کوچولوهای بیش فعال!

                کوچولوهای بیش فعال!  

آیا تابحال با بچه های دو-سه ساله خیلی شیطون که آرام و قرار ندارند   برخورد داشتید؟این کوچولوهافقط در حال راه رفتن دویدن و بهم ریختن هرچیزی که جلوی چشماشونه دیده میشن!.اگردریک مهمانی چنین کودکی باشه هرکسی که از مهمانی میاد بیرون با خودش میگه :آه راحت شدم.این بچه ی کی بود؟!خدا به مامان باباش صبر بده.

فکر میکنید درخانه این کودک خردسال چه میگذره؟ دراونجا مادری هست که دلش برای کمی استراحت لک زده و دعا میکنه کوچولوش بیشتر بخوابه ودیرتر بلند شه.اما این خردسالان بیش فعال خیلی زود از خواب بیدار میشوندوتا چشماشون رو باز میکنند، می ایستند و شروع به دویدن میکنند.در طول بیداریشون اتاقها،آشپزخانه،  کابینت ،داخل یخچال،دستشویی ،حمام، راهرو…همه سرکشی می شوند. خلاصه جایی درخانه نیست که هرروز به اون سر  نزنند.اسباب بازی این کوچولوها ،وسایل داخل کشوها، ظرفها، قاشق چنگال ها، کنترل تلویزیون و خلاصه هر چیز دیگری است که جلوی چشمانشونه.مادر باید هر لحظه مواظب کودکش باشه ودرحین این مواظبت باید کارهای خانه پخت وپز،جمع و جور کردن ،نظافت ،حمام رفتن و …رو هم انجام بده.فکرش رو بکنید چه فشاری به مادر وارد میشه! وقتی پدر از راه میرسه موقع نفس کشیدن مادره.اما پدر خسته هم   زیاد دوام نمیاره وممکنه برای فرار ازاین موقعیت فرساینده دنبال بهانه ای بگرده و ازخانه بیرون بزنه. خلاصه اینکه زندگی با چنین کوچولوی بیش فعالی اصلا راحت نیست واصلا شیرین هم نیست.ممکنه ماهها بگذره و مادر پدر منتظر آرام شدن و عاقل شدن بچه شون بشن.اطرافیان هم اونها رو دلداری میدهند.در این شرایط پدر مادر و بقیه خانواده در خانه می مانند تا بلکه کوچولوشون آروم شه چون کسی بیرون از خانه حوصله اون کوچولوی بیش فعال رو نداره.در این میان رابطه زن و شوهر هم به سردی گرایش پیدا میکنه چون دیگه انرژی برای خانم باقی  نمانده که بخاد برای شوهرش به کار ببره. تازه اینکه خردسالان بیش فعال معمولا کم خواب هم هستند .

     راه حل؟

اما راه حل چیه؟چه کسی میتونه به این پدر مادر کمک کنه؟آیا مادر پدر اصلا متوجه میشوند که باید از یک متخصص کمک بگیرند؟

امکان مشاوره و آموزش رفتاری برای یک کودک ۲ یا ۳ ساله وجود نداره.تنبیه و تشویق هم موثر نیست.بنابراین باید به دنبال راه حل      موثر و خاصی باشیم.

                                                       درمان

 

در نهایت تنها چیزی که میتونه روی این کودکان موثر باشه دارو است .داروهایی که در روانپزشکی به کار می رود می تواند مشکل خانواده و آینده طفل را حل کند، درواقع دارو تنها راه حلی است که برای این کودکان فعلا در دسترس است. بیش فعالی این خردسالان مشکلی طولانی خواهد بود که در بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت

 

در حال حاضر از داروهایی که در بیش فعالی بچه های بزرگتر بکار می رود استفاده میشود.میدانیم که مغز این خردسالان درحال رشد و تکامل است وبه هر حال  دارو تاثیراتی بر این تکامل خواهد داشت.اما این تاثیرات لزوما زیان آور نیست و حتی کمک کننده هم هست.در واقع نتایج چنین چیزی را نشان می دهد اما فعلا   از نظر سلولی و بیولوژیک این تاثیرات قابل ردیابی نیست . تحقیقات آینده هر دو روی این سکه را نشان خواهد داد.

درمان این خردسالان بیش فعال چه هدفهایی را باید در بر داشته باشد؟

۱.کمک به خوابیدن و حل مشکل کم خوابی.

۲.کاهش بیقراری و ناآرامی طفل.

۳.کاهش رفتارهای پرخطر کودک.

۴.کاهش نیاز به مراقبت دقیق کودک وامکان استراحت برای مادر پدر

۵.ایجاد زمانی خالی برای ارتباط صمیمی بین مادر و پدر

۶.افزایش تمرکزکودک برای یادگیری وپردازش اتفاقات پیرامونش،بطور مثال درک خطر، درک نوازش و تشویق مادر،درک ارتباط بین اتفاقات مختلف پیرامون  کودک.

۷.ایجاد فرصتی برای مادر پدر جهت ارزیابی و تصمیم گیری برای رفتار درست در مقابل کودک و نه یک رفتار تکانه ای و ناشی از خشم یا سردرگمی.

         دارو درمانی 

برای بهبود خواب از داروهای آنتی هیستامین وملاتونین استفاده میشود.این داروها ممکن است درطول روزنیزاثرات رفتاری مثبت داشته باشند.به طورشایعی از داروهای ضد گیرنده های دوپامینی برای کنترل مشکلات رفتاری وبهبود بیش فعالی این خردسالان استفاده میشود. داروهای ضد تشنج نیز در مواردی کاربرد دارند امااین بدان معنا نیست که کودک مشکل تشنج دارد.

                                       نتیجه گیری

به یاد داشته باشیم که این خردسالان بیش فعال از ماه های اول زندگی تا نوجوانی نیاز به پیگیری دارند و در اکثریت موارد باید درمان شوند.هیچ کس مقصر و مسبب مشکلات این کودکان نیست.نباید مادر پدر بخاطر داشتن چنین کودکی مورد سرزنش قرار گیرند.برعکس مادر پدر چنین کودکی نیاز به همدلی و توجه خاص از اطرافیان خود و حتی پزشک  دارند.مشکلات والدین این کودکان با والدین کودکان اوتیستیک قابل مقایسه است.چنین والدینی سالهای سختی را تا تثبیت رفتاری و درسی فرزندشان طی می کنند.

نویسنده:دکتر مجید محمدپور


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
اختلال؟

من ۱۵ سالمه میدونم سن نوجووانی و ... ولی مدام از این حال به اون حال میشم و تازگیا یه ساعت مشخصی پیدا کرده که از اون زمان کم کم حالم بد میشه نمیدونم چمه اصن:/ واسه سنمه یا اختلالی چیزیه مشاهده پاسخ دکتر
2
بیماریهای روحی و روانی

سلام دکتر، می خواهم سوالی از شما بپرسم، در علم یوگا روشی به نام خورشید نگری وجود دارد که گفته بود اگر به مدت سه ماه این کار را انجام دهیم، کل بیماری های روحی و روانی در ذهن از بین میرود،و همچنین در شش ماه نیزاگر ادامه دهیم کل بیماری های جسمی نیز از بین میرود، می خواستم نظر شما را در ابن مورد بدانم. مشاهده پاسخ دکتر
3
زودانزالی

سلام همسرم مشکل زودانزالی بمحض دخول رو داره و از این بابت خیلی رنج میکشه ایشون ۳۰سال دارن و هیچ مشکل جسمیهم ندارن لطف کنید راه حلی پیش پای ما بگذارید مشاهده پاسخ دکتر
4
وسواس و استرس

سلام اقای دکتر ببخشید که مزاحمتون شدم....من دختری ۱۹ساله هستم از وقتی مدرسه رفتم یادمه که بزور خانواده باید درس میخوندم و اگه کمک اونا نبود من شاید ضعیف ترین دانش اموز کلاس بودم خودمم خیلی درس خوندنو دوس داشتم ولی انگار یه عامل بیرونی نمیذاشت که من درس بخونم خانوادم از دستم عاصی شده بودن و من هم خیلی از این قضیه ناراحت بودم مدرسه ی تیزهوشان قبول شدنم هم بخواطر دوندگی خانوادم بود ولی اونجا هم بزور منو نگه داشتن چون درسم ضعیفبود اون هم نه اینکه نمیخواستم درس بخونم بلکه من دوستانی داشتم که اگه نمره ی بالایی میگرفتم به من حسادت میکردن و من از این حسادت ها اذیت میشدم و همه ی حرف های خانواده و مدیر و....رو به جان میخریدم ولی از ترس حسادت دوستانم درس نمیخوندم با وجود اینکه این حسادت برای همه بود و هیچ کسی مشکل خاصی با این قضیه نداشت...هر چی میگذره تمرکزم کم میشه (من امسال کنکور دارم و اگه پنج دقیقه به چیزی که میخونم فک کنم خسته میشم )و اینکه یکمی نسبت به بچه های تیزهوشان دیر تر میگرفتم ولی با این حال حس میکردم اگه به هیچ چیزی توجه نکنم درسم خیلی خوب میشه ......از بس هم از دست دوستانم استرس داشتم صورتم کلی جوش زد و یه باکتری هم تو بدنم رشد کرده بود که و قتی ازدواج کردم و از درس فاصله گرفتم اثری از جوش ها و باکتری ها نبود....خیلی زود اعصبانی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم همسرمو هم بخواطر این موضوع ازرده کردم ......وگاهی از بس استرس دارم موقع درس که انگار از گوشم دود میزنه بیرون یا ساق پام خیلی درد میگیره جدیدا هم توی سرم انگار بمبه و یکمی سنگین شده و جدیدا حرکت سرم به دست خودم نیس نه این که خیلی زیاد به طور محسوس که خیلی مشخص نیس ....نمیدونم بیمارم یا چیزی خاصی نیس اگه میشه بهم بگین این یه بیماریه یا ......لطفا کمکم کنید مشاهده پاسخ دکتر
5
وسواس فکری

سلام.من یک سال و نیمه که به خاطر دو موضوع دچار وسواس فکری خیلی شدید شدم.هفت ماه اول که گذشت تونستم تقریبا اون افکار و کنار بزارم برای دو سه ماه اما بعدش همون موضوع دوباره باعث وسواس من شده بود برای اطرافیان هیچ اهمیتی نداشت اما برای من خیلی اهمیت داشت.خلاصه اینکه من دوباره هفت ماه دیگه رو با وسواس و استرس گذروندم و الان اون فکرای که میکردم برام مسخره شده اما وقتی به حال اون زمانم فکر میکنم حالم بد میشه.هر چند وقت یه بار افسردگی میگیرم و این منو یاد اون وقتا میندازه.مدتی فک میکردم دچار بیماری دو قطبی شدم وسواس گرفتم دوباره و اونم فراموش کردم و اما الان چون اون اتفاقا خیلی تو روحیم تاثیر گذاشته حس میکنم دارم دیوونه میشم.حالتای ادمای دیوونه رو تو ذهنم تصور میکنم و الان از شدت تپش قلب که نکنه من دیوونه بشم دارم میمیرم.میترسم دچار اسکیزوفرنی یا سایکوز و مانیا بشم.دکتر توروخدا کمکم کنین مشاهده پاسخ دکتر
6
بیخوابی

باعرض سلام وخسته نباشیدآقای دکتر من 25سالمه و حدود چندماهی میشه که خوابم می یاد ولی تامیرم رو تخت که بخوابم خوابم نمیبره بعد شاغلم واقعا روزا واسم سخته استرسم دارم همش چیکارکنم اگرراهی هست راهنماییم کنید
باتشکر
مشاهده پاسخ دکتر
7
تشکر

سلام جناب آقای دکتر
با عرض پوزش اینجانب سوالی نداشتم فقط میخواستم بگویم با تشکر از اینکه به سوالات اینجانب و افراد دیگر به نحو احسنت پاسخ میدهید.
با تشکر و سپاس فراوان.
مشاهده پاسخ دکتر
8
خیال پردازی افراطی

سلام دکتر، جاهای مختلفی برای حل مشکلم گشتم ولی آخر نفهمیدم تو کدوم دسته از بیمارین روانی قرار میگیرم:)
21سالمه ،ذهن خلاقی دارم ،جوری که اگه شما بهم یه کلمه بدید براتون یه شعر باهاش درست میکنم ،علاوه براین معمولا در طی روز خیال پردازی افراطی میکنم ،اگه اتفاقی اطرافم بیفته که برام جذابیت خاصی داشته باشه ازش تو ذهنم فیلم سینمایی میسازم ،اگه لغت جالبی رو ببینم ممکنه باهاش داستان بسازم، حتی شده به جای شخصیت هاشون حرف بزنم (بیشتر جنبه تفریحی برام داره)،دوران بچگی عاشق این قسمت بودم که شب بشه بتونم تو سکوت 4 ساعت از همه مسائل روزمره یه داستانی درست کنم یا به نحوی مرورشون کنم یا یه تغییرات جزئی که علاقه داشتم اتفاق بیفته توش بدم . خلاصه من از بچگی با این تیپ شخصیت بار اومدم ، تا اونجا که یادمه ،من هیچ وقت منظم نبودم ،مثلا وقتی از مدرسه میومدم یا الان که از دانشگاه میام . اگه کیف دستمه وسط حال ولش میکنم یا مانتو رو همین جور میندازم رو زمین .اگه کتابی رو بر میدارم معمولا سرجاش نمی زارم .حتی گاهی از لحاظ ظاهر یادم میره به خودم برسم ، کل سال اتاقی که دست من هست به قدری شلوغ وپر از کاغذباطله یا کتابای پهن شده وسط زمین یا لباس هایی که یادم رفته آویزون کنم میشه که حتی خودمم نمیتونم پامو راحت وسط این همه وسیله دراز کنم ،این بی نظمی رو تو بقیه کارامم دارم ،دوران محصلی شاگرد زرنگ وبه شدت بی نظمی بودم ، من از اول دبستان تا سوم دبیرستان تا الان که دانشجوام ، یک روز نشده که با تاخیر نرسم :)حتی سر امتحاناتم این جور تیپی داشتم ودارم ؛همیشه دقیقه آخری بودم ؛اگه قرار بود تصمیم بگیرم ثانیه آخر میگرفتم . خلاصه من تایم خاصی برای کارام نداشتم ومعمولا دقیقه آخر انجامشون میدادم . امتحانات پایان ترم هم شب آخری تا صبح میخوندم ،دوتا مشکل دیگه هم دارم ،من آدرس مکان هارو
نمی تونم درست حفظ کنم حتی اونایی که بیشتر از یک بار رفتم،ولی اگه از قبل بنویسمش مشکلی تو پیدا کردن ندارم ،پیش میاد که تو تشخیص صورت بعضی از دوستامم گاها دچار مشکل میشم ،نو جوان که بودم وقتی درس میخوندم با یه صدای تلوزیون حواسم پرت میشد حالا نمیدونم این اختلال تشخیص هم ربطی به حواس پرتیم داره یانه ، تا حدود زیادی باصدا یا تو شلوغی قدرت تمرکزم پایین میاد
الان مشکل اصلیم داستان سازی هست که خودکار ذهنم انجام میده ؛ (البته رمان خوندنم خیلی دوست دارم) من وقتی کنکور داشتم یه داستان مصور 30 قسمتی نوشتم . واین کار انرژی زیادی ازم گرفت که میتونستم صرف درس خوندن کنم ، مجددا اگه بخوام برای ارشد بخونم میترسم مثل گذشته تو این جور مسائلی بیفتم .اگه این جور اختلالی تو روان پزشکی هست ،من رو یه راهنمایی خواهشا بکنید
مشاهده پاسخ دکتر
9
معتاد شیشه

سلام
آقای دکتر محمدپور برادرم چند سال پیش معتاد به شیشه بوده و البته با کمک خانواده ترک کرده تحت نظر دکتر داروهایی مصرف میکنه ولی باز دوباره علایم شیشه برگشته با خودش خیلی حرف میزنه ما باید چیکار کنیم ؟؟؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
دوره درمانی دوقبی بودن

سلام من زمان طولانی که این مشکل رو دارم علاوه بر اون زمینه ژنیتکی و بیماری هود آزاری دارم برای درمان باید چیکار کنم؟ مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 بعدی »