بی خوابی

اگر بی خوابی شبانه دارید، حتماً بخوانید

 بی خوابی یعنی بی خوابی ، تعریف دیگری ندارد. بی خوابی مشکل شایعی است که مردم کمتر بدنبال درمان آن می روند. بی خوابی به خودی خود می تواند باعث مشکلات جدی در فرد شود.

در بسیاری موارد افراد با مصرف سر خود و طولانی مدت قرصهای خواب آور سعی در رفع این مشکل دارند. بی خوابی علتهای مختلفی دارد، مانند : مشکلات هیجانی روزمره ، بیماریهای همراه با درد ، سندرم پای بی قرار ، اختلال اضطراب یا افسردگی یا وسواس فکری ، مصرف مواد محرک و مخدر.

گاهی ممکن است فرد به راحتی به خواب برود اما در طول خواب بارها از خواب بیدار شود و فردای آنروز هم چیزی بیاد نیاورد ، در این موارد تنها علامت می تواند خواب آلودگی در طول روز باشد.

نیاز به خواب با افزایش سن کاهش می یابد و الگوی آن نیز تغییر می کند.بی خوابی ممکن است در کودکان نیز دیده شود و نیاز به درمان داشته باشد.بی خوابی در کودکان مشکلی است که اخیراً توجه بیشتری به آن می شود.کودکان پیش دبستانی نیاز به ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب دارند و کودکان نوپا ۱۱ تا ۱۴ ساعت .بزرگسالان به ۷ تا ۹ ساعت خواب و سالمندان به ۷ تا ۸ ساعت خواب نیاز دارند.

بی خوابی چه مشکلی ایجاد می کند؟

بی خوابی سبب اختلال در تمرکز و حافظه و میل جنسی می شود.سبب تشدید افسردگی می گردد.می تواند سبب حوادث مرگبار شغلی و رانندگی و هوایی شود.در کودکان بی خوابی سبب بروز مشکلات رفتاری و یادگیری و نیز تشدید مشکلات ناشی از بیش فعالی کمبود تمرکز می گردد.

چگونه می توان خواب بهتری داشت؟

۱.هنگامی به رختخواب بروید که خوابتان می آید.

۲.هر روز سر ساعت مشخصی از خواب بلند شوید(حتی اگر خیلی دیر بخواب رفته باشید).

۳.از مصرف چای ، قهوه ، سیگار از ابتدای شب خودداری کنید.

۴.مطمئن شوید که دمای اتاق بیش از حد گرم یا سرد نیست و پر نور یا بد بو نیست.

۵. دیر وقت شام نخورید و از خوردن غذای سنگین و حجیم قبل از خواب خودداری کنید.

 ۶.هرگز با موبایل و تبلت و لپ تاب به رختخواب نروید ، هرگز.

۷.یک ساعت قبل از خواب تبلت و موبایل و لپ تاب و کامپیوتر خود را خاموش کنید و کنار بگذارید.روشنایی صفحه مانیتور این وسایل ریتم شبانه روزی خواب را تحت تاثیر قرار می دهد.

۸.اگر خوابتان نمی برد جای خوابتان را در خانه عوض کنید.

۹.به یک موسیقی ملایم یا رادیو یا یک کتاب صوتی گوش فرا دهید.این کار باعث افزایش تمرکز، ایجاد یک احساس خوب و کاهش افکار مزاحم می شود.مرور یک خاطره آرامش بخش و مثبت همین کار را می کند.

۱۰.مزاحم خواب دیگران نشوید!

۱۱.اگر خوابتان نمی برد سعی کنید چشمانتان بسته نشود و خوابتان نبرد! ( متناقض به نظر می رسد اما کار می کند).

۱۲.اگر هنوز خوابتان نبرده است بلند شوید ، چراغ را روشن کنید و به کار مشغول شوید.( مطالعه ، دم کردن و نوشیدن دمنوش آرام بخش ، خوردن میوه ، آب دادن به گلدانها یا باغچه ، باز کردن پنجره و نگاه کردن بیرون ، یک حمام گرم و کوتاه ، بیرون رفتن از خانه برای تغییر دمای بدن).

۱۳.نگرانی از بی خوابی خودش سبب بی خوابی می شود پس سعی کنید آرام باشید و افکار منفی را از خود دور کنید. به خود بگویید که در عوض فردا حسابی خواهم خوابید ، با نخوابیدن امشب زمین به آسمان نمی رسد.

۱۴.اگر دچار احساس بی قراری در پاها هستید پاهایتان را از بالای زانو با آب سرد بشویید ولی آن را کاملاً خشک نکنید. بعضی افراد روی فرش می خوابند و پای خود را روی زمین سرد می گذارند.

۱۵.وقتی با احساس خشم و رنجش یا حالت انتظار و یا یک نگرانی در مورد فردا به رختخواب می روید انتظار خواب خوبی نداشته باشید.اگر بی خوابی شما بیش از ۳-۲ ماه طول کشید و یا تاثیر زیادی بر شما گذاشت حتماً باید از متخصص کمک بگیرید.اما اگر قرار باشد قبل از آن فقط یک کار انجام دهید یاد گرفتن و تمرین مراقبه (Meditation ) است ، شاید این تمرین مشکل خوابتان را برطرف کند.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
بیماری دوقطبی

سلام.خسته نباشیدمن از بچگی وسواس شدید فکری و عملی داشتم و متاسفانه خیلی دیر شروع به درمان کردم.از اواخر دوران دبیرستان افسردگی هم گرفتم بطوریکه یک بار دست به خودکشی زدم و معافیت سربازی هم به همین دلیل گرفتم.از حدود 12سال پیش من تحت درمان بودم داروهای مختلفی خوردم ولی تقریبا بی اثر بودند هم افسردگی دارم هنوز هم وسواس.داروهای که هم اکنون هم میخورم وینابید75،نوروتریپتیلین 25،سرترالین 100،آلپرازولام 0.5،و پرانول هست.چیزی که مدتها فکرمو مشغول کرده اینه که من خیلی از علایم بیماری دوقطبی رو دارم،مثلا گاهی بسیار پر انرژی هستم و باید کاری انجام دهم حتی این انرژی زیاد ممکنه شب تا صبح باشه و کوچکترین علامتی از خواب ندارم،یا ولخرجی های ناگهانی بدون هیچ قصد و قرضی بعد سریعا گوشی موبایل میخرم در صورتی که قبلش هیچ فکری بهش نکردم و چند علامت دیگر.میخواستم ببینم امکان داره وسواس و افسردگیم تبدیل به دوقطبی شده باشد.ممنون مشاهده پاسخ دکتر
2
ترک اعتیاد تریاک

سلام اقای دکتر ، روش ترک اعتیاد به تریاک با نوپرونورفین موثرتر است یا با شربت تریاک به صورت تدریجی مشاهده پاسخ دکتر
3
ترک اعتیاد

سلام برادرم 20 سال اعتیادموادداردوالان حدود20 روزاست درکمپ به سر می برد گویاآنجابی قراری می کنددرملاقاتی که یکهفته پیش داشتیم گفت دوباره تمدیدنکینیم نظرشما رامی خواستم بدانم درضمن 36 ساله است ومدیرکمپ می گویدبایدبماند مشاهده پاسخ دکتر
4
افسردگی

چگونه بر افسردگی نوجوانان غلبه کنیم مشاهده پاسخ دکتر
5
بررسی علایم دوقَطبی

با عرض سلام و خسته نباشید
من 21 سالمه و دانشجوم...اکثر روزا با مشکل بی خوابی دست و پنجه نرم میکنم.. شبا نمیتونم زود بخوابم روزاهم سریع از خواب بیدار میشم(معمولا6).. در محیط خابگاهیی با دوستانم که دیر میخوابیم ان ها تا 12 ظهر روز بعد میخوابند ولی من نهایتا تا8 میخوابم و بعدش کسل و خسته ام.. اکثر اوقات در رخت خوابم و با وجود اینکه کاری نکردم احساس خستگی میکنم... درکودکی رفتار هایی متفاوت از بقیه داشتم بغضی وقت ها حس میکنم از بقیه برترم وبا بقیه فرق دارم ولی دراکثر مواقع خودم را پایینتر از بقیه میبینم... ازتنهایی لذت مییرم و خجالتی هستم و ددست ندارم توی جنع حاظر شوم و صحبت کردن در جمع برایم بسیار مشکل است...تصمیم به تغییر زندگی میگی م ولی در مرحله ی اجرا به مشکل برمیخورم..
مشاهده پاسخ دکتر
6
دوقطبی

سلام وقتتون به خیر.همسربنده چندساله که دارومصرف میکنه البته نه مرتب.پیش چندروانپزشک رفتیم داروهاش الانزاپین ریسپریدون لیتیم کربنات دی والپروئکس سدیم اریپیرازول بوده.میخوام بدونم مریضیش چی هست؟تشخیص قطعی چیه؟ مشاهده پاسخ دکتر
7
اختلال دو قطبي

سلام آقاي دكتر
من دختر ١٨ ساله هستم، مادرم بيماري دو قطبي داره، من از همون اول زندگيم با اين مشكل دست و پنجه نرم ميكردم و صحنه هاي وحشتناكي كه از دوران بيماري مادرم ميديدم در ضمير ناخوداگاه من بسيار تاثير گذاشته ...
حدود دو سال هست كه به خودم مشكوك شدم ك من هم اين اختلال رو داشته باشم، روانپزشك رفتم و افسردگي تشخيص داد و قرصايي مث فلوكستين برام تجويز كرد و چند قرص فرعي
ولي هنوز هم فكر ميكنم كه اين مشكلو دارم و احساس ميكنم دكتر ها هيچ اهميتي نميدند و فقط دنبال پول هستند براي همين نميتونم به نظرش اعتماد كنم و فقط ميخوام زودتر پيشگيري كنم

اميدوارم شما بتونيد مشكل من رو تشخيص بديد ، با اينكه ترجيح ميدادم حضوري باهاتون صحبت كنم اما سايت رو گشتم و ادرس مطبي از شما نديدم
خب اقاي دكتر من به شدت دمدمي مزاج هستم.. امروز صبح از خواب بيدار ميشم و شادي زيادي در درونم هست ، در حال خنده و شادي كه هستم، يك لحظه انگار روحم مي ايسته و سريع يه افسردگي احاطم ميكنه و هيچ كنترلي نه روي شاديم نه روي افسردگيم ندارم
تو اين دو سال متوجه شدم كه بعضي اوقات دوره هاي نزديك شيدايي رو تجربه ميكنم ، اين دوره هام گرايش به عرفان دارم و جهان بينيم شاعرانس و احساساتم زياد ميشه ، رقص هاي شيدا گونه اي انجام ميدم ك ياداور دوران شيدا يي مادرم برامه و وقتي اينكارا رو ميكنم يه حمله عصبي بهم دست ميده و تمام خاطراتم جلوي چشمم مياد و هيستريك ميشم و بعضي اوقات به لرزش ميفتم
و بعد از اين دوران وارد دوره هاي افسردگي يا تركيبي ميشم ، دوره اي كه واقعا هيچ كسي برام اهميت نداره و خودمو تنها ميبينم و هيچ اهميتي به هيچ چيزي نميدم و هيچ چيزي نميتونه خوشحالم كنه و كسل و بي حوصله و سرد و بي ميل ميشم ...
اقاي دكتر من واقعا چ مرضي دارم؟ واقعا دچار اختلال دو قطبي هستم يا فقط دچار خود بيمار پنداري و ترس و تقليد رفتار هاي مادرم در اوقات بيماريش؟
ميدونم اين يه دمدمي مزاجي ساده نيست !
مشاهده پاسخ دکتر
8
حالم از خودم بهم میخوره

دیگه احساس میکنم بمیرم واقعا برام بهتره.
هیچ امیدی به خوب شدنم ندارم.۸ ساله که می رم دکتر و قرصای وسواسی میخورم ولی انگار نه انگار.اخیرا فهمیدم که اختلال دوقطبی هم دارم.میدونم با این شرایط سربازی رفتن غیر ممکنه برام چون میدونم حالم خیلی بد میشه.بدیش اینه که همه فک میکنن سالمی ولی از دورن روز به روز پیر تر میشی داغونتر میشی.هر دختری که سمتم میاد پسش میزنم چون احساس میکنم خیلی داغونم.همون بمیرم خیلی بهتره
مشاهده پاسخ دکتر
9
بابت ترک شیره تریاک

باسلام وخسته نباشید وممنون که مشورت میدهید اولا اینکه من اعتیاد به شیره تریاک پیدا کردم وبه انداختن ان هم بدلیل شرایط کاریم
وآیا شیره روزی 2گرم می اندازم وچون شرایطش را ندارم قرارهبا ب2ترک بکنم به نظرتون جواب میده چون واقعا استرس دارم ومیترسم موفق آمیز نباشه
درکل درمورد ترک شیره توضیح ومشورتی بدید تا دلگرم بشوم
مشاهده پاسخ دکتر
10
اختلال

سلام خدمت شما،من دانشجوي كارشناسي هستم،
تا زماني كه يادم مياد هميشه تصميم ميگرفتم با شوق زياد ولي بعد يكي دوساعت يادم ميرفت و فراموشش ميكردم،الان اين موضوع خيلي شديد شده،يهو غم و اندوه شديد ميگيرم و هيچ چيز نميتونه حالم رو خوب كنه،از اون طرف بعضي موقع ها بازفكر كردن به زندگي خوب خيلي انگيزه ميگيرم و برنامه ميچينم،اخيرا كمتر برنامه ميچينم و نااميد شدم،ميدونم كه همش يه فكر ه كه بايد بگذره؟هروقتمن هميشه يادم ميره كه چه بلايي سرم اومده و چه اتفاقي برام افتاده،هيچ تجربه اي رو نميتونم درك كنم،سوالم اينه كه اين يك اختلال هست؟چون واقعا منو زمين گير كرده و به فكر هاي بد ميافتم حتي بعضي موقع ها كه حالت تعادل دارم،روانشناس هم نتونسته كمكم كنه و كاملا نا اميد شدم،از تكنيك cbtبرا درمانم استفاده كرده،به خاطر ترس و مذهب هنوز كار دست خودم ندادم
مشاهده پاسخ دکتر