درمان اضطراب

اضطراب می تواند با رواندرمانی و روشهای رفتاری  و یا با دارو درمان شود.روش درمان به علت ایجاد اضطراب و انتخابهای بیمار بستگی دارد. در اکثر موارد درمان ترکیبی از روان درمانی، رفتار درمانی، و دارو است.
گاهی اوقات اعتیاد به الکل، افسردگی، یا شرایط همزمان دیگر ، تاثیر زیادی بر روی فرد می گذارند که در این شرایط برای درمان اختلال اضطراب باید صبر کنیم تا این شرایط کنترل شوند.
*   چگونه اضطرابم را کم کنم؟
در برخی موارد، اضطراب ممکن است در خانه و بدون نظارت پزشک درمان شود. مثلا در شرایطی که در آن اضطراب کوتاه بوده و علت آن قابل شناسایی باشد و قابل حذف یا اجتناب باشد. چندین تمرین برای مقابله با این نوع اضطراب توصیه می گردد:
یاد بگیرید استرس را در زندگیتان کنترل کنید . فشارکاری  و کار های ضرب العجل دار را کم کنید، و متعهد شوید زمانی کوتاه از  کار دست بکشید و به تمرین ایجاد آرامش بپردازید.
انواع تکنیک های آرامش اعصاب را یاد بگیرید. می توانید در مورد تکنیک های مدیتیشن یا مراقبه در فروشگاه های کتاب و فروشگاه های بهداشتی اطلاعات کسب کنید.
تنفس عمیق شکمی را تمرین کنید که شامل تنفس عمیق و آرام از طریق بینی است. با استفاده از دیافراگم و بدون استفاده از عضلات قفسه سینه تنفس کنید بطوریکه حرکت قفسه سینه مشخص نباشد و سپس به آرامی هوا را از دهان خارج کنید. اما تنفس عمیق برای مدت زمان طولانی ممکن است منجر به سرگیجه شود.حداقل روزانه یکبار بمدت ده دقیقه این تمرین را انجام دهید.
انرژی منفی را با انرژی مثبت جایگزین کنید.فهرستی  از افکار منفی که دارید بنویسید و آن را با لیستی از افکار مثبت جایگزین کنید.به افکار خودکار یا اتوماتیکی که در ذهنتان می آید توجه کنید،تعجب خواهید کرد وقتی ببینید که درصد بالایی از آن افکار بدون دلیل وناخوشایند است وشما هر روز آنها را نشخوار می کنید. پس جلوی افکار منفی را بگیرید.
خودتان را موفق و رو به پیشرفت و مبارز با ترس تصور کنید.
با کسی که ازنظر روحی حمایتتان می کند و شما را همانگونه که هستید میپذیرد صحبت کنید.
ورزش های ائروبیک انجام  دهید.
یک حمام گرم و طولانی بگیرید.

در اتاقی با نور ملایم و بدون مزاحمت صوتی به تمرین تنفس بپردازید.

    مشاوره
روش استاندارد درمان اضطراب ، مشاوره ی روانی است که می تواند شامل درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی، یا ترکیبی از این درمان ها باشد.
هدف درمان شناختی-رفتاری به رسمیت شناختن و تغییر الگوهای تفکر بیمار است که با اضطراب و احساسات مزاحم همراه است. این نوع از درمان دارای دو بخش اصلی است: یک بخش شناختی که برای محدود کردن تفکر و یک بخش رفتاری که برای تغییر واکنش آدم ها به اشیاء یا موقعیت های اضطرابی طراحی شده است.
به عنوان مثال، یک بیمار که اختلال پانیک (وحشت زدگی) دارد و تحت درمان شناختی-رفتاری است ، ممکن است یاد بگیرد که حملات پانیک (وحشت زدگی) حملات قلبی واقعی نیستند. کسانی که برای اختلال وسواس و پاکیزگی تحت این درمان هستند ممکن است با یک درمانگر کار کنند که دستان خود را کثیف کنند و زمان طولانی تری قبل از شستن صبر کنند. کسانی که به اختلال استرس پس از ضربه مبتلا هستند با یک درمانگر کار خواهند کرد تا رویداد آسیب زا را در شرایطی امن به یاد بیاورند تا ترس ناشی از آن را کاهش دهند. درمان های مبتنی بر در معرض قرار گرفتن ، اساسا مردم را با ترس خود مواجه می کنند و سعی می کنند به آنها کمک کنند تا حساسیتشان نسبت به موقعیت های اضطراب زا را کم کنند.
روان درمانی نوع دیگری از درمان مشاوره ای برای اختلالات اضطرابی است که شامل صحبت کردن با یک روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و یا مشاور می باشد. جلسات برای کشف علل ایجاد اضطراب و راه های ممکن برای کنار آمدن با علائم برگزار می شود.
   داروهایی که برای درمان اضطراب استفاده می شوند:
برای درمان دارویی اضطراب ، انواع مختلفی از داروها آرامبخش به کار می رود. اگر علت اضطراب یک بیماری جسمی باشد، درمان به منظور از بین بردن آن بیماری خاص خواهد بود که ممکن است به عمل جراحی یا داروهای دیگر منتهی شود .مثلا در پرکاری تیرویید که با علایم اضطرابی همراه است و در نهایت مشکل تیرویید باید رفع شود.با این حال، دارو هایی مانند داروهای ضد افسردگی، بنزودیازپین ها، سه حلقه ای ها، و بتا بلوکرها برای کنترل برخی از علائم جسمی و روانی مورد استفاده قرار می گیرند.
یکی از مهمترین دسته های دارویی که از قدیم برای درمان اضطراب بکار میرفته است بنزودیازپینها هستند که  در حال حاضر به دلیل ترس از وابستگی و سوءمصرف این داروها ،استفاده از آنها کاهش یافته است. این داروها ممکن است چند عارضه ی جانبی به جز خواب آلودگی و وابستگی داشته باشند. برخی بنزودیازپین های رایج عبارتند از:
دیازپام (والیوم)
آلپرازولام (زاناکس)
لورازپام (آتیوان)
کلونازپام (کلونوپیم)
سالمندانی که بنزودیازپین مصرف می کنند ، در طول پانزده سال آینده در معرض خطر بیشتری  از زوال عقل قرار خواهند گرفت. محققان دانشگاه بوردو سگالن فرانسه در مجله پزشکی بریتانیایی درسپتامبر ۲۰۱۲ موضوع گزارش داده اند که برای تقریبا سی درصد از سالمندان در فرانسه بنزودیازپین تجویز می شود. مقدار تجویز بنزودیازپین در انگلستان و ایالات متحده آمریکا بسیار پایین تر است، اما هنوز هم تعداد قابل توجهی از بیماران را نشان می دهد.
از داروهای ضد افسردگی ( به ویژه  مهارکننده های بازجذب سروتونین ) نیز معمولا برای درمان اضطراب استفاده می کنند . مهار کننده های بازجذب سروتونین عوارض جانبی کمتری نسبت به دارو های ضد افسردگی قدیمی دارند، اما گاهی در شروع درمان آنهاباعث اضطراب، تهوع و اختلال عملکرد جنسی خواهند شد . برخی دارو های ضد افسردگی عبارتند از:
سرترالین (زولوفت)
پاروکستین (پاکسیل)
فلوکستین (پروزاک)
سیتالوپرام (سلکسا)
ونلافاکسین (افکسور)
دارو های سه حلقه ای گروهی از داروها هستند که ازمهار کننده های بازجذب سروتونین قدیمی تر هستند و کارایی بهتری برای اختلالات اضطرابی نسبت به اختلالات وسواس دارند. این داروها می توانند باعث ایجاد عوارض جانبی مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن شوند. دو نوع از سه حلقه ای ها عبارتند از:
ایمی پرامین (توفرانیل)
کلومیپرامین (آنافرانیل)
داروهای مکمل مورد استفاده برای درمان اضطراب شامل مهارکننده های مونوآمین اکسیداز، بتا بلاکرها، و بوسپیرون هستند. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز مانند فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارنیت) و ایزوکاربوکسازید (مارپلان)، قدیمی تر از دارو های ضد افسردگی هستند که برای درمان برخی از اختلالات اضطراب استفاده می شوند. محدودیت در رژیم غذایی و جلوگیری از مصرف داروهای دیگر مانند داروهای ضد درد از عوارض این دارو ها محسوب می شوند. بتا بلاکر ها مانند پروپرانولول (ایندرال)، معمولا برای درمان ناراحتی های قلبی استفاده می شوند، اما همچنین می توانند علائم جسمی برخی اختلالات اضطرابی را درمان کنند. بوسپیرون (بوسپار) نوع دیگری از داروها است که انتقال دهنده های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد تا اضطراب را کنترل کند اما فاقد عوارض جانبی خواب آلودگی و وابستگی است. با این حال با سرگیجه، سردرد و تهوع همراه است.
چگونه می توان از اضطراب جلوگیری کرد؟
اگر چه از اختلالات اضطراب نمی توان جلوگیری کرد، ولی راه هایی برای کاهش خطر ابتلا به آن و روش هایی برای کنترل یا کاهش علائم وجود دارند.
 توصیه هایی برای کاهش اضطراب عبارتند از:
کاهش مصرف کافئین یا قهوه، چای و نوشابه ها و شکلاتهای کافئین دار.
استفاده از دمنوشها و گیاهان آرامش بخش.با یک دکتر یا داروساز قبل از استفاده از داروهای گیاهی مشورت کنید که این داروها تا چه میزان حاوی مواد شیمیایی هستند .
ورزش منظم.
خوردن غذاهای سالم و دریایی.
داشتن یک الگوی خواب منظم.
مشاوره و پشتیبانی پس از یک تجربه آسیب زا و یا نگران کننده .
اجتناب از الکل، حشیش.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
احساس گناه وسواسی

سلام .دختری 29 ساله مشکل مربوط به سه سال پیش بود درارتباط باجنس مخالف دچارترس بودم درمحیط مجازی باپسری که دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی بود آشنا شدم ودرارتباط بامشکلم صحبت شد خودم هم فوق لیسانس روانشناسیم هردو به این نتیجه رسیدیم که من دچار وسواس فکری هستم واوگفت بایدباحساسیت زدایی تدریجی مشکلت حل کنی وباهمین عنوان مطرح میکردکه باید بامن حرف بزنی ومن نقش دوست پسر روبرات ایفاکنم من خییییلی مخالفت میکردم واومیگفت ترسهات بایدبریزه من هم دلایل واستدلا های خودم میاوردم کم کم حس کردم دارم وابسته میشم اماسعی میگکردم رابطه به سمت کاری ودرسی باشه نه شخصی یک روز قرارگذاشتم تاببینمش دیدم باهاش حرف زدم وقرارشدهموفراموش کنیم امااو ادامه دادوگفت تو وسواس داری وباید ترست بریزه وخلاصه یه بارکه براپایان نامه ازش کمک خواستم توی پارک قرارگذاشتم واون ازاین گفت که برای درمان حساسیت زدایی لازمه دستم بهش بدم وخیییلی وحشت کردم ومخالفت کردم امااون باحرفهاش منو نرم کردوگفت چون تونیتت درمانه گناهی نداره منم قبول کردم اماوقتی رفتم خونه احساس گناه شدیدداشتم وگفتم دیگه پیام نده بهم اولش خوب بوداماتایکمته بعدبرای باراول حس شدیدوسوسه دست گرفتن سراغم اومدخیلی تحمل کردم اماخودم قانع کردم که فقط برای کارحلال مثل ترجمه مقاله بهش پیام میدم ازش خواستممقاله ای که نیاز داشتم ترجمه کنه برام امااون گفت حتمابایدبرم دفترکارش که اونجاتنهابود من مخالفت کردم اماخلاصه رفتم بااین شرط که اون حتی دستم نگیره امااونجاکه رفتم پله پله وبااتکابه حساسیت زدایی تدریجی واینکه نباایدخودم ضجربدم برامقاابله باوسوسه وایناکاری کردکه مجبور شدم برم روی پاش بشینم ومنوتوی بغلش کشیدومن لعنتی هم سریع حس شدیدجنسی بهم دست داروپاهام شل شدوبعدمنونشوند روی صندلی بعدهم تونستم ازاونجابرم ازاونموقع تاالان خییییلی احساس گناه دارم من اهل این حرفهانبودم کسی بودم که حتی ازحرف زدن باجنس مخالف میترسیدم حتی سلام علیک ککردن منم میخواستم قبل ازدواج هیچ چیزی تجربه نکنم اماناخواسته حدوحدوداین رابطه همین بودکه گفتم یعنی جنسی نبودوهردوبالباس بیرون بودم منم بامقنعه ومانتوبودم اما....خودم کارشناس ارشد روانشناسیم خیییلی وسواس فکری پیداکردم اون لحظه که من دربغل یه جنس مخالف حس جنسی بهم دست دادیکسره جلوی چشمم الان اشک توچشممه ازخانواده ام خجالت میکشم حس میکنم دیگه نمیتونم ازدواج کنممن اصلاقصدنداشتم دوست بشم فقط خواستم نصیحتش کنم وبعدش به گناه نیفتم وخداحافظی کنمدوس ندارم زنده باشم نمیدونم بایدبه خانواده بگم. من فقط نیتم درمان ضعف رابطه اجتماعی باجنس مخالف بود ودرطول مدتی که اون سعی داشت طبق اصول روانشناسی بهم ثابت کنه که من باید مثلا قبول کنم که اون دستم بگیره منم بااصول اثباتی دیگری سعی داشتم بگم نه.خیییییلی باوسوسه هام مقابله میکردم امااون روز ودر دفترش انگارنتونستم جلو وسوسه بگیرم البته سعی کردم سه ساعت مخالفت کردم ونه گفتم بعددو سه ساعت دیگه حس کردم ناچارم این به فکرم نرسید که میتونم ازاونجا بیرون برم فکرکرم باید درهمان فضای دربسته باشم وسوسه بشم ونه بگم ازاین بابت ناراحتم که چرابه فکرم نرسیدکه مخالفت شدیدکنم وبیرون برم همین جریان باعث شدنمیتونم کاربگیرم وخونه نشین شدم خیییییلی حالم بده بعداز سه سال احساس گناه فوق شدیدی دارم توروخداکمکم کنید این وسواس فکری احساس گناه ویاد اون روز عین خوره داره مغزم میخوره گاهی دوست دارم بمیرم دوس دارم این تصویرذهنی حذف بشه اخیرا نصفه شب باهمین افکارازخواب بیدارمیشم صبح زودبیدارمیشم مشاهده پاسخ دکتر
2
استرس و اضطراب

سلام دکتر عزیز من یه مدتی اضطراب و استرس دارم و بدنم کلا درد میگیره و حالت تهوع دارم و بغض میکنم و الان هم قرص سرترالین و آلپروزلام مصرف میکنم مشاهده پاسخ دکتر
3
ویزیت غیر حضوری

با عرض سلام با توجه به این که من ساکن خارج از تهرانم و برام مقدور نیست تا مطب بیام اوزیت غیر حضوری امکان پذیره؟ مشاهده پاسخ دکتر
4
چطور رفتار کنیم؟

دخترم به افسردگی شدید مبتلاست(31 ساله) پرخاشگر به اعضاء خانواده و گاه تهدید به خودکشی.فقط سفر خارج و دوره های تخصصی آرایشی در خارج پرهزینه(چند ده میلیونی) خوشحالش میکنه که از عهده من بازنشسته خارجه لطفا راهنمایی فرمایید. مشاهده پاسخ دکتر
5
بیماری روانی

سلام دکتر، من مدتی حدود یک سال است که به صدای یک فرد در خانه حساسیت پیدا کرده ام و اصلا نمیخواهم صدای حرف زدن آن را بشنوم، و با کوچکترین شنیدن صدای آن فرد عصبانی میشوم و باید با فریاد بگویم و داد بزنم تا صدای آن فرد نیاید، و اگر چیزی نگویم روانم راحت نمیشود، و در طول این مدت دچار مشکلات زیادی شدم و الان چند وقت است که به بیرون از خانه میروم تا بیشتر بیرون باشم و صدای آن فرد را نشنوم تا روانم بر هم نخورد،و عصبانی و فریاد نزنم، همچنین خودم نیز حدود سه سال است که به افسردگی شدید و اختلال وسواس جبری وسواس در کارهایم مبتلا هستم، آیا این مشکل من نیز مربوط به افسردگی و وسواس است، وبا مصرف دارو برای درمان افسردگی شدید و وسواس در کارهایم، آیا این مشکل نیز حل میشود، یا این مشکل راه دیگری دارد. مشاهده پاسخ دکتر
6
بیماری روانی

سلام دکتر، من مبتلا به افسردگی شدید و وسواس در کارهایم حدود سه سال هستم تازه به دکتر رفتم و دکتر برایم فلوکستین 10 و الانزاپین تجویز کرد، میخواهم بدانم چه مدت پس از مصرف دارو درمان میشوم. مشاهده پاسخ دکتر
7
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
8
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
9
درمان پورنو همسرم

همسرم مبتلا به اغتیاد به فیلمهای پورن است میخواد نرک کنه اما نمیتونه چه کنم
چه کنیم؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
ترک اعتیادشیره

باعرض سلام واحترام.درشهرچابهارزندگی میکنم وکارمندهستم وروزی دوتاسه گرم شیره بصورت خوراکی وتدخین استفاده میکنم خیلی دوست دارم که ازاین وابستگی رهابشم ونمیخوام سرخوددارواستفاده کنم وچون شهرکوچک هست ومن هم کارمندنمیتونم به پزشکان ترک اعتیاداینجامراجعه کنم.اگربهرطریقی میتونیدکمکم کنیدسپاسگزارم.باتشکرازشما مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 52 بعدی »