زوال عقل،فراموشی،آلزایمر

              زوال عقل،آلزایمر،فراموشی نگران کننده

همه ماازفراموشی می ترسیم،از فراموش شدن و فراموش کردن.  اضطراب و استرسهای زندگی روزمره،هرچه بیشتر باشد،تاثیر بیشتری بر یادگیری و بخاطر سپردن اتفاقات می گذارد،تاثیری منفی.وقتی دچار وسواس فکری یا نشخوار فکری هستیم درواقع حضورذهن خود را ازدست می دهیم ودر نتیجه دقت نمی کنیم و به یاد نمی سپاریم.

وقتی به یاد نمی سپاریم، پس نمی توانیم به یاد آوریم.اما این نوع فراموشی ،ترسناک نیست.بسیاری از افرادی که از فراموشی شکایت دارند در واقع مشکل عدم تمرکز دارند.عدم تمرکز به علت اشتغال فکری،اضطراب،استرسها و نگرانیهای زندگی روزمره،افسردگی.با درمان اضطراب ،افسردگی،وسواس فکری، این فراموشی بهبود می یابد.این نوع فراموشی ها مشکل عمده ای هم در کار و فعالیت روزمره ما ایجاد نمی کند.

فراموشی نگران کننده یا بدخیم که عموما در سنین بالا شروع می شود ،شایعترین علت آن بیماری آلزایمر و سپس اختلالات عروق مغز و دمانس لوی بادی و دمانس فرونتوتمپورال می باشد.پارکینسون نیز منجر به فراموشی وزوال عقل می شود.فراموشی در آلزایمر و دمانس عروقی وسایر علل نامبرده بالا پیشرونده است و متاسفانه فعلا درمان موثری ندارد.

فراموشی ناتوان کننده که در نهایت تبدیل به زوال عقل می شود جزوی از فرآیند پیری نیست.اما در سنین بالا مختصری فراموشی گهگاهی و غیرپیشرونده که با نشانی دادن به یادآورده می شود طبیعی است.

به طور معمول در مطب، بیمار مبتلا،که سن بالایی دارد با همسر یا فرزند یا سایر بستگان نزدیک مراجعه می کند.آنها می گویند که مدتی است پدر یا مادر دچار فراموشی می شود وچیزهایی را به یاد نمی آورد و گم میکند.از انجام بعضی کارها ناتوان است و دلیل درستی برای آن نمی تواند بیاورد. بنابراین فراموشی در ابتدا ی  بیماری آلزایمر و زوال عقل مربوط به اتفاقات و خاطرات اخیر است اما بتدریج همه چیزهای ساده که فرد در طول زندگی یاد گرفته فراموش می شود،نام اشیا،نام مکانها،چگونگی انجام کارها مثلا بستن یک دگمه،چگونگی یک احوالپرسی ساده،آوردن یک دلیل ساده برای انجام کاری،محله وخانه ، همه بتدریج از یاد می رود.تغییرات شخصیتی ورفتاری در بیمار رخ می دهد.بیمار ممکن است رفتارهای بی هدف یا نامربوط پیدا کند،بی مبالات شود.خیلی از اوقات لازم می شود که کسی از بیمار مراقبت کند تا کارهای عجیب یا خطرناک انجام ندهد و برایش همه چیز را آماده کند یعنی بیمار حتا نمی تواند یک غذای ساده درست کند یا لباسش را بپوشد.

زندگی ما انسانها مانند روایت یا داستانی است که از ابتدای تولدمان آغاز می شود و تا زمان مرگ ادامه دارد.در این داستان زندگی ،ما با انسانهای دیگراز جمله پدرمادر خود،با کودکی خود،گذشته مان،کارهایی که انجام داده ایم،سبک شخصیتی و رفتاری خود،نتایج اعمال گذشته مان،تلاشهایمان و … پیوند می خوریم.خاطراتمان با زیباییها و تلخیهایی در گذشته مرتبط است و ما به یاد گذشته می افتیم و افسوس جوانی را می خوریم.هرلحظه از زندگی ما ،پیوند برقرار کردن بین خودمان و انسانهای دیگر و گذشته و آینده مان است. در نتیجه وقتی با آلزایمر و فراموشی این ارتباط گسسته می شود داستان زندگی به تکه هایی بی معناو نامرتبط تبدیل می شود و این بسیاردردناک است. خود بیمار از تحلیل شرایط خود ناتوان است  ولی این گم گشتگی بیمار،برای اطرافیان و مراقبین وی بسیار دردناک تر است.برای همسر وفرزند بیمار مبتلا به زوال عقل همه چیز مانند سابق است اما برای بیمار هیچ چیز سرجایش نیست.بیمار با رفتارش باعث اذیت دیگران می شود اما نمی توان کاری کرد.مهار رفتاری بیمار چندان آسان نیست.

    درمان آلزایمر و زوال عقل

در مراحل شدید درمان موثری وجود ندارد.بیمارحتا همسر وفرزند را به یاد نمی آورد،نمی داند در چه زمانی زندگی می کند،نمی داند در کجا زندگی می کند،تحریک پذیر و پرخاشگر می شودسوءظن پیدا می کند،بدبین و حساس می شود،احساس وحشت می کند،افسرده می شود . کنترل بیمار در این شرایط بسیار سخت است .

هنوز درمان موثری برای آلزایمر و سایر اختلالات زوال عقل وجود ندارد.داروهای مختلفی برای مراحل اولیه فراموشی وجود دارد اما نمی تواند جلوی پیشرفت بیماری را بگیرد.اگر مشکل در به خواب رفتن،مشکل افسردگی یا اضطراب و بیقراری وجودداشته باشد ممکن است دارو تا حدودی کمک کند. مهم است که فواید ناشی از دارو نسبت به عوارضش برتری قابل ملاحظه ای داشته باشد.چیزی که در سنین پیری می تواندخطرناک باشد افتادن و زمین خوردن است،زیرا می تواند باعث شکستگی خطرناک در لگن و هیپ یا دنده هاشده و نهایتا سبب عفونت،عدم تحرک،زخم بستر،آمبولی و نهایتا مرگ شود.

 

پیشگیری از آلزایمر و زوال عقل

برای پیشگیری از فراموشی و زوال عقل و یاری رساندن به مغزمان می توانیم این کارها را انجام دهیم:ورزش و فعالیت فیزیکی روزانه،مناسب نگه داشتن و کنترل وزن ،نکشیدن سیگار و قطع دخانیات،نخوردن نوشیدنیهای الکلی،کنترل مناسب و دقیق قندخون وکلسترول،کنترل فشارخون،داشتن رژیم غذایی مناسب و سالم یعنی خودداری از مصرف زیاد قند و چربی و فست فود و استفاده بیشتر از غذاهای گیاهی و پر فیبر و گوشت سفید و ماهی و حبوبات ومغزهای آجیلی و روغنهای گیاهی ، داشتن محرکهای شناختی برای مغز یعنی مطالعه،حل جدول،نقاشی،گوش دادن به موسیقی ،هرنوع فعالیت هنری.

موفق باشید.

دسته بندی : Uncategorized

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

0 پرسش
Inline Feedbacks
نمایش همه پرسش ها