر مادرتون باید از تصمیم شما حمایت کنند.نزد مشاوربروید تا به نتیجه برسید.سیستم عصبی روانی شما بسیار حساسه پس محدودیتهاتون رو بپذیرید.نمیتونید مسولیت فرد دیگری رو بپذیرید حتا همسر.فرزند هم که جای خود دارد.
بد نیست که نظر چنتا روانپزشک و مشاور دیگر رو هم بپرسید.

  • پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۰۰:۴۴( 2 ماه پیش)

بدون نام

جناب آقای دکتر محمد پور
با سلام
بنده مدتی است که بخاطر مشکلاتی که با همسرم دارم به روان پزشک مراجعه کرده و تحت درمان میباشم.
شرح حال:
من متولد 1365 میباشم و در سال 1392 ازداج کرده ام. من چند سال پیش افسردگی گرفته بودم ولی برای درمانش متخصص خوبی پیدا نکرده بودم و این مساله به حالات روحی بنده برمیگردد. این افسردگی تقریبا دو سال ادامه داشت طوری که بنده از خانه خارج نمیشدم و خیلی کم با دیگران معاشرت میکردم در حالی که فوق العاده آدم مهربان و اهل تفریح و بگو بخند میباشم (بیشتر در جمع دوستان، نه خانواده). تا اینکه بخاطر شغل جدیدم یکم از اوالم افسردگی بیرون اومده و تقریبا به زندگی امیدوار شده بودم که ناگهان برایم فرصت مناسبی برای ازواج پیش آمد و من بدون اینکه اصلا فرصت شناخت همسرم را داشته باشم بخاطر حال خودم در آن روزها و بخاطر فشارهای زیادی که در آن برهه زمانی داشتیم خیلی سریع ازدواج کردیم. همسرم متولد 1395 و آدم بسیار خوب و مهربانی ایست که مرا نیز خیلی دوست داشته ولی بخاطر تفاوت در روند زندگیهایمان دچار مشکلاتی نسبتا کوچک در گفتار و رفتار با هم شدیم.
من به خوبی غذا میخورم و خوب میخوابم. من آدم خوش خولقی میباشم که بخاطر چیزهای بسیار کوچک به راحتی خوشحال میشوم و این مساله متقابل نیز هست یعنی بخاطر خیلی چیزهای کوچک و بی ارزش یا بزرگ و مهم به راحتی ناراحت شده و بهم میریزم(عصبی میشوم). این مساله تا قبل از ازدواجم خیلی برای خودم مهم نبود و به آن اهمیت نمیدادم ولی بعد از ازدواج بخاطر رفتارهایی از سر ناآگاهی همسرم انجام میداد دچار مشکل شده در کنار این مساله در شرکت نیز به مشکل خورده و دیگر تحمل رفتارها و صحبت های مدیر شرکت را نداشته و از شرکت خارج شده و بعد از 4 سال زندگی من متوجه شدم که دیگر توان تحمل رفتارهای همسرم را نداشته و فشارهای روحی و استرس زیادی که از محل کار به من منتقل شده بود همه با هم به همراه بیماری جسمی که آن زمان فکرم را مشغول کرده بود جمع شده و باعث شد من کاملا بهم بریزم و دچار افسردگی شوم. در آن زمان به روانپزشکی مراجعه و تحت درمان با لگزاتال قرار گرفتم اما بعد از چند ماه دیگر به آن پزشک مراجعه نکرده و احساس بهبودی نیز نداشتم. تا اینکه یکسال بعد بخاطر مشکلات زیادی که با همسرم داشتم و در خانه ماندن های طولانی و افسردگی (رفتار پرخاشگرانه و تند و عصبی) از من بروز کرد که اینها قبلا بسیار کم اتفاق میافتاد ولی قبلا نیز بود، اما دیگر این رفتار زیاد شده بود و همسرم هیچ کمکی در بهتر شدن حال من نمیکرد تا اینکه به روانپزشک دیگری مراجعه و برایم به مدت چهار ماه (توپیرامات 100 و ولبان 75 و 150) برایم تجویز نمودند. بنده اینهارا میخوردم اوایل احساس بهتری داشتم ولی از ماه دوم به بعد احساس کردم که دیگر داروها روی من جواب نمیدهند و همان رفتار پرخاشگرانه و عصبی و تند دوباره برگشته و حتی بیشتر هم شده است و حتی شبها نیز کابوس به سراغم میامد و در خواب میپریدم. من نگران خودم شدم و دارو را قطع نمودم.
در این بین اسرارهای زیاد همسرم برای داشتن بچه و انگارهای من برای نخواستن بچه به دلایل {ترس از بارداری و ترس از دست دادن بچه (2 بچه در اقوام نزدیک به دلیل بیماری در 3 سالگی فوت کردن) و ناتوانی در تحمل صدا و رفتارهای بچه کنار پدری که خود رفتارهای آزار دهنده داشت و ناتوانی روی تکیه کردن به مردی که دائم از لحاظ روحی آزارم میداد} مرا به نزد پزشک زنان برد و در این بین دکتر من متوجه حالات پراز اضطراب بنده شده و مرا به مشاور ارجاع داد.
من پیش روانپزشک خود بازگشته و اینبار با شنیدن اینکه رفتارم تغییر داشته بخاطر داروها برایم داروی جدیدی (تگراتول 200 و آسنترا 50)تجویز نمودند.
حال من مردد از خوردن داروها و ناتوان از تشخیص بیماری و درمان خود از سوی پزشکان هستم.
لطفا مرا راهنمایی نمائید که بیماری بنده چیست و راه درمان پیشنهادی شما چه چیزی میتواند باشد.

با تشکر فراوان






با سلام
ممنون از پاسخ شما
من الان کاملا مردد و درگیر این مسایلم و کلافه
نمیدونم چیکار کنم
من همسرم رو دوست دارم و نمیخوام ازش جدا بشم ولی یکسری اخلاقای خاصی که داره باعث شده من توی همه چی شک کنم.
نمیدونم شاید به یه حامی نیاز دارم در حالی که من همیشه دختر مستقلی بودم و به کسی اجازه دخالت توی زندگیمو ندادم.
شاید زیادی از همسرم توقع دارم. از چه راهی میتونم به این مشکلات غلبه کنم؟
حس میکنم خیلی به همسرم وابسطه هستم و این دلیل خیلی از مشکلاتمه.
شما چه راهی رو به من پیشنهاد میدهید؟
با تشکر

  • پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۴۹( 2 ماه پیش)

دکتر مجید محمدپور

فکرکنم جواب شما رو مشروح و دقیق دادم اما شما دوباره میپرسید راه حل شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ اجازه دخالت مشاور رو تو زندگیتون بدید.

  • پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۴۶( 2 ماه پیش)