رازهای پنهان مردها

۱۸ راز مخفی که مردها به زبان نمی آورند

در این مقاله شما را با ۱۸ راز که مردها دوست دارند در موردشان بدانید آشنا می کنیم.

رازهای پنهان مردها

۱- مردها در مورد احساسات صحبت خواهند کرد.

ممکن است برای مردِ شما آسان تر باشد که در مورد احساساتس غیر مستقیم صحبت کند. از او بپرسید که او در طول یک آخر هفته رمانتیک چه کارهایی می کند. یا اولین بار شما را ملاقات کرد راجع به شما فکری می کرد. پاسخ او آشکار خواهد کرد که چه احساسی دارد و شما را نزدیکتر می کند.

۲-. مردها “دوست دارم” را با عمل نشان می دهند.

برخی از مردها ترجیح می دهند برای نشان دادن احساسات خود از عمل به جای کلمات استفاده کنند. مردِ شما ممکن است “دوست دارم” با درست کردن یک سری چیزها در ا خانه، تمیز کردن حیاط، و یا حتی بردن سطل زباله بگوید. – هر چیزی که باعث شود جهان شما را به مکانی بهتر تبدیل کند.

۳- مردها تعهد را جدی می گیرند.

مردها برای ترس از متعهد بودن شهرت دارند. اما شواهد نشان می دهد مردان ازدواج را جدی می گیرند.ممکن است برای آنها بیشتر طول بکشد تا متعهد شوند، زیرا آنها می خواهند مطمئن شوند که آنها کاملا آماده هستند یا نه. در یک بررسی از مردان متاهل در حال حاضر، نود درصد آنها می گویند که با همان زن دوباره ازدواج خواهند کرد.

۴-او واقعا گوش می دهد.

هنگامی که شما در حال گوش دادن به صحبت کسی هستید، شما احتمالا با یک “بله” یا “می فهمم” هر چند لحظه با او هم صدا می شوید. این راه شما برای گفتنِ” گوش می دهم” است. اما برخی از مردها این کار را نمی کنند. فقط به خاطر اینکه یک مرد هیچکچیز نمی گوید به این معنا نیست که او گوش نمی دهد. او ممکن است ترجیح می دهند که بی سر و صدا گوش دهد و در مورد آنچه شما می گویید فکر کند.

۵- انجام کارها با هم پیوستگی ایجاد می کند.

مردها از طریق انجام کارها با هم بیشتر از اشتراک گذاشتن افکار یا احساسات ،روابط خود را با شرکایشان قوی می کنند. برای بسیاری از مردها، فعالیت هایی مثل ورزش و رابطه ی جنسی آنها را به شریک زندگی خود نزدیک تر می کند.

۶- مردان نیاز به زمان برای خود دارند.

زمان استراحت مردان

در حالی که فعالیتهای مشترک مهم هستند، مردها هم چنین نیاز به زمان برای خود دارند. مرد شما چه از گلف، باغبانی، و یا چه از تمرین کردن در سالن ورزش لذت می برد، او را تشویق کنید به دنبال سرگرمی های خود برود و آن زمان را برای خودتان بگذارید. وقتی هر دو طرف فضای کافی برای پرورش هویت خود داشته باشند، چیزهای بیشتری دارند که به یکدیگر بدهند.

۷- مردها از پدران خود یاد می گیرند.

اگر می خواهید بدانید که یک مرد در یک رابطه چگونه عمل می کند، پدرش را بشناسید. آنها با یکدیگر چگونه اند و رفتار و گفتار پدر با شریکش می تواند رفتار و گفتار یک مرد با همسرش را پیش بینی کند.

۸- مردان سریع تر از زنان فراموش می کنند.

زنان تمایل دارند تا تجارب منفی را مدت طولانی تری به یاد داشته باشند و ممکن است احساسِ استرس، اضطراب و یا غم و اندوه طولانی تری داشته باشند. در مقابل، کمتر احتمال دارد که مردها بر روی حوادث ناگوار تمرکز کنند و تمایل دارندسریعتر از آنها بگذرند. پس در حالی که شما هنوز هم ممکن است بخواهید راجع به بحث شب گذشته صحبت کنید، مرد شما ممکن است قبلا آن را فراموش کرده باشد.

۹- مردها به نشانه های ظریف دقت نمی کنند.

مردها بیشتر احتمال دارد علائم ظریف مانند تن صدا و یا حالات چهره را متوجه نشوند. و به خصوص احتمال دارد غم و اندوه بر روی صورت یک زن را متوجه نشومد. اگر می خواهید مطمئن شوید که مرد شما پیام را می گیرد ، اصل مطلب را بگویید.

۱۰- مردها به قدردانی پاسخ می دهند.

قدردانی کردن از مرد می تواند تفاوت بزرگی در طرز کردار او ایجاد کند. از بین پدر و مادر: مطالعات نشان می دهد که پدران زمانی در مساله ی مراقبت از فرزندان بیشتر درگیر می شوند که همسرانشان ارزش دخالت آنها را درک می کنند و آنها را فردی لایق و شایسته می دانند.

۱۱- مردها در مورد رابطه ی جنسی زیاد فکر می کنند.

خوب، پس شاید این یکی راز نیست. اکثر مردهای زیر سن شصت سال حداقل یک بار در روز به رابطه ی جنسی فکر می کنند، تنها یک چهارم از زنان قابل مقایسه است. و این تمامش نیست. مردان نزدیک به دو برابر زنان در مورد رابطه جنسی خیالبافی می کنند، و توهمات آنها بسیار متنوع تر است. همچنین آنها بیشتر از زنان در مورد رابطه جنسی اتفاقی فکر می کنند. اما تفکر مانند عمل نیست.

۱۲- مردها رابطه ی جنسی را پر معنی می دانند.

این یک افسانه است که اکثر مردها فکر می کنند که رابطه ی جنسی فقط رابطه ی جنسی است. برای بسیاری، رابطه ی جنسی یک عمل بسیار مهم بین دو فرد متعهد است. و درست مثل بسیاری از زنان، مردها صمیمیت جنسی را در یک رابطه متعهد مهم میدانند. یکی از دلایل آن این است که شرکای طولانی مدت بهتر از غریبه ها می دانند که چگونه یکدیگر را خشنود کنند.

۱۳- او دوست دارد که شما رابطه ی جنسی را شروع کنید.

اکثر مردها حس می کنند که همواره آغاز کننده ی رابطه جنسی هستند. اما همچنین آنها دوست دارند دنباله رو باشند و آرزو می کنند که شریک زندگی آنها بیشتر رهبری را به دست بگیرد. از اینکه به مردتان اجازه می دهید که بداند آماده ی رابطه هستید خجالت نکشید. گاهی اوقات شروع کردن رابطه جنسی ممکن است یک سطح بالاتری از رضایت را برای هر دو ی شما ایجاد کند.

۱۴- مردها همیشه برای رابطه جنسی آماده نیستند.

برای بسیاری زنان تعجب آور است که مردها همیشه در خلق و خوی مناسب برای رابطه جنسی نیستند. درست مثل زنان، مردها اغلب استرس مشکلات کاری، خانواده، و پرداخت قبوض را دارند . و استرس سنگ شکن بزرگ میل جنسی است. وقتی که یک مرد می گوید: “امشب نه” به این معنا نیست علاقه اش به شما را از دست داده است. فقط به این معنی است که او در آن لحظه نمیخواهد رابطه جنسی نمی خواهد.

۱۵- مردها خشنود کردن شریک زندگیشان را دوست دارند.

لذت شما برای مرد مهم است. اما او آنچه شما می خواهید را نمی داند مگر اینکه شما به او بگویید. بسیاری از زنان از صحبت کردن در مورد آنچه که دوست دارند و دوست ندارند خجالت می کشند. اگر می توانید واضح به او بگویید جوری که او را خسته نکنید، او گوش می دهد. زیرا او می داند اگر شما احساس خوب داشته باشید او نیز احساس خوبی خواهد داشت.

۱۶- مردها اضطراب عملکرد می گیرند.

اکثر مردها در زمان رابطه ی جنسی اضطراب عملکرد می گیرند، به خصوص هر چه سن آنها بالاتر می رود. ممکن است مرد شما در مورد بدن خود، روش، و استقامت نگران باشد. اگر شما می توانید به او کمک‌کنید تا آرام باشد و بر روی لذت آن لحظه تمرکز کند، رابطه ی جنسی کمتر استرس زا خواهد بود.

۱۷- مردها ممکن است هنگامی که نیازهایشان برآورده نشود منحرف شوند.

اگر یک مرد احساس دوست داشتن و قدردانی در رابطه اش نکند، ممکن است در جاهای دیگر دنبال رضایت بگردد. برای یک مرد ممکن است به معنی غرق شدن در کار باشد.برای یک فرد دیگر ممکن است پیشرفت در ورزش یا بازی های ویدئویی باشد. و برخی از مردان خیانت می کنند. برای جلوگیری از این، شرکا نیاز دارند که با هم برای رفع نیازهای یکدیگر کار کنند.

۱۸- او خودش را به شما سپرده است.

اکثر مردها اگر یک رابطه طولانی مدت به شوری برود متوجه می شود که بسیاری از چیز ها را باید رها کرد – و نه فقط رابطه ی شما، بلکه کل زندگی ای که شما با هم ساخته اید. اگر شما تمایل دارید که ازدواج خود را تقویت کنید ، مرد شما نیز این شانس را دارد.

 دکتر مجید محمد پور روانپزشک در تهران

برای پرسش و پاسخ از دکتر روی لینک پرسش از دکتر کلیک کنید.


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
احساس گناه وسواسی

سلام .دختری 29 ساله مشکل مربوط به سه سال پیش بود درارتباط باجنس مخالف دچارترس بودم درمحیط مجازی باپسری که دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی بود آشنا شدم ودرارتباط بامشکلم صحبت شد خودم هم فوق لیسانس روانشناسیم هردو به این نتیجه رسیدیم که من دچار وسواس فکری هستم واوگفت بایدباحساسیت زدایی تدریجی مشکلت حل کنی وباهمین عنوان مطرح میکردکه باید بامن حرف بزنی ومن نقش دوست پسر روبرات ایفاکنم من خییییلی مخالفت میکردم واومیگفت ترسهات بایدبریزه من هم دلایل واستدلا های خودم میاوردم کم کم حس کردم دارم وابسته میشم اماسعی میگکردم رابطه به سمت کاری ودرسی باشه نه شخصی یک روز قرارگذاشتم تاببینمش دیدم باهاش حرف زدم وقرارشدهموفراموش کنیم امااو ادامه دادوگفت تو وسواس داری وباید ترست بریزه وخلاصه یه بارکه براپایان نامه ازش کمک خواستم توی پارک قرارگذاشتم واون ازاین گفت که برای درمان حساسیت زدایی لازمه دستم بهش بدم وخیییلی وحشت کردم ومخالفت کردم امااون باحرفهاش منو نرم کردوگفت چون تونیتت درمانه گناهی نداره منم قبول کردم اماوقتی رفتم خونه احساس گناه شدیدداشتم وگفتم دیگه پیام نده بهم اولش خوب بوداماتایکمته بعدبرای باراول حس شدیدوسوسه دست گرفتن سراغم اومدخیلی تحمل کردم اماخودم قانع کردم که فقط برای کارحلال مثل ترجمه مقاله بهش پیام میدم ازش خواستممقاله ای که نیاز داشتم ترجمه کنه برام امااون گفت حتمابایدبرم دفترکارش که اونجاتنهابود من مخالفت کردم اماخلاصه رفتم بااین شرط که اون حتی دستم نگیره امااونجاکه رفتم پله پله وبااتکابه حساسیت زدایی تدریجی واینکه نباایدخودم ضجربدم برامقاابله باوسوسه وایناکاری کردکه مجبور شدم برم روی پاش بشینم ومنوتوی بغلش کشیدومن لعنتی هم سریع حس شدیدجنسی بهم دست داروپاهام شل شدوبعدمنونشوند روی صندلی بعدهم تونستم ازاونجابرم ازاونموقع تاالان خییییلی احساس گناه دارم من اهل این حرفهانبودم کسی بودم که حتی ازحرف زدن باجنس مخالف میترسیدم حتی سلام علیک ککردن منم میخواستم قبل ازدواج هیچ چیزی تجربه نکنم اماناخواسته حدوحدوداین رابطه همین بودکه گفتم یعنی جنسی نبودوهردوبالباس بیرون بودم منم بامقنعه ومانتوبودم اما....خودم کارشناس ارشد روانشناسیم خیییلی وسواس فکری پیداکردم اون لحظه که من دربغل یه جنس مخالف حس جنسی بهم دست دادیکسره جلوی چشمم الان اشک توچشممه ازخانواده ام خجالت میکشم حس میکنم دیگه نمیتونم ازدواج کنممن اصلاقصدنداشتم دوست بشم فقط خواستم نصیحتش کنم وبعدش به گناه نیفتم وخداحافظی کنمدوس ندارم زنده باشم نمیدونم بایدبه خانواده بگم. من فقط نیتم درمان ضعف رابطه اجتماعی باجنس مخالف بود ودرطول مدتی که اون سعی داشت طبق اصول روانشناسی بهم ثابت کنه که من باید مثلا قبول کنم که اون دستم بگیره منم بااصول اثباتی دیگری سعی داشتم بگم نه.خیییییلی باوسوسه هام مقابله میکردم امااون روز ودر دفترش انگارنتونستم جلو وسوسه بگیرم البته سعی کردم سه ساعت مخالفت کردم ونه گفتم بعددو سه ساعت دیگه حس کردم ناچارم این به فکرم نرسید که میتونم ازاونجا بیرون برم فکرکرم باید درهمان فضای دربسته باشم وسوسه بشم ونه بگم ازاین بابت ناراحتم که چرابه فکرم نرسیدکه مخالفت شدیدکنم وبیرون برم همین جریان باعث شدنمیتونم کاربگیرم وخونه نشین شدم خیییییلی حالم بده بعداز سه سال احساس گناه فوق شدیدی دارم توروخداکمکم کنید این وسواس فکری احساس گناه ویاد اون روز عین خوره داره مغزم میخوره گاهی دوست دارم بمیرم دوس دارم این تصویرذهنی حذف بشه اخیرا نصفه شب باهمین افکارازخواب بیدارمیشم صبح زودبیدارمیشم مشاهده پاسخ دکتر
2
استرس و اضطراب

سلام دکتر عزیز من یه مدتی اضطراب و استرس دارم و بدنم کلا درد میگیره و حالت تهوع دارم و بغض میکنم و الان هم قرص سرترالین و آلپروزلام مصرف میکنم مشاهده پاسخ دکتر
3
ویزیت غیر حضوری

با عرض سلام با توجه به این که من ساکن خارج از تهرانم و برام مقدور نیست تا مطب بیام اوزیت غیر حضوری امکان پذیره؟ مشاهده پاسخ دکتر
4
چطور رفتار کنیم؟

دخترم به افسردگی شدید مبتلاست(31 ساله) پرخاشگر به اعضاء خانواده و گاه تهدید به خودکشی.فقط سفر خارج و دوره های تخصصی آرایشی در خارج پرهزینه(چند ده میلیونی) خوشحالش میکنه که از عهده من بازنشسته خارجه لطفا راهنمایی فرمایید. مشاهده پاسخ دکتر
5
بیماری روانی

سلام دکتر، من مدتی حدود یک سال است که به صدای یک فرد در خانه حساسیت پیدا کرده ام و اصلا نمیخواهم صدای حرف زدن آن را بشنوم، و با کوچکترین شنیدن صدای آن فرد عصبانی میشوم و باید با فریاد بگویم و داد بزنم تا صدای آن فرد نیاید، و اگر چیزی نگویم روانم راحت نمیشود، و در طول این مدت دچار مشکلات زیادی شدم و الان چند وقت است که به بیرون از خانه میروم تا بیشتر بیرون باشم و صدای آن فرد را نشنوم تا روانم بر هم نخورد،و عصبانی و فریاد نزنم، همچنین خودم نیز حدود سه سال است که به افسردگی شدید و اختلال وسواس جبری وسواس در کارهایم مبتلا هستم، آیا این مشکل من نیز مربوط به افسردگی و وسواس است، وبا مصرف دارو برای درمان افسردگی شدید و وسواس در کارهایم، آیا این مشکل نیز حل میشود، یا این مشکل راه دیگری دارد. مشاهده پاسخ دکتر
6
بیماری روانی

سلام دکتر، من مبتلا به افسردگی شدید و وسواس در کارهایم حدود سه سال هستم تازه به دکتر رفتم و دکتر برایم فلوکستین 10 و الانزاپین تجویز کرد، میخواهم بدانم چه مدت پس از مصرف دارو درمان میشوم. مشاهده پاسخ دکتر
7
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
8
....

سلام وقتتون بخیر نمیدونم میتونین کمکم کنید یا نه
ولی من توی یه دوراهی موندم
من تقریبا دوسال پیش با یه نفر اشنا شدم و همینجور بیشتر از اخلاقای هم اشنا شدیم و الانم من واقعا عادت کردم و حس میکنم دوسش دارم اونم از لحاظ خودش دوسم داره و تا الانم وفا دار بوده نسبت بهم یسال پیش یه اتفاقی افتاد که من خیلی اذیت شدم میدونین اویل که همو میدیدیم مثلا چندباری تو ماشین پیش هم بودیم صورتمو میبوسید ولی خب یه ۲بار بزور منو بوسید ولی خب من نمیدونم چرا برام مهم نبود اصلا مهم نمیگرفتم اخه یهویی بود و ۱ثانیه هم طول نمیکشید بعد از تقریبا یسال دوستی من بهش اعتماد کردم و رفتم تو ی خونه مستم بود و من اصلا متوجه نشدم ولی قرار به هیچ اتفاقی نبود تولدش بود خب منم اصلا فکرشم نمیکردم و تا اینکه تو خونه بزور بهم دست زد و کارشو کرد من متاسفانه ادم نیستم زود گریه کنه اون لحظه فقط مبهوت کارش بودم هیچی نمیگفتم البته خیلی اصرار داشته اونکارو انجام نده اونجوری نزدیکی هم نبود که من اسیب ببینم یعنی من هیچ مشکلی از لحاظ دختر بودنم ندارم ولی خب هرچی باشه تجاوزه من بعد از اون جوابشو نمیدادمو بعد با کلی عذر خواهی گفت مست بوده و نمیدونسته منم خوب دوسش داشتم اون مدت اذیت شدم فکر میکردم اینجوری این جریانو فراموش میکنم یه بارم یادمه مست بود و بعد گریه میکرد میگفت بابام صحبت کنم اخه یکم شرایط خانوادش و کارش خوب نیست و از اینجور حرفا زیاد باورم نشد ولی خب حس کردم حالش در کل خوب نیست حس میردن ادمای اینجوری یکم افسرده است دوستای خوبی نداشت خیلی سعی کردم مسیرشو عوض کنم یه مدت تفریحی سیگار میکشید یا ۳بار کلا گل کشیده بود خب جوونه ولی بهش گفتم با دلیل اونم قبول کرد و خیلی وقته نه سراغ مشروب میره ته از اینجور داستانا به حرفام گوش میده از اون به بعدم اصلا اذیت نشدم خودش الان خیلی حس پشیمونی داره (همینجا بگم ادمی نبود همیشه اونکارارو انجام بده ) خودم دوسش دارم واقعا فکرم اصلا هیج جای دیگه ای نمیره از طرفیم دلم نمیخواد مرد دیگه ای وارد زندگیم بشه و مثلا ندونه من با همچین ادمی دوست بودم یا بخوام یه روزی چیزیو ازش پنهون کنم الان هیچ مشکلی نداریم ولی اون چیزی منو اذیت میکنه اینه این ماجرای تجاوز پاک نمیشه یه زاویه دید بد هم ازش تو ذهنم ساخته من زیاد سنی ندارم ۱۸سالمه اون ۲۵ قیافه اش خیلی از سنش کمتره نه خودم بقیه هم گفتن الان هیچ مشکلی نداریم ولی من از حس خودم زیاد اشنا نسیتم تو تصمیمم کمکم کنید یه جوری منو به یه یقین برسونه از زاین دوراهیه در بیام چجوری میتونم بهتر از اخلاقشون اطلاع پیدا کنم با خودم مقایسه اش کنم من الان چه وضعیت روانی دارم (شاید خیلی مسخره بیاد همه چیو گفتم ولی نیاز دیدم همه اینها لحاظ بشن از کل فکرام براتون نوشتم)
مشاهده پاسخ دکتر
9
درمان پورنو همسرم

همسرم مبتلا به اغتیاد به فیلمهای پورن است میخواد نرک کنه اما نمیتونه چه کنم
چه کنیم؟
مشاهده پاسخ دکتر
10
ترک اعتیادشیره

باعرض سلام واحترام.درشهرچابهارزندگی میکنم وکارمندهستم وروزی دوتاسه گرم شیره بصورت خوراکی وتدخین استفاده میکنم خیلی دوست دارم که ازاین وابستگی رهابشم ونمیخوام سرخوددارواستفاده کنم وچون شهرکوچک هست ومن هم کارمندنمیتونم به پزشکان ترک اعتیاداینجامراجعه کنم.اگربهرطریقی میتونیدکمکم کنیدسپاسگزارم.باتشکرازشما مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 52 بعدی »