چرا دچار بیماری های روحی و روانی می شویم

   چرا دچار بیماری های روحی و روانی می شویم؟

 

برای اینکه توضیح دهم که چرا دچار بیماری های روحی و روانی می شویم؟چگونه ما انسانها دچار بیماری های روحی و روانی می شویم ابتدا باید کارکرد مغز را توضیح دهم. مغز چه وظایفی دارد؟

ابتدایی ترین کار مغز انسان مانند حیوانات تنظیم تنفس، فشارخون، اشتها، رفلکس های مهم وتنظیم هورمون ها می باشد. این قسمت مغز که از نظر تکاملی جزو قسمت های قدیمی آن است درپایین مغز بوده و پایه مغز نامیده می شود. کسانی که دچار مرگ مغزی شده اند و کاندید اهدای عضو هستند، فقط این قسمت مغز آنها کار می کند و قسمت های دیگر مغز برای همیشه از کار افتاده است.

این افراد فاقد هر نوع آگاهی ورفتار هستند. آگاهی چیزی مربوط به کل مغز است و جایگاه خاصی ندارد. مبحث آگاهی موضوعی بسیار مناقشه برانگیز است. فیلسوفان قدیم معتقد به جایگاهی برای روح در مغز بودند.ازنظر رفتاری مغز ما جایگاه احساسات وهیجان ها، افکار، استدلال ها، درک رفتار دیگران، درک حواس پنجگانه، ساخت کلمات و جمله ها ودرک معنی آنها، برنامه ریزی و مدیریت کارها و سرکوب غرایز، اولویت بندی کارها و آینده، نوآوری ها وانتزاع، کنترل هیجان ها، حافظه و یادگیری می باشد.

نحوه عملکرد مغز

حیوانات نیز دارای درک حواس پنجگانه، حافظه، هیجان و یادگیری هستند. بدیهی است که از این نظر بین انسان وحیوانات و نیز بین حیوانات قدیمی مانند خزندگان و دوزیستان و حیوانات جدیدتر مانند پستانداران تفاوت زیادی هست؛ احتمالا شما به سختی میتوانید به یک تمساح یاد بدهید که وقتی به او غذا می دهید، از شما تشکر کند!!! به همین دلیل ما نگهداری گربه وسگ را در خانه به مار و تمساح و لاک پشت ترجیح می دهیم. به عبارت دیگر سگ و گربه باهوش ترند و ارتباط هیجانی خیلی بهتری با انسان برقرار می کنند. این ارتباط هیجانی باحیوانات خانگی می تواند اثر درمانی برای مشکلات هیجانی انسان ها داشته باشد.

یکی از کارهای مهم مغز، ایجاد ارتباط و پیوندی معنی دار بین رفتارها، افکار و احساسات انسان است؛ به گونه ای که بتوانیم تجربه خود را با دیگران هم درمیان بگذاریم درست همانطورکه یک آشپز بین خمیر پنیر، گوشت خام و قارچ یک پیوند خوشمزه برقرار می کند و پیتزا تحویلمان می دهد.

مغز ما نیز در طی تکامل و رشد یاد میگیرد که شرایط و مسایل مختلف اطراف ما را بهم پیوند دهد و به یک مفهوم کلی برسد. فرض کنید فردی لبخند زنان ودرحالی که یک جعبه شیرینی در دست دارد، به سمت شما می آید. دریک لحظه مفهوم (دوستی وشادی ) در ذهن شما شکل می گیرد. یا زمانی که درحال عبور هستید و پرنده ای در نزدیکی شما به هوا می پرد مفهوم (پرنده ترسید) درذهن شما شکل می گیرد. ذهن ما یاد می گیرد جاهای خالی ادراکمان را باتجربیات قبلی خودش و حتی با خیال پردازی و یا دروغ پر کند. بنابراین ما ممکن است اتفاقی را که اصلا رخ نداده با اطمینان برای دیگران تعریف کنیم چرا که گاهی اوقات مغز مان ما را فریب می دهد.

بیماری اوتیسم

اما در مغز افرادیکه دچار اوتیسم هستند برقراری ارتباط بین تجربه های مختلف امکان پذیر نیست. آنها درک کلی و بهم پیوسته ای از جهان و رفتار دیگران ندارند، بنابراین آنها رفتار ما را درک نمی کنند. این وضعیت آنها به درخودماندگی تعبیر می شود. با این وصف آیا یک فرد اوتیسمی می تواند پیتزای قابل قبولی برایمان درست کند!؟ به احتمال بسیار زیاد خیر، اما شاید تمرین آشپزی بتواند به درمان اوتیسم کمک کند!!!

چرا دچار بیماری های روحی می شویم؟

بیست هزار ژن مسئول ساخت کل بدن ما هستند و بیش از یک سوم این ژن ها مسئول ساخت مغز ما با حدود یکصد میلیارد نورون هستند! این مغز صد میلیارد سلولی در طی نه ماه ساخته می شود (یعنی در دوران جنینی روزانه سیصد میلیون نورون مغزی ساخته می شود یا در هر دقیقه ۲۵۰ هزار نورون) بعدازتولد، ساخت نورون ها متوقف می شود؛ اماحجم آنها بیشتر می شود و هر نورون درسال های اول زندگی هزاران انشعاب پیدا می کند که آن را به هزاران نورون دیگر وصل می کند.

بیماری های مغز و اعصاب

با یک حساب ساده وقتی می گوییم یک سوم ژن ها مربوط به مغزاند یعنی یک سوم از بیماری های انسان فقط مربوط به مغز است و یعنی بیماری های مغز یک طرف و بیماری های بقیه بدن یک طرف دیگر! بنابراین متوجه می شویم که بیماری های روحی روانی نه تنها نادر نیستند، بلکه شایع هستند و در هر سنی ممکن است دیده شوند حتی شیرخوارگی!

بیماری های روحی در کودکان

بیماری های روحی که در سال های اول زندگی پدیدار می شوند، بیماری های عصبی رشدی نامیده می شوند و تاثیر عمیقی بر سرنوشت آینده کودک می گذارند. علایم این بیماری ها درکودکان به شکل تاخیر یا توقف رشد رفتاری کلامی هوشی، رفتار یا گفتار آشفته، عدم تناسب بین رفتار و سن کودک، رفتار تکراری، ناتوانی دربازی کردن با سایر کودکان، عدم رشد هوشی وتفاوت زیاد با رفتار دیگر کودکان است.

در خیلی از موارد پدر و مادر متوجه تفاوت هایی بین کودک خود و دیگران می شوند؛ اما نمی توانند براحتی با این مشکل کنار بیایند و آن را بپذیرند. در نتیجه برای درمان مراجعه نمی کنند و در نهایت بهترین زمان درمان را از دست می دهند .چه بسا پدر و مادر زمانی که با مشکلات جدی فرزند خود روبرو می شوند مراجعه می کنند؛ مثلا زمانی که کودک از مدرسه اخراج شده، مدرسه او را ثبت نام نمی کند، در مدرسه نمی تواند صحبت کند یا مشکل بزه کاری، نافرمانی، دزدی، خود زنی، مصرف مواد ،تصادف یا سانحه مرگبار رخ داده است.

بیماری های روحی در کودکان

والدین چنین کودکانی ممکن است به دلیل رفتارهای آشفته کودک خود، منزوی و تنها شده و حتی مجبور شوند تا به تنهایی با مسئولیت رشد و پرورش کودک خود کنار بیایند. در بسیاری از موارد محیط های آموزشی وتحصیلی مناسبی برای این کودکان وجود ندارد و این رنج مضاعفی برای مادران و پدران این کودکان می شود.

در طی این سال های سخت آنها هم ممکن است دچار افسردگی شوند. بیماری های روحی طیف اوتیسم، مشکلات عدم تمرکز بیش فعالی، مشکلات هوشی، مشکلات عصبی حرکتی، مشکلات یادگیری و مشکلات گفتاری جزو این دسته اند. مشکلات دیگری نیزوجود دارند که گر چه قابل طبقه بندی نیستند، اما نیاز به درمان دارند.

وقتی بدنیا می آییم مهمترین دوره شکل گیری مغز ما سپری شده است. مراکز و مدارهای مغزی یا همان سخت افزارهای مغز تشکیل شده و اگر اختلالی در شکل گیری و تکامل جنینی مغز رخ داده باشد، چندان قابل اصلاح نیست.  مادر و پدر وقتی متوجه نقص مغزی نوزاد یا کودک خود می شوند و می بینند کودک رفتار متناسب با سن خود را ندارد (یعنی کودک ٣ساله مانند ٢ ساله رفتار می کند)، باید نسبت به درمان آن اقدام کنند. این مساله درکودکان دچار مشکلات هوشی و عقب ماندگی ذهنی دیده می شود.

عقب ماندگی ذهنی

این که کودکان موجوداتی سر به هوا و بازیگوش و پرانرژی هستند، درست است؛ اما کودکی که مشکل کم تمرکزی یا بیش فعالی یا مشکل یادگیری دارد، وضعیتی به مراتب پیچیده تر دارد. این کودک دچار مشکلات هیجانی تصمیم گیری ورفتاری می شود و نیاز به درمان دارد. شاید سخن گفتن از اضطراب یا وسواس در یک کودک ۴-٣ ساله یا مشکل بی خوابی در کودک ٣ ساله عجیب به نظر برسد؛ اما هست و نیاز به درمان دارد.

خیلی از اوقات ممکن است تشخیص دقیق در کودک میسر نباشد، اما درمان بدون شک لازم است. درمان دارویی و غیردارویی با تغییراتی که در شیمی مغز و نیز رفتار کودک ایجاد می کند، بازخورد او را از محیط اطراف تغییر می دهد؛ بطورمثال کودک کمتر تنبیه می شود، بیشترمورد محبت قرار می گیرد، تغذیه بهتری پیدا می کند، بادیگران بیشتر بازی می کند، اجتماعی تر می شود، احساس ارزشمندی بیشتری می کند و در نهایت مسیر تکامل مغز کودک به سمت بهبودی می رود.

این توانایی شگفت انگیز مغز برای خود ترمیمی پلاستیسیتی مغز نامیده می شود. .به همین دلیل درمان بیماری های روحی روانی و مغزی در کودکی با تغییر مسیر تکاملی مغز، آینده خیلی بهتری را رقم میزند. عدم درمان اضطراب، افسردگی، وسواس، کم تمرکزی، پرخاشگری، مشکلات یادگیری و مشکلات رفتاری در کودک می تواند سبب بزه کاری، قانون گریزی، مصرف مواد، افسردگی، اعتیاد، مشکلات شغلی، خانوادگی و قانونی کودک در بزرگسالی شود.

در بسیاری از موارد پدر و مادر درباره دادن داروی تجویز شده به کودکشان احساس گناه می کنند و به شکلی خود را مقصر می دانند. در نتیجه حاضر نیستند دارو را به کودک بدهند و او را از فایده دارو محروم می کنند. پس می بینید که نقش پدر و مادر در آینده یک کودک چقدر حیاتی و مهم است و اگرآنها در درمان مشکلات فرزندشان کوتاهی کنند، آینده کودک فاجعه بار خواهد بود.

اختلالات روحی

خود من به عنوان درمانگر بارها وبارها با چنین نوجوانان و بزرگسالان سرشار از مشکلات روحی و روانی و درمان نشده  برخورد داشته ام. یادگیری ضعیف در مدرسه، فرار از انجام تکالیف منزل، عدم علاقه به درس، مشکلات انضباطی، فرار از مدرسه، قلدری کردن، حاضر جواب بودن و پرخاشگر بودن تنها قسمتی از علایم این افراد درکودکی است؛ اما پدر و مادر ناآگاه یا بیسواد به جای نگرانی ومراجعه به روانپزشک ترجیح می دهند چشمانشان را بر روی مشکل ببندند و آن را طبیعی جلوه دهند.

بنابراین در دوران کودکی هرچقدر احساس بهتری به کودک بدهیم، انسان سالمتری درآینده خواهیم داشت و هر چه کودک با احساسات منفی، خشونت، تنبیه و مقایسه بیشتری روبرو شود، در بزرگسالی با عقده های بیشتری روبرو خواهدشد.

لوس کردن کودک واژه چندان درست و دقیقی نیست و اگرقرار باشد بین تنبیه و سرزنش و نادیده گرفتن نیازهای کودک از یک طرف و لوس کردن او از طرف دیگر یکی را انتخاب کنیم، لوس کردن کودک به تربیت درست وصحیح نزدیکتر است. دوره کودکی زمان اشتباه و خطا، بازیگوشی وخرابکاری است؛ بنابراین وظیفه پدر و مادر است که جلوی خشم خود را بگیرند و کودک را کتک نزنند. معلم نیز نباید کودک را کتک بزند وتحقیر کند.

بیماری های روحی در  بزرگسالان

احتمالا یکصد سال پیش ما کار کمتری از مغزمان می کشیدیم؛ چرا که در آن زمان نه رادیو و تلویزیون و سینما بود نه ماهواره و تلفن و اینترنت و تبلت، نه کتاب و نه نقشه، نه خیابان و بزرگراه و نه ماشین و نه … در واقع درمقایسه با امروز تقریبا هیچ چیزنبود! به عبارتی بعد از خوردن نان و پنیر و چای در صبح زود به کار کشاورزی و دامداری و یا بازی مشغول می شدیم. در آن زمان خبری از  برنامه ریزی، آینده نگری و انتخاب شغل دوم نبود. بعد از فصل کشاورزی، کار دیگری باقی نمی ماند جز استراحت و خیال پردازی!

اما در تمدن امروزی و دنیای مدرن، تکنولوژی ما را احاطه کرده است. برای موفق بودن باید لحظه به لحظه تصمیم گیری کنیم. باید انتخاب کنیم و صبورباشیم. باید هیجانمان را کنترل کنیم و نباید زود تصمیم بگیریم. نبایدعقب نشینی کنیم. نباید دعوا کنیم بلکه بایدشکایت کنیم. باید مدرسه برویم و کنکور بدهیم. باید هوشمندانه رفتار کنیم و سرعت عمل داشته باشیم. دچار سوءتفاهم نشویم و سوال کنیم. طرح های مختلف بدهیم و نا امید و سر خورده نشویم. باید به موقع بخوابیم و به موقع بلندشویم. بایدفرزندمان را درست تربیت کنیم. باید برای تعطیلاتمان برنامه ریزی کنیم. باید قوانین را رعایت کنیم و برای موفق بودن باید..باید…باید….

بیماری های روحی در بزرگسالان

زندگی درتمدن کنونی به سادگی قدیم نیست. امروزه مابه مهارت های رفتاری عصبی خیلی بیشتری نیاز داریم. مغز ما باید همه این موارد را مدیریت کند. وقتی ما تمرکز کافی نداشته باشیم، اشتباه می کنیم، تصمیم سریع وغلط می گیریم، فرصت ها را از دست می دهیم و نتیجه رفتارهایمان فاجعه بار و چیزی جز مشکلات روحی روانی نخواهد بود.

امروزه جنگ افروزی می کنیم و بعد سلاح های بیشتری می سازیم و بعد با قحطی و بی غذایی و بی آبی روبرو می شویم و در آخر، طبیعت و زمین را تخریب می کنیم. ازطرفی حریم خصوصیمان هم از بین رفته است. ارمغان این وضعیت استرس و فشار است و بعد اضطراب وافسردگی و بیماری های روحی آزار دهنده!

به نظر می رسد این وضعیت پایانی ندارد و بشر قربانی محتوم خلاقیت مغز خویش است. غیر از افسردگی و اضطراب بیماری های روحی دیگری نیز در نوجوانان و بزرگسالان رخ می دهد. اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اختلال هذیانی، اختلال شخصیت، وسواس، اعتیاد، اختلالات خواب، اختلالات خوردن، فراموشی و زوال عقل، اختلال هویت جنسی و اختلال روان تنی جزو این دسته اند. البته این نوع از بیماری های روحی از جمله: وسواس، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنیا، اختلال هویت جنسی و اختلال خوردن در  کودک نیز می تواند رخ دهد. بنابراین مراقب کودکان و نوجوانان خود بیشتر باشید و با دیدن هر گونه علائم از همان ابتدا به روانپزشک مراجعه کنید.

دکتر مجید محمد پور روانپزشک -شماره تلگرام           ۴۷۲  ۲۲   ۳۲  ۰۹۱۲   

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
ترک اعتیاد

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت جناب دکتر محمدپور.
بنده جوانی 28 ساله هستم متعهل هستم و دو فرزند دارم من اعتیاد به قرص متادون دارم و واقعأ تصمیم به ترک دارم و ازتون کمک میخوام.
بنده اهل خوزستان هستم و نمیتونم حضوری بیام پیشتون آیا امکانش هست چند جلسه تلفنی من رو راهنمایی کنید تورا بخدا کمکم کنید بخدا قسم تا همیشه مدیونتون هستم من باید پدری باشم که فرزندام بهم افتخار کنند نه پدری که باعث سر شکستگی خانوادش باشه
مشاهده پاسخ دکتر
2
توهین و آزار اطرافیان

با سلام. من با خانم برادرم مشکلات عدیده ای دارم. خانم های برادران من در طبقات بالا و پایین منزل ما سکونت دارند. این خانم ها برادر های من را یاد می دهند و با من دشمنی میکنند. برادرم به من خیلی توهین میکند و من دچار آزار روحی شدید و بی خوابی میشوم. نمیدونم در مقابل توهین هاشون چع کارکنم. هر دفعه برادرم میاد خونمون میگه تو در آینده بد بخت میشی و من و خانومم خیلی باهم خوشبختیم. تا من می خوام پیشرفتی در زندگی کنم جلوی من سنگ اندازی می کنند. من ارشد زبان دارم واین خانم دیپلم و خیای خودشونو با من مقایسه میکنن و من همین طور عذاب می کشم. مشاهده پاسخ دکتر
3
درمان دوقطبی

سلام . 23ساله ازدواج کردم.همسرم 2-3سال ی بار رفتارهای عجیب داشت.ولی راضی نمیشد دکتر بیاد.بالاخره با اینترنت گردی متوجه شدم دچار دوقطبی است.البته با توضیحات من روانپزشک و روانشناس هم این بیماری را تایید کردن.دراین دوره بارضایت خودش متخصص اعصاب وروان رفتیم وبراشون دارو نوشتن.ظاهرا خیلی دارو موثربود .والپرات سدیم وفلوکسیتین.البته درکم خوابی هیچ تاثیری نداشت وپزشک بعداز دوبار مراجعه همچنان صلاح ندونستن که داروی خواب بدن.همسرم در شبانه روز باکنترل واصراروغرمن 3-5ساعت میخوابید.بعد دوهفته دوره ی دارو دوماه شد.ی ماه باکنترل من دارو خوردن.ولی متاسفانه سفردوهفته ای بدون من .کنترل اونو خارج کرد.وخواب اون به شبی حداکثر سه ساعت رسید.ومصرف داروهاش قطع شد.وبیماری وسرخوشی اون شدید وغیرقابل کنترل شد.به گونه ای که خیلی شبها تاصبح خونه نمیاد وبا ماشین تو خیابون مشغول به کاره.....نیاز شدید به راهنمایی دارم.کاری ازدست من برمیاد?. مشاهده پاسخ دکتر
4
بی خوابی

قبل از دو سال دچار مشکل عاطفی شدم رفتم دکتر بهم چند تا قرص داد از جمله الپروزولام .روزانه یکی میخوردم وحالم خیلی خوب شد تا اینکه بعد ازیکسال براقطع اون رفتم دکتر ولی دکتر بهم کلونازپام توصیه کرد ومن هم حقیقتش نمی دونستم این قرص ها چکار میکنن .بهرحال باز هم کلوناز پام رو برای ۹ ماه خوردم روزی یک قرص یک میلی گرم .ولی تصمیم گرفتم قطع کنم .بعد از نصف کردن چندهفته قطع کردم
ولی الان یک ماه کلا نمی تونم بخوابم والان گیج هستم.
دکتر میخواستم ببینم مشکل بی خوابی از کجاست وچطور رفعش کنم ایا از قطع کلونازپام هست وچقدر طول میکشه که خوابم خوب بشه
مشاهده پاسخ دکتر
5
اختلال دوقطبی بی خوابی وکسب اطلاعات در زمینه کار کردن در محیط کاربا توجه به این بیماری

سلام آقای دکتر
با عرض خسته نباشید
ببخشید آقای دکتر من بیست وپنج سال داروی لیتیم مصرف میکنم واز سن 14 سالگی به بیماری دوقطبی مبتلا شدم البته این بیماری خواهر برادر وپدرم هم داشته در کنارش داروی ریسپیریدون وآلپروزولام وپروپرانول وبی پریدن مصرف میکنم الان چندین سال هست ازوقتی بچه وارد زندگی من شده دچار استرس شدم درباره آینده بچه ام وشب ها خواب من کاملا بهم خورده البته قبل از این دوران خواب من خیلی بهبود پیدا کرده بودم الان دوتا لیتیم مصرف میکنم وسایر داروها هم یکی در روز وتمایل زیادی به خوابیدن در طی روز دارم وشبها بیدارم لطفا من را رهنمایی کنید
در ضمن هیچ کدام از علائم عود مریضی هم ندارم وتنها مشکلی که وجود دارد همین هست
در صورتی که قبلا علائم سرخوشی وعصبانیت هم داشتم ولی الان اصلا ندارم الان مدت 10 سال از عود آخرین مریضی من می گذره ومشکلی نداشتم
بعد در ضمن در رابطه با کار چون من بیکارهستم میخواستم اطلاعات کسب کنم در این چند مورد :
1- جه کارهایی مناسب برای من هست وخواب من به هم نمیخورده چون من مدرسه شبانه درس خوندم فقط به این علت که صبح ها اصلا هوشیاری نداشتم ویادگیری من صفر بوده
2- آیا به جایی که مشغول به کار کردن هستم نیازی هست بهشون توضیح بدم که این بیماری دارم ؟
3- در کل چقدر من توانایی کار کردن دارم ؟ آیا از عهده کارهای تمام وقت بر میام یا برام مناسب نیست
تو تمام این مدت من در منزل مشغول به کار بودم ومشکلی هم نداشتم
متشکرم آقای دکتر
خداحافظ
مشاهده پاسخ دکتر
6
عوارض بعد از ترک تریاک تا چه زمانی است؟

سلام.آقای دکتر بنده الان ۱ ماهه که تریاک رو ترک کردم.البته روز ۱۶ بعد از ترک از شدت خماری کارد به استخوانم رسید و ۲ بار ظهر و شب به مقداری کم مصرف کردم.الان از زمان ترک اولیه ۱ ماه میگذره و بیحالی و بیخوابی و بی اشتهایی امونمو بریده.تا جایی که بارها خواستم دوباره استفاده کنم بلکه راحت شم از این حال و روز.دکترا میگن تا ۳ روز بعد از ترک ادرار نشون نمیده اعتیاد رو ولی من تا ۸ یا ۹ روز آزمایش ادرارم مثبت بود.در طول این ۱ ماه به فاصله زمانی هر ۵ یا ۶ روز یکبار متادون و ب۲ مصرف کردم.به خاطر اینکه قبلا در ترک تریاک گرفتار همین دارو ها شدم و اخر بعد از ماه هه خماری نتونستم تحمل کنم یک بار متادون مصرف کردم و ۵ ردز بعد ب۲.متادون به میزان ۳ میل و ب۲ ۱ چهارم قرص.الانم حدود ۷ ردزه ک اصلا قرص و دارویی نخوردم.تا کی ادامه داره این خناری لعنتی.خسته شدم دیگه.میلم ب هیجی نمیره و شدیدا بی حسم و با معذرت اسهال شدم شدید.اتگار ۳ روزه ترک کردم.لاغر شدم خیلی زیاد به همین دلیل.لطفا راهنماییم کنید مشاهده پاسخ دکتر
7
بیدار شدن و خندیدن بیمورد

سلام
دختر تقریبا شش ساله ام از خواب بیدار شده و بیخود شروع به خندیدن میکنه و بعد از رفع حاجت سریعا بخواب میره از دو ماه پیش تا حالا دو بار اینجوری شده
مشاهده پاسخ دکتر
8
ترک مواد

سلام اقای دکتر وقت بخیر.من تقریبا از سال 92 به طور خیلی کم مثلا در هفته یک قرص ترامادل مصرف میکردم از سال 93 تریاک شاید در روز 7 یا 8 دود اونم دو یا سه روز در هفته الان یک سالی هست مداوم میکشم تقریبا ماهی 10 گرم مصرفم همون 7 یا ده دوده و در دو یا سه بار در روز خیلی لاغر شدن وشبا خوابم نمیبره میخام از این وضعیت بیام بیرون والان یک هفته کم کردم مثلا الان 5 روز به 20 تا دود هم نکشیدم اما ضعف بدنی دارم و خوابم نمیبره میخواستم راهنماییم کنیید.سپاسگذار مشاهده پاسخ دکتر
9
درخواست کارت حقوقی از خانمش

سلام آقای دکتر خواستگارم در بعد از زمان عقد موقت از من کارت حقوقی ام را درخواست داشته و از من خواسته تعهد دهم یکماه قبل از عقد دایمی کارتم رو در اختیارش بگذارم بنظر شما چه دلیلی برای اینکارش وجود دارد البته ایشان شغلی ثابت هم ندارد از حیث مالی در حد صفر است گرچه از جهت ایمانی و تقید به نماز اول وقت و روزه وعمل به قول و حاضر شدن سرساعت مقرر و نظم و انضباط و پاکیزگی بسیار قابل تمجید است آیا بهش بدهم بدون هیچ شرط و شروطی؟ راستی بابت پاسخ به سؤال قبلی بسیارسپاسگرارم مشاهده پاسخ دکتر
10
مادرم زندگی ام را خراب کرد

با سلام.
دختری ۳۱ساله هستم.دوسال پیش عقد کردم.همسر فوق العاده مهربانی دارم که مرا بسیار درک میکند.در زندگی مشترکمان مشکلی نداریم.
اما از زمانی که به یاد دارم پدر و مادرم اختلافات شدیدی داشتند.پدرم مرد آرامیست که به خاطر آرامش منو برادرم بیشتر اوقات سکوت میکرد.
مادرم زن بد دهن خود شیفته و مغروری است که فقط خودش و خانواده اش را قبول دارد.سر بی اهمیت ترین مسائل جنگ راه میاندازد.در جمع فامیل به ما فحشهای جنسی بدی میدهد.به پدرم توهین میکند او را کتک زده از خانه بیرون میکند.
همیشه تحقیرمان میکند.
من فقط به احترام اینکه مادر است سکوت میکردم ولی هر روز افسرده تر میشدم.تا اینکه سه ماه قبل که برادرم را کتک زد دیگر طاقتم تمام شد و اعتراض کردم.به فامیل زنگ زد آبرویم را برد.به همسرم گفت من دختر پاکی نبودم از او خواست مرا طلاق دهد.به رابطه من با خانواده همسرم خیلی حسادت میکند.قرار بود این ماه عروسی بگیریم که به خاطر قهر مادرم بهم خورد.الان سه ماه است که قهر کرده.به خاطر رفتارهای بدش مشکل قلبی پیدا کردم و تحت نظر پزشک هستم.در روابط زناشویی مشکل دارم.دستانم میلرزد تمام خاطرات تلخ زندگیم هر روز در ذهنم مرور میشوند فقط به خاطر پدرو همسرم زندگی میکنم دوست دارم بمیرم خیلی خسته شدم.کمکم کنید از کابوسها راحت شوم
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 37 بعدی »