اختلال وسواس اجباری

اختلال وسواس اجبار
اینکه گاهی اوقات برگردید و مطمئن شوید که اتو را از برق کشیده اید و یا ماشین خود را قفل کرده اید ، طبیعی است. اما اگر شما از اختلال وسواس اجباری رنج می برید بارها این چک کردن را انجام خواهید داد ودر نتیجه افکار وسواسی و رفتارهای اجباری شما با زندگی روزانه اتان تداخل زیادی پیدا می کند. اما این راه حل دارد.
با استراتژی های خود درمانی ممکن است بتوانید تا حد زیادی از شر افکار ناخواسته و امیال غیر منطقی مغز خودخلاص شوید و کنترل زندگی خود را در دست بگیرید.
اختلال وسواس اجباری چیست؟

اختلال وسواس اجباری یک اختلال اضطرابی است که با افکار غیر قابل کنترل ، ناخواسته و تکراری توصیف می شود که گویا مجبور به انجام آن ها می باشید. اگر شما این اختلال را دارید ، احتمالا متوجه شده اید که این افکار وسواسی و رفتارهای اجباری باعث ناراحتی شما می شوند. اما با این حال، احساس می کنید قادر به مقاومت در برابر آنها نیستید.
● علائم و نشانه ها
فقط داشتن افکار وسواسی و انجام رفتارهای اجباری به این معنا نیست که اختلال وسواس اجباری دارید. در این اختلال، این افکار و رفتارها باعث ناراحتی شدیدی می شوند، زمان زیادی می برند، و با زندگی و روابط روزانه شما تداخل دارند. به عنوان مثال، ممکن است اجاق گاز را بیست بار بررسی کنید تا مطمئن شوید که واقعا خاموش است.
اغلب افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباری هم وسواس و هم اجبار را دارند، اما برخی فقط یکی از آن ها را تجربه می کنند.
● افکار وسواسی
افکار وسواسی رایج این اختلال عبارتند از:
ترس از آلوده شدن توسط میکروب ها یا خاک یا گرفتن بیماری واگیر و معمولا خطرناک از دیگران یا از طریق غذا
ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به خود یا دیگران
افکار و تصاویر غیراخلاقی جنسی
تمرکز بیش از حد بر روی ایده های مذهبی یا اخلاقی
ترس از دست دادن آدمهای مهم زندگی و یاهمه چیز
نظم و تقارن: تفکر این که همه چیز باید مرتب و متقارن باشند و کاملا در سر جای خود
خرافات؛ توجه بیش از حد به چیزی که خوش شانس یا بدشانس شناخته شده و سعی در خنثی کردن بدشانسی یا اتفاق بد
● رفتارهای اجباری
رفتارهای اجباری مشترک این اختلال عبارتند از:
بیش از حد چک کردن همه چیز، مانند قفل، لوازم خانگی و سوئیچ
چک کردن سلامتی عزیزان بیش از حد
شمارش، ضربه زدن، تکرار کلمات خاص، و یا انجام کارهای بی معنی دیگر برای کاهش اضطراب
اتلاف زمان زیادی برای شستشو و تمیز کردن
مرتب و تنظیم کردن بیش از حد هر چیزی در خانه یا ماشین یا سر کار
●اصول خود درمانی
• نکته اول : مراقب خودتان باشید
سبک زندگی نقش بزرگی در چگونگی احساس شما ایفا می کند و می تواند به شما در مدیریت اضطراب و عملکرد بهتر کمک کند.
• مداوم ورزش کنید
• به اندازه ی کافی بخوابید
• با دوستان و اقوام در ارتباط باشید
• تکنیک های آرامش را یاد بگیرید

• نکته دوم: یاد بگیرید چگونه در برابر آزار های این اختلال مقاومت کنید.
اگر از این اختلال رنج می برید راه های بسیاری می توانند به شما کمک کنند .
از ترس هایتان فرار نکنید.
افکارتان را سر و سامان دهید
از افکار وسواسی سبقت بگیرید

• نکته سوم: با افکار وسواسی مقابله کنید
اختلال وسواس اجباری باعث می شود مغز بر روی یک تفکر خاص که محرک اضطراب است گیر کند. راهکار های زیر به شما کمک می کند از شر آن خلاص شوید:
افکار و دغدغه های وسواسی خود را بنویسید. متوجه خواهید شد که یک کار را چقدر تکرار می کنید.
یک زمان خاص را به فکر کردن راجع به وسواس هایی که دارید اختصاص دهید و سپس چند نفس عمیق بکشید و آن افکار را رها کنید.
بر روی یک وسواس خاص تمرکز کنید و آن را بر روی موبایل ضبط کنید و زمانی که آن فکر به ذهنتان آمد آن نوار را به مدت نیم ساعت هر روز گوش دهید تا زمانی که دیگر آن وسواس آزار دهنده نباشد.
درمان اختلال وسواس اجباری
یک جزو مهم درمان وسواس ، درمان شناختی-رفتاری است. درمان شناختی-رفتاری برای اختلال وسواس شامل دو بخش است:
۱. درمان رفتاری یعنی در معرض قرار گرفتن و جلوگیری از پاسخ.این بخش شامل  قرار گرفتن در معرض منبع وسواس بطور مکرراست. سپس از شما خواسته می شود تا از رفتار اجباریی که معمولا برای کاهش اضطراب خود انجام می دهید خودداری کنید.
برای مثال، اگر شما برای دست شستن وسواس اجباری دارید، ممکن است از شما خواسته شود که دستگیره در یک سرویس بهداشتی عمومی را لمس کنید ولی سریع دست هایتان را نشوئید و همانطور با اضطراب بنشینید و در عوض سعی کنید بر ریلکس شدن و کنترل اضطراب متمرکز شوید.در نتیجه نیاز به شستن دست ها به تدریج کمرنگ خواهد شد.
به این ترتیب، شما یاد می گیرید اجبار برای خلاص شدن از دست اضطراب نیاز نیست.اینگونه بر روی برخی افکار وسواسی تسلط پیدا می کنید و از شر رفتارهای اجباری خلاص می شوید.
مطالعات نشان می دهد که در معرض قرار گرفتن و جلوگیری از پاسخ در واقع می تواند بر روی مغز به طور دائم برای کاهش علائم وسواس تتاثیر بگذارد.
۲.درمان شناختی
مولفه ی مهم درمان شناختی برای اختلال وسواس بر روی افکار فاجعه بار و حس اغراق آمیز مسئولیت ، تمرکز دارد. بخش اعظم درمان شناختی برای اختلال وسواس ، آموزش راه های سالم و موثردر پاسخ به افکار وسواسی بدون نیاز به رفتار اجباری است.
● سایر روش های درمانی
علاوه بر درمان شناختی-رفتاری، درمان های زیر نیز برای وسواس استفاده می شوند:
دارو
از داروهای ضد افسردگی(اس اس آر آی) برای درمان اختلال وسواس استفاده می شود.بخصوص در وسواسهای شدید دارودرمانی به تنهایی می تواند تاثیر خوبی بر درمان وسواس داشته باشد.
در درمان وسواسهای شدیدتر از دو یا سه نوع دارو ممکن است استفاده شود.عموما فایده داروها نسبت به عوارض منفی دارو بسیار بیشتر است.بنابراین امتناع از مصرف دارو برای درمان وسواس اشتباه بزرگی است.
● درمان با خانواده و خانواده درمانی
از آنجا که اختلال وسواس باعث مشکلاتی در زندگی خانوادگی و سازگاری اجتماعی می شود، اغلب توصیه می شود که درمان با کمک خانواده باشد. این کار باعث درک درستی از اختلال می شود و می تواند به کاهش درگیری های خانوادگی کمک کند. همچنین می تواند به اعضای خانواده انگیزه و آموزش دهد که به کسی که دوستش دارند چگونه کمک کنند.
● درمان گروهی یا گروه درمانی
درمان گروهی یکی دیگر از روش های مفید درمان اختلال وسواس است. از طریق تعامل با افراد دیگر احساس انزوا کاهش می یابد . هم‌چنین اعضا در گروه یکدیگر را تشویق و حمایت می کنند.
••• نکاتی برای کمک به یک دوست یا عضو خانواده که مبتلا به اختلال وسواس اجباری است:
از اینکه از خودش انتقاد کند جلوگیری کنید. به یاد داشته باشید، رفتارهای دوست شما یکی از علائم اختلال وسواس اجبار است، نه نقص شخصیت .
کسی که مبتلا به اختلال وسواس اجباری است را سرزنش نکنید یا به آنها نگویید این کار را انجام ندهید. آنها نمی توانند تطابق ایجاد کنند ، و فشار آوردن برای متوقف کردن  وسواس رفتارهای آنها را بدتر خواهد کرد.
ارتباطتان با او را مثبت نگه دارید. ارتباطات مهم است، بنابراین شما می توانید یک توازن بین حمایت از دوست خود و ایستادن در مقابل وسواس او ایجاد کنید .
با اوشوخی کنید.شوخی و طنز نوعی مکانیسم دفاعی برای کنار آمدن با واقعیتهای تلخ و اجتناب ناپذیر است.
خنده با یکدیگر باعث می شود دوستتان از آن وسواس  دور شود. فقط مطمئن شوید که با شوخی های خود به او بی احترامی نمی کنید.

آیامن وسواس فکری دارم؟

وسواس فکری در بسیاری موارد یک بیماری موذیانه است به این معنا که بتدریج و بی سر وصدا شروع می شود و خود را در نگرانیهای روزمره انسان پنهان می کند بطوریکه انسان آن را بعنوان یک مشکل تشخیص نمی دهد .

بطور مثال مادری که همیشه نگران حادثه ای برای فرزندش است یا می ترسد خودش به فرزندانش آسیب برساند ،پدری که نسبت به رفتارهای پسرش حساس شده و مدام پرس و جو می کند .خانم یا آقایی که از یک مهمانی بر میگردد و روزهای متوالی به رفتار و گفتار بعضی مهمانها فکر می کند و اینکه بهتر بود چه بگوید  و چگونه رفتار کند.محتوای افکار وسواسی پیچیده نیست و همه انسانها گاهی به این موضوعات فکر میکنند .اما در فرد دچار وسواس فکری حجم این افکار آنقدر زیاد است که حتی هنگام خواب هم شخص را راحت نمی گذارد.

1

فرد دچار وسواس فکری ممکن است  ٢یا ٣ ساعت در جای خود غلت بزند و خوابش نبرد.گاهی فرددچار وسواس فکری تحریک پذیر و پرخاشگر  نیز هست بطور مثال خانمی که نسبت به همسرش پرخاشگر شده و جیغ و داد می کند یا مادری که از بازی و شیطنت بچه هایش در خانه زود عصبانی  می شود و سر آنها جیغ می کشد وحتی آنها را تنبیه می کند .

در مواردی با جوانانی روبرو می شویم که  مشغول درس خواندن ویا کار کردن هستند اما تمرکز فکری ندارند و دچار مشکل شده اند٬ نمی توانند بخوبی درس بخوانند یا کارشان را انجام دهند و در تصمیم گیری ها و انتخاب ها مشکل دارند .بنابراین وسواس فکری در کودکان و نوجوانان کمیاب نیست.

این افراد چون از کودکی  ونوجوانی دچار وسواس فکری بوده اند و در کنار این وسواس فکری بزرگ شده اند این شکل تفکر را جزئی از وجود و روان خود می دانند و برایشان قابل درک نیست که دیگران اینطور نیستند بعبارتی فکر می کنند این هجوم افکار و تعدد افکار طبیعی است.

در اکثریت موارد فرد وسواسی دچار افسردگی نیز هست  ویا حتی اضطراب ،در نتیجه انگیزه و انرژی لازم برای حرکت به سمت درمان را ندارد. گاهی وسواس فکری با افکار خرافاتی همراه است٬ مثلا بد شانسی خوش شانسی ،نفرین،جن و پری٬ چشم خوردن،یا به واقعیت پیوستن افکاروتمایلات منفی فرد و در نتیجه وقوع یک اتفاق ناخوشایند .

بعضی از افراد دچار وسواس فکری افکار عجیب وغریب و خرافی خود را حقیقت مسلم می دانند و هرگز دنبال درمان نمی روند .

البته همه ما در شرایط خاص و دشوار ممکن است موقتا و تا حدی خرافاتی شویم اما نه بر درستی این اقکار پافشاری می کنیم و نه اینکه همیشه اینطور باقی می مانیم. افکار وسواسی گاهی رنگ فلسفی بخود می گیرند و به چون و چراهای هستی و جهان ووجود انسان می پردازند و اینکه چرا همه چیز آنگونه است که اکنون هست.وسواس فکری در این موارد ممکن است به نظر یک کنجکاوی معمولی به نظر برسد اما با احساساتی بد و رنج آور همراه است.

2

از دیگر اشکال وسواس فکری مربوط به بدن خود فرد می شود مثلا نوجوان فکر می کند بینی بزرگ و بد شکلی دارد یا قدی کوتاه دارد یا فرم بدنش ناجور است یا چهره ای زشت داردو…. این افراد ممکن است بخاطر اینکه احساس یک نقص در خود دارند کمتر بیرون از خانه ظاهر شوند و خیلی وقتها برای ساعتها جلوی آینه خود را مرتب وارسی کنند.این افراد ممکن است بدنبال جراحی های پلاستیک و روشهای ترمیم دیگری باشند و برای آنها حاضر باشند هزینه بالایی بپردازند.

حالا که راجع به بدن صحبت شد بد نیست بدانیم که کندن موهای یک نقطه از بدن مثلا سر و یا ور رفتن و کندن پوست نقاط مختلف بدن و یا زخمها و ناخن جوی از مشکلات مرتبط با وسواس شمرده می شوند که نیاز به درمان دارند .

شکل دیگر وسواس فکری می تواند تصاویر ذهنی مکرر از یک اتفاق واقعی یا حادثه باشد و می تواند تصاویری ذهنی از امکان یک اتفاق بد یا رفتار بد باشد مثلا رفتارهای جنسی.

نوع دیگر وسواس فکری ممکن است تم مذهبی داشته باشد ویا همراه با وسواس چک کردن و وسواسهای مرتبط با نجسی و پاکی باشد.

بنابراین وسواس فکری دامنه وسیعی از اشتغالات ذهنی و موضوعات روزمره انسانی و حتی موضوعات فرا انسانی وخرافات را در بر می گیرد.

اگر این افکار مارا اذیت می کند یا مثلا باعث بی خوابی ما میشود میتوانیم به روانپزشک مراجعه نماییم تا مطمئن شویم آیا احتیاج به درمان داریم یا نه.

پس از قضاوت دیگران نترسیم ،ازصحبت روانپزشک هم نترسیم،ازداروهای اعصاب هم نترسیم.خوشبختانه داروهای ضد وسواس موثر و خوبی با عوارض کم چه ایرانی چه خارجی وجود دارد که می تواند زندگی مان را بهتر کند.

دکتر مجید محمد پور روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.