اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت یکی از موضوعاتی است که این روزها زیاد از آن میشنویم.شخصیت سالم کیست؟ شخصیت ناسالم چیست؟چه فرقهایی دارند؟شخصیت مرزد چیست؟آیا اختلال شخصیت بیماری خطرناکی است؟

   اختلال شخصیت مرزی

  تعریف و شناخت شخصیت مرزی

انسانهایی که اختلال شخصیت مرزی دارند هر روزه هیجانات شدید و متناقضی را تجربه میکنند. هیجانهای مثبت مانند عشق و در اوج بودن و هیجانهای منفی مانند نفرت و پوچی.

ما احساسها و هیجانات مختلفی را میشناسیم.،مانند دوستی درمقابل قهر،آشنایی در مقابل بیگانگی،راحتی در مقابل زحمت،دلبستگی در مقابل طرد،امنیت در مقابل ترس،جاودانگی در مقابل مرگ،آزادی در مقابل اسارت،زیبایی در مقابل زشت. ما از واژه ها استفاده میکنیم برای بیان حس درونی مان.بنابراین مهم است که ما واژه های درستی برای احساساتمان انتخاب کنیم. مااز کودکی تا بزرگسالی احساسات مختلفی را بارها در اتفاقات خوب و بد زندگی تجربه میکنیم و به تدریج آنها را اسم گذاری میکنیم.

جملاتی پر احساس را مثال میزنم؛[ وقتی او میاد خونه احساس خفگی میکنم]،[یک ساعته با هم آشنا شدیم اما انگار سالهاست همدیگر رو میشناسیم]،[وقتی او در کنارمه هیچ چیز دیگه نمیخام]،[اونقدر دوسش دارم که حتا نمیخوام غیر از من کسی ببینش].این جملات احساسهای عمیقی را بیان میکنند.این احساسات عمیق و پرمعنی در زندگی روزمره ما کمتر رخ میدهد،چیزهایی نیست که بارها تجربه کنیم.واتفاقا با افزایش سن چنین تجربه های احساسی کاهش هم می یابد.

   اعتدال در احساسات

بطور معمول در روند رشد ما یاد میگیریم از نظر احساسی به سمت اعتدال و میانه روی برویم.ما یاد میگیریم که ازروابط بحرانی که سبب بحرانهای عاطفی و حال خرابی میشوند پیشگیری کنیم یا عبور کنیم.هیجانات شدید بحرانی به مغز ما آسیب میزند.ما یاد میگیریم که بعداز هیجان زیبای عشق و یکی شدن ، امکان سرخوردگی بعد ازجدایی هست،یاد  می گیریم در خیالاتمان هدفهای دست نیافتنی نپروریم و تا دچار خشم و سرخوردگی نشویم.یاد میگیریم اگر اطرافیانمان سهل انگار باشند وما کمالگرایی را انتخاب کنیم شدیدا دچار مشکل خواهیم شد.

   اختلال شخصیت و دوران کودکی

 

پس ما از کودکی یاد میگیریم که روابط انسانی و احساساتمان را طوری تنظیم کنیم که به بحران و بن بست عاطفی ختم نشود.ما در کودکی احساسات ساده و از پیش برنامه ریزی شده ای  رو مانند ارضاي میل مکیدن،سیری، شادی،لذت ناشی از خوردن و بازی و گریه و خشم را میشناسیم ونامگذاری میکنیم.این ویژگی خودتنظیمی و پیدایش هیجانات درنوزاد ساختاری عصبی ژنتیکی دارد.

آدمهای دچار شخصیت مرزی دو تا بدشانسی دارند. این آدمها ژنهای مشکل دار به ارث میبرند و این ژنهای مسئول درست کار نمیکنند و این ترموستات هیجانی بدرستی تکامل نمی یابد.بد شانسی دوم آنها این است که در طول دوران جنینی و کودکی شان در محیطهایی رشد می کنند که پر از بحران است؛قهر و آشتی ،کتک کاری پدر مادر،فقر و تبعیض،کار در کودکی،تحقیر کودک،تنبیه بدنی شدید،سوءاستفاده جنسی،جنگ،مصرف مواد،تبعیض جنسیتی شدید.

 ضربه  های دوران کودکی

 

کودکی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرد با حسی قوی و ناشناخته روبرو می شود که اصلا آمادگیش را نداشته و قبلا هم تجربه نکرده.کودک احساس شادی و امنیت را میشناسد،احساس قلقلک و خنده را میشناسد،اما باآن احساس ناشناخته ولی شدید چه باید کند؟چگونه عضوی از بدن او چنین احساسی را که نمیتواند فراموش کند ایجاد می کند؟

کودکی که جانش به جان مادر بسته است و با طلاق پدر مادر و رفتن  مادر،انگار درقفس شیرافتاده  است و فنا خواهد شد  ،چه اسمی برای این حس انتخاب خواهد کرد؟.تکرار چنین حوادث تلخی سبب شکل گیری مراکزی در مغز می شود که تمام رفتارهای آینده فرد را تحت تاثیر قرار خواهد داد،مراکزی که کاش درست نمی شد .و به این ترتیب شخصیت مرزی تکوین می یابد.و با رشد کودک مشکلات کودکانه او تبدیل به مشکلات عاطفی،هویتی،رفتاری و بحران های مکرر می شود.این یعنی شخصیت مرزی.

   احساسات در شخصیت مرزی

در شخصیت مرزی عشق چیزی بین وابستگی و امنیت ،ترس از فراموش شدن یا گم شدن،یکی شدن با معشوق و گاه بیگانگی و نفرت از معشوق است.عشق چیزی بین پوچی و کامل بودن،چیزی مانند  روزی در بهشت بودن و روزی در دوزخ.پس برای شخصیت مرزی عشق میتواند موضوعی دردناک و غیرقابل تحمل شود.رفتن معشوق او را به سرحد جنون و پوچی و تنهایی می کشاند.

اما شخصیت مرزی در چنین شرایطی چگونه رفتار می کند؟ او افسرده میشود،می خوابد،قرص خواب میخورد،از مواد استفاده میکند،تهدید میکند،خودزنی میکند بلکه درد واقعی حواسش را از دردهای درونی پرت کند و دنیای واقعی را حس کند.

   بحران در زندگی شخصیت مرزی

Borderline personality disorder BPD signs and symptoms. Illustrations depict a woman with mental health disorder having difficulty in life and relationship.

تا زمانی که اوضاع بر وفق مراد شخصیت مرزی باشد ،دنیا در آرامش است اما این یک استثنا است.
بنابراین انسان مرزی گاهی پر از امید،خوش بینی،درحال پرواز برروی ابرها،لوند و دلبرانه،امید بخش و دست و دلباز است و ولی در بیشتر اوقات دچار احساس نارضایتی ،پوچی،حقارت،شک وسوءظن می باشد.در چنین زمانهایی او شدیدا نیاز به کمک دارد چون ممکن است زندگی خودش را به خطر بیندازد.
بیماران دچار شخصیت مرزی اگر به روانپزشک مراجعه کنند ،بخاطر درمان افسردگی یا اضطراب یا مشکل خواب یا مشکل مصرف مواد و…خواهد بود. یعنی با مشکلات ثانویه به روانپزشک مراجعه میکنند.برای درمان شخصیت مرزی خیلی مهم است که او با مشکلات هیجانی و خطاهای شناختی خودش و درنتیجه تصمیم گیریهای اشتباهش آشنا بشود و آنها را بپذیرد.انسان شخصیت مرزی مهمه به این درک برسه که علت تمام ناکامیهایش در مغز خودش است و انسانهای دیگه مقصر نیستند.شخصیت مرزی تا زمانی که چانه بزنه و در انکار باشه پیشرفت مهمی در زندگیش حاصل نمیشه.

   درمانگر شخصیت مرزی

باید بتدریج به بیمار آموزش داد که درمان قطعی و کاملی برای شخصیت مرزی وجود نداره .اما بیمار در کنار روانپزشک یا رواندرمانگر میتونه بتدریج الگوهای احساسی وشناختی خودش روتصحیح کنه.او باید یاد بگیرد که مسئول شکستهای خودش است.

مسئول آموزش این الگوهای رفتاری وفکری سالم روان درمانگر هست.درمان شبیه آنست که کسی بخواهد موسیقی یاد بگیرد و هر هفته سر ساعت خاصی به کلاس برود و از مربی تقلید کند و الگو بگیرد .بیمار شخصیت مرزی هم باید همین کار رو بکنه.در واقع به نوعی مثل کلاس خودشناسی است.البته گاهی ممکنه بیمار از درک مشکلات خودش ناراحت و خشمگین بشه.از اونجایی که مشکلات بیمار ریشه در انگیزه ها و هیجانات درونیش دارد گاهی واکنشها و رفتارهای درمانگر رو شخصی می پنداره و ممکنه احساس کنه درمانگر با او خصومت شخصی داره و به  این ترتیب بخاد به درمان پایان بده ،کاری که در  زندگی شخصیش انجام میده اما مهم اینه که گفتگو با درمانگر ودر نتیجه درمان، ادامه پیدا کنه.در واقع همون مشکلاتی رو که بیمار با اطرافیانش داره با درمانگر هم پیدا میکنه واین درمان شخصیت مرزی رو سخت میکنه اما این در عین حال اساس درمان است.

از همین رو خیلی اوقات این اطرافیان بیمار شخصیت مرزی هستند که او رو به طرف درمان میبرند و تشویقش میکنند پرا که رفتارهایش را تحمل ناپذیر می یابند.

   شخصیت مرزی در متن زندگی

۱.شخصیت مرزی وقتی به کسی دل میبنده  ممکنه کاملا یکطرفه باشه و یا اینکه بعدا یکطرفه بشه.از طرفی احساس میکنه بدون یار، زندگیش ناکجاآبادی در دل سیاهی و پوچی خواهد بود.نمیتونه جدا شدن از یار یا کنار گذاشته شدن رو تحمل کنه.اونقدر حالش بد میشه که تهدید به خودکشی میکنه،خودزنی میکنه و متاسفانه ممکنه اتفاقات وحشتناکی هم براش بیفته.

۲.شخصیت مرزی ممکنه برای کاهش دردهای عاطفیش به سمت سومصرف قرصهای مختلف و مواد برود و مشکل اعتیاد هم به بیماریش اضافه شود.در اینصورت درمان بسیار پیچیده تر می شود.

۳.شخصیت مرزی در حوزه شغلیش هم مشکل داره. احساسات متناقض ومنفی نسبت به رییسش و همکارانش پیدا میکنه.گاهی همکارانش خیلی خوبن و گاهی نفرت انگیزند.شخصیت مرزی ممکنه مرزها و محدودیتهای کاری رو رعایت نکنه و خیلی سریع اخراج بشه.پس بارها تغییر شغل میدهد. اوممکنه در ایده آلهایش انتظاراتی بلندپروازانه از شغلش داشته باشه که برآورده نشه و سرخورده بشه.

۴.شخصیت مرزی گاهی خیلی تحریک پذیر و پرخاشگر میشه و وسایل رو میشکنه،تهدید میکنه،کتک کاری میکنه وآسیب میزنه،جیغ و داد و فریاد میکنه و خودش رو کاملا حق بجانب میدونه.

۵.شخصیت مرزی گاهی خیلی بدبین و شکاک میشه.این بدبینی میتونه نسبت به همسر،دوست،همکار ،اعضای خانواده و حتا همسایه باشه و منجر به ضرب و جرح بشه و پای مراجع قانونی وشکایت در میان بیاد.

۶.شخصیت های مرزی بعضی روزها خودبخود سرحال و شاد وامیدوار و بعضی روزها ناراحت ،افسرده ،مضطرب و ناامیدند.حتا ممکنه در طی روز حالشون تغییر کنه.از این نظر شبیه افراد دو قطبی هستند.

۷.شخصیت مرزی همیشه از خودش میپرسه ، من کی هستم؟ کدوم این شخصیتها هستم؟چرا اینقدر تغییر میکنم؟چرا نمیتونم جلوی خشمم رو بگیرم؟چرا زندگی من این همه فرازو نشیب داره؟ آیا من دو شخصیتیم؟آیا دو قطبیم؟

   اصول درمان اختلال شخصیت مرزی

الف- درمان دارویی برای کنترل اضطراب ،افسردگی،وسواسهای فکری،بیخوابی،کنترل خشم ورفتارهای خطرناک و تکانه ای ،سوءظن وبدبینی،کنترل مصرف مواد لازم وضروری است.درزمان بحران هیچ مداخله ای نمیتونه جای دارو رو بگیره،پس راجع به دارو خوب فکر کنید.گاهی هم برای حفظ جان بیمار نیاز به بستری هست.

ب-تشویق بیمار به درک و پذیرش بیماری خودش بسیار مهمه. پذیرش خصوصیات و محدودیتهای آسیب زننده فرد شاید سبب بشه تا او دچار بلندپروازی و اهداف غیر قابل دسترس نشه و زندگیش رو بیش از حد شلوغ نکنه. مثل اتوموبیلی که آپشنهای زیادی نداره ،حجم موتور کوچیکی داره و برای سفرهای کوتاه در نظر گرفته شده و نه ماجراجویی های طولانی و پرخطر.آرزوهای بزرگ برای شخصیت مرزی سمَه .خواهش میکنم گول چیزی بنام قانون جذب رو نخورید.

پ-آموزش تصحیح افکار غلط و منفی و جایگزینی اونها با افکار مثبت، به عبارتی نیمه پر لیوان رو دیدن.

نمونه هایی از افکار جایگزین:اگر دوستم برای من وقت کم میزاره چون به نیازهای کودکش که مهمتره رسیدگی میکنه،چون باید زیاد کار کنه که آینده خوبی داشته باشیم.؛اگر امروز سوءتفاهم پیش اومد طبیعیه چون هنوز داریم با هم آشنا میشیم،برای رییس من راندمان کاری من مهمه،هدفش توهین نبود؛اگر سرو صدای بچه ها زیاده چون داره  بهشون خوش میگذره؛اگر دستمزدم کمه و تو این کار موندم برای اینه که دارم تمرین می کنم تا زود به زود شغلم رو عوض نکنم؛این که الان تو خونه تنها هستم وهمسرم تا فردا نمیاد یعنی امنیت خانه با منه و از طرفی فرصتیه برای کتاب خوندنم،فرصتیه که ورزش کنم؛اگه قراره فردا دو ساعت تو نوبت معطل بشم یعنی  دو ساعت وقت برای مطالعه دارم.

ت-در شخصیت مرزی تکانه ها و رفتارهای جنسی و مرتبط با سکس دردسرهای زیادی به بار میاره و ازش زیاد استفاده میشه.در واقع شخصیت مرزی از سکس برای جبران احساسات منفی خود،کاهش اضطرابش،جلوگیری از طرد شدنش،ترمیم اعتماد بنفس ،ایجاد احساس امنیت در رابطه اش،شلوغ نگه داشتن اطراف خودش ودرنتیجه احساس تنهایی نکردن زیاد استفاده میکنه.

مشکل اینجاست که انسان دچار  شخصیت مرزی، سکس رو با نیازهای خودش مانند صمیمیت ، امنیت ، هویت وشادی رو با هم یک کاسه  میکنه و  زندگیش تبدیل میشه به یک آش شله قلمکار و یک هرج و مرج بدون مرز . بطوریکه مدیریت این جنبه از زندگیش برای خودش هم ناممکن میشه. پس شخصیت مرزی با پشت سر گذاشتن تجربیات ناکام و پرآسیب خودش ،بالاخره زمانی باید یاد بگیره که تکانه های جنسی خودش رو کنترل و محدود کنه ،بعبارتی نگذاره غول جنسیش دوباره از چراغ جادو بیرون بیاد و زندگیشو در دست بگیره.باید یاد بگیره از نظر جنسی خویشتن داری کنه.


 ث-شخصیت مرزی در زمان کار و فضای شغلی نباید مسایل کاری رو شخصی کنه و همیشه بایدبخودش بگه : من اینجا هستم که درآمد داشته باشم،اینجا محل ابراز احساساتم نیست. احساساتم یک چیز شخصیه که میتونه به کارم ضربه بزنه،اگر خشمم رو کنترل نکنم اخراج میشم ویکی دیگه  جای منو میگیره.بهتره با کسی گرم نگیرم .برای گرم گرفتن فقط با آدمای بیرون از محیط کار قرار بگزارم.رییس من از من نظم و بازدهی میخاد .همکارانم و رییسم مسئول حل مشکلات عاطفی من نیستند.

  نتیجه گیری


مشکلات روحی روانی انتخاب ما و تقصیر ما  نیستند.اما اگر دچار خشم غیرقابل کنترل میشوید، اگر خودزنی می کنید،اگر افکار خودکشی و خودزنی مکرر داشته اید،اگر دچار احساس پوچی میشوید،اگرشکستهای شغلی مکرر داشته اید،اگر کنترلی بر روابطتان ندارید ،اگر دچار حسادتهای کورکننده میشوید ،اگر وارد رابطه هایی میشوید که ازشما سوء استفاده میکنند،اگر دوستانتان را تبدیل به دشمنانتان میکنید ،اگر کنترلی بر هیجان هایتان ندارید بهتر است به روانپزشک و روانشناس بالینی مراجعه کنید چون ممکن است دچار مشکل شخصیتی باشید.

درمان باعث میشود کنترل بیشتری بر هیجانها و رفتارهای خود بدست آورید ورضایت وشادی بیشتری را در زندگی تجربه کنید.زندگی هیچ انسانی بدون نقص نیست اما شناختن نقص هایمان باعث میشود آمادگی بیشتری برای رویارویی با مشکلات زندگی پیدا کنیم وزندگی پرمعناتری را تجربه کنیم.معنا به وجود ما آرامش،رضایت و شادی میدهد.

 

 

رابطه جنسی رضایت بخش

رضایت از رابطه جنسی نقش مهمی درتنظیم روابط داخل خانواده دارد.سعی شده به عواملی که در بهبود رابطه جنسی دخالت دارد اشاره شود وبه آن اهمیت کافی داده شود.

  رابطه جنسی رضایت بخش

   بریم خوشگذرونی 

 رابطه جنسی رضایت بخش از کجا شروع میشه؟تصور کنیدبرای یک پیک نیک وگذروندن ساعاتی رضایتبخش بانامزد یا همسرتون قراره برید بیرون،ممکنه این تصمیم رو ناگهان گرفته باشید ویا از روز قبل.قصدتون رفتن به طبیعته وتنفس هوای تمیز،دور شدن از روزمره گی،واحساس نشاط.وگرنه نهار خوردن و چای نوشیدن و میوه خوردن و خوابیدن ،در خانه راحت تره.حالا اینا چه ربطی به رابطه جنسی رضایت بخش داره؟

 هزاران ساله که ما برای زنده موندنمون چنین کارهایی رو انجام میدیم مثل جمع آوری غذا و آب و خوابیدن و گرم نگه داشتن خودمون و پیدا کردن سرپناه .وحدود یکی دو قرنه که بعد از انقلاب صنعتی و با پیشرفت دانش و فن آوریها،امکاناتی برای تفریح و استراحت وخوشگذرانی پیدا کرده ایم.مثلاصدسال پیش صحبت از مسافرتهای تفریحی حرفی احمقانه بود.رفتن به کنار دریا حرفی احمقانه بود.

 اما الان مسافرت یک تفریح ساده وعمومیه به خاطروجود ماشین وقطار.ما به مسافرت میریم و اونجا هم همون کارهای تو خونه رو انجام میدیم یعنی میخوریم و میخوابیم و سرپناهی برای خودمون پیدا میکنیم اما چیز بیشتری گیرمون میاد،احساس رضایت و نشاط .امروزه احساس تنوع،شادی،رضایت برامون مهم شده،چیزی که صدسال پیش بی معنی بنظر میرسید.برای همینه که شما بخودتون زحمت میدید و خرج میکنید تا مسافرت برید،جشن بگیرید،مهمونی برید،پارک برید،رستوران برید،رو آتیش کباب درست کنید،حتی بچه ها هم امروزه این نیاز رو درک میکنن و از شما میخان که ببریدشون بیرون،پارک،رستوران،اونها هم برای نیازهای روانیشون تلاش میکنن

  اطاق خواب در صد سال گذشته!

 پس ما انسانها مانند گذشته غذا میخوریم ،لباس به تن میکنیم،می خوابیم ،همبستر میشویم و ارتباط جنسی برقرار  میکنیم اما حالا نیازهای روانی  دیگری هم  داریم که در کنار این کارهابه آن میرسیم .

برویم به صدسال پیش دریک شب زمستانی،   به یک اطاق۲۰متری و یک زن و شوهر و سه تا بچه قد و نیم قدکه توش زندگی میکنند و نمیدونیم اوضاع استحمام به چه شکلی ممکنه باشه.واقعا اجداد ما چگونه ازعهده ارتباط جنسی در این شرایط برمیومدند.لباسهای کلفت و لحاف برای اینکه سردشون نشه و یک کرسی ذغالی.واقعا ارتباط جنسی در این شرایط کار سختی بوده و به احتمال ۹۹/۹۹ ٪ هیچ لذتی هم نصیب زن نمیشده و مرد هم بلافاصله بعد از ارگاسم میخابیده تا سر و صدا خاتمه پیدا کنه و کسی بیدار نشه.اگرهم کسی بیدار میشده دراون شرایط خودشو به خواب میزده.
برگردیم به آپارتمانهای معمولی زمان حال، فرض میکنیم خانم و آقا میخان باهم حالی بکنن و یک فضای رمانتیک ایجاد کنن و با هم سکس داشته باشند.

   پرده اول ،فضای خانه

اولین ومهمترین مساله در یک خانه و خانواده احترام متقابل بین خانم و آقاست .گفتگوی محترمانه دوطرفه شرط اصلی  است.گفتگوی زوج نشانه قدرت هریک از اونهاست،گفتگو نشانه ضعف نیست.اصلا قهروسکوت نکنید!!!،البته منظورم جیغ و دادهم نیست.قهرو سکوت فضایی مبهم و پر از سوء تعبیربوجود میاره.گفتگو تنها راه حله.پس سکوت نکنید!.نمیتونیم تو جنبه های مختلف زندگی بیرون از خانه به روز و مدرن باشیم امادر خانه ودر ارتباط جنسی مانند ۵۰ سال پیش رفتار کنیم. پس بطور کلی هرنوع تحقیر ممنوع،اهانت ممنوع،تکه انداختن ممنوع،خشونت ممنوع،   خیانت ممنوع،غرغر ممنوع.چشم رو هم چشمیممنوع.و خیلی چیزای دیگه ممنوع.

   پرده دوم ،خانه بدون مزاحم

حالا بریم به اتاق خواب،وقتی قراره بریم رو تخت خواب باید ذهنمون آزاد باشه .انگار دنیا فقط منتظره خانم و آقا سکس داشته باشند.واز سکسشون لذت کامل ببرن.پس لازمه ارتباط عاطفی خانم و آقا خوب باشه،صمیمانه باشه.مزاحمی هم نباید وجود داشته باشه .اگر بچه یا بچه هایی دارین باید بفرستینشون پی نخود سیاه!.نمیتونید هر لحظه منتظر باشید یکی در بزنه و بگه مامان درو باز کن،بابا درو باز کن یا بپرسه مامان،بابا چیکار می کنین؟؟؟؟       این شما هستید که باید در این مورد فکر اساسی بکنید.اساسا باید زمانهای دونفره داشته باشید،چه در خانه ،چه رستوران ،چه سینما،والا تبدیل میشید به یک خدمتکار درجه یک در خدمت بچه ها.

  بچه ها مزاحمان همیشگی

اگر برای روابط خودتون دو نفر بها قایل نشوید چیزای زیادی رو از دست می دهید.دچار اشتباه نشوید، چون کسی نمیتونه بیاد زنگ در خانه تون رو بزنه و بگه دارید اشتباه میکنید.نگذارید بچه ها به مزاحمان همیشگی رابطه دونفره شما تبدیل بشن.نگذارید تولد بچه همه چیز رو خراب کنه.از اول باید اتاق خوابتون قفل و کلید داشته باشه ،حریم داشته باشه چون با هال و اتاق پذیرایی وراهرو فرق داره!.میتونید در حضور بچه ها هم در کنار هم بنشینید و همدیگر رو بغل کنید یا هر کدام سرش رو روی شانه یا پای دیگری بگذاره،موی همسرتون رو میتونید نوازش کنید،جلوی بچه ها از خودتون دو نفر پذیرایی کنید،

بگزارید بچه ها بدونند وحس کنندکه رابطه پدر مادرشون یک چیز خاص هست و بچه بازی نیست و با هیچ رابطه دیگه ای قابل مقایسه نیست و قابل چانه زنی هم نیست.بگذارید حس کنند.اینها الفبای صمیمیت هست که باید بچه ها از شما یاد بگیرند.

   پرده سوم،اتاق خواب

از طرفی یادمون باشه اینکه زن و شوهر شبها در کنار هم برهنه بخوابند و تماس پوستی داشته باشند میتونه به هردو نفرحس خوبی بده و خواب بهتری ایجاد کنه ولزوما معنیش این نیست که قراره ارتباط جنسی و سکس اتفاق بیفته.پس این کار رو بکنید.

  اتاق خوابی آرامش بخش با تزیین ریسه های نور

حالا میریم به صحنه بعدی ،بچه ها از خونه رفتن بیرون و خیالتون راحته.تلفنها روی سکوت .مزاحمی در کارنیست.احساس میکنید هر جور بخواهید میتونید رفتار کنید.خیلی مهمه که بدن خودتون رو دوست داشته باشید و از بدن خودتون خجالت نکشید وبتونید تو آینه به بدن برهنه خودتون بدون خجالت نگاه کنید.و دیگه اینکه موقع رابطه بدنتون رو زیر ملحفه و پتو پنهان نکنید .
حالا کی قراره شروع کننده باشه؟ گاهی آقایون میپرسند که چرا من باید همیشه شروع کننده رابطه باشم و گاهی هم خانمها این سوال رو مطرح میکنند.در درجه اول خوبه که زن و مرد در این مورد باهم صحبت کنند وبا هم شروع کنند. در صورتی که این مشکل مهم بود و حل نشد با درمانگر صحبت کنند.به هر حال میشه نقشها رو هم تغییر داد، میشه مثلا قرار گذاشت دفعه بعد تو باید شروع کننده باشی،همه اینها نیاز به گفتگوی باز و بدور از شرم داره و قابل حل هست.

 ادامه صحنه قبل،حالا یک دوش می گیرید و با حوله ازحمام می آیید بیرون تا خوشبو و تازه و لطیف باشید،خود آب هم نشاط میاره وخستگی رو کم میکنه،شاید هم دلتون بخاد دونفره به حمام برید!.خونه رو کم نور میکنید،شمع روشن می کنید،موسیقی رمانتیک میگزارید،بخودتون عطر میزنید ،حالا که نور کمه لباساتونو عوض میکنید و طوری که دوس دارید میپوشید یا اصلا نمیپوشید.قرار نیس مستقیم برید رو تخت ،ممکنه با هم آب میوه ای بخورید(آهسته و ریز ریز بخورید،یه دفعه تمومش نکنید،وقت زیاد دارید) ،میوه ای بخورید،باهم رقصی انجام بدید.باید که همدیگر رو نوازش کنیدوبا نوازش، همدیگر رو تحریک کنید،عجله نکنیدواضطراب نداشته باشید،انگارکه زمان
متوقف شده است.

   پرده چهارم،تماس پوستی

همین تماس پوستی دو نفره لذت بخشه،آرامش بخشه.میتونید این لحظات نوازش رو طولانی کنید،عجله نکنید. به کل رابطه نگاه کنید و از تک تک لحظاتتون لذت ببرید.اگر دچار اضطراب بشید ،اگر افکار مزاحم به ذهنتون بیاد ممکنه به اوج لذت نرسید.از خودتون بپرسید آیا چیزی تو زندگی ارزششو داره که این لحظات منو خراب کنه؟اگه نتونستید جلوی افکار مزاحمتون رو بگیرید ممکنه که وسواس فکری داشته باشید.اضطراب میتونه باعث زودانزالی
ویا ناتوانی جنسی در مرد بشه و در زن هم میتونه باعث بیزاری جنسی بشه.در این حالت ممکنه نیاز به درمان دارویی وجود داشته باشه پس باید کمک بگیریم.البته گاهی داروها ممکنه خودشون باعث بشن میل جنسی کاهش پیدا کنه.

   پرده پنجم،تحریک

بازی اتاق خواب یک بازی دونفره است پس بهتره قبل از شروع بازی و بعدش قوائد بازی رو با هم مرور کنید.به یارتون واضح بگویید چه انتظاری از او دارید و چه چیزی را نمیخواهید،چون این بازی قراره هر هفته انجام بشه،اونهم برای سالها.در بسیاری از موارد ممکنه مرد به لحظات اوج یا ارگاسم برسه ولی زن هنوز نیاز به تحریک داشته باشه تا به ارگاسم برسه،این مساله میتونه دلایل مختلفی داشته بشه .به هر حال مرد باید اطمینان حاصل کنه که یارش به اوج لذت یا ارگاسم رسیده باشه،زن هم باید طوری رفتار کنه که استرس همسرش رو کاهش بده و نگرانی اونو درک کنه.

گاهی لازم میشه برای زنها از ژلهای لغزنده یا لابریکنت برای لغزندگی مجرای واژن استفاده بشه در غیر اینصورت ممکنه عمل جنسی برای زن دردناک و آزاردهنده بشه.خشکی مجرای واژن هم علتهای خاص خودش رو داره وباید درمانش کرد.این ژل لابریکنت رو میشه به راحتی از هر داروخانه ای خریداری کرد.باید سعی کنیم راحت و بدور از شرم راجع به این مساله صحبت کنیم ،طبیعت نسبت به جفتگیری نر و ماده دیدگاهی راحت وباز داره،ما هم باید از طبیعت یاد بگیریم.شرم و حیا میتونه باعث بشه آنچه در اتاق خواب اتفاق میفته میتونه برای همیشه یک راز پنهان بمونه اما این یک جنبه منفی هم داره و اون اینه که ایرادها و مشکلات درون رابطه جنسی و هیچوقت حل نشه وپیامدهای بدتری رو به همراه داشته باشه.

  پرده ششم،ادامه زندگی وصمیمیت

 زندگی روزمره ما انسانها یک فیلم عاشقانه هالیوودی نیست،پس نمیخواهیم ادا دربیاریم اما میتونیم چیزایی رو یاد بگیریم .اتاق خوابمون هم صحنه اجرای پورن نیست.پس اگه تو فیلمهای پورن چیزهایی دیدید کاملا فراموش کنید وبه واقعیت بپیوندید.ارتباط جنسی یک ارتباط صمیمی بین دو انسان است و هیچ انسانی ابزاری برای دیگری نیست . طبیعتاارتباط بین زوجین بعد از سکس هم ادامه خواهد داشت،هر دو به کار خود می پردازند،کار خارج از منزل،خانه داری و تهیه غذا و …نمیخواهیم دچار افراط و تفریط شویم اما باید قدر و ارزش هر چیزی رو بدانیم.

   پرده آخر،بدن همسرم رو دوست دارم

 در صحنه پایانی  وقتی زوجین میخان از اتاق خواب بیان بیرون ،باید ریلکس تر و صمیمیتر از قبل باشند چه به ارگاسم رسیده باشند و چه نرسیده باشند.مهم اینه که این پیام رو بهم برسونند که بدن یکدیگر رو دوست دارند،همونطور که بدن خودشون رو دوست دارند. اون زمان باید از هم تشکر کنند مثل هر زمان دیگری .مهم فقط این نیست که شوهر و زن قربون صدقه همدیگه برن و بیرون از خونه دست همدیگر رو بگیرن وقدم بزنند بلکه این هم مهمه که بدن همدیگر رو دوست داشته باشند .

 

بدن ما در شرایط مختلف تحت تاثیر قرار می گیره ،ممکنه لاغر بشیم،چاق بشیم،شکممون بزرگ بشه ،در اثر زایمان ممکنه بدنمون فرم قبلی خودشو دیگه پیدا نکنه، بعضیها چاقند ،بعضی لاغرند.ممکنه در اثر سانحه قسمتی از بدنمون بد فرم شده باشه یا حتا قطع اندام شده باشیم.نباید خودمون و دیگران رو بخاطر بدنی که دارند مورد قضاوت قرار بدهیم.بدن من چیزیه که من دخالتی در خلقتش نداشتم،همونطور که در چهره ام دخالت نداشتم.

پس باز هم میگم که باید بدن خودمون و همسرمون رو همونطور که هست بپذیریم و دوست داشته باشیم.نباید دچار کمالگرایی و مطلق گرایی بشیم.حتما همه میدونید که مرغ همسایه غاز نیست بلکه صرفا یک مرغ دیگرست با همون مزه پس ذهنمون و انتظاراتمون و تخیلاتمون نباید ما رو بازی بده ونباید فریب ذهنمون رو بخوریم.بازی زندگی وبازی اطاق خواب قوانین بسیار ساده ای داره چون طبیعت ساده گی رو دوست داره .پس تا جایی که میتونید اضطرابتون رو کم کنید وساده زندگی کنید، توقعاتتون رو کم کنید تا از زندگی لذت ببرید.

پایین بودن میل جنسی زنان

  اختلال میل جنسی زنان

اخیرا یک مطالعه بر روی زنانی که از قرص های ضد افسردگی  و در کنارآن ویاگرا برای بهبود ضعف قوای جنسی و انگیختگی ضعیفشان استفاده می کردند انجام شد. با توجه به یافته ها ، مسئله ی پیچیده ی اختلال میل جنسی در زنان را بررسی می کنیم.
اختلال میل جنسی در زنان در واقع یک بیماری بسیار شایع است. مطالعات حاکی از آن است که پایین بودن زیاد میل جنسی ،  بیشترین اختلال جنسی است که در میان زنان دیده می شود، و توسط ده الی پنجاه و یک درصد از زنان مورد مطالعه در کشورهای مختلف گزارش داده شده است.
زنانی که   میل جنسی پایین را گزارش داده اند، سطوح پایین انگیختگی و هیجان جنسی و کمبود ارگاسم را نیز گزارش داده اند. همه ی اینها باعث می شوند تا بسیاری از زنان از رابطه ی جنسی ناراضی باشند.
برگردیم به مطالعه ویاگرا ،(رجوع کنید به مجله آمریکایی انجمن پزشکی، فصل هشت صفحه هشت)، نتایج امیدوارکننده بود، گروهی که ویاگرا دریافت کرده بودند (در مقایسه با گروه کنترل دارونما) بهبود قابل توجهی در انگیختگی و اوج لذت جنسی پیدا کرده بودند.
اما هیچ بهبودی در میل جنسی پیدا نشد. در حال حاضر هیچ قرصی برای افزایش تمایل زنان برای رابطه جنسی وجود ندارد.
این یافته باعث این سوال می شود که چگونه میل جنسی در زنان تعریف می شود، چگونه در دو جنس متفاوت است، و دیگر عوامل مهمی که این میل را در زنان تحت تاثیر قرار می دهند، چه چیز هایی هستند. امیدواریم در این مقاله ی کوتاه یک سری شفاف سازی درباره ی این مسائل را فراهم کرده باشیم.

 تعریف  اختلال میل جنسی زنان

برای خانم هایی که این مقاله را می خوانند جای تعجبی نیست که اگر استاندارد مقایسه در مورد میل جنسی تمایل مردان  باشد،این تمایل برای بسیاری از خانم ها کم تر است.
علاوه بر این، تمایل به ارتباط جنسی به خودی خود و مستقل از ملاحظات دیگر ؛ به عنوان مثال، زیستی، روانی و فردی (رابطه ای) در زنان بسیار غیرعادی است. در واقع، میل جنسی یک دلیل نادر برای داشتن رابطه جنسی در زنان در روابط مستحکم است.
زنان دلایل زیادی برای داشتن رابطه جنسی می آورند؛ برای مثال، تمایل برای نزدیکی احساسی، خشنود کردن شریک زندگی خود، برقراری ارتباط تنگاتنگ – و این همه صرفا مستقل از دلیل بیولوژیک اند.
در مقابل، در مردان این دلیل جنسی بیولوژیک به  عنوان اشتیاق جنسی و رسیدن به تجربه ی جنسی، و فکر کردن خود به خود به رابطه ی جنسی آشکار است.
مطالعات نشان می دهد درصد بالایی از زنان که به ندرت احساس میل جنسی می کنند، گزارش داده اند که اکثرا زمانی که درگیر فعالیت جنسی می شوند، تحریک می شوند (ترشح، تورم، اوج لذت جنسی) و نارضایتی آنها کمتر است.
به عبارت دیگر، در زنان تمایل جنسی خود به خود کم است ولی زمانی که درگیر تجربه جنسی می شوند می توانند تحریک شوند و در واقع از تجربه لذت ببرند. در واقع چالش اصلی برای خانم ها غلبه بر مانع اولیه  تا شروع رابطه ی جنسی است،وسپس همه چیز خوب می تواند پیش برود.
نتایج این تحقیق و پژوهش برای رابطه جنسی چیست؟ یک زن با میل جنسی کم می تواند احساس شرم و بی کفایتی کند. رابطه ی جنسی کم و شروع نکردن زن می تواند بین زوج  کشمکش ایجاد کند.
مردها شکایت می کنند که آنها “همیشه” باید آغازکننده باشند و این کار برای آنها سخت است. مردان اغلب خیال بافی می کنند ، که احتمالا به خاطر تصاویر فراوان و سناریوهایی از پورنوگرافی که به راحتی در دسترس است می باشد. آنها همیشه تشنه ی رابطه ی جنسی و سیری ناپذیرند.
این آرزوی مردان برای داشتن شریکی که طولانی مدت آغازکننده ی رابطه باشد و در نتیجه رابطه ی جنسیشان مطابق با خیال خود باشد غیر ممکن به نظر می رسد و در تضاد با فیزیولوژی جنسی و روانشناسی زنان است. زنان به دلایل بیولوژیکی درونی آغاز کننده نخواهند بود ، اما به مجموعه ای از شرایط که با عشق، لذت و صمیمیت همراه شده باشد پاسخ خواهند داد. خبر خوب این است ، زمانی که شرایط مطلوب باشد بسیاری از زنان می توانند تحریک شوند و اوج لذت جنسی را تجربه کنند.
این حقیقت لزوم  توجه بیشتربه رابطه ی جنسی را نشان میدهد تا دو طرف با یکدیگر هماهنگ شوند. پویایی رابطه، باعث کاهش سطح استرس و افزایش عشق به منظور ایجاد گرمی بین زوج می شود.

 عوامل مرتبط با اختلال میل جنسی زنان

اگر جستجو برای یک عامل و یا قرصی که سطح میل جنسی در زنان را افزایش می دهد محکوم به شکست باشد ،پس چه عواملی مربوط به میل جنسی یا علاقه ی یک زن به رابطه ی جنسی است؟

 پیامدهای درمان چه خواهد بود؟

تحقیقات نشان می دهد که تمایل زن به تجربه جنسی به زمینه ی تعامل جنسی او که شامل کیفیت صمیمیت و احساسی که در مورد رابطه اش با شریک زندگی اش دارد بستگی دارد.
عوامل مهم دیگر در این زمینه شامل سلامت روانی و جسمانی زن، زمینه های جنسی و فرهنگی او است. اجازه دهید این عوامل مربوطه را مختصر توضیح دهیم.

 صمیمیت احساسی

حس کلی نزدیکی عاطفی، ظرفیت اعتماد، و توانایی برقراری ارتباط و تایید این ارتباط به در دسترس بودن زن و سمت گرفتن این رابطه به سمت رابطه ی جنسی منجر میشود.
ضرب المثلی می گوید که مردان به دنبال رابطه ی جنسی برای احساس نزدیکی اند در حالی که زنان باید احساس نزدیکی کنند تا به رابطه ی جنسی برسند. بنابراین غیر ممکن است که بتوان به دقت ضعف میل جنسی در یک زن را بدون توجه به کیفیت روابط و سطح صمیمیت احساسی ارزیابی کرد.
لذت بردن از یک نهار مطبوع به در نظر گرفتن چیدمان ، سرویس، ارائه مواد غذایی (ظاهر) و همچنین طعم و مزه واقعی بر می گردد . همچنین پیدا کردن یک شریک جذاب و سخنور خوب به لذت بردن کلی از غذا کمک می کند. بنابراین مردها، باید احساس عاشقانه شما را لبریز و شما را اغوا کنند .

 سلامت ذهنی

هر چه یک زن با مسائلی مانند مشکل اعتماد به نفس، تصویر بدنی ضعیف، افسردگی، اضطراب، و پیشینه ی سوء استفاده ی فیزیکی / جنسی / عاطفی کمتر کلنجار برود ، بیشتر امکان دارد که خواهان رابطه جنسی و لذت بردن از آن شود . افسردگی به شدت با کاهش عملکرد جنسی همراه است.
متاسفانه و از قضا، دارو های ضد افسردگی ، به ویژه اس.اس.آر.آی ها (زولوفت، پروزاک، پاکسیل، و غیره) به طور معمول عوارض جانبی دارند که باعث کاهش میل جنسی و انگیختگی می شود. ویاگرا می تواند وزنه تعادل در عوارض جانبی جنسی باشد.
از نظر تاریخچه زندگی جنسی، زنانی که سابقه ی آزار جنسی یا جسمی دارند، خاطرات منفی موقعیت جنسی را بخاطر خواهند داشت و می توانند خطر و تهدید را با صمیمیت جنسی‌ ارتباط دهند . در ابتدا مجذوب شدن به روابط جنسی در خانواده  و  سپس آموزه های دینی تمایلات جنسی بزرگسالان را تحت تاثیر قرار می دهند.
بزرگ شدن در یک خانواده ی بیش از حد مذهبی و سرکوبگر  ، برای مثال، در جایی که استمناء گناه تلقی می شود، منجر به نتیجه گیری خاصی در مورد روابط جنسی خواهد شد که هیچ یک از آنها برای صمیمیت سالم ، مفید نیستند. واضح است، در ارزیابی اختلال میل جنسی زن باید به سلامت روان دقت کرد.
 زمینه ی جنسی
این عامل به چگونگی فعالیت جنسی اشاره دارد که می تواند شامل این موارد باشد که شریک زندگی اغوا کننده و رمانتیک باشد، چقدر عشقبازی برای اطمینان از انگیختگی وقت بگیرد، و سطح مهارت. اگر دوطرف بخواهند می توانند دادن و گرفتن لذت را به یکدیگر نشان دهند.
به عبارت دیگر، رابطه ی جنسی چه قدر بین آنها یکدست و هماهنگ است. یک موضوع مهم دررابطه ی جنسی  ، نیاز به تحریک با تقویت انگیختگی  کلامی و غیرکلامی است(غیر کلامی ممکن است مهمتر باشد) که به انگیختگی کمک کرده و لذت را افزایش می دهد.
بدیهی است که اگر تجربه ی جنسی بسیار لذت بخش باشد ، پیش بینی رابطه بعدی مثبت خواهد بود (انتظار تقویت). مهمترین قانون  یادگیری این است که هر رفتاری که بیشتر تقویت شود احتمال بیشتری در آینده اتفاق می افتد.
اگرارتباط ضعیف بعلت خودخواهی و یا عدم رضایت متقابل  باشد، رابطه ی جنسی به کاری نامطلوب و اجباری تبدیل خواهد شد. در این مورد انتظار آینده ی جنسی خوبی را نداریم.

 موانع رابطه ی جنسی آگاهانه

یک ضرب المثل محبوب دیگر می گوید که مردان “تک بعدی” و زنان “چند بعدی”اند. مردان موقعیت آسانتری برای تمرکز روی “شکار” دارند و می توانند از انحراف تمرکزخود جلوگیری کنند. اما زن ها حواسشان  همزمان به خانه، بچه ها، غذا، و جامعه هست و دائم نقش های زیادی دارند.
آگاهی ذهنی آنها اغلب بر روی مطالبات زیادی به طور همزمان متمرکز شده است. دور شدن از تمام این حواس پرتی ها و حضور کامل برای رابطه ی جنسی به یک چالش دشوار برای بسیاری از زنان تبدیل شده است.
نگرانی در مورد کودکان، قطع شدن رابطه، مشکلات خانوادگی، و بارداری های ناخواسته باعث دشوار شدن شروع رابطه برای خانم ها می شوند. زنان ممکن است با تقاضا ی جنسی شریک زندگی خود همراهی کنند و مسئولیت لذت بردن خودشان را بر عهده نگیرند و سپس انتظار یک نتیجه ی ضعیف یا عدم رضایت جنسی را داشته باشند.
این امر به اجتناب از رابطه جنسی یا در اولویت نبودن رابطه ی جنسی منجر می شود. خانم هایی که عصبی و تحت استرس هستند ابا یادگیری تکنیک های آگاهی ذهن و مهارت های تفکر بهتر خواهند شد.
تشویق زوج ها به بحث در مورد تقسیم منصفانه وظایف خانه و  مراقبت از کودکان به منظور کاهش بار و سطح استرس کار عاقلانه ای است.
عوامل بیولوژیکی
عوامل فیزیکی یا بیولوژیکی حتما می توانند میل جنسی و انگیختگی را تحت تاثیر قرار دهند.سردسته این اختلالات مشکلات هورمونی است.

در صورتی که مشکل در تخمدان ها یا کاهش تولید آندروژن (تستوسترون) باشد، میل جنسی کم و انگیختگی ضعیف وجود دارد. مطالعات اخیر تلاش کرده اند تا اهمیت سطوح پایین هورمون تستوسترون در زنان و تمایل جنسی کم را نشان دهند.
با این حال تلاش برای جایگزین کردن تستوسترون با موفقیت های خوبی روبرو نشده است.
پیدا کردن یک داروی ایمن و قابل اعتماد آسان نیست . عوامل بسیار دیگری به جز عوامل بیولوژیکی تمایل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهند. پزشکان در حال بررسی داروهایی هستند که بتوان برای درمان تمایل جنسی و سطح اندروژن کم زنان استفاده کرد.
این داروها عبارتند از کرم اسید آمینه ی ال-آرژنین ، پیش ماده ی طبیعی تولید آندروژن و چسبهای پوستی حاوی تستوسترون . آنچه روشن است این است که زنانی که به دنبال افزایش سطح تستوسترون هستند باید با پزشک خود همکاری نزدیک داشته باشند. این داروها می توانند عوارض جانبی ناخواسته داشته باشند.

بیماری های مزمن دیگری که میل جنسی را تحت تاثیر قرار می دهند شامل دیابت، اختلالات عصبی (مانند ام.اس)، بیماری های قلبی وعروقی، فشار خون بالا ، نارسایی کلیه و کم کاری تیرویید می باشند.
مفاهیم بالینی
اختلال میل جنسی زنان یک مشکل دشوار و رایج است. از دست دادن میل و اجتناب از رابطه جنسی می تواند به احساس شرم و عدم کفایت منجر شود. همچنین می تواند تهدیدی برای ازدواج یا شدت گرفتن کشمکش در رابطه باشد و به احساسات صدمه بزند.
کم بودن میل جنسی در زنان مانند یک پازل توسط درمانگر جنسی و پزشک جنسی حل می شود. درمان ضعف میل جنسی در مردها آسانتر است و درمان اغلب با دادن “قرص آبی کوچک” یا جایگزین تستوسترون پایان خواهد یافت.
دکتر ساندرا لیبیوم، یک درمانگر جنسی ماهر است که در مورد این موضوع گفته است: “عدم علاقه جنسی یک زن اغلب به رابطه ی او با شریک زندگی اش گره خورده است. مردان نیاز به یک مکان برای   رابطه جنسی دارند و زنان نیاز به یک هدف  دارند. ”
پس ارزیابی و درمان کم بودن میل جنسی یک زن خارج از چارچوب غیر ممکن است. این ارزیابی شامل وضعیت روحی و روانی او، پیشینه ی جنسی و بیولوژیکی او می شود.
سطح صمیمیت احساسی یا رضایت در روابط، منجر به افزایش لذت و انگیختگی زن در رابطه می شود.

 ارزیابی جامع اختلال میل جنسی

یک درمانگر جنسی بر روی داده های روانی و ارتباطی و فیزیکی زن تمرکز می کند.
بدیهی است ضعف میل جنسی می تواند سلامت رابطه را تهدید کند و باعث اثرات روانی ناگوار بسیاری  شود.پس ارزیابی فرد برای شروع درمان بسیار مهم است.

درمان اضطراب

اضطراب می تواند با رواندرمانی و روشهای رفتاری  و یا با دارو درمان شود.روش درمان به علت ایجاد اضطراب و انتخابهای بیمار بستگی دارد. در اکثر موارد درمان ترکیبی از روان درمانی، رفتار درمانی، و دارو است.
گاهی اوقات اعتیاد به الکل، افسردگی، یا شرایط همزمان دیگر ، تاثیر زیادی بر روی فرد می گذارند که در این شرایط برای درمان اختلال اضطراب باید صبر کنیم تا این شرایط کنترل شوند.
چگونه اضطرابم را کم کنم؟
در برخی موارد، اضطراب ممکن است در خانه و بدون نظارت پزشک درمان شود. مثلا در شرایطی که در آن اضطراب کوتاه بوده و علت آن قابل شناسایی باشد و قابل حذف یا اجتناب باشد. چندین تمرین برای مقابله با این نوع اضطراب توصیه می گردد:
یاد بگیرید استرس را در زندگیتان کنترل کنید . فشارکاری  و کار های ضرب العجل دار را کم کنید، و متعهد شوید زمانی کوتاه از  کار دست بکشید و به تمرین ایجاد آرامش بپردازید.
انواع تکنیک های آرامش اعصاب را یاد بگیرید. می توانید در مورد تکنیک های مدیتیشن یا مراقبه در فروشگاه های کتاب و فروشگاه های بهداشتی اطلاعات کسب کنید.
تنفس عمیق شکمی را تمرین کنید که شامل تنفس عمیق و آرام از طریق بینی است. با استفاده از دیافراگم و بدون استفاده از عضلات قفسه سینه تنفس کنید بطوریکه حرکت قفسه سینه مشخص نباشد و سپس به آرامی هوا را از دهان خارج کنید. اما تنفس عمیق برای مدت زمان طولانی ممکن است منجر به سرگیجه شود.حداقل روزانه یکبار بمدت ده دقیقه این تمرین را انجام دهید.
انرژی منفی را با انرژی مثبت جایگزین کنید.فهرستی  از افکار منفی که دارید بنویسید و آن را با لیستی از افکار مثبت جایگزین کنید.به افکار خودکار یا اتوماتیکی که در ذهنتان می آید توجه کنید،تعجب خواهید کرد وقتی ببینید که درصد بالایی از آن افکار بدون دلیل وناخوشایند است وشما هر روز آنها را نشخوار می کنید. پس جلوی افکار منفی را بگیرید.
خودتان را موفق و رو به پیشرفت و مبارز با ترس تصور کنید.
با کسی که ازنظر روحی حمایتتان می کند و شما را همانگونه که هستید میپذیرد صحبت کنید.
ورزش های ائروبیک انجام  دهید.
یک حمام گرم و طولانی بگیرید.

در اتاقی با نور ملایم و بدون مزاحمت صوتی به تمرین تنفس بپردازید.

 مشاوره
روش استاندارد درمان اضطراب ، مشاوره ی روانی است که می تواند شامل درمان شناختی- رفتاری، روان درمانی، یا ترکیبی از این درمان ها باشد.
هدف درمان شناختی-رفتاری به رسمیت شناختن و تغییر الگوهای تفکر بیمار است که با اضطراب و احساسات مزاحم همراه است. این نوع از درمان دارای دو بخش اصلی است: یک بخش شناختی که برای محدود کردن تفکر و یک بخش رفتاری که برای تغییر واکنش آدم ها به اشیاء یا موقعیت های اضطرابی طراحی شده است.
به عنوان مثال، یک بیمار که اختلال پانیک (وحشت زدگی) دارد و تحت درمان شناختی-رفتاری است ، ممکن است یاد بگیرد که حملات پانیک (وحشت زدگی) حملات قلبی واقعی نیستند. کسانی که برای اختلال وسواس و پاکیزگی تحت این درمان هستند ممکن است با یک درمانگر کار کنند که دستان خود را کثیف کنند و زمان طولانی تری قبل از شستن صبر کنند. کسانی که به اختلال استرس پس از ضربه مبتلا هستند با یک درمانگر کار خواهند کرد تا رویداد آسیب زا را در شرایطی امن به یاد بیاورند تا ترس ناشی از آن را کاهش دهند. درمان های مبتنی بر در معرض قرار گرفتن ، اساسا مردم را با ترس خود مواجه می کنند و سعی می کنند به آنها کمک کنند تا حساسیتشان نسبت به موقعیت های اضطراب زا را کم کنند.
روان درمانی نوع دیگری از درمان مشاوره ای برای اختلالات اضطرابی است که شامل صحبت کردن با یک روانپزشک، روانشناس، مددکار اجتماعی و یا مشاور می باشد. جلسات برای کشف علل ایجاد اضطراب و راه های ممکن برای کنار آمدن با علائم برگزار می شود.
 داروهایی که برای درمان اضطراب استفاده می شوند:
برای درمان دارویی اضطراب ، انواع مختلفی از داروها آرامبخش به کار می رود. اگر علت اضطراب یک بیماری جسمی باشد، درمان به منظور از بین بردن آن بیماری خاص خواهد بود که ممکن است به عمل جراحی یا داروهای دیگر منتهی شود .مثلا در پرکاری تیرویید که با علایم اضطرابی همراه است و در نهایت مشکل تیرویید باید رفع شود.با این حال، دارو هایی مانند داروهای ضد افسردگی، بنزودیازپین ها، سه حلقه ای ها، و بتا بلوکرها برای کنترل برخی از علائم جسمی و روانی مورد استفاده قرار می گیرند.
یکی از مهمترین دسته های دارویی که از قدیم برای درمان اضطراب بکار میرفته است بنزودیازپینها هستند که  در حال حاضر به دلیل ترس از وابستگی و سوءمصرف این داروها ،استفاده از آنها کاهش یافته است. این داروها ممکن است چند عارضه ی جانبی به جز خواب آلودگی و وابستگی داشته باشند. برخی بنزودیازپین های رایج عبارتند از:
دیازپام (والیوم)
آلپرازولام (زاناکس)
لورازپام (آتیوان)
کلونازپام (کلونوپیم)
سالمندانی که بنزودیازپین مصرف می کنند ، در طول پانزده سال آینده در معرض خطر بیشتری  از زوال عقل قرار خواهند گرفت. محققان دانشگاه بوردو سگالن فرانسه در مجله پزشکی بریتانیایی درسپتامبر ۲۰۱۲ موضوع گزارش داده اند که برای تقریبا سی درصد از سالمندان در فرانسه بنزودیازپین تجویز می شود. مقدار تجویز بنزودیازپین در انگلستان و ایالات متحده آمریکا بسیار پایین تر است، اما هنوز هم تعداد قابل توجهی از بیماران را نشان می دهد.
از داروهای ضد افسردگی ( به ویژه  مهارکننده های بازجذب سروتونین ) نیز معمولا برای درمان اضطراب استفاده می کنند . مهار کننده های بازجذب سروتونین عوارض جانبی کمتری نسبت به دارو های ضد افسردگی قدیمی دارند، اما گاهی در شروع درمان آنهاباعث اضطراب، تهوع و اختلال عملکرد جنسی خواهند شد . برخی دارو های ضد افسردگی عبارتند از:
سرترالین (زولوفت)
پاروکستین (پاکسیل)
فلوکستین (پروزاک)
سیتالوپرام (سلکسا)
ونلافاکسین (افکسور)
دارو های سه حلقه ای گروهی از داروها هستند که ازمهار کننده های بازجذب سروتونین قدیمی تر هستند و کارایی بهتری برای اختلالات اضطرابی نسبت به اختلالات وسواس دارند. این داروها می توانند باعث ایجاد عوارض جانبی مانند سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن شوند. دو نوع از سه حلقه ای ها عبارتند از:
ایمی پرامین (توفرانیل)
کلومیپرامین (آنافرانیل)
داروهای مکمل مورد استفاده برای درمان اضطراب شامل مهارکننده های مونوآمین اکسیداز، بتا بلاکرها، و بوسپیرون هستند. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز مانند فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارنیت) و ایزوکاربوکسازید (مارپلان)، قدیمی تر از دارو های ضد افسردگی هستند که برای درمان برخی از اختلالات اضطراب استفاده می شوند. محدودیت در رژیم غذایی و جلوگیری از مصرف داروهای دیگر مانند داروهای ضد درد از عوارض این دارو ها محسوب می شوند. بتا بلاکر ها مانند پروپرانولول (ایندرال)، معمولا برای درمان ناراحتی های قلبی استفاده می شوند، اما همچنین می توانند علائم جسمی برخی اختلالات اضطرابی را درمان کنند. بوسپیرون (بوسپار) نوع دیگری از داروها است که انتقال دهنده های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد تا اضطراب را کنترل کند اما فاقد عوارض جانبی خواب آلودگی و وابستگی است. با این حال با سرگیجه، سردرد و تهوع همراه است.
چگونه می توان از اضطراب جلوگیری کرد؟
اگر چه از اختلالات اضطراب نمی توان جلوگیری کرد، ولی راه هایی برای کاهش خطر ابتلا به آن و روش هایی برای کنترل یا کاهش علائم وجود دارند.
 توصیه هایی برای کاهش اضطراب عبارتند از:
کاهش مصرف کافئین یا قهوه، چای و نوشابه ها و شکلاتهای کافئین دار.
استفاده از دمنوشها و گیاهان آرامش بخش.با یک دکتر یا داروساز قبل از استفاده از داروهای گیاهی مشورت کنید که این داروها تا چه میزان حاوی مواد شیمیایی هستند .
ورزش منظم.
خوردن غذاهای سالم و دریایی.
داشتن یک الگوی خواب منظم.
مشاوره و پشتیبانی پس از یک تجربه آسیب زا و یا نگران کننده .
اجتناب از الکل، حشیش.

شایع ترین مشکلات جنسی در مردان

مشکلات جنسی و یا اختلال های جنسی در مردان به یک مشکل در هر مرحله از چرخه ی پاسخ جنسی اشاره می کند که مانع تجربه رضایت بخش ولذت مورد انتظارمرد درفعالیت جنسی می شود.

چرخه ی پاسخ جنسی دارای چهار مرحله است: میل و انگیزه،تهییج یا انگیختگی،  اوج لذت یا ارگاسم ومرحله آخر فرونشانی.مشکلات جنسی شایع ترین موضوعاتی هستند که بسیاری از مردم در صحبت راجع به آن مردد هستند. خوشبختانه،بیشتراختلالات جنسی قابل درمان هستند، بنابراین به اشتراک گذاشتن نگرانی های خود با شریک زندگی و روانپزشک مهم است.

چه عواملی موجب مشکلات جنسی در مردان می شوند؟

ناتوانی جنسی در مردان می تواند نتیجه یک مشکل جسمی یا روانی باشد.

۱- علل فیزیکی مشکلات جنسی در مردان

بسیاری از بیماریهای جسمی می توانند باعث اشکال در عملکرد جنسی شوند. این شرایط شامل دیابت، بیماری های قلبی و عروقی (رگهای خونی)، اختلالات عصبی، عدم تعادل هورمونی، بیماری های مزمن مانند نارسایی کلیوی و یا کبدی، و اعتیاد به الکل و مواد مخدر می باشد. علاوه بر این برخی داروها مانند داروهای ضد افسردگی و ضدفشارخون ، می توانند میل و عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار دهند.

۲- علل روانی مشکلات جنسی در مردان

خستگی ناشی از کار ، اضطراب ، نگرانی در مورد عملکرد جنسی، مشکلات زناشویی و خانوادگی، افسردگی، احساس گناه، و اثرات یک آسیب جنسی گذشته جزو علل روانی مشکلات جنسی هستند.

چه کسانی تحت تاثیر مشکلات جنسی قرار می گیرند؟

هم مردها و هم زنان تحت تاثیر مشکلات جنسی قرار می گیرند. مشکلات جنسی در بزرگسالان در تمام سنین رخ می دهد. علل جسمانی وبیماریهادر جمعیت سالمندان  شایع ترهستند،وعلل روانی در سنین جوانی تا میانسالی شایعتر هستند .

مشکلات جنسی در مردها اثرکدامند؟

رایج ترین مشکلات جنسی در مردان اختلالات انزال ، اختلال در نعوظ، و میل جنسی مهار شده می باشد.

اختلال انزال چیست؟

انواع اختلال انزال در مردها عبارتند از:

انزال زودرس: به انزال قبل یا بلافاصله پس از دخول می گویند.

انزال مهار شده یا تاخیری: این زمانی است که انزال آهسته رخ می دهد.

انزال پس رونده: این اتفاق زمانی می افتد که در اوج لذت جنسی، انزال به جای مجرای ادرار و انتهای آلت تناسلی مرد به مثانه بازگردد.

در برخی موارد، انزال زودرس و مهار شده به خاطر عوامل روانی اتفاق می افتد، و شامل یک پس زمینه ی مذهبی سختگیرانه است که باعث می شود شخص رابطه ی جنسی را به عنوان گناه، عدم جاذبه برای شریک، و وقایع آسیب زا ی گذشته ببیند.

انزال زودرس، رایج ترین شکل از اختلال عملکرد جنسی در مردان است  که اتفاق می افتد. برخی داروها، از جمله برخی از داروهای ضد افسردگی، ممکن است بر روی انزال با آسیب طناب نخاعی و یا پشت تاثیر بگذارند.

انزال پس رونده در مردان مبتلا به دیابت که از نوروپاتی دیابتی (آسیب عصبی) رنج می برند شایع است. این به خاطر مشکلاتی در اعصاب مثانه و گردن مثانه است که به انزال اجازه ی جریان رو به عقب را می دهد. در مردان دیگر، انزال پس رونده پس از جراحی گردن مثانه یا پروستات، و یا پس از جراحی های خاص شکم رخ می دهد. علاوه بر این، برخی از داروها، به خصوص آنهایی که برای درمان اختلالات خلقی استفاده می شوند، ممکن است در انزال مشکل ایجاد کنند.

اختلال در نعوظ چیست؟

اختلال در نعوظ که به عنوان ناتوانی جنسی هم شناخته شده است، به عنوان ناتوانی برای رسیدن و / یا حفظ نعوظ مناسب برای مقاربت تعریف شده است. علل اختلال نعوظ عبارتند از بیماری های موثر بر جریان خون، مانند آترواسکلروز (سخت شدن رگها)؛ اختلالات عصبی، عوامل روانی مانند استرس، افسردگی، و اضطراب عملکرد و آسیب به آلت تناسلی مرد می باشد. بیماری های مزمن، برخی داروها، و یک بیماری به نام پِیرونی(زخم در بافت آلت تناسلی مرد) همچنین می توانند باعث اختلال در نعوظ شوند.

میل جنسی مهار شده چه چیزی است؟

تمایل مهارشده، یا از دست دادن میل جنسی، به کاهش میل و یا علاقه به فعالیت جنسی اشاره دارد. کاهش میل جنسی می تواند به خاطر عوامل فیزیکی یا روانی ایجاد شده باشد. این اختلال با پایین آمدن سطح هورمون تستوسترون همراه است. هم چنین ممکن است به خاطر مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی ، بیماریهای پزشکی مانند دیابت و فشار خون بالا؛ برخی از داروها، از جمله برخی از داروهای ضد افسردگی؛ و مشکلات در رابطه ایجاد شده باشد.

مشکلات جنسی آقایان چگونه تشخیص داده می شوند؟

پزشک برای تشخیص مشکل جنسی یک مرد، به احتمال زیاد با شرح حال کامل از علائم و معاینه فیزیکی او آغاز خواهد کرد. او ممکن است تستهای دیگری برای رد هر گونه مشکلات پزشکی مرتبط با اختلال عملکرد جنسی دستور دهد . ممکن است پزشک شما را به سایر متخصصان رجوع دهد، از جمله اورولوژیست ، درمانگر جنسی، و مشاوران دیگر .

اختلال جنسی مردها چگونه درمان می شود؟

بسیاری از علل مشکلات جنسی را می توان با درمان مشکلات جسمی یا روانشناختی زمینه اصلاح کرد. استراتژی های درمان ممکن است شامل موارد زیر باشد:

درمان پزشکی

این شامل درمان هر گونه مشکل جسمی است که ممکن است با ناتوانی جنسی یک مرد در ارتباط باشد.

دارویی:

داروهایی مانند سیالیس، لویترا،استندرا ، استاکسین یا ویاگرا ممکن است به بهبود عملکرد نعوظ در مردان با افزایش جریان خون به آلت تناسلی مرد کمک می کنند. پرومِسِنت یک دارو ای است که برای درمان انزال زودرس استفاده می شود. اسپری موضعی به آلت تناسلی زده می شودکه حاوی لیدوکائین است. حساسیت را کاهش می دهد و اجازه کنترل بیشتر انزال را می دهد.

هورمون:

مردهایی که سطح تستوسترون آنها پایین است ممکن است از درمان جایگزینی با تستوسترون بهره مند شوند.

درمان روانی:

درمان با یک مشاور آموزش دیده می تواند به فرد کمک کند که احساس اضطراب، ترس، یا گناه که ممکن است بر عملکرد جنسی تاثیر بگذارند تعدیل کند.

کمک های مکانیکی یا فنی: 

کمک هایی مانند دستگاه های وکیوم و ایمپلنت آلت تناسلی ممکن است به مردان دچار اختلال نعوظ کمک کند.

آموزش و ارتباط:

آموزش در مورد رابطه جنسی و رفتارهای جنسی و پاسخ های آنها ممکن است به یک مرد کمک کند تا بر نگرانی های خود در مورد عملکرد جنسی غلبه کند. گفت و گو های باز با شریک زندگی تان در مورد نیازها و نگرانی هایتان نیز کمک می کند تا بر موانع بسیاری برای یک زندگی جنسی سالم غلبه کنید.

آیا مشکلات جنسی به طور کامل قابل درمان هستند؟

موفقیت درمانی برای ناتوانی جنسی بستگی به علت زمینه ای مشکل دارد. چشم انداز برای اختلالی که مربوط به یک وضعیت جسمی قابل درمان و یا قابل برگشت است خوب است. اختلال خفیفی که مربوط به استرس، ترس، یا اضطراب است اغلب می تواند با مشاوره، آموزش، و بهبود ارتباط بین شرکا با موفقیت درمان شود.

آیا می توان از مشکلات جنسی جلوگیری کرد؟

در حالی که نمی توان از مشکلات جنسی جلوگیری کرد، رسیدگی به علل زمینه ای ایجاد اختلال عملکرد می تواند به شما در درک بهتر و مقابله با این مشکل زمانی که آن رخ می دهد کمک کند. یک سری چیزهایی که شما می توانید برای کمک به حفظ عملکرد جنسی خوب انجام دهید:

# طرح درمانی پزشکتان رابرای هر گونه شرایط پزشکی / درمانی دنبال کنید.
# مصرف نوشیدنی های الکلی خود را محدود کنید.
# سیگار را ترک کنید.
# با هر گونه مسائل عاطفی یا روانی مانند استرس، افسردگی و اضطراب مقابله کنید. به اندازه ای که نیاز است درمان ببینید.
# ارتباطاتتان با همسر خود افزایش دهید.

چه زمانی باید برای درمان مشکلات جنسی به پزشک مراجعه کنیم؟

بسیاری از مردان هر از گاهی با مشکل عملکرد جنسی رو به رو می شوند. با این حال، زمانی که مشکلات طولانی هستند، می توانند باعث پریشانی مرد و شریک زندگی اش و تاثیر منفی بر ارتباط آنها شود. اگر شما به طور مداوم اشکال در عملکرد جنسی را تجربه می کنید، به پزشک خود برای ارزیابی و درمان مراجعه کنید.

دکتر مجید محمد پور روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.