ترک زندگی مشترک توسط همسرن

بدون نام

بی خوابی

با سلام
آقای دکتر من و همسرم سال 90 عقد و سال 93 عروسی کردیم
همسرم 23 و خودم 21 سال داشتیم
زندگی عاشقانه ای را شروع کردیم
منتظر ماندم تا سربازی تهیه مسکن و شغل خود را سروسامان داد تا عروسی کردیم
مادرش از اول مخالف ازدواجمان بود و همیشه بین ما اختلاف می انداخت با اینکه بنده واقعا مدارا میکردم به خاطر عشقم
از اواسط سال 96 رابطه ما به دلیل برنامه ریزی های یک جانبه همسرم برای زندگیمان(برای کار به تهران میروم *با دوستانم به گردش میروم و ....) به طور کلی به سردی رفت و هرچه من تلاش کردم نتیجه نداد تا اینکه در اسفند 96 منزلمان را ترک کرده و به منزل مادرش رفته و با ادعا های وای ک من اورا آزار میدادم اصرار به طلاق آن هم از نوع توافقی دارد
چند بار خواهش کرده ام ک بیا و حرف دلت را بگو اما حتی جواب تلفن هاو واسطه هارا هم نمیدهد و من در منزل مشترکمان تنهایی به زندگی ادامه میدیهم
نفقه را هم بعد از اینکه به دروغ مدعی ترک منزل من شد با شهادت همسایگتن ک در منزل هستم و ایشان رفته اند هر ماه میپردازد
و در صحبتی ک داشته بعد از اینکه مطمئن شد من ظبط صوت ندارم (مرا بازرسی بدنی کردو کیفم را گرفت) به من گفت تو مشکلی نداری من دیگر نمیخواهم متاهل باشم
بعد 7سال زندگی عاشقانه بعد از آن همه وفاداری و از خود گذشتی من باید چ کنم؟

  • یکشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۲۳( 1 هفته پیش)
  • وضعیت : بسته شده

دکتر مجید محمدپور

سلام شکی ندارم که در موقعیت بسیار دشواری هستید.شاید شوکه و سردرگم باشید.خیلی خیلی سخته.در این موقعیت بسیار سخت تنها هستید وباید بتنهایی این بار سنگین رو تحمل کنید.ازتون میخام مراجعه کنید و راجع به احساساتتون حرف بزنید.اینطور که میگید این ازدواج تموم شده است ولی پذیرشش براتون سخته.منطقی هست که بپذیرید و بعد سوگواری کنید و شاید افسرده بشید ،اما از این مراحل باید عبور کنید و بعد میبینید که زندگی همچنان جریان داره و افقهای جدیدی در پیش رویتون باز میشه.تنها نمونید و اگر لازمه با وکیل صحبت کنید و به این قضیه فیصله بدید.درد این جراحت تا مدتها شما رو آزار خواهد داد اما میتونه فرصت جدیدی برای خودشناسی شما و پیشرفتهای جدید فراهم کنه.شما مقصر نیستید پس خودتون رو هم ببخشید.منتظر قدمهای بعدیتون هستم.

  • دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۷ ۲۰:۵۳( 1 هفته پیش)