431
ترک اعتیاد همسرم به شیشه

با سلام و احترام.من متوجه شدم که همسرم هفت ماهی است که اعتیاد پیدا کرده البته کاملا وقفه ای بود و گویا تفننی مصرف می کرد که احتمال زیاد با توجه به شواهد تریاک یا هرویین مصرف میکرد با توجه به اینکه بیکار شده بود بر اساس تصمیمی که گرفته بود این قضیه خیلی اذیتش میکرد و در کنار دئستای نابابی که داشت مصرف رو شروع کرد در صورتیکه حتی اهل سیگار هم نبود ایشون همیشه انکار میکردتا تو چند ماه اخیر من واقعا متوجه شدم و بهش گفتم..دوماه پیش خودش به ستوه اومد و گفت دارم میرم دکتر برای ترک البته هیچ جزئیاتی به من نگفت فقط یه شربت اورد خونه و اونو میخورد 5 سیسی یه ماه خوبه خوب بود ولی دوباره شروع کرد جدیدا شیشه مصرف می کنه چون بشدت توهم میزنه همیشه بعد از چند روز مصرف افراطی خونه میخوابه دوباره شروع میکنه هرچی باهاش صحبت میکنم که بیا بریم دکتر میگه دکتر نیاز ندارم خودم خوب میشم.به نظر شما من باید چیکار کنم؟ حتی کار خوب هم پیدا کرد ولی نرفت من خودم شاغلم و یه فرزند چها ساله دارم مشاهده پاسخ دکتر
432
اختلال؟

من ۱۵ سالمه میدونم سن نوجووانی و ... ولی مدام از این حال به اون حال میشم و تازگیا یه ساعت مشخصی پیدا کرده که از اون زمان کم کم حالم بد میشه نمیدونم چمه اصن:/ واسه سنمه یا اختلالی چیزیه مشاهده پاسخ دکتر
433
بیماریهای روحی و روانی

سلام دکتر، می خواهم سوالی از شما بپرسم، در علم یوگا روشی به نام خورشید نگری وجود دارد که گفته بود اگر به مدت سه ماه این کار را انجام دهیم، کل بیماری های روحی و روانی در ذهن از بین میرود،و همچنین در شش ماه نیزاگر ادامه دهیم کل بیماری های جسمی نیز از بین میرود، می خواستم نظر شما را در ابن مورد بدانم. مشاهده پاسخ دکتر
434
زودانزالی

سلام همسرم مشکل زودانزالی بمحض دخول رو داره و از این بابت خیلی رنج میکشه ایشون ۳۰سال دارن و هیچ مشکل جسمیهم ندارن لطف کنید راه حلی پیش پای ما بگذارید مشاهده پاسخ دکتر
435
وسواس و استرس

سلام اقای دکتر ببخشید که مزاحمتون شدم....من دختری ۱۹ساله هستم از وقتی مدرسه رفتم یادمه که بزور خانواده باید درس میخوندم و اگه کمک اونا نبود من شاید ضعیف ترین دانش اموز کلاس بودم خودمم خیلی درس خوندنو دوس داشتم ولی انگار یه عامل بیرونی نمیذاشت که من درس بخونم خانوادم از دستم عاصی شده بودن و من هم خیلی از این قضیه ناراحت بودم مدرسه ی تیزهوشان قبول شدنم هم بخواطر دوندگی خانوادم بود ولی اونجا هم بزور منو نگه داشتن چون درسم ضعیفبود اون هم نه اینکه نمیخواستم درس بخونم بلکه من دوستانی داشتم که اگه نمره ی بالایی میگرفتم به من حسادت میکردن و من از این حسادت ها اذیت میشدم و همه ی حرف های خانواده و مدیر و....رو به جان میخریدم ولی از ترس حسادت دوستانم درس نمیخوندم با وجود اینکه این حسادت برای همه بود و هیچ کسی مشکل خاصی با این قضیه نداشت...هر چی میگذره تمرکزم کم میشه (من امسال کنکور دارم و اگه پنج دقیقه به چیزی که میخونم فک کنم خسته میشم )و اینکه یکمی نسبت به بچه های تیزهوشان دیر تر میگرفتم ولی با این حال حس میکردم اگه به هیچ چیزی توجه نکنم درسم خیلی خوب میشه ......از بس هم از دست دوستانم استرس داشتم صورتم کلی جوش زد و یه باکتری هم تو بدنم رشد کرده بود که و قتی ازدواج کردم و از درس فاصله گرفتم اثری از جوش ها و باکتری ها نبود....خیلی زود اعصبانی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم همسرمو هم بخواطر این موضوع ازرده کردم ......وگاهی از بس استرس دارم موقع درس که انگار از گوشم دود میزنه بیرون یا ساق پام خیلی درد میگیره جدیدا هم توی سرم انگار بمبه و یکمی سنگین شده و جدیدا حرکت سرم به دست خودم نیس نه این که خیلی زیاد به طور محسوس که خیلی مشخص نیس ....نمیدونم بیمارم یا چیزی خاصی نیس اگه میشه بهم بگین این یه بیماریه یا ......لطفا کمکم کنید مشاهده پاسخ دکتر
436
وسواس فکری

سلام.من یک سال و نیمه که به خاطر دو موضوع دچار وسواس فکری خیلی شدید شدم.هفت ماه اول که گذشت تونستم تقریبا اون افکار و کنار بزارم برای دو سه ماه اما بعدش همون موضوع دوباره باعث وسواس من شده بود برای اطرافیان هیچ اهمیتی نداشت اما برای من خیلی اهمیت داشت.خلاصه اینکه من دوباره هفت ماه دیگه رو با وسواس و استرس گذروندم و الان اون فکرای که میکردم برام مسخره شده اما وقتی به حال اون زمانم فکر میکنم حالم بد میشه.هر چند وقت یه بار افسردگی میگیرم و این منو یاد اون وقتا میندازه.مدتی فک میکردم دچار بیماری دو قطبی شدم وسواس گرفتم دوباره و اونم فراموش کردم و اما الان چون اون اتفاقا خیلی تو روحیم تاثیر گذاشته حس میکنم دارم دیوونه میشم.حالتای ادمای دیوونه رو تو ذهنم تصور میکنم و الان از شدت تپش قلب که نکنه من دیوونه بشم دارم میمیرم.میترسم دچار اسکیزوفرنی یا سایکوز و مانیا بشم.دکتر توروخدا کمکم کنین مشاهده پاسخ دکتر
437
بیخوابی

باعرض سلام وخسته نباشیدآقای دکتر من 25سالمه و حدود چندماهی میشه که خوابم می یاد ولی تامیرم رو تخت که بخوابم خوابم نمیبره بعد شاغلم واقعا روزا واسم سخته استرسم دارم همش چیکارکنم اگرراهی هست راهنماییم کنید
باتشکر
مشاهده پاسخ دکتر
438
تشکر

سلام جناب آقای دکتر
با عرض پوزش اینجانب سوالی نداشتم فقط میخواستم بگویم با تشکر از اینکه به سوالات اینجانب و افراد دیگر به نحو احسنت پاسخ میدهید.
با تشکر و سپاس فراوان.
مشاهده پاسخ دکتر
439
خیال پردازی افراطی

سلام دکتر، جاهای مختلفی برای حل مشکلم گشتم ولی آخر نفهمیدم تو کدوم دسته از بیمارین روانی قرار میگیرم:)
21سالمه ،ذهن خلاقی دارم ،جوری که اگه شما بهم یه کلمه بدید براتون یه شعر باهاش درست میکنم ،علاوه براین معمولا در طی روز خیال پردازی افراطی میکنم ،اگه اتفاقی اطرافم بیفته که برام جذابیت خاصی داشته باشه ازش تو ذهنم فیلم سینمایی میسازم ،اگه لغت جالبی رو ببینم ممکنه باهاش داستان بسازم، حتی شده به جای شخصیت هاشون حرف بزنم (بیشتر جنبه تفریحی برام داره)،دوران بچگی عاشق این قسمت بودم که شب بشه بتونم تو سکوت 4 ساعت از همه مسائل روزمره یه داستانی درست کنم یا به نحوی مرورشون کنم یا یه تغییرات جزئی که علاقه داشتم اتفاق بیفته توش بدم . خلاصه من از بچگی با این تیپ شخصیت بار اومدم ، تا اونجا که یادمه ،من هیچ وقت منظم نبودم ،مثلا وقتی از مدرسه میومدم یا الان که از دانشگاه میام . اگه کیف دستمه وسط حال ولش میکنم یا مانتو رو همین جور میندازم رو زمین .اگه کتابی رو بر میدارم معمولا سرجاش نمی زارم .حتی گاهی از لحاظ ظاهر یادم میره به خودم برسم ، کل سال اتاقی که دست من هست به قدری شلوغ وپر از کاغذباطله یا کتابای پهن شده وسط زمین یا لباس هایی که یادم رفته آویزون کنم میشه که حتی خودمم نمیتونم پامو راحت وسط این همه وسیله دراز کنم ،این بی نظمی رو تو بقیه کارامم دارم ،دوران محصلی شاگرد زرنگ وبه شدت بی نظمی بودم ، من از اول دبستان تا سوم دبیرستان تا الان که دانشجوام ، یک روز نشده که با تاخیر نرسم :)حتی سر امتحاناتم این جور تیپی داشتم ودارم ؛همیشه دقیقه آخری بودم ؛اگه قرار بود تصمیم بگیرم ثانیه آخر میگرفتم . خلاصه من تایم خاصی برای کارام نداشتم ومعمولا دقیقه آخر انجامشون میدادم . امتحانات پایان ترم هم شب آخری تا صبح میخوندم ،دوتا مشکل دیگه هم دارم ،من آدرس مکان هارو
نمی تونم درست حفظ کنم حتی اونایی که بیشتر از یک بار رفتم،ولی اگه از قبل بنویسمش مشکلی تو پیدا کردن ندارم ،پیش میاد که تو تشخیص صورت بعضی از دوستامم گاها دچار مشکل میشم ،نو جوان که بودم وقتی درس میخوندم با یه صدای تلوزیون حواسم پرت میشد حالا نمیدونم این اختلال تشخیص هم ربطی به حواس پرتیم داره یانه ، تا حدود زیادی باصدا یا تو شلوغی قدرت تمرکزم پایین میاد
الان مشکل اصلیم داستان سازی هست که خودکار ذهنم انجام میده ؛ (البته رمان خوندنم خیلی دوست دارم) من وقتی کنکور داشتم یه داستان مصور 30 قسمتی نوشتم . واین کار انرژی زیادی ازم گرفت که میتونستم صرف درس خوندن کنم ، مجددا اگه بخوام برای ارشد بخونم میترسم مثل گذشته تو این جور مسائلی بیفتم .اگه این جور اختلالی تو روان پزشکی هست ،من رو یه راهنمایی خواهشا بکنید
مشاهده پاسخ دکتر
440
معتاد شیشه

سلام
آقای دکتر محمدپور برادرم چند سال پیش معتاد به شیشه بوده و البته با کمک خانواده ترک کرده تحت نظر دکتر داروهایی مصرف میکنه ولی باز دوباره علایم شیشه برگشته با خودش خیلی حرف میزنه ما باید چیکار کنیم ؟؟؟
مشاهده پاسخ دکتر