بهترین روش ترک اعتیاد چیست؟

بعنوان درمانگری که حدود ١٧ سال است با انواع اعتیاد سر وکار دارم، شناخت زیادی از آثار مواد مخدر و روش های ترک اعتیاد دارم و عمیقا حس می کنم چه بار سنگینی بر دوش بیمار و خانواده است.

برای ترک اعتیاد واقعا نیاز به صبوری بسیار زیاد است تا بتوانیم در بهبود یک فرد معتاد قدمی به جلو برداریم.

اعتیاد واقعا بیماری بی کلاسی است!اینطور نیست!؟

در طی بیماری اعتیاد مردم و خانواده ها آماده اند تا به قضاوت بیمار و خانواده اش بپردازند، آن هم قضاوتی گزنده. بار سنگین یأس را در چهره و رفتار اطرافیان می شود لمس کرد. حتی اگر زمانی فرد بر اعتیاد خودش غلبه و ترک اعتیاد کند، باز هم مدالی نمی گیرد! حتما دیده یا شنیده اید که مثلا فلان بیمار بر سرطان خود یا  قطع  اندام خود یا شرایط بسیار سخت جسمی خود غلبه کرده و بهبود یافته است و مورد تشویق دیگران قرار میگیرد، اما برای یک معتاد بهبود یافته اینطور نیست .

Bipolar-Disorder-in-Men

برای او افتخاری وجود ندارد که بخواهد با کسی شریک شود. حتی برای درمانگر و پزشک هم ترک اعتیاد فرد، افتخاری محسوب نمی شود. همه بی سر وصدا کار خود را می کنند بیمار،خانواده و پزشک. در واقع برای ترک اعتیاد پزشک نمی تواند پشت پرستیژ و تحصیلات آکادمیک خود پنهان شود و واقعا هر پزشکی هم نمی تواند به درمان اعتیاد بپردازد. به همین علت بسیاری از روانپزشکان از کار با بیماران معتاد اجتناب می کنند.

البته این نه امتیازی مثبت تلقی می شود نه منفی. درواقع مهمترین و قویترین نقش پزشک در ترک اعتیاد دادن امیدواری ،حمایت و دلگرمی  به بیمار و خانواده است. برای ترک اعتیاد پزشک باید شناختی واقعی از اعتیاد داشته باشد. باید عملگرا باشد و عمیقا به ذات انسان و انسانیت احترام بگذارد. با فراز و فرودهای سیر درمان  اعتیاد آشنا باشد و نیروهای تضعیف کننده و فشارهای منفی وارد بر خانواده و بیمار را بشناسد. در مسیر درمان اعتیاد یک روانپزشک باید بدنبال اهداف دست یافتنی باشد ونه آرمانی!

همه این عوامل مانند اجزای یک سیستم موقعیت یاب هستند که به درمانگر و خانواده و بیمار در ترک اعتیاد کمک می کنند. نبود هر یک از این عوامل ممکن است ما را به اشتباه بیندازد و بتدریج از مسیر ترک اعتیاد دور  کند؛ بطوریکه به عود و شعله ور شدن مجدد اعتیاد ختم شود.

در بسیاری اوقات درمان اعتیاد زمانی میسر می شود که تنگناهای مادی بیمار را به سمت درمان کشانده باشد .زمانی که بسیاری از منابع مالی خانواده اتلاف شده است.در بسیاری موارد ،اعتیاد و مصرف مواد جزو خرده فرهنگ محله های فقیرنشین و کم درآمد یا حاشیه نشین است در نتیجه اساسا خانواده در فقر به سر می برد.پزشک موفق و وظیفه شناس برای حفظ رابطه انسانی بین خود و بیمار و خانواده اش ناچار است فداکاری زیادی کند اما آیا درمورد پاداش مادی یا دستمزد خود هم می تواند فداکاری کند؟

درواقع ماهیت حرفه پزشکی با فداکاری واز خود گذشتگی عجین است و همین مسأله می تواند به شدت بر رابطه پزشک با خانواده خودش(همسر و فرزند)تاثیر بگذارد.درواقع همان نیروهایی که بر بیمار معتاد و خانواده اش تاثیر منفی وتضعیف کننده وارد میکند می تواند بر روی پزشک و خانواده پزشک هم تاثیر مخرب بگذارد.این نیرو همان انتظاری است که جامعه از پزشک و خانواده اش دارد.در واقع جامعه باارزشهای اجتماعی متناقضش پزشک و خانواده اش را نیز قضاوت می کند.

drug-addiction-120202

 در یک درمان قابل قبول و مناسب در اعتیاد نباید رابطه ای مادی و پولی بین پزشک و بیمار اعتیادی وجود داشته باشد چرا که در درمان اعتیاد مهمترین  وقویترین ابزار پزشک برقراری وحفظ یک رابطه انسانی با بیمار معتاد و خانواده اش است و چشم داشت مادی و پولی در میان مدت و دراز مدت به شدت این رابطه را تخریب میکند لذا تا زمانی که سیستم بهداشت عمومی جامعه پاسخگوی نیازهای پزشک نباشد مسلما چرخ درمان اعتیاد می لنگد.

همه ما می دانیم که بیماری اعتیاد چگونه هزینه های بسیار سنگینی بر جامعه تحمیل می کند و اینکه کنترل اعتیاد چقدر می تواند این هزینه ها را کاهش دهد یعنی در یک برنامه بهداشتی ملی حتی اگر دستمزد پزشک درمانگر  از منابع دولتی تامین بشود باز هم بیشترین سود را همان دولت با کاهش مخارج بهداشتی خواهد برد.

بعنوان یک درمانگر اعتیاد کاملا با مشکلات مالی بیماران و خانواده ها آشنا هستم و خیلی از مواقع سعی می کنم مراعات بیماران کم بضاعت را بکنم مثلا زنان سرپرست خانواده و یا جوانان بدون درآمد ٬بطوریکه گاه کار برخودم هم سخت می شود و قضاوتهای جامعه آزارم می دهد،مگرنه اینکه من نیز یک انسان هستم؟

دکتر محمدپور دکتر روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
اختلال؟

من ۱۵ سالمه میدونم سن نوجووانی و ... ولی مدام از این حال به اون حال میشم و تازگیا یه ساعت مشخصی پیدا کرده که از اون زمان کم کم حالم بد میشه نمیدونم چمه اصن:/ واسه سنمه یا اختلالی چیزیه مشاهده پاسخ دکتر
2
بیماریهای روحی و روانی

سلام دکتر، می خواهم سوالی از شما بپرسم، در علم یوگا روشی به نام خورشید نگری وجود دارد که گفته بود اگر به مدت سه ماه این کار را انجام دهیم، کل بیماری های روحی و روانی در ذهن از بین میرود،و همچنین در شش ماه نیزاگر ادامه دهیم کل بیماری های جسمی نیز از بین میرود، می خواستم نظر شما را در ابن مورد بدانم. مشاهده پاسخ دکتر
3
زودانزالی

سلام همسرم مشکل زودانزالی بمحض دخول رو داره و از این بابت خیلی رنج میکشه ایشون ۳۰سال دارن و هیچ مشکل جسمیهم ندارن لطف کنید راه حلی پیش پای ما بگذارید مشاهده پاسخ دکتر
4
وسواس و استرس

سلام اقای دکتر ببخشید که مزاحمتون شدم....من دختری ۱۹ساله هستم از وقتی مدرسه رفتم یادمه که بزور خانواده باید درس میخوندم و اگه کمک اونا نبود من شاید ضعیف ترین دانش اموز کلاس بودم خودمم خیلی درس خوندنو دوس داشتم ولی انگار یه عامل بیرونی نمیذاشت که من درس بخونم خانوادم از دستم عاصی شده بودن و من هم خیلی از این قضیه ناراحت بودم مدرسه ی تیزهوشان قبول شدنم هم بخواطر دوندگی خانوادم بود ولی اونجا هم بزور منو نگه داشتن چون درسم ضعیفبود اون هم نه اینکه نمیخواستم درس بخونم بلکه من دوستانی داشتم که اگه نمره ی بالایی میگرفتم به من حسادت میکردن و من از این حسادت ها اذیت میشدم و همه ی حرف های خانواده و مدیر و....رو به جان میخریدم ولی از ترس حسادت دوستانم درس نمیخوندم با وجود اینکه این حسادت برای همه بود و هیچ کسی مشکل خاصی با این قضیه نداشت...هر چی میگذره تمرکزم کم میشه (من امسال کنکور دارم و اگه پنج دقیقه به چیزی که میخونم فک کنم خسته میشم )و اینکه یکمی نسبت به بچه های تیزهوشان دیر تر میگرفتم ولی با این حال حس میکردم اگه به هیچ چیزی توجه نکنم درسم خیلی خوب میشه ......از بس هم از دست دوستانم استرس داشتم صورتم کلی جوش زد و یه باکتری هم تو بدنم رشد کرده بود که و قتی ازدواج کردم و از درس فاصله گرفتم اثری از جوش ها و باکتری ها نبود....خیلی زود اعصبانی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم همسرمو هم بخواطر این موضوع ازرده کردم ......وگاهی از بس استرس دارم موقع درس که انگار از گوشم دود میزنه بیرون یا ساق پام خیلی درد میگیره جدیدا هم توی سرم انگار بمبه و یکمی سنگین شده و جدیدا حرکت سرم به دست خودم نیس نه این که خیلی زیاد به طور محسوس که خیلی مشخص نیس ....نمیدونم بیمارم یا چیزی خاصی نیس اگه میشه بهم بگین این یه بیماریه یا ......لطفا کمکم کنید مشاهده پاسخ دکتر
5
وسواس فکری

سلام.من یک سال و نیمه که به خاطر دو موضوع دچار وسواس فکری خیلی شدید شدم.هفت ماه اول که گذشت تونستم تقریبا اون افکار و کنار بزارم برای دو سه ماه اما بعدش همون موضوع دوباره باعث وسواس من شده بود برای اطرافیان هیچ اهمیتی نداشت اما برای من خیلی اهمیت داشت.خلاصه اینکه من دوباره هفت ماه دیگه رو با وسواس و استرس گذروندم و الان اون فکرای که میکردم برام مسخره شده اما وقتی به حال اون زمانم فکر میکنم حالم بد میشه.هر چند وقت یه بار افسردگی میگیرم و این منو یاد اون وقتا میندازه.مدتی فک میکردم دچار بیماری دو قطبی شدم وسواس گرفتم دوباره و اونم فراموش کردم و اما الان چون اون اتفاقا خیلی تو روحیم تاثیر گذاشته حس میکنم دارم دیوونه میشم.حالتای ادمای دیوونه رو تو ذهنم تصور میکنم و الان از شدت تپش قلب که نکنه من دیوونه بشم دارم میمیرم.میترسم دچار اسکیزوفرنی یا سایکوز و مانیا بشم.دکتر توروخدا کمکم کنین مشاهده پاسخ دکتر
6
بیخوابی

باعرض سلام وخسته نباشیدآقای دکتر من 25سالمه و حدود چندماهی میشه که خوابم می یاد ولی تامیرم رو تخت که بخوابم خوابم نمیبره بعد شاغلم واقعا روزا واسم سخته استرسم دارم همش چیکارکنم اگرراهی هست راهنماییم کنید
باتشکر
مشاهده پاسخ دکتر
7
تشکر

سلام جناب آقای دکتر
با عرض پوزش اینجانب سوالی نداشتم فقط میخواستم بگویم با تشکر از اینکه به سوالات اینجانب و افراد دیگر به نحو احسنت پاسخ میدهید.
با تشکر و سپاس فراوان.
مشاهده پاسخ دکتر
8
خیال پردازی افراطی

سلام دکتر، جاهای مختلفی برای حل مشکلم گشتم ولی آخر نفهمیدم تو کدوم دسته از بیمارین روانی قرار میگیرم:)
21سالمه ،ذهن خلاقی دارم ،جوری که اگه شما بهم یه کلمه بدید براتون یه شعر باهاش درست میکنم ،علاوه براین معمولا در طی روز خیال پردازی افراطی میکنم ،اگه اتفاقی اطرافم بیفته که برام جذابیت خاصی داشته باشه ازش تو ذهنم فیلم سینمایی میسازم ،اگه لغت جالبی رو ببینم ممکنه باهاش داستان بسازم، حتی شده به جای شخصیت هاشون حرف بزنم (بیشتر جنبه تفریحی برام داره)،دوران بچگی عاشق این قسمت بودم که شب بشه بتونم تو سکوت 4 ساعت از همه مسائل روزمره یه داستانی درست کنم یا به نحوی مرورشون کنم یا یه تغییرات جزئی که علاقه داشتم اتفاق بیفته توش بدم . خلاصه من از بچگی با این تیپ شخصیت بار اومدم ، تا اونجا که یادمه ،من هیچ وقت منظم نبودم ،مثلا وقتی از مدرسه میومدم یا الان که از دانشگاه میام . اگه کیف دستمه وسط حال ولش میکنم یا مانتو رو همین جور میندازم رو زمین .اگه کتابی رو بر میدارم معمولا سرجاش نمی زارم .حتی گاهی از لحاظ ظاهر یادم میره به خودم برسم ، کل سال اتاقی که دست من هست به قدری شلوغ وپر از کاغذباطله یا کتابای پهن شده وسط زمین یا لباس هایی که یادم رفته آویزون کنم میشه که حتی خودمم نمیتونم پامو راحت وسط این همه وسیله دراز کنم ،این بی نظمی رو تو بقیه کارامم دارم ،دوران محصلی شاگرد زرنگ وبه شدت بی نظمی بودم ، من از اول دبستان تا سوم دبیرستان تا الان که دانشجوام ، یک روز نشده که با تاخیر نرسم :)حتی سر امتحاناتم این جور تیپی داشتم ودارم ؛همیشه دقیقه آخری بودم ؛اگه قرار بود تصمیم بگیرم ثانیه آخر میگرفتم . خلاصه من تایم خاصی برای کارام نداشتم ومعمولا دقیقه آخر انجامشون میدادم . امتحانات پایان ترم هم شب آخری تا صبح میخوندم ،دوتا مشکل دیگه هم دارم ،من آدرس مکان هارو
نمی تونم درست حفظ کنم حتی اونایی که بیشتر از یک بار رفتم،ولی اگه از قبل بنویسمش مشکلی تو پیدا کردن ندارم ،پیش میاد که تو تشخیص صورت بعضی از دوستامم گاها دچار مشکل میشم ،نو جوان که بودم وقتی درس میخوندم با یه صدای تلوزیون حواسم پرت میشد حالا نمیدونم این اختلال تشخیص هم ربطی به حواس پرتیم داره یانه ، تا حدود زیادی باصدا یا تو شلوغی قدرت تمرکزم پایین میاد
الان مشکل اصلیم داستان سازی هست که خودکار ذهنم انجام میده ؛ (البته رمان خوندنم خیلی دوست دارم) من وقتی کنکور داشتم یه داستان مصور 30 قسمتی نوشتم . واین کار انرژی زیادی ازم گرفت که میتونستم صرف درس خوندن کنم ، مجددا اگه بخوام برای ارشد بخونم میترسم مثل گذشته تو این جور مسائلی بیفتم .اگه این جور اختلالی تو روان پزشکی هست ،من رو یه راهنمایی خواهشا بکنید
مشاهده پاسخ دکتر
9
معتاد شیشه

سلام
آقای دکتر محمدپور برادرم چند سال پیش معتاد به شیشه بوده و البته با کمک خانواده ترک کرده تحت نظر دکتر داروهایی مصرف میکنه ولی باز دوباره علایم شیشه برگشته با خودش خیلی حرف میزنه ما باید چیکار کنیم ؟؟؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
دوره درمانی دوقبی بودن

سلام من زمان طولانی که این مشکل رو دارم علاوه بر اون زمینه ژنیتکی و بیماری هود آزاری دارم برای درمان باید چیکار کنم؟ مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 بعدی »