افسردگی

بدون نام

بی خوابی

سلام آقای دکتر و ممنونم از پاسختون
جان و چطوری میتونم با شما ارتباط بدم؟ اون به زبان انگلیسی نمی تونه احساساتشو به خوبی بیان کنه. در ثانی مطمئنم به مواد و الکل هیچوقت اعتیاد نداشته. خودشو یه قربانی میبینه که داره فدا میشه. از اینکه بچه اش را به تنهایی بزرگ میکنه و اینکه همسر سابقش ترکش کرده و با یک مرده دیگه داره از زندگیش لذت میبره ولی این مجبوره بار مسدولیتهارو به دوش بکشه آزارش میده. همش میگه از همه چی خسته ام و حتی بعضی وقتها به خودکشی هم فکر میکنه. آقای دکتر ناگفته نمونه که ایشون مازوخیسم هم هستن، رابطه جنسی و اصلن دوست نداره و فقط از تنبیه شدن لذت میبره. احساس میکنم مازوخیسم بودنش افسردگیش را بدتر میکنه. وقتی با همیم خیلی شوخی می کنه و کلی منو میخندونه و همیشه منو جاهای خوب میبره که کلی بهمون خوش میگذره. الان واقعن نمیدونم چیکار کنم اگه کلن ترکش کنم عذاب وجدان میگیرم اگه ترکش نکنم خودم اذیت میشم. اون میگه منو دوست داره و نمیخاد از دستم بده ولی عاشقم نیست واسه همین ازم میخاد فقط دوست بمونیم. من چیکار کنم؟

  • پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۰۳:۰۳( 2 هفته پیش)
  • وضعیت : بسته شده

دکتر مجید محمدپور

سلام بطور خلاصه اگرشما میخاهید یک زندگی مشترک رو شروع کنید و برای خودتون آینده ای رو بسازید شک نکنید که باید برید دنبال کار خودتون .اپر شما با خودتون مشکل دارید ،من میگم که باید برید دنبال زندگی خودتون.بنظرم جان نمیخاد تغییر کنه .جان همین وضعیت رو دوست داره.مشکلات جان از کودکی شروع شده و جزوی از شخصیتشه.تلاش شما بی فایده خواهد بود.
شاید جان روزی تصمیم بگیره برای خودش کاری بکنه.زمانی این کار رو خواهد کرد که بیشترین آسیب رو بخودش وارد کرده باشه و خسته شده باشه. من توصیه میکنم به شما که رابطه دیگه ای رو شروع کنید و اگر افسردگی دارید بدنبال درمان خودتون باشید.

  • جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ ۲۰:۱۷( 2 هفته پیش)