آیامن وسواس فکری دارم؟

وسواس فکری در بسیاری موارد یک بیماری موذیانه است به این معنا که بتدریج و بی سر وصدا شروع می شود و خود را در نگرانیهای روزمره انسان پنهان می کند بطوریکه انسان آن را بعنوان یک مشکل تشخیص نمی دهد .

بطور مثال مادری که همیشه نگران حادثه ای برای فرزندش است یا می ترسد خودش به فرزندانش آسیب برساند ،پدری که نسبت به رفتارهای پسرش حساس شده و مدام پرس و جو می کند .خانم یا آقایی که از یک مهمانی بر میگردد و روزهای متوالی به رفتار و گفتار بعضی مهمانها فکر می کند و اینکه بهتر بود چه بگوید  و چگونه رفتار کند.محتوای افکار وسواسی پیچیده نیست و همه انسانها گاهی به این موضوعات فکر میکنند .اما در فرد دچار وسواس فکری حجم این افکار آنقدر زیاد است که حتی هنگام خواب هم شخص را راحت نمی گذارد.

1

فرد دچار وسواس فکری ممکن است  ٢یا ٣ ساعت در جای خود غلت بزند و خوابش نبرد.گاهی فرددچار وسواس فکری تحریک پذیر و پرخاشگر  نیز هست بطور مثال خانمی که نسبت به همسرش پرخاشگر شده و جیغ و داد می کند یا مادری که از بازی و شیطنت بچه هایش در خانه زود عصبانی  می شود و سر آنها جیغ می کشد وحتی آنها را تنبیه می کند .

در مواردی با جوانانی روبرو می شویم که  مشغول درس خواندن ویا کار کردن هستند اما تمرکز فکری ندارند و دچار مشکل شده اند٬ نمی توانند بخوبی درس بخوانند یا کارشان را انجام دهند و در تصمیم گیری ها و انتخاب ها مشکل دارند .بنابراین وسواس فکری در کودکان و نوجوانان کمیاب نیست.

این افراد چون از کودکی  ونوجوانی دچار وسواس فکری بوده اند و در کنار این وسواس فکری بزرگ شده اند این شکل تفکر را جزئی از وجود و روان خود می دانند و برایشان قابل درک نیست که دیگران اینطور نیستند بعبارتی فکر می کنند این هجوم افکار و تعدد افکار طبیعی است.

در اکثریت موارد فرد وسواسی دچار افسردگی نیز هست  ویا حتی اضطراب ،در نتیجه انگیزه و انرژی لازم برای حرکت به سمت درمان را ندارد. گاهی وسواس فکری با افکار خرافاتی همراه است٬ مثلا بد شانسی خوش شانسی ،نفرین،جن و پری٬ چشم خوردن،یا به واقعیت پیوستن افکاروتمایلات منفی فرد و در نتیجه وقوع یک اتفاق ناخوشایند .

بعضی از افراد دچار وسواس فکری افکار عجیب وغریب و خرافی خود را حقیقت مسلم می دانند و هرگز دنبال درمان نمی روند .

البته همه ما در شرایط خاص و دشوار ممکن است موقتا و تا حدی خرافاتی شویم اما نه بر درستی این اقکار پافشاری می کنیم و نه اینکه همیشه اینطور باقی می مانیم. افکار وسواسی گاهی رنگ فلسفی بخود می گیرند و به چون و چراهای هستی و جهان ووجود انسان می پردازند و اینکه چرا همه چیز آنگونه است که اکنون هست.وسواس فکری در این موارد ممکن است به نظر یک کنجکاوی معمولی به نظر برسد اما با احساساتی بد و رنج آور همراه است.

2

از دیگر اشکال وسواس فکری مربوط به بدن خود فرد می شود مثلا نوجوان فکر می کند بینی بزرگ و بد شکلی دارد یا قدی کوتاه دارد یا فرم بدنش ناجور است یا چهره ای زشت داردو…. این افراد ممکن است بخاطر اینکه احساس یک نقص در خود دارند کمتر بیرون از خانه ظاهر شوند و خیلی وقتها برای ساعتها جلوی آینه خود را مرتب وارسی کنند.این افراد ممکن است بدنبال جراحی های پلاستیک و روشهای ترمیم دیگری باشند و برای آنها حاضر باشند هزینه بالایی بپردازند.

حالا که راجع به بدن صحبت شد بد نیست بدانیم که کندن موهای یک نقطه از بدن مثلا سر و یا ور رفتن و کندن پوست نقاط مختلف بدن و یا زخمها و ناخن جوی از مشکلات مرتبط با وسواس شمرده می شوند که نیاز به درمان دارند .

شکل دیگر وسواس فکری می تواند تصاویر ذهنی مکرر از یک اتفاق واقعی یا حادثه باشد و می تواند تصاویری ذهنی از امکان یک اتفاق بد یا رفتار بد باشد مثلا رفتارهای جنسی.

نوع دیگر وسواس فکری ممکن است تم مذهبی داشته باشد ویا همراه با وسواس چک کردن و وسواسهای مرتبط با نجسی و پاکی باشد.

بنابراین وسواس فکری دامنه وسیعی از اشتغالات ذهنی و موضوعات روزمره انسانی و حتی موضوعات فرا انسانی وخرافات را در بر می گیرد.

اگر این افکار مارا اذیت می کند یا مثلا باعث بی خوابی ما میشود میتوانیم به روانپزشک مراجعه نماییم تا مطمئن شویم آیا احتیاج به درمان داریم یا نه.

پس از قضاوت دیگران نترسیم ،ازصحبت روانپزشک هم نترسیم،ازداروهای اعصاب هم نترسیم.خوشبختانه داروهای ضد وسواس موثر و خوبی با عوارض کم چه ایرانی چه خارجی وجود دارد که می تواند زندگی مان را بهتر کند.

دکتر مجید محمد پور روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
بیماری دو قطبی

پسرم دچار این مشکله. میخوامببینم اصلا درمان میشه یا نه؟
بیشتر شبیه نوع ۲
قبلا دکتر رفته ۲۳ سالشه.داروهاش رو ۱ ماه مصرف کرد وکلا رهاش کرد.وخودش میگه فایده نداره.
میشه حضوری بیاییم خدمتتون.
مشاهده پاسخ دکتر
2
بیماری روانی

سلام آقای دکتر من دختری هستم20 ساله از زمان بچگیی به یاد دارم که مشکلات خاصی داشتم فکر میکردم وسواسن مثلا میخواستم توی یه اتاق بخوابم پدرو مادرمو مجبور میکردم تمام اشیا روی دیوار یا چیزایی که میبینمو توی دیدمنو از اتاق بیرون ببرن تابلو مبل .دستامو میشستم و نباید کسی بهم دست میزد وگرنه دوباره عملمو تکرار میکردم اونموقع 8 ساله بودم .چهارم دبستان دچار حالتی شدم که دائم از استرس زیاد گریه میکردم و دست خودم نبود و این حالم اونقدر شدید بود که خانواده به شدت از من عصبانی میشد داد میزدن و بهم بی محلی میکردن تا اینکه همون سال رفتم پیش روانپزشک و دارو مصرف کردم و یه مدت کنار گذاشتم تا اینکه الان بیست ساله شدم اتفاقات بسیار وحشتناکی درزندگیم افتاده به دلیل احساسات هیجانی و جنون آمیز و دوباره افسردگی بی میلی و احساس بی ارزشی و پوچی اعتماد ب نفس بسیار پایین خجالت و گاهی هم به شدت گستاخ روابط احساسی مخرب و شکست خورده ای داشتم دچار عشق جنون آمیز میشدم و به سرعت سرد میشدم و سریعا بعد از اتمام اون رابطه جذب یه نفر دیگه (هرچند ضربات عاطفی به شدت زیادی در کودکی خوردم و حس میکردم یه موجود بی ارزشم و هیچکس منو نمیخواد)و دچادر وسواس فکری شدیدی شدم دائما یک حرف رو چندین بار تکرا رمیکنم برای یک نفر به حدی که اون شخص عاصی میشه و هنوز حس میکنم اون فرد نفهمیده چی میگم به همه چیز شک پیدا کردم مثلا کسی بهم حرفی بزنه و بعد پنج دقیقه بعد دوباره ازم بپرسه حرفاش چی بودن میگم نمیدونم شک دارم .به احساسات خودم در گذشته شک دارم شریک عشقیم بپرسه واقعا دوسش دارم یا نه نمیدونم شک دارم به خودم احساساتم حرفام حس میکنم هیچ چیز واقعیت نداره و هم چنیت حس میکنم هر اتفاقی میفته تقصیر منه یادمه دوستم یکی از وسایلش شکسته بود ازم پرسید با اینگه من نشکسته بودم گفتم (شاید من شکستم نمیدونم)همه تقصیر ها رو گردن میگیرم احساس گناه شدیدی دارم به حدی که یه بار به خاطر احساس گناهی که شخصی بهم داد خودکشی کردم و به شدت روح و روانم تخریب شده و اعتماد ب نفس خیلی پایینی دارم هیچ ارزشی برای خودم قائل نیستم دارم به اطرافیانمم صدمه میزنم چون رفتارامعوض میشه همه بهم میگن دورویی چون احساساتم عوض میشه همه میگن تو دروغگو و خیانتکاری چون حتی ازم سوالم کنن جواب منفی میدم چون شک دارم و ازشون میخام که منو در بدترین حالت در نظر بگیرن و ببخشن .اگر یکی بهم بگه تو مقصری سریع قبول میکنم و با التماس ازش عذر میخوام (البته فکر کنم ب دلیل ضربات روانی اخیر هم بوده)و دو سال پیش وسواس طهارت و نجاست و شک شدید داشتم به همه چیز و الانم وسواس فکری فکرای تکراری بسیار زیاد احساس گناه و حتی از تحلیل ساده ترین مسائل باز موندم و یک حرف رو بار ها برای خودم تکرار میکنم و نمیتونم ازش فرار کنم تروخدا کمکمکنین مشکل من چیه؟؟ مشاهده پاسخ دکتر
3
بی خوابی

با سلام
اقای دکتر پدر من اعتیاد ب مواد داره
و چند سال قرص خواب میخوره زیر نظر دکترای زیادی بوده ولی خوب نمیشه
شاید ماهی یک بار خوابش ببره به نظرتون چکار کنه
مشاهده پاسخ دکتر
4
مشکلات عصبی

سلام آقای دکتر من این مقاله رو به دقت خوندم خیلی از این مشکلاتی که ذکر شد رو دارم راه درمان چیه حاضرم هر کاری بکنم انگار دنیام به آخر رسیده شما میتونی بهم کمک کنی؟ مشاهده پاسخ دکتر
5
وسواس

سلام اقای دکتر تورا خدا کمکم کنید..تو خرید و انتخاب و تصمیم گیری هرچی و هر کاری وسواس دارم..اخرشم از انتخابام و تصمیمام راضی نیستم..همیشم بدترین چیزو انتخاب میکنم..بعدشم تا ی ماه بهش فکر میکنم و به خودم میگم کاش اون یکیو انتخاب کرده بودم..همیشه سر این موصوع با شوهرم درگیر میشیم..کار به جایی رسیده که دیگه تا جایی که امکان داره سعی میکنیم باهم خرید نریم..واقعا بزرگترین مشکل زندگیم شده..به دلیل تفاهم نداستن باشوهرم از اول زندگی تا الان که ۲۰ سال شده کاملا ی ادم عصبیم هستم..حوصله دکتر رفتنم ندارم...خیلی مشکل دارم ..اگه بخام بگم ...نورا خدا جوابمو بدید مشاهده پاسخ دکتر
6
ازدواج

سلام اقای دکتر
باپسری مذهبی اشناشدم که 33سال سن دارند.ایشون معتقدند که قبل از ازدواج باید درموردمسایل جنسی شناخت کامل ایجاد بشه چون معتقدند که گرم هستند و نمیخواهند زنشون سرد باشه.ایشون میگن باید باروشهای شبیه سازی، تمام اعمال سکس رو قبل ازازدواج با هم مرور کنیم)از طریق ارتباطات اینترنتی( . هر لحظه از من میپرسه که ایا به من نیاز ومیل داری یا خیر؟ ......من نگران شدم ایا این چیزها دریک مرد طبیعی است؟
مشاهده پاسخ دکتر
7
اعتیاد ب شیره تریاک

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت دکتر محترم.بنده جوانی ۲۳ ساله هستم ک چند سال میشه خودارضایی میکنم شاید ۶ الی ۷ سال.هزاران بار ترک کردم ولی موفق نشدم و بعداز چندروز شکست خوردم .نمیدونم اونقد وابستش هستم که بعد از چندروز خود به خود به فکرم میاد و من دست از پا نمیشناسم،با این حال اعتیاد به مواد مخدرم هم دارم ۵ سال بصورت تفریحی وهرچندروز یک بار تریاک مصرف میکردم ولی الان نزدیک به دو ماه است که شیره تریاک را هرروز مصرف میکنم .چندبار میخواستم ترک کنم نتونستم .شهر ما کوچک است و دکتر روانپزشک ندارد همچنین دوست ندارم مشکلات جنسی خود را ب کسی بگویم تا مسخره بشوم لطفا راهنمایی ام کنید چگونه این دو مشکل را ترک کنم.با تشکر مشاهده پاسخ دکتر
8
بحث

سلام اقای دکتر وقتتون بخیر خسته نباشید.اقای دکتر بین من و نامزدم بحث پیش اومد قبلا هم این اتفاق افتاده بود ولی به این شکل جدی نه الان نمیدونم نامزدم از زیر زبونش فهمیدم که خیلی ناراحته هنوز و این اتفاق ماله چند ماه پیشه الان میگه نمیخواد باهام تو رابطه باشه و از هر رابطه ی دیگه ای متنفره ولی وقتی ازش میپرسم که دوستم داره و عاشقمه میگه اره بعد که میگم چجوری دوستم داری ولی نمیخوای باهام تو رابطه باشی میگه بعضی از ادما رو بهتره از دور دوست داشت.یه مدت وارد رابطه شدیم ولی باز بحث پیش اومد بعد از اون بحث اخری دیگه خیلی راحت به من توهین میکنه کلماتی مثه اشغال و این چیزا به کار میبره.ازش میپرسم چرا نمیخوای با من در ارتباط باشی میگه با اخلاقت نمیتونم بسازم من و نامزدم الان سه سال و نیم باهم هستیم چطور بعد این همه مدت داره اینو میگه؟قبل از این بحثه به من میگفت نفسم به نفسات بنده بدون تو نمیتونم ولی الان راحت میگه به من پیام نده میگم پس اون حرفای قبلیت چی شد میگه اشتباه کردم الان راحت میزنه زیر حرفای گذشتش و راحت توهین میکنه و اتفاقا به منم میگه تو بچه ای و مشکل داری به من میگه شکاکی و گیر میدی گاهی بهش شک کردم بهش حق میدم ولی گیر رو من قبول ندارم چون من میگم جلو نامحرم حجابش رو رعایت بکنه اینکه دیگه نمیشه گیر خلاصه اقای دکتر سرتون رو درد نیارم چرا اینجوری شده میتونه به خاطر ناراحتی باشه؟اون بهم میگفت دوستم داره و عاشقمه الان چجوری راحت به من توهین میکنه و راحت میگه باهم در ارتباط نباشیم.منم دوستش دارم و عاشقشم ولی توهیناش باعث نشده من بخوام علاقم نسبت بهش کم بشه یا چیزی.حتی دوستاش هم که ازش میپرسن منو دوست داره میگه خیلی(اینو یه بار خودش بهم گفت بین دعوا) حالا اقای دکتر شما با تجربه تر هستید و متخصص هستید در این زمینه،خواستم بدونم کاراش و حرفاش به خاطر ناراحتیه؟یا اینکه واقعا دلش نمیخواد با من باشه چون یک بار ازش فهمیدم که هنوز خیلی ناراحته حتی میگه دلش میخواد بمیره خدایی نکرده،اما یه بار دیگه هم گفت حتی اگه ناراحتیم هم برطرف بشه باز نمیخوام باهات در ارتباط باشم.راهکار و پیشنهاد شما چیه اقای دکتر؟بهش گفتم بیا پیش مشاور هم بریم ولی نمیاد. مشاهده پاسخ دکتر
9
افسردگی

سلام آقای دکتر دختری نوجوان هستم که به علت مشکلات خانوادگی دچار عصبانیت شدیدی شدم ، اخیرا بسیار پرخاشگر و حاضر جواب شدم و از بوجود آمدن هیچ حادثه ای ترسی ندارم ، درسم ضعیف شده طوری که بعد از نه سال درس خوندن امسال در چند درس مردود شدم و کلا تقصیر خانواده ام هست ، مدام با دیگران مقایسه میشم و اصلا تمرکز کافی روی هیچ چیزی رو ندارم لطفا راهنماییم کنید باید چیکار کنم‌ ؟ مشاهده پاسخ دکتر
10
اعتیاد به گل!

سلام اگه گل یا ماری اینقدر مضرره چرا تو کانادا میخواستن آزادش کنن؟یا تو بعضی ایالت های آمریکا کشیدنش آزاده؟ یا این چیزی که ما تو ایران میکشیم چقدر کیفتش پایین تر از محصول خارجیشه که بعد از چند سال همه شکایت میکنن که مغزشون هنگ کرده و مثل سابق کار نمیکنه یاشاید بقیه بیش از حد استفاده میکنن؟مصرف کنترل شدش هم اعتیاد محسوب میشه یانه .اگه عوارض دراز مدت نداشته باشه ویا اون قدر چشم گیر نباشه که بخواد بدبختت کنه چرا باید بزاریش کنار . تازه میگن اصلشو گیر بیاری خواص درمانیم داره .من اینو در مورد خودم مطمئننم که ماهی بیشتر ازدوبار طرفش نمیرم درثانی میتونم به خودم تضمین بدم طرف هیچ ماده مخدر دیگه ای هم نخواهم رفت چیزیم که گیر میارم کیفتش درحد اصلشه .الان طرف 10 ساله تریاک مصرف میکنه نمیان بهش بگن در آینده صد درصد ترک میکنی حتی اگه واقعا بخواد براش درمان جایگزین میزارن بالاخره آخرش همیشه به یه چیزی معتاد میمونه فقط یه جا اسمش میشه بیمار چون داره کنترل میکنه یه جا دیگه اسمش میشه معتاد .اگه هدف از درمان کنترل کردن یه چیز باشه و اینکه بتونی به زندگی طبیعی خودت مثل مابقی آدما ادامه بدی من احساس میکنم الان تو راه درستیم یه مقدار شادی مازادم دارم که بهم ضرر نمیزنه چون نمیزارم از حدش بگذره،دکتر اگه حرفامو قبول داری پدر ومادرمو یه جلسه بیارم پیشتون قانع شون کنید .احساس میکنم دچار سوتفاهم شدن از اون جا که هر گردی گردو نیس باید اینو قبول کنیم هر معتادیم تنها به یک معنا ی کلی نمیتونه معتاد باشه.همه رو با یه چوب نباید بزنن ولی نمیدونم چرا درک درستی از حرفام ندارن حتی شما نگاه کنید ببینید طی یه نظر سنجی که از مردم آمریکا گرفتن بالای نود درصدشون حداقل یه بار ماری کشیده بودن .من از نظر ظاهری و اخلاقی متعادلم از نظر اینکه که به کارامم برسم هیچ مشکلی ندارم .فقط دلیل این همه بازخورد منفی از خانوادم بعد از فهمیدن این موضوع رو هنوز نمیفهمم اگه کمک کنید یه مقدار طرز برخوردشون نسبت به این قضیه تغییر کنه کمک بزرگی کردید من عاشق حرفه شمام چون اولین رسالتش روبه رو کردن آدما با واقعیته نه عقاید غلط و رایجی که تو جامعه اشاعه پیدا کرده.
بابت وقتی که گذاشتید از شما بی نهایت سپاس گزارم
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 30 بعدی »