چرا دچار بیماری های روحی و روانی می شویم؟

 

برای اینکه توضیح دهم که چرا دچار بیماری های روحی و روانی می شویم؟چگونه ما انسانها دچار بیماری های روحی و روانی می شویم ابتدا باید کارکرد مغز را توضیح دهم. مغز چه وظایفی دارد؟

ابتدایی ترین کار مغز انسان مانند حیوانات تنظیم تنفس، فشارخون، اشتها، رفلکس های مهم وتنظیم هورمون ها می باشد. این قسمت مغز که از نظر تکاملی جزو قسمت های قدیمی آن است درپایین مغز بوده و پایه مغز نامیده می شود. کسانی که دچار مرگ مغزی شده اند و کاندید اهدای عضو هستند، فقط این قسمت مغز آنها کار می کند و قسمت های دیگر مغز برای همیشه از کار افتاده است.

این افراد فاقد هر نوع آگاهی ورفتار هستند. آگاهی چیزی مربوط به کل مغز است و جایگاه خاصی ندارد. مبحث آگاهی موضوعی بسیار مناقشه برانگیز است. فیلسوفان قدیم معتقد به جایگاهی برای روح در مغز بودند.ازنظر رفتاری مغز ما جایگاه احساسات وهیجان ها، افکار، استدلال ها، درک رفتار دیگران، درک حواس پنجگانه، ساخت کلمات و جمله ها ودرک معنی آنها، برنامه ریزی و مدیریت کارها و سرکوب غرایز، اولویت بندی کارها و آینده، نوآوری ها وانتزاع، کنترل هیجان ها، حافظه و یادگیری می باشد.

نحوه عملکرد مغز

حیوانات نیز دارای درک حواس پنجگانه، حافظه، هیجان و یادگیری هستند. بدیهی است که از این نظر بین انسان وحیوانات و نیز بین حیوانات قدیمی مانند خزندگان و دوزیستان و حیوانات جدیدتر مانند پستانداران تفاوت زیادی هست؛ احتمالا شما به سختی میتوانید به یک تمساح یاد بدهید که وقتی به او غذا می دهید، از شما تشکر کند!!! به همین دلیل ما نگهداری گربه وسگ را در خانه به مار و تمساح و لاک پشت ترجیح می دهیم. به عبارت دیگر سگ و گربه باهوش ترند و ارتباط هیجانی خیلی بهتری با انسان برقرار می کنند. این ارتباط هیجانی باحیوانات خانگی می تواند اثر درمانی برای مشکلات هیجانی انسان ها داشته باشد.

یکی از کارهای مهم مغز، ایجاد ارتباط و پیوندی معنی دار بین رفتارها، افکار و احساسات انسان است؛ به گونه ای که بتوانیم تجربه خود را با دیگران هم درمیان بگذاریم درست همانطورکه یک آشپز بین خمیر پنیر، گوشت خام و قارچ یک پیوند خوشمزه برقرار می کند و پیتزا تحویلمان می دهد.

مغز ما نیز در طی تکامل و رشد یاد میگیرد که شرایط و مسایل مختلف اطراف ما را بهم پیوند دهد و به یک مفهوم کلی برسد. فرض کنید فردی لبخند زنان ودرحالی که یک جعبه شیرینی در دست دارد، به سمت شما می آید. دریک لحظه مفهوم (دوستی وشادی ) در ذهن شما شکل می گیرد. یا زمانی که درحال عبور هستید و پرنده ای در نزدیکی شما به هوا می پرد مفهوم (پرنده ترسید) درذهن شما شکل می گیرد. ذهن ما یاد می گیرد جاهای خالی ادراکمان را باتجربیات قبلی خودش و حتی با خیال پردازی و یا دروغ پر کند. بنابراین ما ممکن است اتفاقی را که اصلا رخ نداده با اطمینان برای دیگران تعریف کنیم چرا که گاهی اوقات مغز مان ما را فریب می دهد.

بیماری اوتیسم

اما در مغز افرادیکه دچار اوتیسم هستند برقراری ارتباط بین تجربه های مختلف امکان پذیر نیست. آنها درک کلی و بهم پیوسته ای از جهان و رفتار دیگران ندارند، بنابراین آنها رفتار ما را درک نمی کنند. این وضعیت آنها به درخودماندگی تعبیر می شود. با این وصف آیا یک فرد اوتیسمی می تواند پیتزای قابل قبولی برایمان درست کند!؟ به احتمال بسیار زیاد خیر، اما شاید تمرین آشپزی بتواند به درمان اوتیسم کمک کند!!!

چرا دچار بیماری های روحی می شویم؟

بیست هزار ژن مسئول ساخت کل بدن ما هستند و بیش از یک سوم این ژن ها مسئول ساخت مغز ما با حدود یکصد میلیارد نورون هستند! این مغز صد میلیارد سلولی در طی نه ماه ساخته می شود (یعنی در دوران جنینی روزانه سیصد میلیون نورون مغزی ساخته می شود یا در هر دقیقه ۲۵۰ هزار نورون) بعدازتولد، ساخت نورون ها متوقف می شود؛ اماحجم آنها بیشتر می شود و هر نورون درسال های اول زندگی هزاران انشعاب پیدا می کند که آن را به هزاران نورون دیگر وصل می کند.

بیماری های مغز و اعصاب

با یک حساب ساده وقتی می گوییم یک سوم ژن ها مربوط به مغزاند یعنی یک سوم از بیماری های انسان فقط مربوط به مغز است و یعنی بیماری های مغز یک طرف و بیماری های بقیه بدن یک طرف دیگر! بنابراین متوجه می شویم که بیماری های روحی روانی نه تنها نادر نیستند، بلکه شایع هستند و در هر سنی ممکن است دیده شوند حتی شیرخوارگی!

بیماری های روحی در کودکان

بیماری های روحی که در سال های اول زندگی پدیدار می شوند، بیماری های عصبی رشدی نامیده می شوند و تاثیر عمیقی بر سرنوشت آینده کودک می گذارند. علایم این بیماری ها درکودکان به شکل تاخیر یا توقف رشد رفتاری کلامی هوشی، رفتار یا گفتار آشفته، عدم تناسب بین رفتار و سن کودک، رفتار تکراری، ناتوانی دربازی کردن با سایر کودکان، عدم رشد هوشی وتفاوت زیاد با رفتار دیگر کودکان است.

در خیلی از موارد پدر و مادر متوجه تفاوت هایی بین کودک خود و دیگران می شوند؛ اما نمی توانند براحتی با این مشکل کنار بیایند و آن را بپذیرند. در نتیجه برای درمان مراجعه نمی کنند و در نهایت بهترین زمان درمان را از دست می دهند .چه بسا پدر و مادر زمانی که با مشکلات جدی فرزند خود روبرو می شوند مراجعه می کنند؛ مثلا زمانی که کودک از مدرسه اخراج شده، مدرسه او را ثبت نام نمی کند، در مدرسه نمی تواند صحبت کند یا مشکل بزه کاری، نافرمانی، دزدی، خود زنی، مصرف مواد ،تصادف یا سانحه مرگبار رخ داده است.

بیماری های روحی در کودکان

والدین چنین کودکانی ممکن است به دلیل رفتارهای آشفته کودک خود، منزوی و تنها شده و حتی مجبور شوند تا به تنهایی با مسئولیت رشد و پرورش کودک خود کنار بیایند. در بسیاری از موارد محیط های آموزشی وتحصیلی مناسبی برای این کودکان وجود ندارد و این رنج مضاعفی برای مادران و پدران این کودکان می شود.

در طی این سال های سخت آنها هم ممکن است دچار افسردگی شوند. بیماری های روحی طیف اوتیسم، مشکلات عدم تمرکز بیش فعالی، مشکلات هوشی، مشکلات عصبی حرکتی، مشکلات یادگیری و مشکلات گفتاری جزو این دسته اند. مشکلات دیگری نیزوجود دارند که گر چه قابل طبقه بندی نیستند، اما نیاز به درمان دارند.

وقتی بدنیا می آییم مهمترین دوره شکل گیری مغز ما سپری شده است. مراکز و مدارهای مغزی یا همان سخت افزارهای مغز تشکیل شده و اگر اختلالی در شکل گیری و تکامل جنینی مغز رخ داده باشد، چندان قابل اصلاح نیست.  مادر و پدر وقتی متوجه نقص مغزی نوزاد یا کودک خود می شوند و می بینند کودک رفتار متناسب با سن خود را ندارد (یعنی کودک ٣ساله مانند ٢ ساله رفتار می کند)، باید نسبت به درمان آن اقدام کنند. این مساله درکودکان دچار مشکلات هوشی و عقب ماندگی ذهنی دیده می شود.

عقب ماندگی ذهنی

این که کودکان موجوداتی سر به هوا و بازیگوش و پرانرژی هستند، درست است؛ اما کودکی که مشکل کم تمرکزی یا بیش فعالی یا مشکل یادگیری دارد، وضعیتی به مراتب پیچیده تر دارد. این کودک دچار مشکلات هیجانی تصمیم گیری ورفتاری می شود و نیاز به درمان دارد. شاید سخن گفتن از اضطراب یا وسواس در یک کودک ۴-٣ ساله یا مشکل بی خوابی در کودک ٣ ساله عجیب به نظر برسد؛ اما هست و نیاز به درمان دارد.

خیلی از اوقات ممکن است تشخیص دقیق در کودک میسر نباشد، اما درمان بدون شک لازم است. درمان دارویی و غیردارویی با تغییراتی که در شیمی مغز و نیز رفتار کودک ایجاد می کند، بازخورد او را از محیط اطراف تغییر می دهد؛ بطورمثال کودک کمتر تنبیه می شود، بیشترمورد محبت قرار می گیرد، تغذیه بهتری پیدا می کند، بادیگران بیشتر بازی می کند، اجتماعی تر می شود، احساس ارزشمندی بیشتری می کند و در نهایت مسیر تکامل مغز کودک به سمت بهبودی می رود.

این توانایی شگفت انگیز مغز برای خود ترمیمی پلاستیسیتی مغز نامیده می شود. .به همین دلیل درمان بیماری های روحی روانی و مغزی در کودکی با تغییر مسیر تکاملی مغز، آینده خیلی بهتری را رقم میزند. عدم درمان اضطراب، افسردگی، وسواس، کم تمرکزی، پرخاشگری، مشکلات یادگیری و مشکلات رفتاری در کودک می تواند سبب بزه کاری، قانون گریزی، مصرف مواد، افسردگی، اعتیاد، مشکلات شغلی، خانوادگی و قانونی کودک در بزرگسالی شود.

در بسیاری از موارد پدر و مادر درباره دادن داروی تجویز شده به کودکشان احساس گناه می کنند و به شکلی خود را مقصر می دانند. در نتیجه حاضر نیستند دارو را به کودک بدهند و او را از فایده دارو محروم می کنند. پس می بینید که نقش پدر و مادر در آینده یک کودک چقدر حیاتی و مهم است و اگرآنها در درمان مشکلات فرزندشان کوتاهی کنند، آینده کودک فاجعه بار خواهد بود.

اختلالات روحی

خود من به عنوان درمانگر بارها وبارها با چنین نوجوانان و بزرگسالان سرشار از مشکلات روحی و روانی و درمان نشده  برخورد داشته ام. یادگیری ضعیف در مدرسه، فرار از انجام تکالیف منزل، عدم علاقه به درس، مشکلات انضباطی، فرار از مدرسه، قلدری کردن، حاضر جواب بودن و پرخاشگر بودن تنها قسمتی از علایم این افراد درکودکی است؛ اما پدر و مادر ناآگاه یا بیسواد به جای نگرانی ومراجعه به روانپزشک ترجیح می دهند چشمانشان را بر روی مشکل ببندند و آن را طبیعی جلوه دهند.

بنابراین در دوران کودکی هرچقدر احساس بهتری به کودک بدهیم، انسان سالمتری درآینده خواهیم داشت و هر چه کودک با احساسات منفی، خشونت، تنبیه و مقایسه بیشتری روبرو شود، در بزرگسالی با عقده های بیشتری روبرو خواهدشد.

لوس کردن کودک واژه چندان درست و دقیقی نیست و اگرقرار باشد بین تنبیه و سرزنش و نادیده گرفتن نیازهای کودک از یک طرف و لوس کردن او از طرف دیگر یکی را انتخاب کنیم، لوس کردن کودک به تربیت درست وصحیح نزدیکتر است. دوره کودکی زمان اشتباه و خطا، بازیگوشی وخرابکاری است؛ بنابراین وظیفه پدر و مادر است که جلوی خشم خود را بگیرند و کودک را کتک نزنند. معلم نیز نباید کودک را کتک بزند وتحقیر کند.

بیماری های روحی در  بزرگسالان

احتمالا یکصد سال پیش ما کار کمتری از مغزمان می کشیدیم؛ چرا که در آن زمان نه رادیو و تلویزیون و سینما بود نه ماهواره و تلفن و اینترنت و تبلت، نه کتاب و نه نقشه، نه خیابان و بزرگراه و نه ماشین و نه … در واقع درمقایسه با امروز تقریبا هیچ چیزنبود! به عبارتی بعد از خوردن نان و پنیر و چای در صبح زود به کار کشاورزی و دامداری و یا بازی مشغول می شدیم. در آن زمان خبری از  برنامه ریزی، آینده نگری و انتخاب شغل دوم نبود. بعد از فصل کشاورزی، کار دیگری باقی نمی ماند جز استراحت و خیال پردازی!

اما در تمدن امروزی و دنیای مدرن، تکنولوژی ما را احاطه کرده است. برای موفق بودن باید لحظه به لحظه تصمیم گیری کنیم. باید انتخاب کنیم و صبورباشیم. باید هیجانمان را کنترل کنیم و نباید زود تصمیم بگیریم. نبایدعقب نشینی کنیم. نباید دعوا کنیم بلکه بایدشکایت کنیم. باید مدرسه برویم و کنکور بدهیم. باید هوشمندانه رفتار کنیم و سرعت عمل داشته باشیم. دچار سوءتفاهم نشویم و سوال کنیم. طرح های مختلف بدهیم و نا امید و سر خورده نشویم. باید به موقع بخوابیم و به موقع بلندشویم. بایدفرزندمان را درست تربیت کنیم. باید برای تعطیلاتمان برنامه ریزی کنیم. باید قوانین را رعایت کنیم و برای موفق بودن باید..باید…باید….

بیماری های روحی در بزرگسالان

زندگی درتمدن کنونی به سادگی قدیم نیست. امروزه مابه مهارت های رفتاری عصبی خیلی بیشتری نیاز داریم. مغز ما باید همه این موارد را مدیریت کند. وقتی ما تمرکز کافی نداشته باشیم، اشتباه می کنیم، تصمیم سریع وغلط می گیریم، فرصت ها را از دست می دهیم و نتیجه رفتارهایمان فاجعه بار و چیزی جز مشکلات روحی روانی نخواهد بود.

امروزه جنگ افروزی می کنیم و بعد سلاح های بیشتری می سازیم و بعد با قحطی و بی غذایی و بی آبی روبرو می شویم و در آخر، طبیعت و زمین را تخریب می کنیم. ازطرفی حریم خصوصیمان هم از بین رفته است. ارمغان این وضعیت استرس و فشار است و بعد اضطراب وافسردگی و بیماری های روحی آزار دهنده!

به نظر می رسد این وضعیت پایانی ندارد و بشر قربانی محتوم خلاقیت مغز خویش است. غیر از افسردگی و اضطراب بیماری های روحی دیگری نیز در نوجوانان و بزرگسالان رخ می دهد. اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال هذیانی، اختلال شخصیت، وسواس، اعتیاد، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، فراموشی و زوال عقل، اختلال هویت جنسی و اختلال روان تنی جزو این دسته اند. البته این نوع از بیماری های روحی از جمله: وسواس، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنیا، اختلال هویت جنسی و اختلال خوردن در  کودک نیز می تواند رخ دهد. بنابراین مراقب کودکان و نوجوانان خود بیشتر باشید و با دیدن هر گونه علائم از همان ابتدا به روانپزشک مراجعه کنید.

دکتر مجید محمد پور روانپزشک -شماره تلگرام           ۴۷۲  ۲۲   ۳۲  ۰۹۱۲   

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
ترک اعتیاد

باسلام
خانمی هست 35 ساله که تقریبا 15 ساله اعتیاد به تریاک داره و الان روزی 2 الی 3 گرم تریاک میکشه /الان خیلی ناراحته و میخاد ترک کنه از من کمک گرفته و من با توجه به اطلاعات شخصی خودم فکر میکنم از داروی جایگزین شربت متادون که بتونه کم کم با ی سی کم کنه شروع کنه و البته خودم هم تشویق و روحیه میدم بهش/میخواستم بدونم نظر شما چیه ؟
مشاهده پاسخ دکتر
2
اضطراب

سلام،آقای دکتر من چند سال هست از اضطراب اجتماعی به دلیل خودبدریخت بینی رنج میبرم،اخیرا برای حضور در هر مکانی از قرص پروپانول 20مصرف میکنم،میخواستم بدونم عوارض چاقی در مصرف طولانی پروپانول جدی هست؟ و مدت تاثیر دارو بستگی به دوزش داره؟اگر 2 بار قرص پروپانول 10مصرف کنم علایم اضطراب کاملا کنترل میشه؟با تشکر . مشاهده پاسخ دکتر
3
نامعلوم

سلام من یه دختر ۱۹ ساله هستم. حدودا یکی دوماهه این حالتا بهم دست میده و این یکی دوهفته اخیر دیگه خیلی شدید شده جوری که واقعا اذیت میشم و نمیدونم چرا اینجوری میشم:
چندساعت خیلی خیلی شاد و بیخیال دنیا میشم و کلی نقشه و طرح برای آینده ی دور و نزدیکم میریزم و کلی عاشق زندگی و آدمام و دقیقا چند ساعت بعدش شدیدا افسرده و خسته و داغونم و حس میکنم اصلا آدما الکی به دنیا میان و زندگی میکنن و کاملا به پوچی میرسم و دلم میخواد همش تنها باشم و گریه کنم.
میشه راهنماییم کنید لطفا؟! علت این حالتا چیه و باید چکار کنم؟
مشاهده پاسخ دکتر
4
دو قطبی

دچار بیماری دوقطبی نوع دوم هستم وارد ارتباط عاطفی که میشم دچار چالش میشم بسیار بر روی اعمال و رفتار خود کتر کردم ولی باز همچی خراب میشه حسته شدم و نا امید من نیاز به ارتباط عاطفی پایدار دارم کمکم کنید مشاهده پاسخ دکتر
5
وسواس فکری

با عرض سلام و خسته نباشید اینجانب 35 ساله ام 7 ساله مبتلا به وسواس فکری و عملی ام دکتر رفتم دارو بهم داده ولی به دلیل اینکه از عوارض دارو می ترسم نمی تونم خوب مصرف کنم گاهی اوقات مصرف می کنم همش ترسم از اینکه که مغزم پوک شه دهنم کج شه عقلم از دست بدم . جدیدا لبم تیک می زنه همش نگران اینم که دهنم کج شه نمی دونم چیکار کنم دکتر رفتم گفتن باید دارو مصرف کنی تا علامت رفع شه . نگران از دست دادن خانواده ام هستم نگران اینم که جنون بگیرم و تیمارستان بستری شم . این نگرانی رو دارم . دیوانه ام داره می کنه واقعا دیوانه ام داره می کنه . داروها خواب اور هم هست می خورم گیح می شم من گاهی اوقات مصرف می کنم همیشه مصرف نمی کنم به خاطر ترس از عوارض همیشه مصرف نمی کنم با تشکر اکر میشه راهنمایی ام کنید دکترم خیلی خوبه اعتماد دارم بهش خانم دکتر زهرا ثابت نژاد مطب شون هم تو خیابان گیشا اس مشاهده پاسخ دکتر
6
مسخ شخصیت

باسلام و خسته نباشید خدمت شما اقای دکتر من ۴ سال پیش به علت مصرف حشیش دچار حمله پنیک و بعدش بیماری مسخ شخصیت شدم و طی یکسال و اندی با دارو درمانی به طور کلی درمان شدم .الان ۹ ماهه که دوباره عود کرده البته اینم بگم که من تو زمان بهبودیم مشروب و قلیان هم مصرف میکردم الان هم مسخ دارم و هم وسواس فکری رو مسخ خواستم بدونم ایا من مجددا درمان شدنی هستم یا خیر؟؟؟و ایا ۹ماه زمان زیادی نیست؟؟داروهای ولبان ولاموتیریژن ورییپیریدون و فلووکسامین هم مصرف میکنم .ممنون از شما مشاهده پاسخ دکتر
7
بیماریهای روحی و روانی

سلام، دکتر آیا حساسیت نیز مربوط به وسواس است، مثلا حساسیت به یک صدا یا چیزهای دیگر، آیا این ها هم از مقوله وسواس هاس فکری و عملی هستند. مشاهده پاسخ دکتر
8
دکترها میگویند ترک نکن

سلام . پدرم 71سال دارد.5سال است که به نیت درمان روزی دوبار تریاک مصرف میکنه.بیخوابی ها ودلهره هایش بیشتر شده.همچنین درد استخوانهایش نیز بدتر از قبل شده.افسرده شده.باچند دکتر مشورت کردیم میگن ترک نکن.بکش .فایده ش بیشتراز ضررشه.ولی خودش خسته شده.
لطفا راهنمایی کنین.میترسیم ترکش موجب سکته بشه
مشاهده پاسخ دکتر
9
ترک اعتیاد

سلام اگر یک بچه در سن پنج یا شش سالگی به دلیل موقعیتش به تریاک معتاد شده باشه و شش سال معتادشده باشه امکانش هست بتونه درمان بشه ؟از این جهت میگم که یعنی غدد شبه افیونی بدنش در اون سن کامل بوده که الان دوباره فعال بشه. مشاهده پاسخ دکتر
10
تجاوز

با سلام آقای دکتر
پسر ۲۴ ساله هستم در کودکی که ۹ ساله بودم توسط عموی خودم مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتم در ۱۸ سالگی وارد هلال احمر شدم در آنجا دکتری بود که متوجه افسردگی من شد و داروی زولفت رو تجویز کرد بعد از مصرف حال خوبی داشتم اما الان ۳سال هست که وضعیت تحصیلی و خیلی چیز های دیگه افت شدید کرده دائما به فکر خودکشی و یا کشتن عموی خودم هستم و اینکه خیلی روز ها پر انرژی و خیلی روزها گوشه گیر هستم خواستم بدونم من الان دارای اختلال دو قطبی هستم
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 بعدی »