رازهای پنهان مردها

۱۸ راز مخفی که مردها به زبان نمی آورند

در این مقاله شما را با ۱۸ راز که مردها دوست دارند در موردشان بدانید آشنا می کنیم.

رازهای پنهان مردها

۱- مردها در مورد احساسات صحبت خواهند کرد.

ممکن است برای مردِ شما آسان تر باشد که در مورد احساساتس غیر مستقیم صحبت کند. از او بپرسید که او در طول یک آخر هفته رمانتیک چه کارهایی می کند. یا اولین بار شما را ملاقات کرد راجع به شما فکری می کرد. پاسخ او آشکار خواهد کرد که چه احساسی دارد و شما را نزدیکتر می کند.

۲-. مردها “دوست دارم” را با عمل نشان می دهند.

برخی از مردها ترجیح می دهند برای نشان دادن احساسات خود از عمل به جای کلمات استفاده کنند. مردِ شما ممکن است “دوست دارم” با درست کردن یک سری چیزها در ا خانه، تمیز کردن حیاط، و یا حتی بردن سطل زباله بگوید. – هر چیزی که باعث شود جهان شما را به مکانی بهتر تبدیل کند.

۳- مردها تعهد را جدی می گیرند.

مردها برای ترس از متعهد بودن شهرت دارند. اما شواهد نشان می دهد مردان ازدواج را جدی می گیرند.ممکن است برای آنها بیشتر طول بکشد تا متعهد شوند، زیرا آنها می خواهند مطمئن شوند که آنها کاملا آماده هستند یا نه. در یک بررسی از مردان متاهل در حال حاضر، نود درصد آنها می گویند که با همان زن دوباره ازدواج خواهند کرد.

۴-او واقعا گوش می دهد.

هنگامی که شما در حال گوش دادن به صحبت کسی هستید، شما احتمالا با یک “بله” یا “می فهمم” هر چند لحظه با او هم صدا می شوید. این راه شما برای گفتنِ” گوش می دهم” است. اما برخی از مردها این کار را نمی کنند. فقط به خاطر اینکه یک مرد هیچکچیز نمی گوید به این معنا نیست که او گوش نمی دهد. او ممکن است ترجیح می دهند که بی سر و صدا گوش دهد و در مورد آنچه شما می گویید فکر کند.

۵- انجام کارها با هم پیوستگی ایجاد می کند.

مردها از طریق انجام کارها با هم بیشتر از اشتراک گذاشتن افکار یا احساسات ،روابط خود را با شرکایشان قوی می کنند. برای بسیاری از مردها، فعالیت هایی مثل ورزش و رابطه ی جنسی آنها را به شریک زندگی خود نزدیک تر می کند.

۶- مردان نیاز به زمان برای خود دارند.

زمان استراحت مردان

در حالی که فعالیتهای مشترک مهم هستند، مردها هم چنین نیاز به زمان برای خود دارند. مرد شما چه از گلف، باغبانی، و یا چه از تمرین کردن در سالن ورزش لذت می برد، او را تشویق کنید به دنبال سرگرمی های خود برود و آن زمان را برای خودتان بگذارید. وقتی هر دو طرف فضای کافی برای پرورش هویت خود داشته باشند، چیزهای بیشتری دارند که به یکدیگر بدهند.

۷- مردها از پدران خود یاد می گیرند.

اگر می خواهید بدانید که یک مرد در یک رابطه چگونه عمل می کند، پدرش را بشناسید. آنها با یکدیگر چگونه اند و رفتار و گفتار پدر با شریکش می تواند رفتار و گفتار یک مرد با همسرش را پیش بینی کند.

۸- مردان سریع تر از زنان فراموش می کنند.

زنان تمایل دارند تا تجارب منفی را مدت طولانی تری به یاد داشته باشند و ممکن است احساسِ استرس، اضطراب و یا غم و اندوه طولانی تری داشته باشند. در مقابل، کمتر احتمال دارد که مردها بر روی حوادث ناگوار تمرکز کنند و تمایل دارندسریعتر از آنها بگذرند. پس در حالی که شما هنوز هم ممکن است بخواهید راجع به بحث شب گذشته صحبت کنید، مرد شما ممکن است قبلا آن را فراموش کرده باشد.

۹- مردها به نشانه های ظریف دقت نمی کنند.

مردها بیشتر احتمال دارد علائم ظریف مانند تن صدا و یا حالات چهره را متوجه نشوند. و به خصوص احتمال دارد غم و اندوه بر روی صورت یک زن را متوجه نشومد. اگر می خواهید مطمئن شوید که مرد شما پیام را می گیرد ، اصل مطلب را بگویید.

۱۰- مردها به قدردانی پاسخ می دهند.

قدردانی کردن از مرد می تواند تفاوت بزرگی در طرز کردار او ایجاد کند. از بین پدر و مادر: مطالعات نشان می دهد که پدران زمانی در مساله ی مراقبت از فرزندان بیشتر درگیر می شوند که همسرانشان ارزش دخالت آنها را درک می کنند و آنها را فردی لایق و شایسته می دانند.

۱۱- مردها در مورد رابطه ی جنسی زیاد فکر می کنند.

خوب، پس شاید این یکی راز نیست. اکثر مردهای زیر سن شصت سال حداقل یک بار در روز به رابطه ی جنسی فکر می کنند، تنها یک چهارم از زنان قابل مقایسه است. و این تمامش نیست. مردان نزدیک به دو برابر زنان در مورد رابطه جنسی خیالبافی می کنند، و توهمات آنها بسیار متنوع تر است. همچنین آنها بیشتر از زنان در مورد رابطه جنسی اتفاقی فکر می کنند. اما تفکر مانند عمل نیست.

۱۲- مردها رابطه ی جنسی را پر معنی می دانند.

این یک افسانه است که اکثر مردها فکر می کنند که رابطه ی جنسی فقط رابطه ی جنسی است. برای بسیاری، رابطه ی جنسی یک عمل بسیار مهم بین دو فرد متعهد است. و درست مثل بسیاری از زنان، مردها صمیمیت جنسی را در یک رابطه متعهد مهم میدانند. یکی از دلایل آن این است که شرکای طولانی مدت بهتر از غریبه ها می دانند که چگونه یکدیگر را خشنود کنند.

۱۳- او دوست دارد که شما رابطه ی جنسی را شروع کنید.

اکثر مردها حس می کنند که همواره آغاز کننده ی رابطه جنسی هستند. اما همچنین آنها دوست دارند دنباله رو باشند و آرزو می کنند که شریک زندگی آنها بیشتر رهبری را به دست بگیرد. از اینکه به مردتان اجازه می دهید که بداند آماده ی رابطه هستید خجالت نکشید. گاهی اوقات شروع کردن رابطه جنسی ممکن است یک سطح بالاتری از رضایت را برای هر دو ی شما ایجاد کند.

۱۴- مردها همیشه برای رابطه جنسی آماده نیستند.

برای بسیاری زنان تعجب آور است که مردها همیشه در خلق و خوی مناسب برای رابطه جنسی نیستند. درست مثل زنان، مردها اغلب استرس مشکلات کاری، خانواده، و پرداخت قبوض را دارند . و استرس سنگ شکن بزرگ میل جنسی است. وقتی که یک مرد می گوید: “امشب نه” به این معنا نیست علاقه اش به شما را از دست داده است. فقط به این معنی است که او در آن لحظه نمیخواهد رابطه جنسی نمی خواهد.

۱۵- مردها خشنود کردن شریک زندگیشان را دوست دارند.

لذت شما برای مرد مهم است. اما او آنچه شما می خواهید را نمی داند مگر اینکه شما به او بگویید. بسیاری از زنان از صحبت کردن در مورد آنچه که دوست دارند و دوست ندارند خجالت می کشند. اگر می توانید واضح به او بگویید جوری که او را خسته نکنید، او گوش می دهد. زیرا او می داند اگر شما احساس خوب داشته باشید او نیز احساس خوبی خواهد داشت.

۱۶- مردها اضطراب عملکرد می گیرند.

اکثر مردها در زمان رابطه ی جنسی اضطراب عملکرد می گیرند، به خصوص هر چه سن آنها بالاتر می رود. ممکن است مرد شما در مورد بدن خود، روش، و استقامت نگران باشد. اگر شما می توانید به او کمک‌کنید تا آرام باشد و بر روی لذت آن لحظه تمرکز کند، رابطه ی جنسی کمتر استرس زا خواهد بود.

۱۷- مردها ممکن است هنگامی که نیازهایشان برآورده نشود منحرف شوند.

اگر یک مرد احساس دوست داشتن و قدردانی در رابطه اش نکند، ممکن است در جاهای دیگر دنبال رضایت بگردد. برای یک مرد ممکن است به معنی غرق شدن در کار باشد.برای یک فرد دیگر ممکن است پیشرفت در ورزش یا بازی های ویدئویی باشد. و برخی از مردان خیانت می کنند. برای جلوگیری از این، شرکا نیاز دارند که با هم برای رفع نیازهای یکدیگر کار کنند.

۱۸- او خودش را به شما سپرده است.

اکثر مردها اگر یک رابطه طولانی مدت به شوری برود متوجه می شود که بسیاری از چیز ها را باید رها کرد – و نه فقط رابطه ی شما، بلکه کل زندگی ای که شما با هم ساخته اید. اگر شما تمایل دارید که ازدواج خود را تقویت کنید ، مرد شما نیز این شانس را دارد.

 دکتر مجید محمد پور روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
اختلال؟

من ۱۵ سالمه میدونم سن نوجووانی و ... ولی مدام از این حال به اون حال میشم و تازگیا یه ساعت مشخصی پیدا کرده که از اون زمان کم کم حالم بد میشه نمیدونم چمه اصن:/ واسه سنمه یا اختلالی چیزیه مشاهده پاسخ دکتر
2
بیماریهای روحی و روانی

سلام دکتر، می خواهم سوالی از شما بپرسم، در علم یوگا روشی به نام خورشید نگری وجود دارد که گفته بود اگر به مدت سه ماه این کار را انجام دهیم، کل بیماری های روحی و روانی در ذهن از بین میرود،و همچنین در شش ماه نیزاگر ادامه دهیم کل بیماری های جسمی نیز از بین میرود، می خواستم نظر شما را در ابن مورد بدانم. مشاهده پاسخ دکتر
3
زودانزالی

سلام همسرم مشکل زودانزالی بمحض دخول رو داره و از این بابت خیلی رنج میکشه ایشون ۳۰سال دارن و هیچ مشکل جسمیهم ندارن لطف کنید راه حلی پیش پای ما بگذارید مشاهده پاسخ دکتر
4
وسواس و استرس

سلام اقای دکتر ببخشید که مزاحمتون شدم....من دختری ۱۹ساله هستم از وقتی مدرسه رفتم یادمه که بزور خانواده باید درس میخوندم و اگه کمک اونا نبود من شاید ضعیف ترین دانش اموز کلاس بودم خودمم خیلی درس خوندنو دوس داشتم ولی انگار یه عامل بیرونی نمیذاشت که من درس بخونم خانوادم از دستم عاصی شده بودن و من هم خیلی از این قضیه ناراحت بودم مدرسه ی تیزهوشان قبول شدنم هم بخواطر دوندگی خانوادم بود ولی اونجا هم بزور منو نگه داشتن چون درسم ضعیفبود اون هم نه اینکه نمیخواستم درس بخونم بلکه من دوستانی داشتم که اگه نمره ی بالایی میگرفتم به من حسادت میکردن و من از این حسادت ها اذیت میشدم و همه ی حرف های خانواده و مدیر و....رو به جان میخریدم ولی از ترس حسادت دوستانم درس نمیخوندم با وجود اینکه این حسادت برای همه بود و هیچ کسی مشکل خاصی با این قضیه نداشت...هر چی میگذره تمرکزم کم میشه (من امسال کنکور دارم و اگه پنج دقیقه به چیزی که میخونم فک کنم خسته میشم )و اینکه یکمی نسبت به بچه های تیزهوشان دیر تر میگرفتم ولی با این حال حس میکردم اگه به هیچ چیزی توجه نکنم درسم خیلی خوب میشه ......از بس هم از دست دوستانم استرس داشتم صورتم کلی جوش زد و یه باکتری هم تو بدنم رشد کرده بود که و قتی ازدواج کردم و از درس فاصله گرفتم اثری از جوش ها و باکتری ها نبود....خیلی زود اعصبانی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم همسرمو هم بخواطر این موضوع ازرده کردم ......وگاهی از بس استرس دارم موقع درس که انگار از گوشم دود میزنه بیرون یا ساق پام خیلی درد میگیره جدیدا هم توی سرم انگار بمبه و یکمی سنگین شده و جدیدا حرکت سرم به دست خودم نیس نه این که خیلی زیاد به طور محسوس که خیلی مشخص نیس ....نمیدونم بیمارم یا چیزی خاصی نیس اگه میشه بهم بگین این یه بیماریه یا ......لطفا کمکم کنید مشاهده پاسخ دکتر
5
وسواس فکری

سلام.من یک سال و نیمه که به خاطر دو موضوع دچار وسواس فکری خیلی شدید شدم.هفت ماه اول که گذشت تونستم تقریبا اون افکار و کنار بزارم برای دو سه ماه اما بعدش همون موضوع دوباره باعث وسواس من شده بود برای اطرافیان هیچ اهمیتی نداشت اما برای من خیلی اهمیت داشت.خلاصه اینکه من دوباره هفت ماه دیگه رو با وسواس و استرس گذروندم و الان اون فکرای که میکردم برام مسخره شده اما وقتی به حال اون زمانم فکر میکنم حالم بد میشه.هر چند وقت یه بار افسردگی میگیرم و این منو یاد اون وقتا میندازه.مدتی فک میکردم دچار بیماری دو قطبی شدم وسواس گرفتم دوباره و اونم فراموش کردم و اما الان چون اون اتفاقا خیلی تو روحیم تاثیر گذاشته حس میکنم دارم دیوونه میشم.حالتای ادمای دیوونه رو تو ذهنم تصور میکنم و الان از شدت تپش قلب که نکنه من دیوونه بشم دارم میمیرم.میترسم دچار اسکیزوفرنی یا سایکوز و مانیا بشم.دکتر توروخدا کمکم کنین مشاهده پاسخ دکتر
6
بیخوابی

باعرض سلام وخسته نباشیدآقای دکتر من 25سالمه و حدود چندماهی میشه که خوابم می یاد ولی تامیرم رو تخت که بخوابم خوابم نمیبره بعد شاغلم واقعا روزا واسم سخته استرسم دارم همش چیکارکنم اگرراهی هست راهنماییم کنید
باتشکر
مشاهده پاسخ دکتر
7
تشکر

سلام جناب آقای دکتر
با عرض پوزش اینجانب سوالی نداشتم فقط میخواستم بگویم با تشکر از اینکه به سوالات اینجانب و افراد دیگر به نحو احسنت پاسخ میدهید.
با تشکر و سپاس فراوان.
مشاهده پاسخ دکتر
8
خیال پردازی افراطی

سلام دکتر، جاهای مختلفی برای حل مشکلم گشتم ولی آخر نفهمیدم تو کدوم دسته از بیمارین روانی قرار میگیرم:)
21سالمه ،ذهن خلاقی دارم ،جوری که اگه شما بهم یه کلمه بدید براتون یه شعر باهاش درست میکنم ،علاوه براین معمولا در طی روز خیال پردازی افراطی میکنم ،اگه اتفاقی اطرافم بیفته که برام جذابیت خاصی داشته باشه ازش تو ذهنم فیلم سینمایی میسازم ،اگه لغت جالبی رو ببینم ممکنه باهاش داستان بسازم، حتی شده به جای شخصیت هاشون حرف بزنم (بیشتر جنبه تفریحی برام داره)،دوران بچگی عاشق این قسمت بودم که شب بشه بتونم تو سکوت 4 ساعت از همه مسائل روزمره یه داستانی درست کنم یا به نحوی مرورشون کنم یا یه تغییرات جزئی که علاقه داشتم اتفاق بیفته توش بدم . خلاصه من از بچگی با این تیپ شخصیت بار اومدم ، تا اونجا که یادمه ،من هیچ وقت منظم نبودم ،مثلا وقتی از مدرسه میومدم یا الان که از دانشگاه میام . اگه کیف دستمه وسط حال ولش میکنم یا مانتو رو همین جور میندازم رو زمین .اگه کتابی رو بر میدارم معمولا سرجاش نمی زارم .حتی گاهی از لحاظ ظاهر یادم میره به خودم برسم ، کل سال اتاقی که دست من هست به قدری شلوغ وپر از کاغذباطله یا کتابای پهن شده وسط زمین یا لباس هایی که یادم رفته آویزون کنم میشه که حتی خودمم نمیتونم پامو راحت وسط این همه وسیله دراز کنم ،این بی نظمی رو تو بقیه کارامم دارم ،دوران محصلی شاگرد زرنگ وبه شدت بی نظمی بودم ، من از اول دبستان تا سوم دبیرستان تا الان که دانشجوام ، یک روز نشده که با تاخیر نرسم :)حتی سر امتحاناتم این جور تیپی داشتم ودارم ؛همیشه دقیقه آخری بودم ؛اگه قرار بود تصمیم بگیرم ثانیه آخر میگرفتم . خلاصه من تایم خاصی برای کارام نداشتم ومعمولا دقیقه آخر انجامشون میدادم . امتحانات پایان ترم هم شب آخری تا صبح میخوندم ،دوتا مشکل دیگه هم دارم ،من آدرس مکان هارو
نمی تونم درست حفظ کنم حتی اونایی که بیشتر از یک بار رفتم،ولی اگه از قبل بنویسمش مشکلی تو پیدا کردن ندارم ،پیش میاد که تو تشخیص صورت بعضی از دوستامم گاها دچار مشکل میشم ،نو جوان که بودم وقتی درس میخوندم با یه صدای تلوزیون حواسم پرت میشد حالا نمیدونم این اختلال تشخیص هم ربطی به حواس پرتیم داره یانه ، تا حدود زیادی باصدا یا تو شلوغی قدرت تمرکزم پایین میاد
الان مشکل اصلیم داستان سازی هست که خودکار ذهنم انجام میده ؛ (البته رمان خوندنم خیلی دوست دارم) من وقتی کنکور داشتم یه داستان مصور 30 قسمتی نوشتم . واین کار انرژی زیادی ازم گرفت که میتونستم صرف درس خوندن کنم ، مجددا اگه بخوام برای ارشد بخونم میترسم مثل گذشته تو این جور مسائلی بیفتم .اگه این جور اختلالی تو روان پزشکی هست ،من رو یه راهنمایی خواهشا بکنید
مشاهده پاسخ دکتر
9
معتاد شیشه

سلام
آقای دکتر محمدپور برادرم چند سال پیش معتاد به شیشه بوده و البته با کمک خانواده ترک کرده تحت نظر دکتر داروهایی مصرف میکنه ولی باز دوباره علایم شیشه برگشته با خودش خیلی حرف میزنه ما باید چیکار کنیم ؟؟؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
دوره درمانی دوقبی بودن

سلام من زمان طولانی که این مشکل رو دارم علاوه بر اون زمینه ژنیتکی و بیماری هود آزاری دارم برای درمان باید چیکار کنم؟ مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 13 بعدی »