پایین بودن میل جنسی زنان

     اختلال میل جنسی زنان

اخیرا یک مطالعه بر روی زنانی که از قرص های ضد افسردگی  و در کنارآن ویاگرا برای بهبود ضعف قوای جنسی و انگیختگی ضعیفشان استفاده می کردند انجام شد. با توجه به یافته ها ، مسئله ی پیچیده ی اختلال میل جنسی در زنان را بررسی می کنیم.
اختلال میل جنسی در زنان در واقع یک بیماری بسیار شایع است. مطالعات حاکی از آن است که پایین بودن زیاد میل جنسی ،  بیشترین اختلال جنسی است که در میان زنان دیده می شود، و توسط ده الی پنجاه و یک درصد از زنان مورد مطالعه در کشورهای مختلف گزارش داده شده است.
زنانی که   میل جنسی پایین را گزارش داده اند، سطوح پایین انگیختگی و هیجان جنسی و کمبود ارگاسم را نیز گزارش داده اند. همه ی اینها باعث می شوند تا بسیاری از زنان از رابطه ی جنسی ناراضی باشند.
برگردیم به مطالعه ویاگرا ،(رجوع کنید به مجله آمریکایی انجمن پزشکی، فصل هشت صفحه هشت)، نتایج امیدوارکننده بود، گروهی که ویاگرا دریافت کرده بودند (در مقایسه با گروه کنترل دارونما) بهبود قابل توجهی در انگیختگی و اوج لذت جنسی پیدا کرده بودند.
اما هیچ بهبودی در میل جنسی پیدا نشد. در حال حاضر هیچ قرصی برای افزایش تمایل زنان برای رابطه جنسی وجود ندارد.
این یافته باعث این سوال می شود که چگونه میل جنسی در زنان تعریف می شود، چگونه در دو جنس متفاوت است، و دیگر عوامل مهمی که این میل را در زنان تحت تاثیر قرار می دهند، چه چیز هایی هستند. امیدواریم در این مقاله ی کوتاه یک سری شفاف سازی درباره ی این مسائل را فراهم کرده باشیم.
تعریف  اختلال میل جنسی زنان
برای خانم هایی که این مقاله را می خوانند جای تعجبی نیست که اگر استاندارد مقایسه در مورد میل جنسی تمایل مردان  باشد،این تمایل برای بسیاری از خانم ها کم تر است.
علاوه بر این، تمایل به ارتباط جنسی به خودی خود و مستقل از ملاحظات دیگر ؛ به عنوان مثال، زیستی، روانی و فردی (رابطه ای) در زنان بسیار غیرعادی است. در واقع، میل جنسی یک دلیل نادر برای داشتن رابطه جنسی در زنان در روابط مستحکم است.
زنان دلایل زیادی برای داشتن رابطه جنسی می آورند؛ برای مثال، تمایل برای نزدیکی احساسی، خشنود کردن شریک زندگی خود، برقراری ارتباط تنگاتنگ – و این همه صرفا مستقل از دلیل بیولوژیک اند.
در مقابل، در مردان این دلیل جنسی بیولوژیک به  عنوان اشتیاق جنسی و رسیدن به تجربه ی جنسی، و فکر کردن خود به خود به رابطه ی جنسی آشکار است.
مطالعات نشان می دهد درصد بالایی از زنان که به ندرت احساس میل جنسی می کنند، گزارش داده اند که اکثرا زمانی که درگیر فعالیت جنسی می شوند، تحریک می شوند (ترشح، تورم، اوج لذت جنسی) و نارضایتی آنها کمتر است.
به عبارت دیگر، در زنان تمایل جنسی خود به خود کم است ولی زمانی که درگیر تجربه جنسی می شوند می توانند تحریک شوند و در واقع از تجربه لذت ببرند. در واقع چالش اصلی برای خانم ها غلبه بر مانع اولیه  تا شروع رابطه ی جنسی است،وسپس همه چیز خوب می تواند پیش برود.
نتایج این تحقیق و پژوهش برای رابطه جنسی چیست؟ یک زن با میل جنسی کم می تواند احساس شرم و بی کفایتی کند. رابطه ی جنسی کم و شروع نکردن زن می تواند بین زوج  کشمکش ایجاد کند.
مردها شکایت می کنند که آنها “همیشه” باید آغازکننده باشند و این کار برای آنها سخت است. مردان اغلب خیال بافی می کنند ، که احتمالا به خاطر تصاویر فراوان و سناریوهایی از پورنوگرافی که به راحتی در دسترس است می باشد. آنها همیشه تشنه ی رابطه ی جنسی و سیری ناپذیرند.
این آرزوی مردان برای داشتن شریکی که طولانی مدت آغازکننده ی رابطه باشد و در نتیجه رابطه ی جنسیشان مطابق با خیال خود باشد غیر ممکن به نظر می رسد و در تضاد با فیزیولوژی جنسی و روانشناسی زنان است. زنان به دلایل بیولوژیکی درونی آغاز کننده نخواهند بود ، اما به مجموعه ای از شرایط که با عشق، لذت و صمیمیت همراه شده باشد پاسخ خواهند داد. خبر خوب این است ، زمانی که شرایط مطلوب باشد بسیاری از زنان می توانند تحریک شوند و اوج لذت جنسی را تجربه کنند.
این حقیقت لزوم  توجه بیشتربه رابطه ی جنسی را نشان میدهد تا دو طرف با یکدیگر هماهنگ شوند. پویایی رابطه، باعث کاهش سطح استرس و افزایش عشق به منظور ایجاد گرمی بین زوج می شود.
عوامل مرتبط با اختلال میل جنسی زنان
اگر جستجو برای یک عامل و یا قرصی که سطح میل جنسی در زنان را افزایش می دهد محکوم به شکست باشد ،پس چه عواملی مربوط به میل جنسی یا علاقه ی یک زن به رابطه ی جنسی است؟

پیامدهای درمان چه خواهد بود؟
تحقیقات نشان می دهد که تمایل زن به تجربه جنسی به زمینه ی تعامل جنسی او که شامل کیفیت صمیمیت و احساسی که در مورد رابطه اش با شریک زندگی اش دارد بستگی دارد.
عوامل مهم دیگر در این زمینه شامل سلامت روانی و جسمانی زن، زمینه های جنسی و فرهنگی او است. اجازه دهید این عوامل مربوطه را مختصر توضیح دهیم.
صمیمیت احساسی
حس کلی نزدیکی عاطفی، ظرفیت اعتماد، و توانایی برقراری ارتباط و تایید این ارتباط به در دسترس بودن زن و سمت گرفتن این رابطه به سمت رابطه ی جنسی منجر میشود.
ضرب المثلی می گوید که مردان به دنبال رابطه ی جنسی برای احساس نزدیکی اند در حالی که زنان باید احساس نزدیکی کنند تا به رابطه ی جنسی برسند. بنابراین غیر ممکن است که بتوان به دقت ضعف میل جنسی در یک زن را بدون توجه به کیفیت روابط و سطح صمیمیت احساسی ارزیابی کرد.
لذت بردن از یک نهار مطبوع به در نظر گرفتن چیدمان ، سرویس، ارائه مواد غذایی (ظاهر) و همچنین طعم و مزه واقعی بر می گردد . همچنین پیدا کردن یک شریک جذاب و سخنور خوب به لذت بردن کلی از غذا کمک می کند. بنابراین مردها، باید احساس عاشقانه شما را لبریز و شما را اغوا کنند .
سلامت ذهنی
هر چه یک زن با مسائلی مانند مشکل اعتماد به نفس، تصویر بدنی ضعیف، افسردگی، اضطراب، و پیشینه ی سوء استفاده ی فیزیکی / جنسی / عاطفی کمتر کلنجار برود ، بیشتر امکان دارد که خواهان رابطه جنسی و لذت بردن از آن شود . افسردگی به شدت با کاهش عملکرد جنسی همراه است.
متاسفانه و از قضا، دارو های ضد افسردگی ، به ویژه اس.اس.آر.آی ها (زولوفت، پروزاک، پاکسیل، و غیره) به طور معمول عوارض جانبی دارند که باعث کاهش میل جنسی و انگیختگی می شود. ویاگرا می تواند وزنه تعادل در عوارض جانبی جنسی باشد.
از نظر تاریخچه زندگی جنسی، زنانی که سابقه ی آزار جنسی یا جسمی دارند، خاطرات منفی موقعیت جنسی را بخاطر خواهند داشت و می توانند خطر و تهدید را با صمیمیت جنسی‌ ارتباط دهند . در ابتدا مجذوب شدن به روابط جنسی در خانواده  و  سپس آموزه های دینی تمایلات جنسی بزرگسالان را تحت تاثیر قرار می دهند.
بزرگ شدن در یک خانواده ی بیش از حد مذهبی و سرکوبگر  ، برای مثال، در جایی که استمناء گناه تلقی می شود، منجر به نتیجه گیری خاصی در مورد روابط جنسی خواهد شد که هیچ یک از آنها برای صمیمیت سالم ، مفید نیستند. واضح است، در ارزیابی اختلال میل جنسی زن باید به سلامت روان دقت کرد.
زمینه ی جنسی
این عامل به چگونگی فعالیت جنسی اشاره دارد که می تواند شامل این موارد باشد که شریک زندگی اغوا کننده و رمانتیک باشد، چقدر عشقبازی برای اطمینان از انگیختگی وقت بگیرد، و سطح مهارت. اگر دوطرف بخواهند می توانند دادن و گرفتن لذت را به یکدیگر نشان دهند.
به عبارت دیگر، رابطه ی جنسی چه قدر بین آنها یکدست و هماهنگ است. یک موضوع مهم دررابطه ی جنسی  ، نیاز به تحریک با تقویت انگیختگی  کلامی و غیرکلامی است(غیر کلامی ممکن است مهمتر باشد) که به انگیختگی کمک کرده و لذت را افزایش می دهد.
بدیهی است که اگر تجربه ی جنسی بسیار لذت بخش باشد ، پیش بینی رابطه بعدی مثبت خواهد بود (انتظار تقویت). مهمترین قانون  یادگیری این است که هر رفتاری که بیشتر تقویت شود احتمال بیشتری در آینده اتفاق می افتد.
اگرارتباط ضعیف بعلت خودخواهی و یا عدم رضایت متقابل  باشد، رابطه ی جنسی به کاری نامطلوب و اجباری تبدیل خواهد شد. در این مورد انتظار آینده ی جنسی خوبی را نداریم.
موانع رابطه ی جنسی آگاهانه

یک ضرب المثل محبوب دیگر می گوید که مردان “تک بعدی” و زنان “چند بعدی”اند. مردان موقعیت آسانتری برای تمرکز روی “شکار” دارند و می توانند از انحراف تمرکزخود جلوگیری کنند. اما زن ها حواسشان  همزمان به خانه، بچه ها، غذا، و جامعه هست و دائم نقش های زیادی دارند.
آگاهی ذهنی آنها اغلب بر روی مطالبات زیادی به طور همزمان متمرکز شده است. دور شدن از تمام این حواس پرتی ها و حضور کامل برای رابطه ی جنسی به یک چالش دشوار برای بسیاری از زنان تبدیل شده است.
نگرانی در مورد کودکان، قطع شدن رابطه، مشکلات خانوادگی، و بارداری های ناخواسته باعث دشوار شدن شروع رابطه برای خانم ها می شوند. زنان ممکن است با تقاضا ی جنسی شریک زندگی خود همراهی کنند و مسئولیت لذت بردن خودشان را بر عهده نگیرند و سپس انتظار یک نتیجه ی ضعیف یا عدم رضایت جنسی را داشته باشند.
این امر به اجتناب از رابطه جنسی یا در اولویت نبودن رابطه ی جنسی منجر می شود. خانم هایی که عصبی و تحت استرس هستند ابا یادگیری تکنیک های آگاهی ذهن و مهارت های تفکر بهتر خواهند شد.
تشویق زوج ها به بحث در مورد تقسیم منصفانه وظایف خانه و  مراقبت از کودکان به منظور کاهش بار و سطح استرس کار عاقلانه ای است.
عوامل بیولوژیکی
عوامل فیزیکی یا بیولوژیکی حتما می توانند میل جنسی و انگیختگی را تحت تاثیر قرار دهند.سردسته این اختلالات مشکلات هورمونی است.

در صورتی که مشکل در تخمدان ها یا کاهش تولید آندروژن (تستوسترون) باشد، میل جنسی کم و انگیختگی ضعیف وجود دارد. مطالعات اخیر تلاش کرده اند تا اهمیت سطوح پایین هورمون تستوسترون در زنان و تمایل جنسی کم را نشان دهند.
با این حال تلاش برای جایگزین کردن تستوسترون با موفقیت های خوبی روبرو نشده است.
پیدا کردن یک داروی ایمن و قابل اعتماد آسان نیست . عوامل بسیار دیگری به جز عوامل بیولوژیکی تمایل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهند. پزشکان در حال بررسی داروهایی هستند که بتوان برای درمان تمایل جنسی و سطح اندروژن کم زنان استفاده کرد.
این داروها عبارتند از کرم اسید آمینه ی ال-آرژنین ، پیش ماده ی طبیعی تولید آندروژن و چسبهای پوستی حاوی تستوسترون . آنچه روشن است این است که زنانی که به دنبال افزایش سطح تستوسترون هستند باید با پزشک خود همکاری نزدیک داشته باشند. این داروها می توانند عوارض جانبی ناخواسته داشته باشند.

بیماری های مزمن دیگری که میل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهند شامل دیابت، اختلالات عصبی (مانند ام.اس)، بیماری های قلبی وعروقی، فشار خون بالا ، نارسایی کلیه و کم کاری تیرویید می باشند.
مفاهیم بالینی
اختلال میل جنسی زنان یک مشکل دشوار و رایج است. از دست دادن میل و اجتناب از رابطه جنسی می تواند به احساس شرم و عدم کفایت منجر شود. همچنین می تواند تهدیدی برای ازدواج یا شدت گرفتن کشمکش در رابطه باشد و به احساسات صدمه بزند.
کم بودن میل جنسی در زنان مانند یک پازل توسط درمانگر جنسی و پزشک جنسی حل می شود. درمان ضعف میل جنسی در مردها آسانتر است و درمان اغلب با دادن “قرص آبی کوچک” یا جایگزین تستوسترون پایان خواهد یافت.
دکتر ساندرا لیبیوم، یک درمانگر جنسی ماهر است که در مورد این موضوع گفته است: “عدم علاقه جنسی یک زن اغلب به رابطه ی او با شریک زندگی اش گره خورده است. مردان نیاز به یک مکان برای   رابطه جنسی دارند و زنان نیاز به یک هدف  دارند. ”
پس ارزیابی و درمان کم بودن میل جنسی یک زن خارج از چارچوب غیر ممکن است. این ارزیابی شامل وضعیت روحی و روانی او، پیشینه ی جنسی و بیولوژیکی او می شود.
سطح صمیمیت احساسی یا رضایت در روابط، منجر به افزایش لذت و انگیختگی زن در رابطه می شود.
ارزیابی جامع اختلال میل جنسی

یک درمانگر جنسی بر روی داده های روانی و ارتباطی و فیزیکی زن تمرکز می کند.
بدیهی است ضعف میل جنسی می تواند سلامت رابطه را تهدید کند و باعث اثرات روانی ناگوار بسیاری  شود.پس ارزیابی فرد برای شروع درمان بسیار مهم است.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
احساس گناه وسواسی

سلام .دختری 29 ساله مشکل مربوط به سه سال پیش بود درارتباط باجنس مخالف دچارترس بودم درمحیط مجازی باپسری که دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی بود آشنا شدم ودرارتباط بامشکلم صحبت شد خودم هم فوق لیسانس روانشناسیم هردو به این نتیجه رسیدیم که من دچار وسواس فکری هستم واوگفت بایدباحساسیت زدایی تدریجی مشکلت حل کنی وباهمین عنوان مطرح میکردکه باید بامن حرف بزنی ومن نقش دوست پسر روبرات ایفاکنم من خییییلی مخالفت میکردم واومیگفت ترسهات بایدبریزه من هم دلایل واستدلا های خودم میاوردم کم کم حس کردم دارم وابسته میشم اماسعی میگکردم رابطه به سمت کاری ودرسی باشه نه شخصی یک روز قرارگذاشتم تاببینمش دیدم باهاش حرف زدم وقرارشدهموفراموش کنیم امااو ادامه دادوگفت تو وسواس داری وباید ترست بریزه وخلاصه یه بارکه براپایان نامه ازش کمک خواستم توی پارک قرارگذاشتم واون ازاین گفت که برای درمان حساسیت زدایی لازمه دستم بهش بدم وخیییلی وحشت کردم ومخالفت کردم امااون باحرفهاش منو نرم کردوگفت چون تونیتت درمانه گناهی نداره منم قبول کردم اماوقتی رفتم خونه احساس گناه شدیدداشتم وگفتم دیگه پیام نده بهم اولش خوب بوداماتایکمته بعدبرای باراول حس شدیدوسوسه دست گرفتن سراغم اومدخیلی تحمل کردم اماخودم قانع کردم که فقط برای کارحلال مثل ترجمه مقاله بهش پیام میدم ازش خواستممقاله ای که نیاز داشتم ترجمه کنه برام امااون گفت حتمابایدبرم دفترکارش که اونجاتنهابود من مخالفت کردم اماخلاصه رفتم بااین شرط که اون حتی دستم نگیره امااونجاکه رفتم پله پله وبااتکابه حساسیت زدایی تدریجی واینکه نباایدخودم ضجربدم برامقاابله باوسوسه وایناکاری کردکه مجبور شدم برم روی پاش بشینم ومنوتوی بغلش کشیدومن لعنتی هم سریع حس شدیدجنسی بهم دست داروپاهام شل شدوبعدمنونشوند روی صندلی بعدهم تونستم ازاونجابرم ازاونموقع تاالان خییییلی احساس گناه دارم من اهل این حرفهانبودم کسی بودم که حتی ازحرف زدن باجنس مخالف میترسیدم حتی سلام علیک ککردن منم میخواستم قبل ازدواج هیچ چیزی تجربه نکنم اماناخواسته حدوحدوداین رابطه همین بودکه گفتم یعنی جنسی نبودوهردوبالباس بیرون بودم منم بامقنعه ومانتوبودم اما....خودم کارشناس ارشد روانشناسیم خیییلی وسواس فکری پیداکردم اون لحظه که من دربغل یه جنس مخالف حس جنسی بهم دست دادیکسره جلوی چشمم الان اشک توچشممه ازخانواده ام خجالت میکشم حس میکنم دیگه نمیتونم ازدواج کنممن اصلاقصدنداشتم دوست بشم فقط خواستم نصیحتش کنم وبعدش به گناه نیفتم وخداحافظی کنمدوس ندارم زنده باشم نمیدونم بایدبه خانواده بگم. من فقط نیتم درمان ضعف رابطه اجتماعی باجنس مخالف بود ودرطول مدتی که اون سعی داشت طبق اصول روانشناسی بهم ثابت کنه که من باید مثلا قبول کنم که اون دستم بگیره منم بااصول اثباتی دیگری سعی داشتم بگم نه.خیییییلی باوسوسه هام مقابله میکردم امااون روز ودر دفترش انگارنتونستم جلو وسوسه بگیرم البته سعی کردم سه ساعت مخالفت کردم ونه گفتم بعددو سه ساعت دیگه حس کردم ناچارم این به فکرم نرسید که میتونم ازاونجا بیرون برم فکرکرم باید درهمان فضای دربسته باشم وسوسه بشم ونه بگم ازاین بابت ناراحتم که چرابه فکرم نرسیدکه مخالفت شدیدکنم وبیرون برم همین جریان باعث شدنمیتونم کاربگیرم وخونه نشین شدم خیییییلی حالم بده بعداز سه سال احساس گناه فوق شدیدی دارم توروخداکمکم کنید این وسواس فکری احساس گناه ویاد اون روز عین خوره داره مغزم میخوره گاهی دوست دارم بمیرم دوس دارم این تصویرذهنی حذف بشه اخیرا نصفه شب باهمین افکارازخواب بیدارمیشم صبح زودبیدارمیشم مشاهده پاسخ دکتر
2
استرس و اضطراب

سلام دکتر عزیز من یه مدتی اضطراب و استرس دارم و بدنم کلا درد میگیره و حالت تهوع دارم و بغض میکنم و الان هم قرص سرترالین و آلپروزلام مصرف میکنم مشاهده پاسخ دکتر
3
ویزیت غیر حضوری

با عرض سلام با توجه به این که من ساکن خارج از تهرانم و برام مقدور نیست تا مطب بیام اوزیت غیر حضوری امکان پذیره؟ مشاهده پاسخ دکتر
4
چطور رفتار کنیم؟

دخترم به افسردگی شدید مبتلاست(31 ساله) پرخاشگر به اعضاء خانواده و گاه تهدید به خودکشی.فقط سفر خارج و دوره های تخصصی آرایشی در خارج پرهزینه(چند ده میلیونی) خوشحالش میکنه که از عهده من بازنشسته خارجه لطفا راهنمایی فرمایید. مشاهده پاسخ دکتر
5
بیماری روانی

سلام دکتر، من مدتی حدود یک سال است که به صدای یک فرد در خانه حساسیت پیدا کرده ام و اصلا نمیخواهم صدای حرف زدن آن را بشنوم، و با کوچکترین شنیدن صدای آن فرد عصبانی میشوم و باید با فریاد بگویم و داد بزنم تا صدای آن فرد نیاید، و اگر چیزی نگویم روانم راحت نمیشود، و در طول این مدت دچار مشکلات زیادی شدم و الان چند وقت است که به بیرون از خانه میروم تا بیشتر بیرون باشم و صدای آن فرد را نشنوم تا روانم بر هم نخورد،و عصبانی و فریاد نزنم، همچنین خودم نیز حدود سه سال است که به افسردگی شدید و اختلال وسواس جبری وسواس در کارهایم مبتلا هستم، آیا این مشکل من نیز مربوط به افسردگی و وسواس است، وبا مصرف دارو برای درمان افسردگی شدید و وسواس در کارهایم، آیا این مشکل نیز حل میشود، یا این مشکل راه دیگری دارد. مشاهده پاسخ دکتر
6
بیماری روانی

سلام دکتر، من مبتلا به افسردگی شدید و وسواس در کارهایم حدود سه سال هستم تازه به دکتر رفتم و دکتر برایم فلوکستین 10 و الانزاپین تجویز کرد، میخواهم بدانم چه مدت پس از مصرف دارو درمان میشوم. مشاهده پاسخ دکتر
7
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
8
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
9
درمان پورنو همسرم

همسرم مبتلا به اغتیاد به فیلمهای پورن است میخواد نرک کنه اما نمیتونه چه کنم
چه کنیم؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
ترک اعتیادشیره

باعرض سلام واحترام.درشهرچابهارزندگی میکنم وکارمندهستم وروزی دوتاسه گرم شیره بصورت خوراکی وتدخین استفاده میکنم خیلی دوست دارم که ازاین وابستگی رهابشم ونمیخوام سرخوددارواستفاده کنم وچون شهرکوچک هست ومن هم کارمندنمیتونم به پزشکان ترک اعتیاداینجامراجعه کنم.اگربهرطریقی میتونیدکمکم کنیدسپاسگزارم.باتشکرازشما مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 52 بعدی »