درمان اعتیاد یک رویا نیست! به شرطی که خشمتان را فرو نشانید!

 

برای موفقیت در درمان اعتیاد پذیرش این واقعیت لازم است که  اعتیاد یک بیماری است، اماوقتی دربرابر بیمار اعتیادی باپرخاشگری رفتار می کنیم، شانس بهبودی راازبین می بریم.

                                           ((این مطلب برای معتادینی که رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی یامشکلات روحی روانی شدید یا خودزنی یا توهم دارندکمک کننده نیست))

                                                                                            اعتیاد تفاوت های زیادی با بیماری های روانپزشکی که می شناسیم دارد و این باعث می شود ذهن مقایسه گر ما به راحتی با اعتیاد کنار نیاید. رفتارهای بیمار معتاد، اطرافیان را خشمگین می کند و این خشم باعث می شود تا خانواده و جامعه خود را مجاز به انجام هرکاری بداند.

انکار مصرف مواد توسط بیمار، ما را عصبانی می کند، امادروغگویی یکی از علایم اعتیاد است و ما بخاطر این دروغ ها عصبانی می شویم. خشم برای بیمار معتاد نیز انگیزه مهمی در رفتارش است؛ رفتاری که معمولا خود تخریب گر است مانند: مصرف بیشتر مواد، خودزنی، اقدام به خودکشی و غیره.

در خانواده و جامعه ای که خشم ماهیتی تعیین کننده و غالب دارد همه ما وسوسه می شویم تا به شکلی از خشم پیروز کننده استفاده کنیم  و حقانیت خودرا ثابت کنیم، چه در خانه و چه در جامعه. کنترل این خشم حتی برای پزشک و روانشناس نیز آسان نخواهد بود.

پزشک و درمانگر نیز وسوسه می شوند تا احساس ناکامی خود از برگشت اعتیاد را خشمگینانه بر سر بیمار تخلیه کنند. .آنها هم ممکن است برای بیمارتنبیهی رادر نظر گیرندیااورا از درمان اخراج کنند.خانواده هم در اثر این خشم ممکن است درمان اعتیاد  راقطع کرده وبیمارمعتاد را  با خشونت راهی کمپ کند.مساله اینجاست که این خشم ماهیتی ضد درمان دارد.این خشم بیمار را از درمان دور میکند وهیچ کمکی به هیچ کس نمیکند.پس چرا ما تسلیم این هیجان تخریب گر میشویم؟آیا دربرابر فرد مضطرب یا افسرده هم همینگونه خشمگین میشویم؟

 

به عنوان یک درمانگر حرف من این است که چه پدر ومادر فرد معتاد باشیم یا درمانگر یانگهبان او  باید خشم خودراکنترل کنیم.یک قانون مهم در بیماری اعتیاد هست : ”اعتیاد همیشه با عود همراه است“.بنابراین وقتی   بیمار شما دوباره شروع به مصرف کرده یا می کند فکر نکنید که  شما را فریب داده است و یا همه تلاشتان بیهوده بوده وبه هدر رفته است،بخصوص زمانی که بیمار حداقل برای یکماه پاک بوده است.عصبانی نشوید وبا آرامش از ابتدا شروع کنید .حقیقتا هیچ انسانی آزار وتحقیر را دوست ندارد بنابر این بیمارتان راتحقیر نکنید،او را آزار ندهید،پیامتان باید واضح وقاطع باشد اما بدون سرزنش وتحقیر.حتماازدرمانگر یا پزشک بیمارتان کمک بگیرید.صحبت کردن شمارا آرام می کند.نگذارید خشم وعصبانیت سراسر خانه را فرا بگیرد چون به هیچکس کمک نمی کند.اگر احساس می کنید دیگر چیزی خوشحالتان نمی کند حتما به روانپزشک مراجعه کنید شاید که افسرده اید.

اگر میخواهید دردرمان بیمار معتاد موفق باشید به جنبه های مثبت شخصیت وی هم توجه کنید،نمی توانیددر او فقط بدبختی و کارتن خوابی ومریضی ودروغ را ببینید،به هر حال او یک انسان است وبه همین خاطر قابل احترام.بیماری را می شناختم که هر وقت مصرف مواد داشت خانه را جارو می کرد وظرفها را می شست وغذا درست می کرد.بعضی ها هم پس ازمصرف مواد خیلی مهربان میشوند.آیا اشکالی دارد دراین زمانها با هیجانات مثبت او همراه شویم؟ حرف من این است که باخشم ما ، نه مصرف مواد بیمارمان کم میشود ونه او مواد را کنار میگذارد،بلکه بااین خشم ماچیزهای بیشتری ازدست می دهیم،خیلی بیشتر.خشم مابیمارمعتاد رادر بن بستی بیچاره کننده قرار می دهد!.به اوراه حل نمی دهدبلکه اورا منزوی می کند.نه تنها او بلکه تک تک اعضای خانواده تنها میشوند.خانواده از هم دور می شود. خشمی که مانثار بیمار میکنیم مانند گازی سمی در فضای خانه همه رامسموم میکند.نباید جنبه های مثبت بیمارمان را نادیده بگیریم.من نمیخواهم در اینجا راه حل ارائه دهم بلکه می خواهم پرسش کنم!میخواهم نگرشمان را به اعتیاد زیر سوال ببرم!میخواهم که دست از قضاوت های ساده و جواب های دم دستی برداریم.گاهی وقتها بهتر است روزی ده یا بیست هزارتومان برای مصرف بیمارمان بدهیم تابه یک خسارت چندمیلیونی ویا خسارت جبران ناپذیر دچار نشویم.دوباره یادآوری میکنم که:

((این مطلب برای معتادینی که رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی یامشکلات روحی روانی شدید یا خودزنی یا توهم دارندکمک کننده نیست))



سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
مصرف زولپیدم

با سلام خدمت شما
در خصوص ادامه مراحل ترک زولپیدم برادرم با حضرت عالی مشورت نمودم .در حال حاضر 8 ماهه تحت نظر پزشک دارو مصرف میکنه و نتونسته بزار کنار داره سعی میکنه ولی نمیتونه . مصرفش روزانش در حدود 20 عدد قرص 10 میلی گرمیه در سه نوبت .
داروهاش رو قبلا خدمتتون معرفی کرده بودم شما تایید کردید .
با توجه به اینکه خودش هم خسته شده و میخواد بزاره کنار
آیا این زمان سپری شده جهت فرایند ترک طبیعیه ؟
راهی که بشه زودتر به نتیجه رسید رو شما سراغ ندارید ؟
ممنون میشم راهنمایی فرمایید .
مشاهده پاسخ دکتر
2
سوال درباره درمان شدن یا نشدن

سلام آقای دکتر من از صدای بالا کشیدن بینی چند ماهی است که متنفر شدم ولی چون پدرم این مشکل رو دارن دیگه خیلی بهم سخت میگذره و کمی هم وسواس گرفتم به نظر خودم میخوام برگردم به روال سابق راهی هست؟ میشه درمان بشم، پسر 33ساله هستم دانشجوی فوق‌لیسانس و میترسم به درسم لطمه بخوره میخوام سریعتر از این مشکلات راحت بشم، اگر جسارت نیست مبلغ ویزیت هم بفرمایید مشاهده پاسخ دکتر
3
عوارض ریسپریدون

سلام آقای دکتر ممنون از شما که برای پاسخدهی وقت میگذارید من در ادامه سوال قبلی " داروی وسواس مقاوم به درمان" خواستم بپرسم برای جلوگیری یا رفع عوارض ریسپریدون چکار باید کرد؟ اولین باره قرص ریسپریدون4 خوردم خیلی حالم بده سرم خیلی سنگینه و تعادل ندارم قبل از ظهر خوردم و مجبور شدم دراز بکشم نتونستم کارهامو انجام بدم تا4 بعد ظهر خوابیدم ولی هنوز خوب نشدم.به دکترم زنگ زدم فقط گفت چند روز اول شب بخور .خودم تصمیم دارم قرص رو نصف کنم یا یک چهارم.دوزش بالاست انگار.تریفن میتونه کمک کنه به رفع عوارض بیحالی ؟ریسپریدون و تریفن و آسنترا داروهامه.اصلا خیلی حالم بد شده هیچ کاری نمیتونم بکنم.ناتوان شدم با یه دونه قرص مشاهده پاسخ دکتر
4
حمله استرس

سلام جناب دکتر.
ممنون که به سوالات پاسخ میدید.
بنده ۳۲ سال سن دارم و متاهلم بعد خود یه قهوه حدود ٥ ماه پیش دچار حمله استرس شدم و رفتم دکترم قرص کلرودیازپوکساید برام نوشتن که خوب شدم ولی الان متاسفانه بعد اون مدت مجددا به صورت شدید تری با علایم از قبیل سرگیجه ، بی حوصلگه ، ضعف و احساس لرزیدن بدنم و همچنین درد سینه سراغم امده که دکتر سه تا قرص پروپرانولول۱۰ ، ایمی پرامین۱۰ ، تری فلوئوپرازین۱میلی برام نوشته که متاسفانه تاثیر زیادی نداشته و بیحال و گیجم میکنن بیشتر و علایم قبلی هم دارم خواستم بپرسم بازم با این اوصاف داروهارو مصرف کنم؟
حمله استرس چقد طول میکشه درمان بشه؟
امکانش هست از شهرستان تحت نظر جنابعالی باشم؟
ممنون
مشاهده پاسخ دکتر
5
اعتیاد

ایا من بابت ترک قرص ترامادول میتونم مزاحمتون بشم . در حدود ۱۰ سال اعتیاد دارم . مصرف روزانه ۶ عدد مشاهده پاسخ دکتر
6
تداخل دارویی

سلام داروی کلاریترومایسین ولیپوفیکس وبیسامین و امپرازول و مخصوصا مترونیدازول که هر دوازده ساعت دو عدد است با داروهای دپاکین و ریسپریدون و بی پریدن و کلونازپام تداخل دارویی نداشته باشن مشاهده پاسخ دکتر
7
ترک شیشه توسط قرص ب2 - اعتیاد جدید به قرص ب2 - لرزش شدید دستها و صدا - ازدواج

سلام بر شما..
من پسر مجرد 42 ساله هستم که 12 سال پیش تشخیص دوقطبی در من داده شد و از اون موقع تا حالا تحت درمان با قرصهای متنوعی چون ونلافاکسین، لیتیم و... قرار گرفتم. از حدود دو سال پیش مصرف مرتب شیشه داشتم. چند بار مثلا ترک کردم اما دوباره برگشتم. بیمارستان خوابیدم اما دوباره برگشتم. حدود 1 ماه پیش تا حالا با روزی دوتا قرص ب2 تونستم دیگه سراغ شیشه نرم. متاسفانه یک اعتیاد جدید بوجود اومده، اونم اعتیاد به قرص ب2 هست. در کنار این اعتیاد لرزش و تیک عضلانی شدید دارم که حتی خواب شبانه رو از من ربوده. یه دوست دختر دارم که بهش قول ازدواج در نیمه اول سال 98 رو دادم. با بی میلی جنسی هم شدیدا دست به گریبانم اما بالعکس دوست دختر 36 ساله ی من پر از شهوته...
راستش دکتر نمیدونم به کدوم مشکلم بپردازم. در حال جاضر مرتبا پیش روانپزشک میرم اما نمیدونم چرا هیچ درمانی در من اتفاق نیوفته... نمیدونم بی میلی جنسی رو در برابر دوست دخترم که شهوتش در اوج قرار داره چه کنم. خوشبختانه ایشون شهرستان زندگی میکنه و نمیتونه از نظر جنسی منو مورد سنجش قرار بده اما من بالاخره باید این بی میلی رو درمان کنم چون الان تنها زندگی میکنم و شدیدا نیاز به تشکیل خانواده دارم. شما رو خسته کردم، منو ببخشید. منتظر نظرات ارزشمندتون هستم. سپاس
مشاهده پاسخ دکتر
8
همبستری

سلام خسته نباشید.من شوهری سرد مزاج دارم خودمم خیلی خجالتی هستم اصلا نمیتونم درمورد سکس باهمسرم ابراز کنم مثلا تاحالانشده ازش بخوام میشه شما یه راه چاره بهم پیشنهاد کنید آیا باید شوهرم بره تحت نظر دکتریاخودم مشاهده پاسخ دکتر
9
داروی وسواس فکری مقاوم به درمان

سلام.من دوسالی برای خلق پایین و وسواس فکری داروهای متنوعی خوردم.البته چندبار پیش اومد که دارو تمام کردم و چند روز نخوردم بعد دوباره رفتم دکتر.الان دکترمو عوض کردم یکماه دوتا دپاکین 200و اسسیتالوپرام 10خوردم.بعد یکماه دوتا کلومیپرامین25 وآسنترا100. گفتم که ذهنم هنوز خیلی مشغوله و اتفاقات گذشته رو بازگو میکنه گاهی داستان سازی میکنه توی فکر میرم با فکرهام صحبت میکنم میخندم یا عصبانی میشم طبق داستان فکرم مدام باید به خودم یادآوری کنم که بسه دیگه اینا واقعیت نداره که ذهنتو وقتتو تلف میکنی.مخصوصا موقع درس خواندن که نیاز به تمرکز دارم.اینبار دکتر دوتا ریسپریدون4 و بیپریدین و آسنترا100 نوشت. من میترسم بخورم.حس میکنم دوزش بالاست یا ریسپریدون مانع سرحالی و درس خواندنم بشه.29 سالمه خودم کمی لرزش دست دارم موقع نوشتن (کرامپ نویسندگان)بیپریدن قبلا خوردم فقط بدنم رو شول میکنه .لطف میکنید نظرتون رو بفرمایید..تشکر مشاهده پاسخ دکتر
10
افسردگی دو قطبی

سلام آقای دکتر خسته نباشید.من از چند سال قبل علایم افسردگی دو قطبی رو داشتم و خیلی اذیت میشدم و نمیتونستم به خانواده ام هم این موضوع رو بگم. وقتی وارد دانشگاه شدم رشته روان شناسی رو انتخاب کردم و اونجا متوجه شدم که علایم من علایم افسردگی دو قطبی هستش.علایم من دیگه در حدی بود که دیگه نمیتونستم به خانواده نگم (میترسیدم بگن مشکل روانی پیدا کرده)بعد به روانپزشک که استادمون هم بود مراجعه کردم گفت ام من علایم ام اینا هستش: با خودم حرف میزنم اما نه به صورت لب خوانی بلکه به این صورت که ذهنم با ذهنم حرف میزنه مثلا اتفاقات روزمره تو ذهنم تکرار میشه.علامت های دیگه ام: بی خوابی کاهش وزن تندتند حرف زدن بعضی وقتا خودارضایی بیش از حدو... ایشون گفتن که افسردگی دو قطبی هستش و دارو تجویز کردن و من هم مدتی اون داروهارو مصرف کردم و حالم خوبتر شد هر چند علایم به صورت خفیف وجود داشتند ولی بعد من داروهارو قطع کردم حالا بعد از چند سال دوباره همون علایم اومدن سراغم باضافه اینکه اقای دکتر این علایم هم اضافه شده که خیلی داره اذیتم میکنه:حالت تکانشی به صورت انفجاری عصبانی میشم یعنی واسه کم اهمیت ترین مسله ای واکنش پرخاشگرانه نشان میدم.من فعلا هنوز به روانپزشک مراجعه نکردم و خودم لیتیوم تهیه کردم و دارم مصرف میکنم ولی جواب نمیده .الان دو چیز هست که منو داره خیلی اذیت میکنه یکی اینکه همون علامت که ذهنم با ذهنم حرف میزنه دومی همون تکانشی بودنم.لطفا بگید چیکار کنم. مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 56 بعدی »