اضطراب چیه و درمانش چجوریه؟ مقاله صوتی

 

 

 

 

 

 

 

 


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
خوابيدن برای من مثل شكنجه هست

باسلام مشگل کم خوابی یا بهتره بگم بیکیفیتی خواب من ازمدتها پیش بوده و الان خوابم که کمتر٣.٥ساعته در روز و هر شب ٤یا٥باربیدار میشم وصبح باحالت خسته تر از شب قبل از خواب بیدار میشم و هیچ انرژی برای گذرروزندارم حتی با انجام کل مراقبت های قبل از خواب،من عمده حواسم حساستر از بقیه افراد هست مثلا شنوایی وزیرترین صداها رو حتی متوجه میشم... مثل صدایی ک دستگاه تو برق میده.مشگل عمده محتوا خوابه که مرتب حس کشیدگی روح ازبدن و جابجا شدن در محیط اطراف و حس پرت شدن از بلندی یا به زور فاصله گرفتن از جایی که هستم و اینکه حس خفگى که بهمراه داره اگ به سمت تاریکی گشیده میشم و قادرنبودن به تولید صدایی هر چقدر تقلا برای حرکت یا جیغ زدن انجام بدم فقط چند اپیسود بوده ک با فریاد جیغ بلند بیدار شدم که باعث ازار خوانواده یا هم اتاقیهای خوابگاهم بوده,متاسفانه حالت دیگه ناتوان به حرکتم این هست که احساس میکنم کسی یا چند نفر جلوی حرکت م در خواب را میگیرند حتی اگر این اتفاق برای بیست دقيقه دست بدهد به اندازه یک ساعت و نیم تقلا کردن خسته تر میشم و بعد بیدار شدن ازبس دستم رو محکم مشت کردم که بادردبازمیش و مشگل بعدی صدا هست که انگار صدایی که بلند تر از قدرت شنيدن گوش م هست رو حین خواب شنيدم و بخاطر همین سردرد گرفتن های شدیدی رو در طول روز بهمراه دارم... و خواستم بگم من کاملاً رئالیست هست و به هیچ دعایی اعتقاد ندارم و هیچ کدوم از راه هایی خوانواده گفتند جواب نداده ؛ممنون میشم اگ راهنمایی کنید تا خوابيدن کمتر منو خسته کنه.باتشکر مشاهده پاسخ دکتر
2
کش آمدن مکرر در خواب

سلام.من چند شب هست که مکرر تو خواب بدنمو ناخودآگاه کش و قوس میدم و با هر حرکت از خواب بیدار میشم.اصلا نمیتونم عمیق بخوابم دلیلش چی هست؟ مشاهده پاسخ دکتر
3
قدم اول براى ترك

سلام پدر من معتاد به ترياك شده ، از صبح كه خودش گفت دنبال روش ترك ميگردم . خوندم كه رفتار درمانى و صحبت قبل كمپ رفتن و سم زدايى بهتره . لطف ميكنيد راهنمايى كنيد بايد چكار كنم ؟ مشاهده پاسخ دکتر
4
چگونه میتونم حال دوست افسردمو بهتر کنم

سلام و خسته نباشد
من حدود یک سال و نیم با آقایی آشنا شدم که رابطمون خیلی عاشقانه و خوب وبد تا زمانی که ایشون افسردگی گرفتن یه روزهایی کاملا بهم میریزم ممکنه یه هفته طول بکشه یا شاید یک ماه و اخیرا اتفاقهایی افتاده که حالشو بدتر کرده مثلا این اواخر متوجه شدن مادرشون سرطان تومور مغزی از نوع بدخیم دارن. من به ایشون علاقه دارم و دلم میخواد در این شرایط کمکش کنم ولی واقعا نمیدونم چطوری میتونم برای بهبود حال ایشون اقدام کنم. کلا با مشاور و روان پزشک مشکل دارن. ایا راهی هست که بشه کمکش کنم؟ (وقتی خیلی از نظر روحی به میریزن از من فاصله میگیرن که برو به زندگیت برس کنار من نابود میشی ولی من مدام در حال جنگیدنم که من خودم دوست دارم کنارت باشم. روزهای سخت میره و روزهای خوب میاد. تو این مدت من کنارتم) ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایید که چطور میشه به ایشون کمک کرد.
با تشکر
مشاهده پاسخ دکتر
5
توانایی جنسی یک معتاد به تریاک

سلام خسته نباشید
من قصد ازدواج با پسرعمویم را دارم که از حدود بیست و هشت سالگی تریاک مصرف کرده و اکنون پنجاه و یک ساله است. آیا مشکل جنسی می تواند داشته باشد که زناشویی را برای ما غیر ممکن کند؟ آیا امیدی به ترک اعتیاد او هست؟ و با چه روشی؟
مشاهده پاسخ دکتر
6
مشکل در تصمیم گیری

سلام ،من مشکل اصلیم باخودمه واینکه نمیدونم کی هستم ،چیزایی که من بودنو برام معنا میکنه ازبین رفته .بیشتر اعتقاداتم در مورد خودم و باورام خراب شده و متاسفانه جایگزین مناسبی برای دوباره تعریف کردنه خودم پیدا نکردم ،به کل دارم دیوانه میشم از حس تکرار شدنه روزام خسته شدم هر روزم مثل دیروز به بطالت میگذره .من حتی مثل سابق هیچ هدف و آینده ای برای خودم درنظر نگرفتم دیگه حتی نمیدونم میخوام برای خودم چه کاری انجام بدم ،من تو 23سالگی احساس گندیده شدن میکنم مثل یه بازنشسته رفتار میکنم و هیچ کار مفیدی انجام نمیدم ،واقعا بعضی روزا به خودکشی فکر میکنم با اینکه فقط فکر میکنم ولی هربار بعدش احساس میکنم که انگار بعد از مرگ یه رهایی باید باشه شایدم فقط میخوام از خودم فرار کنم ،اگه برمی گشتم به 18 سالگیم هیچ وقت این رشته ای که الان دارم میخونمو انتخاب نمی کردم واقعا این4 سال افسردم کرد با اینکه ترم آخرم ولی حاضرم قسم بخورم از ترم اول فکر انصراف بودم ،من این ترم نخواستم انتخاب واحد کنم وهمه واحدامو حذف کردم ولی دیقه آخر دوباره ترسیدم که نتونم خودمو برای یه شروع جدید بالا بکشم وهمین باعث شد تمام تایم هایی که دوباره برداشتم خراب بشه ،از مرداد یه سری برنامه ریزی ها کرده بودم ولی نمیدونم چی شد که باز دوباره فکر کردم تو مسیر اشتباهی دارم حرکت میکنم حتی موقع انتخاب واحد تا 2 روز پشت سرهم نخوابیدم واقعا فکرم درست کار نمیکنه وقتی حذف کردم بغض کردم وقتی دوباره رفتم دنبال برداشتن ازاینکه مسیر جدیدمو خراب کردم بیشتر بغض کردم و هربار فکر میکنم هیچ کدوم از این دو کار اون راهی نیس که باید میرفتم ،گاهی اوقات احساس میکنم برای بعضی کارا پیرشدم انگار دارم بحران میان سالی رو طی میکنم ،عمرمو تلف میکنم هیچ انگیزه ای ندارم برای فردا چون هیچ کاری نیس که دوست داشته باشم انجام بدم؛خوشم نمیاد پامو از خونه بیرون بزارم همش میگم که چی بری بیرون که چی بشه.دانشگامونم از ترم اول همش فراری بودم کاش کاری میکردم ولی تو خونه میگرفتم برای خودم میخوابیدم جوری که آخر ترم یا التماس میکردم حذفم نکنن یا برام مهم نبود حذفم بکنن ، با پدرمم مشکل دارم از بچگیم به خودم قول دادم یکی مثل اون نشم ولی خنده داره از اونم دارم بدتر میشم
یه حالت دوگانگی داشتم و دارم اگه دوتا راه تو زندگیم باشه نمیتونم بین شون انتخاب کنم و هرکدومو انتخاب کنم بعدش احساس پشیمونی میکنم انگار هیچ وقت نمیخوام تو زندگی تصمیم بگیرم و یا هر تصمیمی بگیرم درنهایت دوباره ازش زده میشم
مشاهده پاسخ دکتر
7
اختلال خواب ودرد عضلات پاهام یا نقاط ماشه ای

با تحیات وعرض ادب به دکتر عزیز 40 ساله هستم مادرم فوت کرد ضربه شدیدی خوردم اختلال خواب دارم وبدنم دردمیکند بیشتر نشانه سندرم فیبرو میالرژی را نشانمیدهد هر دارویی داده اند جواب نداده ست بدنم قاوم به دارو شده از اول خواهشا کجا وپیش کی برای درمان بیام راهنمایی ام کنید ممنون میشم ساکن استان لردبیل هستم ودبیرم بدنم کشش سابق را ندارد خلاصه عرض کردماز راهنماییتان کمال تشکر را دارم ضمنا موبایلم 09141505177 میباشد ادرس یا شماره تماسی باشد پیشتون بیام ممنونمیشم . مشاهده پاسخ دکتر
8
تشخیص

ضمن عرض سلام و سلامتی به عرض میرسد که من مدت 27 سال پیش ازدواج و حدود 5 سال است که به درخواست مادر فرزندم متارکه و طلاق گرفتیم و خداوند بعد از 15 سال نازایی دختری از طریق میکرو اینجکشن زیفت به ما هدیه داد که الان 13 سالش هست و اسمش ستایش
ستایش در 3 سالگی یک بار از تخت پایین افتاده که به علت واکسن که البته دستش درد میکرد از تخت پایین افتاده نه بخاطر تزریق واکسنن
که بلافاصله به مدت یک تا دو ثانیه به حالت بیهوشی بسر برد که من از ستایش سوالات اسم و فامیل و چند سوال دیگر پرسیدم که متوجه هوشیاری ستایش گردیدم و سپس به دکترش بردیم که دکتر هم گفت چیزی نیست من و همسرم تقریبا اکثر موارد با هم بحث و جدل میکردیم که ستایش ناراحت و گریه میکرد و من بخاطر راحتی ستایش خانه را ترک و ستایش با مادرش زندگی میکرد و حدود یکسال من از ستایش اطلاعی نداشتم حدود یکسال پیش از مدرسه گفتند که ستایش را پیش چشم پزشک ببرید و من هم بردم و عینک 1.25% دور بینی تجویز کرد تا اینکه حدود 6 ماه پیش گفت من ستاره های نورانی میبینم اول زیاد ترتیب اثر نمیدادم ولی وقتی گفت حدود 2 الی 3 سال هست میبینه بردیم چشم پزشک و دکتر گفت مشکل چشم نیست ضمنا گوشش هم صداهای بد مثل بوق میشنود و بطوری که یکذره بلند حرف بزنیم ناراحت میشه ضمنا حدود یکسال و نیم پیش هم سر درد داشت که ما فکر میکردیم از ضعف بینایی هست و مدتی بود که پرخاشگر و حتی بارها به من میگفت چجوری میشه خودکشی کرد و حتی من و مادرش وقتی که میرفتیم طرفش (حدود دو الی سه ماه قبل ) میگه به من نزدیک نشوید و مثلا من دستم را دراز کنم طرفش ناراحت میشه و بارها از من میپرسید که مثلا مامان بلند حرف زده من گوشم سالم میمونه یا سوالاتی از این قبیل
تا اینکه خدود دو ماه قبل پیش دکتر مغز و اعصاب بردیم (دکتر سخا بخش ) و نوار مغز گرفت و گفتمشکلی نیست و قرص سیتالو پرام داد روزی یک قرص و گفت 60 روز دیگر بیایید پیشم اگر خوب نشد که یک دکتر روان پزشک معرفی کنم و حدود 10 روز پیش که رفتیم پیش دکتر گفت اورژانسی ببرید پیش دکتر روانپزشک مژگان خادمی و بلافاصله در بیمارستان امام حسین بخش روان پزشکی کودکان بستری کرد و تشخیص دو قطبی داد و الان هم بستری و قرص لیتیوم مصرف میکنه
میخواستم لطف فرموده و نظر خود را بفرمایید
مشاهده پاسخ دکتر
9
رفتار دوگانه همسرم

باسلام همسر من سه ساله که رفتار دوگانه ای داره یعنی حدود یک هفته فردی آرام مودب بسسار قانونی و محتاط کم حرف و پرخواب هست تو کار خونه خیلی کمک میکنه با پدر مادرش با احترام برخورد میکنه غذاش نسبتا کم میشه و نسبت به بدی هایی که در حق من کرده دچار عذاب وجدان میشه در کل با جامعه بسیار سازگار میشه اما بعد از این دوره خیلی پرتحرک کم خواب پر اشتها خیلی تحریک پذیر و عصبی بسیار بی ملاحضه و خیلی فحاش میشه دست بزن پیدا میکنه نه فقط تو خونه بلکه بیرون از خونه ممکنه سر کوچکترین مساله ممکن با پدر و مادر یا برادر و..درگیربشه یا مثلا بارها پیش اومده توی جاده بخاطر یه بوق ماشین دیگه درگیری لفظی و فیزیکی خیلی شدیدی ایجاد کرده کلا خیلی پرخاشگر میشه خیلی ولخرجی میکنه فرضا اگر اول برج دچار همچین حالتی بشه حتما تا پونزدهم حقوق تموم میشه و میمونیم به آخر عاقبت کاراش اصلا فکر نمیکنه و رفتارهاش پرخطر میشن یعنی احتمال داره توی درگیری واقعا بلایی سر فرد مقابلش بیاره وخیلی بی منطق میشه و خودش رو برتر و باسوادتر و داناتر از هر فردی میدونه وقتی از این شدت کمتر میشه هرچقدر باهاش صحبت میکنم اصلا شرایط خودش رو قبول نمیکنه و این رفتارها رو عادی میدونه نمی پذیره به پزشک مراجعه کنه .میخواستم راهنماییم کنین که آیا ایشون واقعا دچار مشکل حادی هستند من چه کار میتونم انجام بدم ؟خیلی ممنون میشم راهنماییم کنید مشاهده پاسخ دکتر
10
وسواس فکری

سلام آقای دکتر
من عاطفم.قبلا درمورد مشکلم باتون صحبت کرده بودم.بم گفتید وسواس فکری شدید دارم حتما به پزشک مراجعه کنم بعدا درجریانتون بزارم.یه ماه میشه که دارو مصرف میکنم ولی هیچ تاثیری روم نداشته به نظرتون چکار کنم؟
مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 48 بعدی »