علل و درمان بی خوابی

وقتی نمی توانید بخوابید چه می کنید؟  
هر چه قدر هم که خسته هستید برای خوابیدن باید تلاش کنید و یا اینکه  نصف شب از خواب بیدار می شوید و ساعت ها با اضطراب به  ساعت  نگاه  می کنید؟ بی خوابی یک مشکل بسیار معمول است که روی انرژی، خلق و خوی، و توانایی انجام فعالیت شما در طول روز تاثیر می گذارد.
بی خوابی مزمن حتی می تواند منجر به مشکلات سلامتی جدی  شود . اما  شما نباید تسلیم  بی خوابی شبانه شوید. یافتن علل آن و ایجاد تغییر در شیوه زندگی ، عادات روزانه، و محیط خواب باعث غلبه بر بیخوابی می شود و به شما کمک می کند تا در نهایت شب خوب بخوابید.

بی خوابی چیست؟

بی خوابی ناتوانی در به خواب رفتن یا پریدن از خواب شبانه است. بی خوابی می تواند بر روی تمام جنبه های سلامتی و رفاه شما تاثیر منفی بگذارد. باعث احساس خستگی، کسل بودن، و پایین بودن انرژی در طول روز  شود. هم چنین بر روی خلق و خو و تمرکز نیز تاثیر می گذارد ، و به بازدهی شما در محل کار یا مدرسه آسیب وارد می کند. ممکن است بی خوابی باعث تکیه بر قرص های خواب آور ، یا الکل شود، که در دراز مدت   باعث بدتر شدن مشکلات خواب شما خواهند شد.
بی خوابی مزمن می تواند خطر ابتلا به بیماری های جسمی و روانی را افزایش دهد، مانند سکته مغزی، دیابت، چاقی، فشار خون بالا، بیماری های قلبی، بیماری آلزایمر و سرطان .
انواع بی خوابی
بی خوابی کوتاه مدت یا حاد یک مشکل موقت ناشی از ایجاد تغییرات در روال عادی زندگی به دلیل بیماری، سفر، غم و اندوه، نوسانات هورمونی، یا استرس است. بسیاری از ما این نوع بی خوابی را در برخی از مراحل زندگی تجربه کرده ایم که معمولا خود به خود برطرف شده است.
بی خوابی بلند مدت یا مزمن زمانی رخ می دهد که طی مدت زمان طولانی مرتباً برای خوابیدن به مشکل بر بخورید. (سه ماه یا بیشتر) از آنجایی که بی خوابی مزمن در طول چندین ماه ایجاد شده، تغییر عادات ناسالم یا الگوهای فکری شما ممکن است زمان بر باشند . اما با پشتکار و تداوم  به راه حل های مختلف می توان رسید.
علل روانی و پزشکی بی خوابی
اضطراب، استرس و افسردگی از شایع ترین علل بی خوابی مزمن هستند. اختلال در خوابیدن هم بخودی خودمی تواند اضطراب، استرس و افسردگی را بدتر کند. سایر علل عاطفی و روانی رایج عبارتند از خشم، نگرانی، غم و اندوه، اختلال دو قطبی، و تروما. درمان این مشکلات اساسی برای رفع بی خوابی بسیار ضروری است.
بسیاری از شرایط پزشکی و بیماری ها می توانند بی خوابی را تشدید کنند ، از جمله آسم، آلرژی، بیماری پارکینسون، پرکاری تیروئید، برگشت اسید معده، بیماری کلیوی و سرطان. درد مزمن نیز یک علت شایع بی خوابی است.
داروها. بسیاری از داروهای تجویزی می توانند مانع خواب شوند از جمله داروهای ضد افسردگی، کورتیکواستروئیدها، هورمون تیروئید، داروهای فشار خون، و برخی از قرص های ضد بارداری .
اختلالات خواب اولیه.،مانند پرش اندام ها در شروع خواب،قطع لحظه ای تنفس در حین خواب  ،سندرم پاهای بی قرار و اختلال ریتم شبانه روزی که به نوبت کاری در اواخر شب گره خورده است.

عاداتی که در طول روز باعث بی خوابی می شوند
داشتن یک برنامه خواب نامنظم، چرت زدن، نوشیدن نوشیدنی های کافئین دار در اواخر روز، خوردن غذاهای شیرین و یا وعده های غذایی سنگین نزدیک به زمان خواب، و ورزش نکردن کافی همه نمونه هایی از عادات در طول روز هستند که می توانند بر روی خواب شب تأثیر بگذارند.
یکی دیگر از عادت های رایج مربوط به بی خوابی تحریک بیش از حد مغز در طول روز است که باعث شرطی شدن سیستم مغز ی در شب می شود. بسیاری از ما استرس زیادی در طول روز تحمل می کنیم.ممکن است بارها کارهایمان را را برای بررسی تلفن، ایمیل، و یا رسانه های اجتماعی قطع کنیم. مغز مدام به دنبال تحریک است حتی موقع رسیدن زمان خواب.
همچنین از صفحه نمایش ها قبل از خواب دوری کنید، سعی کنید زمان های خاصی را در طول روز برای چک کردن پیام ها و رسانه های اجتماعی اختصاص دهید، و به مغزتان اجازه دهید زمان بیشتری بر روی یک کار در یک زمان تمرکز کند .دوری کوتاه مدت از فناوری در طول روز و انجام فعالیت های غیر تحریک کننده می تواند به عادت کردن مغز برای محرک های جدید کمک کند.
محیط و عادات خواب که باعث بی خوابی می شوند
سر و صدا، نوری که از پنجره وارد شده، اتاق خواب بیش از حد گرم یا سرد، و یا یک تشک یا بالشت بد می توانند به شروع و تداوم بی خوابی کمک کنند. پس از سکوت، ازتاریکی و راحتی محیط خوابتان مطمئن شوید.
ایجاد عادات معمول و آرامبخش خواب باعث ارسال پیامی قوی به مغز می شود که تنش روز را کنترل کند. صفحه های نمایش الکترونیکی یک نور آبی رنگ تولید می کنند که چرخه ی تولید ملاتونین بدن شما را از تنظیم خارج می کند. بنابراین، به جای تماشای تلویزیون در رختخواب و یا استفاده از کامپیوتر، تبلت یا گوشی های هوشمند دو ساعت قبل از خواب، سعی کنید به یک موسیقی آرام و یا کتاب صوتی گوش کنید و یا یک حمام آب گرم بگیرید.
زمانی که نمی توانید بخوابید چه کار هایی بکنید
یکی از شایع ترین علل شروع بی خوابی اضطراب یا نگرانی مزمن است. شب به رختخواب می روید ، اما به دلیل اضطراب ،ذهنتان در مورد آنچه شما امروز انجام داده اید یاآنچه فردا ممکن است انجام دهید، و یا احساس   مسئولیت  روزانه خاموش نمی شود وشمانمی توانید بخوابید.
عادات روزانه خود را که به شروع بی خوابی کمک می کنند تغییر دهید مانند اجتناب از کافئین در اواخر روز و انجام ورزش در صبح و یا بعد از ظهر .
برای آرام کردن ذهن خود و آماده شدن برای خواب، می توانید  این موارد را امتحان کنید:
از اتاق خواب تنها برای خواب و رابطه جنسی استفاده کنید. تماشای تلویزیون، و یا استفاده از لپ تاب در رختخواب و یا اتاق خواب را کنار بگذارید. هدف این است که اتاق خواب فقط برای خواب باشد، پس مغز و بدن شما یک سیگنال قوی دریافت می کند که زمان خواب فرا رسیده است.

 

 

 

 

تمام صفحه های نمایش و چراغ ها ی پر نور را حدا قل یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید، فعالیت های آرامش بخش، مانند خواندن ، بافندگی ، یا گوش دادن به موسیقی ملایم را انتخاب کنید.
از فعالیت ها و موقعیت های استرس زا قبل از خواب اجتناب کنید مانند جر و بحث با همسر یا خانواده . این کارها را تا صبح به تعویق بیاندازید.
ساعت اتاق خواب را خارج از دیدتان بگذارید. نگاه کردن پی در پی به ساعت زمانی که نمی توانید بخوابید شما را مضطرب ترمی کند. می توانید از یک زنگ استفاده کنید، اما مطمئن شوید که زمانی که در رختخواب هستید آن را نمی بینید.

قبل از خواب از چه کارهایی باید اجتناب کرد
نوشیدن بیش از حد مایعات در شب. بیدار شدن از خواب در شب برای رفتن به توالت با بالا رفتن سن یک مشکل بزرگ محسوب می شود . یک ساعت قبل از خواب هر چه می خواهید بنوشید و چند بار به دستشویی بروید تا برای خواب آماده شوید.
الکل قبل از خواب. در حالی که یک نوشیدنی الکل دار ظاهرا به شما کمک می کند به خواب بروید ولی با چرخه خواب شما تداخل دارد ، که باعث می شود شما در طول شب از خواب بیدار شوید.
وعده های غذایی سنگین در شب. سعی کنید شام ​​را زودتر میل کنید، و از خوردن غذاهای سنگین دو ساعت قبل از خواب اجتناب کنید. غذاهای تند یا اسیدی باعث مشکل معده و سوزش سر دل شما می شود که شما در طول شب از خواب بیدار می شوید .
قرص های خواب آور برای درمان بی خوابی:
به طور کلی، قرص های خواب آور زمانی که برای موقعیت های کوتاه مدت استفاده می شوند بسیار موثر هستند، مانند سفر در یک مقطع زمانی و یا دوره نقاهت بعد از یک جراحی پزشکی. بی خوابی بلند مدت شما توسط قرص های خواب آور درمان نخواهند شد و در واقع می توانند بی خوابی را بدتر کنند.
از آنجا که بسیاری از مردم از افکار و نگرانی های منفی و خسته کننده شکایت می کنند که مانع خوابیدن آنها می شوند، درمان شناختی رفتاری می تواند در پرداختن به بی خوابی بسیار موثر باشد. درمان شناختی رفتاری شکلی از روان درمانی است که افکار منفی، احساسات، و الگوهای رفتاری منفی را تغییر می دهد. می توان آن را به صورت جداگانه ، در یک گروه، و یا حتی آنلاین انجام داد. نتیجه ی یک مطالعه در دانشکده ی پزشکی هاروارد نشان داد که درمان شناختی رفتاری در درمان بی خوابی مزمن از تجویز داروهای خواب آور موثرتر بود .

من یک درونگرا هستم

                        درونگرایی، خوب یا بد؟

ما آدمها تفاوتهای زیادی در صفت ها و رفتارهامون  با یکدیگر داریم.مهربان یا جدی ،آسانگیر یا سخت گیر،محافظه کار یا پیشرو،ترسو یا نترس ،خجالتی یا صریح،انتقادگر یا حمایتگر،کم حرف یا پرحرف ،کم انرژی یا پرانرژی،کم تحرک یا پرتحرک…..تفاوتهای فردی چیزی است  که ما آدمها رو از هم متمایزمیکنه و ما رو برای یکدیگر جذاب میکنه. همانطور که انسانهای راست دست در اکثریت هستند و چپ دستها در اقلیت ،درونگراها هم نسبت به برونگراها در اقلیتند. از خودم میپرسم آیا همانطور که بیشتر امکانات و لوازم تمدن برای راست دستها ساخته شده آیا جهان و امکانات تمدن ما هم ممکنه بیشتر برای برونگراها ساخته شده باشه؟ .آیا درونگرایی خوبه یا نه؟ اصلا فرق درونگراها و برونگراها چی هست؟ .

بگذارید داستان رو از قول یک مادر و پدر برونگرا بگم که صاحب دختری درونگرا بنام ژیلا هستند. اونها میگویند :ژیلا بیشتر وقتها تو اتاقشه،کتاب زیاد میخونه،دوستان کمی داره،کم حرفه ،کمتر با ما مهمونی میاد  ویه مقدار خجالتیه و بهمین خاطر همیشه لبخند میزنه.علاقه ای به لباس خریدن نداره،خیلی توداره وحرفای دلش رو به کسی نمیگه.همیشه قبل از حرف زدن چند ثانیه مکث میکنه. خیلی حساسه .ورزشهایی مثل دو وشنا وکوهنوردی رو دوست داره و از بسکتبال یا والیبال خوشش نمیاد.اصلا دوست نداره آسیبی تو ورزش بهش وارد شه.حادثه جو نیست.خیلی نگران آینده است .

در واقع پدر مادر ژیلا نگران این هستند که چرا دخترشون تا این حد با اونها و بچه های فامیلی که میشناسند فرق داره وچرا نمیتونن با ژیلا رابطه خوبی داشته باشند؟ به همین خاطر ژیلا همیشه از طرف پدر مادرش تحت فشار هست که بیشتر با دیگران بجوشه و از مدرسه واین ور اونور تعریف کنه.

                                                     درونگرایی مطمئنا چیزخوبیه .

حدود یک سوم افراد جامعه درونگرا هستند.درونگراها انسانهای خلاق و خوش فکری هستند،اما برای اینکه بدونید چی تو فکرشون میگذره باید سکوت کنیدتا شروع به صحبت کنند.درونگراها از سروصدا زیاد خوششون نمیاد.به همین خاطر با مهمونی و مراسم شلوغ حال نمی کنند.در یک شهر شلوغ ،کثیف ، پرترافیک و پر سروصدا درونگراها خیلی بیشتر خسته و آزرده میشوند.در خرید کردن اونها  با چانه زدن راحت نیستند.اما ممکنه براحتی جذب چیزی بشن و اونو بخرند چون احساسشون بهشون میگه.

درونگراها زمانی که فرصت اندیشیدن روی یک موضوع رو داشته باشند خواهند درخشید چون تو اندیشیدن استادند.میتوانند هنرمندان نابغه ای بشوند یا نویسندگانی خلاق .به شرطی که جایی آرام برای اندیشیدن دور از مزاحمت سایرین داشته باشند.

برای یک انسان درونگرا ،احساسات چیزیه که در حریم خصوصیش قرار داره. یک درونگرا دوست نداره احساسش رو به هر کسی بگه بلکه باید در حلقه دوستان صمیمیش باشید تا بهتون بگه. آدمهای درونگرا برای برونگراها خیلی جذابند چون میتونند به برونگراها آرامش بدهند،میتونند هیجان برونگراها رو کنترل و کاهش بدهند و خلاصه اینکه میتونند روی دیگر زندگی در سکوت وآرامش رو به اونها یاد بدهند.اما مشکل اینجاست که این آرامش در طولانی مدت میتونه برای یک برونگرا کسل کننده باشه و باعث فاصله افتادن بین اونها بشه.

مثلهایی  مانند(خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو،در جهت باد رفتن،نان به نرخ روز خوردن )خیلی درونگراها رو آزار میده چون اونها از قوائد درونی خودشون پیروی میکنند و نه جامعه.

خلاصه اینکه اگر درونگرا هستید بخودتون افتخار کنید و مطمئن باشید چیزای خیلی خوبی هست که هنوز در مورد خودتون نمیدونید،(اما اگه با خودتون مشکل دارید حتما از یک مشاور کمک بگیرید).

نویسنده:دکتر مجید محمدپور

 

کوچولوهای بیش فعال!

                کوچولوهای بیش فعال!  

آیا تابحال با بچه های دو-سه ساله خیلی شیطون که آرام و قرار ندارند   برخورد داشتید؟این کوچولوهافقط در حال راه رفتن دویدن و بهم ریختن هرچیزی که جلوی چشماشونه دیده میشن!.اگردریک مهمانی چنین کودکی باشه هرکسی که از مهمانی میاد بیرون با خودش میگه :آه راحت شدم.این بچه ی کی بود؟!خدا به مامان باباش صبر بده.

فکر میکنید درخانه این کودک خردسال چه میگذره؟ دراونجا مادری هست که دلش برای کمی استراحت لک زده و دعا میکنه کوچولوش بیشتر بخوابه ودیرتر بلند شه.اما این خردسالان بیش فعال خیلی زود از خواب بیدار میشوندوتا چشماشون رو باز میکنند، می ایستند و شروع به دویدن میکنند.در طول بیداریشون اتاقها،آشپزخانه،  کابینت ،داخل یخچال،دستشویی ،حمام، راهرو…همه سرکشی می شوند. خلاصه جایی درخانه نیست که هرروز به اون سر  نزنند.اسباب بازی این کوچولوها ،وسایل داخل کشوها، ظرفها، قاشق چنگال ها، کنترل تلویزیون و خلاصه هر چیز دیگری است که جلوی چشمانشونه.مادر باید هر لحظه مواظب کودکش باشه ودرحین این مواظبت باید کارهای خانه پخت وپز،جمع و جور کردن ،نظافت ،حمام رفتن و …رو هم انجام بده.فکرش رو بکنید چه فشاری به مادر وارد میشه! وقتی پدر از راه میرسه موقع نفس کشیدن مادره.اما پدر خسته هم   زیاد دوام نمیاره وممکنه برای فرار ازاین موقعیت فرساینده دنبال بهانه ای بگرده و ازخانه بیرون بزنه. خلاصه اینکه زندگی با چنین کوچولوی بیش فعالی اصلا راحت نیست واصلا شیرین هم نیست.ممکنه ماهها بگذره و مادر پدر منتظر آرام شدن و عاقل شدن بچه شون بشن.اطرافیان هم اونها رو دلداری میدهند.در این شرایط پدر مادر و بقیه خانواده در خانه می مانند تا بلکه کوچولوشون آروم شه چون کسی بیرون از خانه حوصله اون کوچولوی بیش فعال رو نداره.در این میان رابطه زن و شوهر هم به سردی گرایش پیدا میکنه چون دیگه انرژی برای خانم باقی  نمانده که بخاد برای شوهرش به کار ببره. تازه اینکه خردسالان بیش فعال معمولا کم خواب هم هستند .

     راه حل؟

اما راه حل چیه؟چه کسی میتونه به این پدر مادر کمک کنه؟آیا مادر پدر اصلا متوجه میشوند که باید از یک متخصص کمک بگیرند؟

امکان مشاوره و آموزش رفتاری برای یک کودک ۲ یا ۳ ساله وجود نداره.تنبیه و تشویق هم موثر نیست.بنابراین باید به دنبال راه حل      موثر و خاصی باشیم.

                                                       درمان

 

در نهایت تنها چیزی که میتونه روی این کودکان موثر باشه دارو است .داروهایی که در روانپزشکی به کار می رود می تواند مشکل خانواده و آینده طفل را حل کند، درواقع دارو تنها راه حلی است که برای این کودکان فعلا در دسترس است. بیش فعالی این خردسالان مشکلی طولانی خواهد بود که در بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت

 

در حال حاضر از داروهایی که در بیش فعالی بچه های بزرگتر بکار می رود استفاده میشود.میدانیم که مغز این خردسالان درحال رشد و تکامل است وبه هر حال  دارو تاثیراتی بر این تکامل خواهد داشت.اما این تاثیرات لزوما زیان آور نیست و حتی کمک کننده هم هست.در واقع نتایج چنین چیزی را نشان می دهد اما فعلا   از نظر سلولی و بیولوژیک این تاثیرات قابل ردیابی نیست . تحقیقات آینده هر دو روی این سکه را نشان خواهد داد.

درمان این خردسالان بیش فعال چه هدفهایی را باید در بر داشته باشد؟

۱.کمک به خوابیدن و حل مشکل کم خوابی.

۲.کاهش بیقراری و ناآرامی طفل.

۳.کاهش رفتارهای پرخطر کودک.

۴.کاهش نیاز به مراقبت دقیق کودک وامکان استراحت برای مادر پدر

۵.ایجاد زمانی خالی برای ارتباط صمیمی بین مادر و پدر

۶.افزایش تمرکزکودک برای یادگیری وپردازش اتفاقات پیرامونش،بطور مثال درک خطر، درک نوازش و تشویق مادر،درک ارتباط بین اتفاقات مختلف پیرامون  کودک.

۷.ایجاد فرصتی برای مادر پدر جهت ارزیابی و تصمیم گیری برای رفتار درست در مقابل کودک و نه یک رفتار تکانه ای و ناشی از خشم یا سردرگمی.

         دارو درمانی 

برای بهبود خواب از داروهای آنتی هیستامین وملاتونین استفاده میشود.این داروها ممکن است درطول روزنیزاثرات رفتاری مثبت داشته باشند.به طورشایعی از داروهای ضد گیرنده های دوپامینی برای کنترل مشکلات رفتاری وبهبود بیش فعالی این خردسالان استفاده میشود. داروهای ضد تشنج نیز در مواردی کاربرد دارند امااین بدان معنا نیست که کودک مشکل تشنج دارد.

                                       نتیجه گیری

به یاد داشته باشیم که این خردسالان بیش فعال از ماه های اول زندگی تا نوجوانی نیاز به پیگیری دارند و در اکثریت موارد باید درمان شوند.هیچ کس مقصر و مسبب مشکلات این کودکان نیست.نباید مادر پدر بخاطر داشتن چنین کودکی مورد سرزنش قرار گیرند.برعکس مادر پدر چنین کودکی نیاز به همدلی و توجه خاص از اطرافیان خود و حتی پزشک  دارند.مشکلات والدین این کودکان با والدین کودکان اوتیستیک قابل مقایسه است.چنین والدینی سالهای سختی را تا تثبیت رفتاری و درسی فرزندشان طی می کنند.

نویسنده:دکتر مجید محمدپور

بیشتر بدانید

درمان اضطراب

اضطراب می تواند با مشاوره روانی، و یا به طور مستقل درمان شود. در نهایت، مسیر درمان به علت ایجاد اضطراب و ترجیحات بیمار بستگی دارد. اغلب درمان آن ترکیبی از روان درمانی، رفتار درمانی، و دارو است.
گاهی اوقات اعتیاد به الکل، افسردگی، یا شرایط همزمان دیگر ، اثر قوی بر روی فرد می گذارند که برای درمان اختلال اضطراب باید صبر کنیم تا شرایط هم زیستی آن کنترل شوند.
*   چگونه اضطرابم را کم کنم؟
در برخی موارد، اضطراب ممکن است در خانه و بدون نظارت پزشک درمان شود. با این حال ممکن است محدود به شرایطی باشد که در آن مدت اضطراب کوتاه و علت شناسایی شود و ممکن است حذف یا اجتناب شود. چندین تمرین برای مقابله با این نوع اضطراب توصیه می گردد:
یاد بگیرید استرس را در زندگیتان کنترل کنید . فشار و کار های ضرب العجلی را کم کنید، و متعهد شوید زمانی کوتاه از مطالعه و یا کار دست بکشید.
انواع تکنیک های آرامش اعصاب را یاد بگیرید. می توانید در مورد تکنیک های مدیتیشن فیزیکی در فروشگاه های کتاب و فروشگاه های بهداشتی اطلاعات کسب کنید.
تنفس عمیق شکمی را تمرین کنید که شامل تنفس عمیق و آرام از طریق بینی است. هوا را وارد شکم خود کنید، و سپس به آرامی هوا را از دهان خارج کنید. اما تنفس عمیق برای مدت زمان طولانی ممکن است منجر به سرگیجه شود.
انرژی منفی را با انرژی مثبت جایگزین کنید. یک لیست از افکار منفی که دارید بنویسید و آن را با یک لیست از افکار مثبت جایگزین کنید.
خودتان را موفق و رو به پیشرفت و مبارز با ترس تصور کنید.
با کسی که حمایتتان می کند صحبت کنید
ورزش کنید
یک حمام گرم و طولانی بگیرید
در یک اتاق تاریک استراحت کنید

    مشاوره
روش استاندارد درمان اضطراب ، مشاوره ی روانی است که می تواند شامل درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی، یا ترکیبی از این درمان ها باشد.
هدف درمان شناختی-رفتاری به رسمیت شناختن و تغییر الگوهای تفکر بیمار است که با اضطراب و احساسات مزاحم همراه است. این نوع از درمان دارای دو بخش اصلی است: یک بخش شناختی که برای محدود کردن تفکر و یک بخش رفتاری که برای تغییر واکنش آدم ها به اشیاء یا موقعیت های اضطرابی طراحی شده است.
به عنوان مثال، یک بیمار که اختلال پانیک (وحشت زدگی) دارد و تحت درمان شناختی-رفتاری است ، ممکن است یاد بگیرد که حملات پانیک (وحشت زدگی) حملات قلبی واقعی نیستند. کسانی که برای اختلال وسواس و پاکیزگی تحت این درمان هستند ممکن است با یک درمانگر کار کنند که دستان خود را کثیف کنند و زمان طولانی تری قبل از شستن صبر کنند. کسانی که به اختلال استرس پس از ضربه مبتلا هستند با یک درمانگر کار خواهند کرد تا رویداد آسیب زا را در شرایطی امن به یاد بیاورند تا ترس ناشی از آن را کاهش دهند. درمان های مبتنی بر در معرض قرار گرفتن ، اساسا مردم را با ترس خود مواجه می کنند و سعی کنند به آنها کمک کنند تا حساسیتشان نسبت به موقعیت های اضطراب زا را کم کنند.
روان درمانی نوع دیگری از درمان مشاوره ای برای اختلالات اضطرابی است که شامل صحبت کردن با یک روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و یا مشاور می باشد. جلسات برای کشف علل ایجاد اضطراب و راه های ممکن برای کنار آمدن با علائم برگزار می شود.
   داروهایی که برای درمان اضطراب استفاده می شوند:
برای درمان دارویی اضطراب ، انواع مختلفی از مواد مخدر به کار می رود. اگر علت اضطراب یک بیماری فیزیکی است، درمان به منظور از بین بردن آن بیماری خاص خواهد بود که ممکن است به عمل جراحی یا داروهای دیگر منتهی شود تا تحریکات فیزیکی اضطراب تنظیم شود . اغلب با این حال، دارو هایی مانند داروهای ضد افسردگی، بنزودیازپین ها، سه حلقه ای، و بتا بلوکرها برای کنترل برخی از علائم جسمی و روانی مورد استفاده قرار می گیرند.
در طول دوران اضطراب با یک دسته از داروهایی به نام بنزودیازپین ها درمان می شدند. در حال حاضر به دلیل اعتیاد آور بودن آنها ،استفاده از آنها کاهش یافته است. این داروها ممکن است چند عارضه ی جانبی به جز خواب آلودگی و وابستگی داشته باشند. برخی بنزودیازپین های رایج عبارتند از:
دیازپام (والیوم)
آلپرازولام (زاناکس)
لورازپام (آتیوان)
کلونازپام (کلونوپیم)
سالمندانی که بنزودیازپین مصرف می کنند ، در طول پانزده سال آینده بیشتر در معرض خطر قابل توجهی از زوال عقل در حال توسعه قرار خواهند گرفت. محققان دانشگاه بوردو سگالن فرانسه در مجله پزشکی بریتانیایی درسپتامبر ۲۰۱۲ موضوع گزارش داده اند که برای تقریبا سی درصد از سالمندان در فرانسه بنزودیازپین تجویز می شود. مقدار تجویز بنزودیازپین در انگلستان و ایالات متحده آمریکا بسیار پایین تر است، اما هنوز هم تعداد قابل توجهی از بیماران را نشان می دهد.
از داروهای ضد افسردگی ( به ویژه کلاس مهارکننده های بازجذب سروتونین ) نیز معمولا برای درمان اضطراب استفاده می کنند . مهار کننده های بازجذب سروتونین عوارض جانبی کمتری نسبت به دارو های ضد افسردگی قدیمی دارند، اما آنها هنوز هم به احتمال زیاد با شروع درمان باعث وحشت، تهوع و اختلال عملکرد جنسی خواهند شد . برخی دارو های ضد افسردگی عبارتند از:
سرترالین (زولوفت)
پاروکستین (پاکسیل)
فلوکستین (پروزاک)
سیتالوپرام (سلکسا)
ونلافاکسین (افکسور)
دارو های سه حلقه ای گروهی از داروها هستند که ازمهار کننده های بازجذب سروتونین قدیمی تر هستند و کارایی بهتری برای اختلالات اضطرابی نسبت به اختلالات وسواس دارند. این داروها می توانند باعث ایجاد عوارض جانبی مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن شوند. دو نوع از سه حلقه ای ها عبارتند از:
ایمی پرامین (توفرانیل)
کلومیپرامین (آنافرانیل)
داروهای مکمل مور استفاده برای درمان اضطراب شامل مهارکننده های مونوآمین اکسیداز، بتا بلاکرها، و بوسپیرون هستند. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز مانند فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارنیت) و ایزوکاربوکسازید (مارپلان)، قدیمی تر از دارو های ضد افسردگی هستند که برای درمان برخی از اختلالات اضطراب استفاده می شوند. محدودیت در رژیم غذایی و جلوگیری از مصرف داروهای دیگر مانند داروهای ضد درد از عوارض این دارو ها محسوب می شوند. بتا بلاکر ها مانند پروپرانولول (ایندرال)، معمولا برای درمان ناراحتی های قلبی استفاده می شوند، اما همچنین می توانند علائم جسمی برخی اختلالات اضطرابی را درمان کنند. بوسپیرون (بوسپار) نوع دیگری از داروها است که انتقال دهنده های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد تا اضطراب کنترل کند اما فاقد عوارض جانبی خواب آلودگی و وابستگی است. با این حال با سرگیجه، سردرد و تهوع همراه است.
چگونه می توان از اضطراب جلوگیری کرد؟ قهوه در فنجان
مصرف کافئین خود را برای کمک به کاهش حمله های اضطراب کم کنید
اگر چه از اختلالات اضطراب نمی توان جلوگیری کرد، ولی راه هایی برای کاهش خطر ابتلا به آن و روش هایی برای کنترل یا کاهش علائم وجود دارند.
 توصیه هایی برای کاهش اضطراب عبارتند از:
کاهش مصرف کافئین، چای، نوشابه، و مصرف شکلات.
با یک دکتر یا داروساز قبل از استفاده از داروهای گیاهی مشورت کنید که این داروها تا چه میزان حاوی مواد شیمیایی هستند که ممکن است به تشدید اضطراب کمک کنند .
ورزش منظم.
خوردن غذاهای سالم.
داشتن یک الگوی خواب منظم.
مشاوره و پشتیبانی پس از یک تجربه آسیب زا و یا نگران کننده .
اجتناب از الکل، حشیش.

درمان اعتیاد یک رویا نیست! به شرطی که خشمتان را فرو نشانید!

 

برای موفقیت در درمان اعتیاد پذیرش این واقعیت لازم است که  اعتیاد یک بیماری است، اماوقتی دربرابر بیمار اعتیادی باپرخاشگری رفتار می کنیم، شانس بهبودی راازبین می بریم.

                                           ((این مطلب برای معتادینی که رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی یامشکلات روحی روانی شدید یا خودزنی یا توهم دارندکمک کننده نیست))

                                                                                            اعتیاد تفاوت های زیادی با بیماری های روانپزشکی که می شناسیم دارد و این باعث می شود ذهن مقایسه گر ما به راحتی با اعتیاد کنار نیاید. رفتارهای بیمار معتاد، اطرافیان را خشمگین می کند و این خشم باعث می شود تا خانواده و جامعه خود را مجاز به انجام هرکاری بداند.

انکار مصرف مواد توسط بیمار، ما را عصبانی می کند، امادروغگویی یکی از علایم اعتیاد است و ما بخاطر این دروغ ها عصبانی می شویم. خشم برای بیمار معتاد نیز انگیزه مهمی در رفتارش است؛ رفتاری که معمولا خود تخریب گر است مانند: مصرف بیشتر مواد، خودزنی، اقدام به خودکشی و غیره.

در خانواده و جامعه ای که خشم ماهیتی تعیین کننده و غالب دارد همه ما وسوسه می شویم تا به شکلی از خشم پیروز کننده استفاده کنیم  و حقانیت خودرا ثابت کنیم، چه در خانه و چه در جامعه. کنترل این خشم حتی برای پزشک و روانشناس نیز آسان نخواهد بود.

پزشک و درمانگر نیز وسوسه می شوند تا احساس ناکامی خود از برگشت اعتیاد را خشمگینانه بر سر بیمار تخلیه کنند. .آنها هم ممکن است برای بیمارتنبیهی رادر نظر گیرندیااورا از درمان اخراج کنند.خانواده هم در اثر این خشم ممکن است درمان اعتیاد  راقطع کرده وبیمارمعتاد را  با خشونت راهی کمپ کند.مساله اینجاست که این خشم ماهیتی ضد درمان دارد.این خشم بیمار را از درمان دور میکند وهیچ کمکی به هیچ کس نمیکند.پس چرا ما تسلیم این هیجان تخریب گر میشویم؟آیا دربرابر فرد مضطرب یا افسرده هم همینگونه خشمگین میشویم؟

 

به عنوان یک درمانگر حرف من این است که چه پدر ومادر فرد معتاد باشیم یا درمانگر یانگهبان او  باید خشم خودراکنترل کنیم.یک قانون مهم در بیماری اعتیاد هست : ”اعتیاد همیشه با عود همراه است“.بنابراین وقتی   بیمار شما دوباره شروع به مصرف کرده یا می کند فکر نکنید که  شما را فریب داده است و یا همه تلاشتان بیهوده بوده وبه هدر رفته است،بخصوص زمانی که بیمار حداقل برای یکماه پاک بوده است.عصبانی نشوید وبا آرامش از ابتدا شروع کنید .حقیقتا هیچ انسانی آزار وتحقیر را دوست ندارد بنابر این بیمارتان راتحقیر نکنید،او را آزار ندهید،پیامتان باید واضح وقاطع باشد اما بدون سرزنش وتحقیر.حتماازدرمانگر یا پزشک بیمارتان کمک بگیرید.صحبت کردن شمارا آرام می کند.نگذارید خشم وعصبانیت سراسر خانه را فرا بگیرد چون به هیچکس کمک نمی کند.اگر احساس می کنید دیگر چیزی خوشحالتان نمی کند حتما به روانپزشک مراجعه کنید شاید که افسرده اید.

اگر میخواهید دردرمان بیمار معتاد موفق باشید به جنبه های مثبت شخصیت وی هم توجه کنید،نمی توانیددر او فقط بدبختی و کارتن خوابی ومریضی ودروغ را ببینید،به هر حال او یک انسان است وبه همین خاطر قابل احترام.بیماری را می شناختم که هر وقت مصرف مواد داشت خانه را جارو می کرد وظرفها را می شست وغذا درست می کرد.بعضی ها هم پس ازمصرف مواد خیلی مهربان میشوند.آیا اشکالی دارد دراین زمانها با هیجانات مثبت او همراه شویم؟ حرف من این است که باخشم ما ، نه مصرف مواد بیمارمان کم میشود ونه او مواد را کنار میگذارد،بلکه بااین خشم ماچیزهای بیشتری ازدست می دهیم،خیلی بیشتر.خشم مابیمارمعتاد رادر بن بستی بیچاره کننده قرار می دهد!.به اوراه حل نمی دهدبلکه اورا منزوی می کند.نه تنها او بلکه تک تک اعضای خانواده تنها میشوند.خانواده از هم دور می شود. خشمی که مانثار بیمار میکنیم مانند گازی سمی در فضای خانه همه رامسموم میکند.نباید جنبه های مثبت بیمارمان را نادیده بگیریم.من نمیخواهم در اینجا راه حل ارائه دهم بلکه می خواهم پرسش کنم!میخواهم نگرشمان را به اعتیاد زیر سوال ببرم!میخواهم که دست از قضاوت های ساده و جواب های دم دستی برداریم.گاهی وقتها بهتر است روزی ده یا بیست هزارتومان برای مصرف بیمارمان بدهیم تابه یک خسارت چندمیلیونی ویا خسارت جبران ناپذیر دچار نشویم.دوباره یادآوری میکنم که:

((این مطلب برای معتادینی که رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی یامشکلات روحی روانی شدید یا خودزنی یا توهم دارندکمک کننده نیست))