کمبود تمرکز بیش فعالی (نقش پدر و مادر)

 

کمبود تمرکز بیش فعالی یکی از مشکلاتی است که همیشه مورد توجه من بوده است. شاید علت   این باشد که در بستگان نزدیک خودم و در مهمانی های خانوادگی با چنین بچه های ناآرامی زیاد برخورد داشته ام . درطی سالها تجربه بالینی و کار روانپزشکی با کودکان و نوجوانان زیادی که دچاراین مشکل بوده اند برخوردداشته ام.

کودکانی که از سالهای دبستان نزد من آورده شده اند و الان دانشجو هستند.دراین میان گروه دیگری از فرزندان بودند که هر وقت اوضاع درسی  شان خراب می شد مادر پدرها نزد من می آوردند.

یک سری دیگر از افراد دچار کمبود تمرکز و بیش فعالی نوجوانانی بودند که بعلت مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری،قلدری ودعوا،بی اعتنایی و حتی کتک کاری با پدرمادر ونیز دزدیدن اموال و  پول داخل خانه   و مصرف مواد روانگردان نزد من آورده می شدند .جالب اینکه خیلی از این نوجوانان مشکل دار  سابقه دوره هایی از درمان دارویی نزد روانپزشک داشتند اما متأسفانه مشغولیت مادر پدر،مشکلات مالی،انکاروجود اختلال توسط پدر   مادر و یا فشار اطرافیان مانند پدر بزرگ مادر بزرگ سبب شده بود درمان قطع شود و مشکل روز بروز بیشتر شود .

عمیقا باور دارم که آینده کودکان دچار کمبود تمرکز بیش فعالی در دستان مادر پدر آنهاست و این را به چشم دیده ام.مادران و پدرانی که بطور منظم ومداوم فرزندانشان را برای درمان می آورند ،چه در گرمای تابستان و چه درسرمای زمستان و حتی از نقاط دور (مانند کردستان یا لرستان) بهترین پاداش را گرفته اند یعنی کنترل بیش فعالی کمبود تمرکز و اتمام دوره دبیرستان وبعضا شروع دانشگاه.نوجوانی که توانسته دبیرستان را تمام کند یعنی توانسته رفتار خود را کنترل و تنظیم کند و بر مشکلات بیماری خودش غلبه کند.

بنابراین تکرار می کنم که نقش پدر و مادر در سرنوشت کودک دچارکمبود تمرکز بیش فعالی بسیار مهم است و البته در اکثریت مواردی که دیدم مادر سهم عمده ای در درمان و پیشگیری مشکلات فرزند داشت و متأسفانه پدر هم بیشترین سهم را در قطع درمان و انکار بیماری!

222

کمبود تمرکز بیش فعالی به هیچ وجه بیماری ساده ای نیست بلکه از دو جهت بسیار پیچیده است یک جهت آن از نظر شناخت مکانیسم سبب شناسی بیماری و جایگاه آن در مغز است که هنوز ابهامات زیادی دارد و جهت دیگر آن تاثیر عمیق و نافذی است که بر تمامی جنبه های هیجانی و رفتاری کودک   تا بزرگسالیش می گذارد.یادمان باشد که در اکثریت موارد کمبود تمرکز بیش فعالی پا به دنیای بزرگسالی می گذاردو مرد یا زنی که مثلا۲۵یا ۳۰یا ۳۵ساله است هنوز با پیامدهای این اختلال درگیر است،بی نظمی و عدم تداوم شغلی و تغییر  مکررشغل،فراراز سربازی، طلاق وشکست در ازدواج وحتی شکست در دوستیابی ،بحرانهای عاطفی، تصمیم گیریهای ناگهانی وغلط،عدم درس گرفتن از گذشته ودرنتیجه عدم پیشرفت از پیامدهای اختلال کمبود تمرکز بیش فعالی هستند.در موارد بدتر ،بزه کاری و مشکلات قانونی و زندان  ونیز اعتیاد به انواع مواد مخدر نیز رخ می دهد.

بنابراین آنچه که در کودکی به شکل شیطنت کودکانه و دوست نداشتن درس ومدرسه و نمرات پایین درسی و انضباطی شمرده می شود بارشد کودک و رسیدن به بزرگسالی می تواند ابعاد فاجعه باری پیدا کند. ودراین زمان کجا هستند آنهایی که مادر پدر را از درمان منع می کردند و می گفتند:[این بچه هیچ مشکلی نداره،خیلی هم خوبه ، بیخود روبچه اسم نذارین،بزرگ بشه خوب میشه ، باباشم همینطوری بود،داییش هم همینطوری بود ] .

من همیشه معتقدم که پذیرفتن نقصها و مشکلات ما انسانها نیاز به قدرت درونی دارد.برای اینکه ما مشکلی به نام افسردگی یا اضطراب یا مشکل شخصیتی را درخودمان بپذیریم باید به اندازه کافی قوی باشیم.

در مورد مادر  و پدری  که فرزند شان دچار کمبود تمرکز بیش فعالی و حتی مشکلاتی مثل اضطراب،افسردگی و وسواس است نیز همینگونه است.مادر پدر باید قدرت درونی بالایی داشته باشند تا بپذیرند فرزندشان مشکلاتی دارد.

111

چرا انتظار داریم که کسی کمتر از گل به فرزندمان نگوید یا به او یاداوری نکند که بالای چشمش ابروست!؟                                                 باید بپذیریم که تربیت فرزند کاری است بسیار مشکل و مشقت دارد و بایدرنج و مشقت درمان فرزندمان را بپذیریم تا در بزرگسالی از مشکلات مصیبت بار دور شویم.

باید بگویم در طی سالیان درازی که با بیماران اعتیادی سرو کار داشته ام درصدبالایی  از آنها سابقه مشکلات رفتاری ،هیجانی و تمرکزداشته اند که متأسفانه به درمان آنها بی توجهی شده بود.بنابراین اکیدا توصیه می کنم که برای درمان کودک یا نوجوان مان  هیچ وقت دیر نیست.

پرخوری  و زیاده روی در خوردن، در کودکان دچار بیش فعالی کمبود تمرکز ١٢ برابر بیشتر از سایر کودکان است. درواقع این پرخوری نوعی مشکل درکنترل تکانه است یعنی کودک نمی تواند کنترل درستی بر غذا خوردن خود داشته باشد و این مساله چیزی فراتر از احساس گرسنگی است.

5

به همین  ترتیب افزایش وزن و حتی چاقی در کودکان دچار بیش فعالی کمبود تمرکز بیشتر از سایرین دیده میشود .اگرچه بعضی از داروهایی که در درمان بیش فعالی و کمبود تمرکز بکار می روند می توانند سبب افزایش اشتهای کودک شوند اما داروهای محرک می توانند از این مشکل جلوگیری کنندودرنتیجه کاربردمضاعفی دارند. در واقع ممکن است مسیرهای مغزی مشابهی در مورد بیش فعالی کمبود تمرکز و پرخوری   و اساسا مشکل کنترل تکانه وجود داشته باشد.

دکتر مجید محمدپور دکتر روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
بیماری دوقطبی

سلام.خسته نباشیدمن از بچگی وسواس شدید فکری و عملی داشتم و متاسفانه خیلی دیر شروع به درمان کردم.از اواخر دوران دبیرستان افسردگی هم گرفتم بطوریکه یک بار دست به خودکشی زدم و معافیت سربازی هم به همین دلیل گرفتم.از حدود 12سال پیش من تحت درمان بودم داروهای مختلفی خوردم ولی تقریبا بی اثر بودند هم افسردگی دارم هنوز هم وسواس.داروهای که هم اکنون هم میخورم وینابید75،نوروتریپتیلین 25،سرترالین 100،آلپرازولام 0.5،و پرانول هست.چیزی که مدتها فکرمو مشغول کرده اینه که من خیلی از علایم بیماری دوقطبی رو دارم،مثلا گاهی بسیار پر انرژی هستم و باید کاری انجام دهم حتی این انرژی زیاد ممکنه شب تا صبح باشه و کوچکترین علامتی از خواب ندارم،یا ولخرجی های ناگهانی بدون هیچ قصد و قرضی بعد سریعا گوشی موبایل میخرم در صورتی که قبلش هیچ فکری بهش نکردم و چند علامت دیگر.میخواستم ببینم امکان داره وسواس و افسردگیم تبدیل به دوقطبی شده باشد.ممنون مشاهده پاسخ دکتر
2
ترک اعتیاد تریاک

سلام اقای دکتر ، روش ترک اعتیاد به تریاک با نوپرونورفین موثرتر است یا با شربت تریاک به صورت تدریجی مشاهده پاسخ دکتر
3
ترک اعتیاد

سلام برادرم 20 سال اعتیادموادداردوالان حدود20 روزاست درکمپ به سر می برد گویاآنجابی قراری می کنددرملاقاتی که یکهفته پیش داشتیم گفت دوباره تمدیدنکینیم نظرشما رامی خواستم بدانم درضمن 36 ساله است ومدیرکمپ می گویدبایدبماند مشاهده پاسخ دکتر
4
افسردگی

چگونه بر افسردگی نوجوانان غلبه کنیم مشاهده پاسخ دکتر
5
بررسی علایم دوقَطبی

با عرض سلام و خسته نباشید
من 21 سالمه و دانشجوم...اکثر روزا با مشکل بی خوابی دست و پنجه نرم میکنم.. شبا نمیتونم زود بخوابم روزاهم سریع از خواب بیدار میشم(معمولا6).. در محیط خابگاهیی با دوستانم که دیر میخوابیم ان ها تا 12 ظهر روز بعد میخوابند ولی من نهایتا تا8 میخوابم و بعدش کسل و خسته ام.. اکثر اوقات در رخت خوابم و با وجود اینکه کاری نکردم احساس خستگی میکنم... درکودکی رفتار هایی متفاوت از بقیه داشتم بغضی وقت ها حس میکنم از بقیه برترم وبا بقیه فرق دارم ولی دراکثر مواقع خودم را پایینتر از بقیه میبینم... ازتنهایی لذت مییرم و خجالتی هستم و ددست ندارم توی جنع حاظر شوم و صحبت کردن در جمع برایم بسیار مشکل است...تصمیم به تغییر زندگی میگی م ولی در مرحله ی اجرا به مشکل برمیخورم..
مشاهده پاسخ دکتر
6
دوقطبی

سلام وقتتون به خیر.همسربنده چندساله که دارومصرف میکنه البته نه مرتب.پیش چندروانپزشک رفتیم داروهاش الانزاپین ریسپریدون لیتیم کربنات دی والپروئکس سدیم اریپیرازول بوده.میخوام بدونم مریضیش چی هست؟تشخیص قطعی چیه؟ مشاهده پاسخ دکتر
7
اختلال دو قطبي

سلام آقاي دكتر
من دختر ١٨ ساله هستم، مادرم بيماري دو قطبي داره، من از همون اول زندگيم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكردم و صحنه هاي وحشتناكي كه از دوران بيماري مادرم ميديدم در ضمير ناخوداگاه من بسيار تاثير گذاشته ...
حدود دو سال هست كه به خودم مشكوك شدم ك من هم اين اختلال رو داشته باشم، روانپزشك رفتم و افسردگي تشخيص داد و قرصايي مث فلوكستين برام تجويز كرد و چند قرص فرعي
ولي هنوز هم فكر ميكنم كه اين مشكلو دارم و احساس ميكنم دكتر ها هيچ اهميتي نميدند و فقط دنبال پول هستند براي همين نميتونم به نظرش اعتماد كنم و فقط ميخوام زودتر پيشگيري كنم

اميدوارم شما بتونيد مشكل من رو تشخيص بديد ، با اينكه ترجيح ميدادم حضوري باهاتون صحبت كنم اما سايت رو گشتم و ادرس مطبي از شما نديدم
خب اقاي دكتر من به شدت دمدمي مزاج هستم.. امروز صبح از خواب بيدار ميشم و شادي زيادي در درونم هست ، در حال خنده و شادي كه هستم، يك لحظه انگار روحم مي ايسته و سريع يه افسردگي احاطم ميكنه و هيچ كنترلي نه روي شاديم نه روي افسردگيم ندارم
تو اين دو سال متوجه شدم كه بعضي اوقات دوره هاي نزديك شيدايي رو تجربه ميكنم ، اين دوره هام گرايش به عرفان دارم و جهان بينيم شاعرانس و احساساتم زياد ميشه ، رقص هاي شيدا گونه اي انجام ميدم ك ياداور دوران شيدا يي مادرم برامه و وقتي اينكارا رو ميكنم يه حمله عصبي بهم دست ميده و تمام خاطراتم جلوي چشمم مياد و هيستريك ميشم و بعضي اوقات به لرزش ميفتم
و بعد از اين دوران وارد دوره هاي افسردگي يا تركيبي ميشم ، دوره اي كه واقعا هيچ كسي برام اهميت نداره و خودمو تنها ميبينم و هيچ اهميتي به هيچ چيزي نميدم و هيچ چيزي نميتونه خوشحالم كنه و كسل و بي حوصله و سرد و بي ميل ميشم ...
اقاي دكتر من واقعا چ مرضي دارم؟ واقعا دچار اختلال دو قطبي هستم يا فقط دچار خود بيمار پنداري و ترس و تقليد رفتار هاي مادرم در اوقات بيماريش؟
ميدونم اين يه دمدمي مزاجي ساده نيست !
مشاهده پاسخ دکتر
8
حالم از خودم بهم میخوره

دیگه احساس میکنم بمیرم واقعا برام بهتره.
هیچ امیدی به خوب شدنم ندارم.۸ ساله که می رم دکتر و قرصای وسواسی میخورم ولی انگار نه انگار.اخیرا فهمیدم که اختلال دوقطبی هم دارم.میدونم با این شرایط سربازی رفتن غیر ممکنه برام چون میدونم حالم خیلی بد میشه.بدیش اینه که همه فک میکنن سالمی ولی از دورن روز به روز پیر تر میشی داغونتر میشی.هر دختری که سمتم میاد پسش میزنم چون احساس میکنم خیلی داغونم.همون بمیرم خیلی بهتره
مشاهده پاسخ دکتر
9
بابت ترک شیره تریاک

باسلام وخسته نباشید وممنون که مشورت میدهید اولا اینکه من اعتیاد به شیره تریاک پیدا کردم وبه انداختن ان هم بدلیل شرایط کاریم
وآیا شیره روزی 2گرم می اندازم وچون شرایطش را ندارم قرارهبا ب2ترک بکنم به نظرتون جواب میده چون واقعا استرس دارم ومیترسم موفق آمیز نباشه
درکل درمورد ترک شیره توضیح ومشورتی بدید تا دلگرم بشوم
مشاهده پاسخ دکتر
10
اختلال

سلام خدمت شما،من دانشجوي كارشناسي هستم،
تا زماني كه يادم مياد هميشه تصميم ميگرفتم با شوق زياد ولي بعد يكي دوساعت يادم ميرفت و فراموشش ميكردم،الان اين موضوع خيلي شديد شده،يهو غم و اندوه شديد ميگيرم و هيچ چيز نميتونه حالم رو خوب كنه،از اون طرف بعضي موقع ها بازفكر كردن به زندگي خوب خيلي انگيزه ميگيرم و برنامه ميچينم،اخيرا كمتر برنامه ميچينم و نااميد شدم،ميدونم كه همش يه فكر ه كه بايد بگذره؟هروقتمن هميشه يادم ميره كه چه بلايي سرم اومده و چه اتفاقي برام افتاده،هيچ تجربه اي رو نميتونم درك كنم،سوالم اينه كه اين يك اختلال هست؟چون واقعا منو زمين گير كرده و به فكر هاي بد ميافتم حتي بعضي موقع ها كه حالت تعادل دارم،روانشناس هم نتونسته كمكم كنه و كاملا نا اميد شدم،از تكنيك cbtبرا درمانم استفاده كرده،به خاطر ترس و مذهب هنوز كار دست خودم ندادم
مشاهده پاسخ دکتر