درمان اضطراب

اضطراب می تواند با رواندرمانی و روشهای رفتاری  و یا با دارو درمان شود.روش درمان به علت ایجاد اضطراب و انتخابهای بیمار بستگی دارد. در اکثر موارد درمان ترکیبی از روان درمانی، رفتار درمانی، و دارو است.
گاهی اوقات اعتیاد به الکل، افسردگی، یا شرایط همزمان دیگر ، تاثیر زیادی بر روی فرد می گذارند که در این شرایط برای درمان اختلال اضطراب باید صبر کنیم تا این شرایط کنترل شوند.
*   چگونه اضطرابم را کم کنم؟
در برخی موارد، اضطراب ممکن است در خانه و بدون نظارت پزشک درمان شود. مثلا در شرایطی که در آن اضطراب کوتاه بوده و علت آن قابل شناسایی باشد و قابل حذف یا اجتناب باشد. چندین تمرین برای مقابله با این نوع اضطراب توصیه می گردد:
یاد بگیرید استرس را در زندگیتان کنترل کنید . فشارکاری  و کار های ضرب العجل دار را کم کنید، و متعهد شوید زمانی کوتاه از  کار دست بکشید و به تمرین ایجاد آرامش بپردازید.
انواع تکنیک های آرامش اعصاب را یاد بگیرید. می توانید در مورد تکنیک های مدیتیشن یا مراقبه در فروشگاه های کتاب و فروشگاه های بهداشتی اطلاعات کسب کنید.
تنفس عمیق شکمی را تمرین کنید که شامل تنفس عمیق و آرام از طریق بینی است. با استفاده از دیافراگم و بدون استفاده از عضلات قفسه سینه تنفس کنید بطوریکه حرکت قفسه سینه مشخص نباشد و سپس به آرامی هوا را از دهان خارج کنید. اما تنفس عمیق برای مدت زمان طولانی ممکن است منجر به سرگیجه شود.حداقل روزانه یکبار بمدت ده دقیقه این تمرین را انجام دهید.
انرژی منفی را با انرژی مثبت جایگزین کنید.فهرستی  از افکار منفی که دارید بنویسید و آن را با لیستی از افکار مثبت جایگزین کنید.به افکار خودکار یا اتوماتیکی که در ذهنتان می آید توجه کنید،تعجب خواهید کرد وقتی ببینید که درصد بالایی از آن افکار بدون دلیل وناخوشایند است وشما هر روز آنها را نشخوار می کنید. پس جلوی افکار منفی را بگیرید.
خودتان را موفق و رو به پیشرفت و مبارز با ترس تصور کنید.
با کسی که ازنظر روحی حمایتتان می کند و شما را همانگونه که هستید میپذیرد صحبت کنید.
ورزش های ائروبیک انجام  دهید.
یک حمام گرم و طولانی بگیرید.

در اتاقی با نور ملایم و بدون مزاحمت صوتی به تمرین تنفس بپردازید.

    مشاوره
روش استاندارد درمان اضطراب ، مشاوره ی روانی است که می تواند شامل درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی، یا ترکیبی از این درمان ها باشد.
هدف درمان شناختی-رفتاری به رسمیت شناختن و تغییر الگوهای تفکر بیمار است که با اضطراب و احساسات مزاحم همراه است. این نوع از درمان دارای دو بخش اصلی است: یک بخش شناختی که برای محدود کردن تفکر و یک بخش رفتاری که برای تغییر واکنش آدم ها به اشیاء یا موقعیت های اضطرابی طراحی شده است.
به عنوان مثال، یک بیمار که اختلال پانیک (وحشت زدگی) دارد و تحت درمان شناختی-رفتاری است ، ممکن است یاد بگیرد که حملات پانیک (وحشت زدگی) حملات قلبی واقعی نیستند. کسانی که برای اختلال وسواس و پاکیزگی تحت این درمان هستند ممکن است با یک درمانگر کار کنند که دستان خود را کثیف کنند و زمان طولانی تری قبل از شستن صبر کنند. کسانی که به اختلال استرس پس از ضربه مبتلا هستند با یک درمانگر کار خواهند کرد تا رویداد آسیب زا را در شرایطی امن به یاد بیاورند تا ترس ناشی از آن را کاهش دهند. درمان های مبتنی بر در معرض قرار گرفتن ، اساسا مردم را با ترس خود مواجه می کنند و سعی می کنند به آنها کمک کنند تا حساسیتشان نسبت به موقعیت های اضطراب زا را کم کنند.
روان درمانی نوع دیگری از درمان مشاوره ای برای اختلالات اضطرابی است که شامل صحبت کردن با یک روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و یا مشاور می باشد. جلسات برای کشف علل ایجاد اضطراب و راه های ممکن برای کنار آمدن با علائم برگزار می شود.
   داروهایی که برای درمان اضطراب استفاده می شوند:
برای درمان دارویی اضطراب ، انواع مختلفی از داروها آرامبخش به کار می رود. اگر علت اضطراب یک بیماری جسمی باشد، درمان به منظور از بین بردن آن بیماری خاص خواهد بود که ممکن است به عمل جراحی یا داروهای دیگر منتهی شود .مثلا در پرکاری تیرویید که با علایم اضطرابی همراه است و در نهایت مشکل تیرویید باید رفع شود.با این حال، دارو هایی مانند داروهای ضد افسردگی، بنزودیازپین ها، سه حلقه ای ها، و بتا بلوکرها برای کنترل برخی از علائم جسمی و روانی مورد استفاده قرار می گیرند.
یکی از مهمترین دسته های دارویی که از قدیم برای درمان اضطراب بکار میرفته است بنزودیازپینها هستند که  در حال حاضر به دلیل ترس از وابستگی و سوءمصرف این داروها ،استفاده از آنها کاهش یافته است. این داروها ممکن است چند عارضه ی جانبی به جز خواب آلودگی و وابستگی داشته باشند. برخی بنزودیازپین های رایج عبارتند از:
دیازپام (والیوم)
آلپرازولام (زاناکس)
لورازپام (آتیوان)
کلونازپام (کلونوپیم)
سالمندانی که بنزودیازپین مصرف می کنند ، در طول پانزده سال آینده در معرض خطر بیشتری  از زوال عقل قرار خواهند گرفت. محققان دانشگاه بوردو سگالن فرانسه در مجله پزشکی بریتانیایی درسپتامبر ۲۰۱۲ موضوع گزارش داده اند که برای تقریبا سی درصد از سالمندان در فرانسه بنزودیازپین تجویز می شود. مقدار تجویز بنزودیازپین در انگلستان و ایالات متحده آمریکا بسیار پایین تر است، اما هنوز هم تعداد قابل توجهی از بیماران را نشان می دهد.
از داروهای ضد افسردگی ( به ویژه  مهارکننده های بازجذب سروتونین ) نیز معمولا برای درمان اضطراب استفاده می کنند . مهار کننده های بازجذب سروتونین عوارض جانبی کمتری نسبت به دارو های ضد افسردگی قدیمی دارند، اما گاهی در شروع درمان آنهاباعث اضطراب، تهوع و اختلال عملکرد جنسی خواهند شد . برخی دارو های ضد افسردگی عبارتند از:
سرترالین (زولوفت)
پاروکستین (پاکسیل)
فلوکستین (پروزاک)
سیتالوپرام (سلکسا)
ونلافاکسین (افکسور)
دارو های سه حلقه ای گروهی از داروها هستند که ازمهار کننده های بازجذب سروتونین قدیمی تر هستند و کارایی بهتری برای اختلالات اضطرابی نسبت به اختلالات وسواس دارند. این داروها می توانند باعث ایجاد عوارض جانبی مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن شوند. دو نوع از سه حلقه ای ها عبارتند از:
ایمی پرامین (توفرانیل)
کلومیپرامین (آنافرانیل)
داروهای مکمل مورد استفاده برای درمان اضطراب شامل مهارکننده های مونوآمین اکسیداز، بتا بلاکرها، و بوسپیرون هستند. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز مانند فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارنیت) و ایزوکاربوکسازید (مارپلان)، قدیمی تر از دارو های ضد افسردگی هستند که برای درمان برخی از اختلالات اضطراب استفاده می شوند. محدودیت در رژیم غذایی و جلوگیری از مصرف داروهای دیگر مانند داروهای ضد درد از عوارض این دارو ها محسوب می شوند. بتا بلاکر ها مانند پروپرانولول (ایندرال)، معمولا برای درمان ناراحتی های قلبی استفاده می شوند، اما همچنین می توانند علائم جسمی برخی اختلالات اضطرابی را درمان کنند. بوسپیرون (بوسپار) نوع دیگری از داروها است که انتقال دهنده های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد تا اضطراب را کنترل کند اما فاقد عوارض جانبی خواب آلودگی و وابستگی است. با این حال با سرگیجه، سردرد و تهوع همراه است.
چگونه می توان از اضطراب جلوگیری کرد؟
اگر چه از اختلالات اضطراب نمی توان جلوگیری کرد، ولی راه هایی برای کاهش خطر ابتلا به آن و روش هایی برای کنترل یا کاهش علائم وجود دارند.
 توصیه هایی برای کاهش اضطراب عبارتند از:
کاهش مصرف کافئین یا قهوه، چای و نوشابه ها و شکلاتهای کافئین دار.
استفاده از دمنوشها و گیاهان آرامش بخش.با یک دکتر یا داروساز قبل از استفاده از داروهای گیاهی مشورت کنید که این داروها تا چه میزان حاوی مواد شیمیایی هستند .
ورزش منظم.
خوردن غذاهای سالم و دریایی.
داشتن یک الگوی خواب منظم.
مشاوره و پشتیبانی پس از یک تجربه آسیب زا و یا نگران کننده .
اجتناب از الکل، حشیش.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
خیالبافی

مرسی دکتر که جواب دادین در مورد تاریخچه کودکی تا بزرگسالی پرسیدین من از کودکی همش تو خونه مون دعوا بود 4 تابچه ی کوچیک بودیم و من بچه ی اخر همه مون توسط بابام کتک میخوردیم دوتا خواهر دارم با یه برادر توس برادرمم کتک میخوردم که دو سال از خودم بزرگتر بود بابام مامانمم میزد و باهم دعوا میکردن پدرم بد اخلاق بود من تا نوجوانی هم هیچ دوستی نداشتم تو مدرسه همیشه تنهابودم وخیلی خجالتی واسه اینکه کسی نفهمه تنهام تو دستشویی قایم میشدم زنگ تفریحها و زنگ بیکاری خیلی از جنس مخالف خجالت میکشیدم وشرم داشتم همش باخودم حرف میزنم و وضعیت روحیم بده تاهمین چندسال پیش هم به سختی میتونستم دوست پیداکنم یا تو جمع حرف بزنم الان با تلاش زیاد موفق شدم.اینکه گفتم به هردری زدم خوب نشدم منظورم دعا بود من هزار بار از دعانویس های مختلف دعاگرفتم خیالبافیم خوب نشد اما اینکه میگم چندسالیه که اجتماعیتر شدم و میتونم دوست پیدا کنمو ارتباط برقرار کنم به خار این دعاها بود الان تو روابط مشکلی ندارم و اعتماد بنفسم خوبه یکی از این دعا نویسا که تازه رفتم پیشش گفتم خیالبافی میکنم و خیالبافی جنسی دارمو انگار یکی باهام حرف میزنه اینا گفت تو جن باهاته جن مسلمان اما من خودم احساس نمیکنم ولی اینکه با این سرعت دوره اتاق میچرخم ومیام و میرم خیالبافی میکنم طبیعی نیست اگه علم پزشکی نتونه توجیه کنه حتما جنه دیگه ایا این تو پزشکی طبیعیه شرایط من برای هیچی هم اراده و پشتکار ندارم خیلی زود از سرم میپره خیالبافی بهم انرژی میده اما نابودمم کرده چون حواسم به زندگی نیست الانم خیالبافی هام در طول روز و شب در مورد یه روابط ایده اله که تو واقعیت ندارم اما تو خیال دارم ایا ممکنه اونایی که باهام حرف میزنن جن باشن؟ مشاهده پاسخ دکتر
2
دوقطبی و اضطراب

سلام و احترام
دکتر من پسرم و 25 سالمه، مبتلا به دو قطبی هستم و بیماری رماتیسمی لوپوس برای هردو دارو مصرف میکنم کوئتیاپین 100 و اریپیپرازول 5 و سرترالین یکچهارم و پروپرانول 20 به خاطر میگرن الان 2 سال هست که دارو های اعصاب رو میخورم میگرنم خوب شده ولی پا درد زیاد دارم برای رماتیسم توی خونه گیر افتادم و همش منتظرم حالم بهتر بشه تا بتونم از خونه بزنم بیرون هم خودم هم اطرافیان از این وضع من ناراحت هستن و درسمو توی مقطع کارشناسی نصفه گذاشتم یه برادر بزرگ ترم دارم که از وقتی اون مهاجرت کرده خودم احساس میکنم دارم رو به بهبود میرم الان یک سالی میشه که رفته تا قبلش که اینجا بود باهاش جنگ و دعوا داشتم بیشتر اوقات ولی همش تصوراتی توی ذهنم میاد که گویی مثلا یه چیزی از بدنم خارج میشه و این انگار باعث میشه حالم بهتر شه انگار مثلا درد و مرض هست اونم و وقعا هم بهتر شدم روابطم با پدرومادرم خیلی بهتر شده وقتی از خودشونم میپرسم اونام تایید میکنن بهبود منو جسته و گریخته پیش روانشناس رفتم ولی همیشگی نبوده سوال اینجاست که واقعا بهبود داره اتفاق میافته یا اینکه اینا توهمه خوب شدنه فکر میکنم باید زمان بگذره تا از شر این تو خونه گیر افتادنمم خلاص شم اما هنوز زوده و اینو خودم متوجه ام ولی اطرافیانم همش میگن تو چرا همش گوشه خونه ایی همش نگران اینم که نکنه من بهتر شم و اطرافیان مریض شن و از وقتی متوجه شدم که 50 الی 60 درصد بیمارای دوقطبی اعتیاد دارن خیلی نگرانم و توی خودمم یه تحریک پذیری هست با اضطراب و بیقراری
از یه طرف میگم منم مهاجرت کنم و برم ولی نگران این میشم که شرایط سخت باعث بشه حالم دوباره بد شه و خدایی نکرده گرفتار اعتیاد بشم،تازه الان بعد از 2 سال یواش یواش داره یکم حالم بهتر میشه
دکتر چیکار کنم ؟
خیلی خیلی ممنون از شما
مشاهده پاسخ دکتر
3
وسواس و. ..

سلام خدمت دکتر گرامی
من وسواس فکری دارم.
ناخودآگاه به جزئیات توجه می کنم, خیلی تو مسائل عمیق میشم بطوری که ابعادی از یه موضوع رو درک می کنم که اکثر ادم ها شاید متوجه نشن.
قدرت مغزم خیلی زیاده و ضریب هوشیمم بالاست.
همین قوی بودن ذهنم و توجهم به جزئیات باعث میشه تناقضات ریزی رو تو مسائل درک کنم که هیشکی حس نمی کنه و همین تناقض های حل نشده عصبیم می کنه.
حافظه تصویری قوی ای هم دارم و تو یه لحظه چند تا موقعیت رو تصور می کنم. شاید جالب باشه بگم که چی شد اینجوری شدم. خب من قطعا زمینه ش رو داشتم ولی شروعش بخاطر دوست صمیمی دبیرستانم بود. ایشون خیلی جزئی نگر و وسواسی بود البته روی من. و سوالات خیلی ریزی و مسخره می پرسید و منو محکوم می کرد که واسه خود من مهم نبود اون سوالا اما واسم عادت شد که تو ذهنم دلیل تراشی کنم و مدام بهش جواب بدم. شروع وسواس عذاب اور من از اون سالها بود. یه چیز دیگه اینکه خیلی به چرایی مسایل فکر میکنم مثلا واسم مهمه چرا دو دو تا میشه چهارتا!
صحبت کردن و توضیح دادن واسم سخت شده چون انقدر ابعاد وسیعی از یه موضوع تو ذهنمه که نمی دونم از کجاش شروع کنم بگم. و یه چیز ازار دهنده اینه که هیچوقت نمی تونم اون عمقی که ذهنم درک می کنه رو به زبون بیار. وقتی حرف میزنم حس میکنم یک از هزاره اطلاعات ذهنمو گفتم.
یه مسیله دیگه. من از دوران کودکی خیال پردازی داشتم و بیشتر با محتوای جلب توجه جنس مخالف و اثبات برتری خودم بود و خیلی هیجانی و همراه با راه رفتن بود. الان کمتر شده اما محو نشده. خودم اصلا دوست ندارم این کارو. متنفرم از اینکه تو رویا سیر کنم و از حقیقت زندگی دور شم. کلا احساس می کنم یه گیری تو زمینه غریزه جنسی دارم. حس میکنم غریزه جنسیم سرکوب شده در کودکی. یه باعث این خیال پردازی ها و وسواس ها شده.
خیلی هم ادم کمال گرایی هستم و دوست دارم پرفکت و عالی باشم. واسه همین خیلی ناراحتم بخاطر مسائلم. و از چیزی که هستن بزرگ ترشون می کنم. همش حرص می خورم چرا من نباید سالم بزرگ میشدم. و احساسات عاطفی و جنسی سالم می داشتم. خیلی مسائل عصبیم می کنه. مثلا همیشه حس میکنم دخترا و زنها تو رابطه های جنسی و عاطفی تحقیر میشن. شدم یه دختری که از عاطفه و زنانگی دوره. بیست و سه سالمه ولی شبیه یه زن بالغ و پخته و بی نیاز از مرد رفتار می کنم. ادمیم که بیشتر منطقش به احساسش غالبه. کلا یا مثه یه زن پخته ام یا یه دختر بچه مظلوم و منفعل. یعنی همه جور هستم الا جوری که متناسب سنمه یعنی یه دختر جَوون. تیپ شخصیتیم هم مهرطلبه.
مشاهده پاسخ دکتر
4
وسواس فکری

سلام وقت شما بخیر
برای درمان وسواس فکری من قرص فلووکسامین تجویز شده . من اصلا از این قرص و اثرش خوشم نیومده. آیا داروی دیگه ای هست که بهتر باشه ؟ موضوع وسواس من هم به تشخیص دکتر اختلال اضطراب فراگیر هست که بیشتر روی موضوع سلامتی جسمی خودم و اطرافیانم هست . همش نگرانم .
ممنونم پیشاپیش . اگه لازم بدونید به مطب هم مراجعه میکنم .
مشاهده پاسخ دکتر
5
ترک گل

پسرم ۱۴ سالشه ..خیلی پارک میره، یعنی اگه بکشیش پارکشو باید بره، الان متوجه شدم که انگار رفیق بد گیرش افتاده و داره کم کم میره سمت مصرف گل و سیگار..می خواستم بدونم الان باید چیکار کنم که بیشتر از این سمتش نره.. مشاهده پاسخ دکتر
6
افسردگی یا دو قطبی

سلام آقای دکتر وقت بخیر
28 ساله و مجرد هستم من سال هاست که احساس افسردگی می کنم بیش از 30 کیلو اضافه وزن دارم تنبل هستم حوصله هیج کاری ندارم پرخوری می کنم هیچ هدفی ندارم اگه هدف گذاری کنم مثلا برای کاهش وزن فقط دو هفته رژیم می گیرم بعدش رژیم ترک می کنم بار ها کتابی رو انتخاب می کنم که بخونم ولی چند صفحه می خونم دیگه ادامه نمیدم بهترین تفریحم غذا خوردنه ساعت ها در اینستاگرام وقت گذرونی می کنم دیر به دیر از خونه بیرون میرم خیلی کم رفت و آمد می کنم هدفی ندارم امیدی هم به آینده بهتر ندارم ببخشید می خواستم بدونم من افسرده هستم یا مشکل دو قطبی دارم؟ آخه وقتی ناراحت میشم خیلی زیاد غصه می خورم مثلا کافیه یکی از دوستام یا خاله م متلکی بگه به خودش چیزی نمیکم ولی تو خونه تا سه چهار روز ناراحتم یا نفرینش میکنم یا فحشش میدم(تو اتاق خودم راه میرم و تصور میکنم پیشمه و فحشش میدم ولی در واقعیت جرات ندارم فحش بدم) شیدایی نمیدونم یعنی چی؟ ولی اگه شاد باشم حالم خوبه و مثلا خنده م رو نمی تونم کنترل کنم می خندم یعنی شادی و ناراحتی تو چهره م مشخصه و نمی تونم احساساتم رو کنترل کنم شب ها و خیلی وقتا خیال بافی می کنم رویا بافی رویاهایی که در واقعیت اصلا وجود نداره بعد اینکه با خودم هم زیاد حرف میزنم البته نه با صدای بلند که کسی متوجه بشه. ولی در اتاق رو می بندم و حرف میزنم
لازم به ذگره که وقتی مثلا 20 ساله بودم امید بیشتری به زندگی داشتم یادمه آرزوم بود مادر بشم شاغل بشم بعد همیشه خودم رو دختر موفقی می دونستم نمره هام هم در زمان لیسانس خوب بود
ولی سالها گذشتن خواستگار مناسب ندارم نتونستم شاغل بشم در دوره ارشد به اون صورت موفق نبودم و احساس بدبختی میکنم
می خواستم بدونم مشکلم چیه افسردگی یا دو قطبی؟ ممنونم
مشاهده پاسخ دکتر
7
اختلال دوقطبی

با سلام دختری۳۷ ساله هستم با اختلال دوقطبی سیتالوپرام کوییتیاپین و لیتیم مصرف میکنم اخیرا کمی فراموشی دارم اگه ممکنه بفرمایید دلیلش چی ممکنه باشه با تشکر مشاهده پاسخ دکتر
8
عدم تعادل روانی

سلام 26 سالمه. به شدت خونه نشینم همش مضطربم و کلی استرس دارم علاقه ای به فعالیت و کار ندارم و همش منتظرم یه اتفاق بدی بیوفته واسم و بیوفتم توو دردسر...هر اتفاق عادی روزمره ای که میوفته دو 100بار توو ذهنم مرور میکنم تا وقتیکه یه اتفاق جدید بیوفته و توو ذهنم جایگزین اتفاق قبلی کنم....بعضی وقتا بدجور افسرده ام و بهضی وقتا غیر عادی شاد و پر انرژی....چکار باید کنم؟؟ مشاهده پاسخ دکتر
9
مشکل خواب آلودگی و افسردگی

سلام
وقت شما بخیر
جناب دکتر بنده قبلا هم یک سری پیام ها داده ام و بابت پاسخ هایتان سپاسگزارم.
دکتر الآن من حدود 4 ماه هست اس سیتالوپرام روزی20میلیگرم مصرف میکنم به خاطر وسواس و افسردگی ماژور.از طرفی به خاطر مشکل خواب و مخصوصا تهوع شدید مدافینیل مصرف میکنم روزی 50_100 میلی گرم. (به دو پزشک روانپزشک مختلف برا هر کدوم مراجعه میکنم ؛چون پزشک اولم متقاعد نشد و قبول نمیکرد که حالت تهوع من به شدت خوب میشه و خواب آلود و منگی دارم).
حالا دکتر دوتا مسئله دارم، دکتر اولم میگه نباید بخوری و اضطرابت رو شدت میده (که تا حدودی هم چنین هست) ولی اگر مصرف نکنم هم حالت تهوع میگیرم و هم ناگهانی به خواب میرم (فرق هم نمیکنه در اتوبوس باشم یا پشت کامپیوتر باشم یا حتی دارم با گوشی پیام میدم وسط پیام یهو خواب میرم) ؛ باید چه کار کنم؟؟
مسئله دوم هم که کمی من رو دچار وحشت کرده اینه که اصلا این مسئله درمان دار هست ه ؟؟ به خصوص توام با افسردگی ؟؟
ممنون
مشاهده پاسخ دکتر
10
مشکوک به شیشه

سلام من به پدرم مشکوک هستم آیا به شیشه معتاد است چگونه می تونم بفهمم؟ باهاشون که صحبت کردم گفتند حاضرند آزمایش بدن یا چند شب جایی بخوابن که بگویند معتاد نیستن
برای شما این امکان هست که آزمایش بگیرید من شنیدم میشه توی آزمایش دست برد و آزمایش منفی کرد آیا راهی برای اثبات هست؟
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 47 بعدی »