علل و درمان بی خوابی

وقتی نمی توانید بخوابید چه می کنید؟  
هر چه قدر هم که خسته هستید برای خوابیدن باید تلاش کنید و یا اینکه  نصف شب از خواب بیدار می شوید و ساعت ها با اضطراب به  ساعت  نگاه  می کنید؟ بی خوابی یک مشکل بسیار معمول است که روی انرژی، خلق و خوی، و توانایی انجام فعالیت شما در طول روز تاثیر می گذارد.
بی خوابی مزمن حتی می تواند منجر به مشکلات سلامتی جدی  شود . اما  شما نباید تسلیم  بی خوابی شبانه شوید. یافتن علل آن و ایجاد تغییر در شیوه زندگی ، عادات روزانه، و محیط خواب باعث غلبه بر بیخوابی می شود و به شما کمک می کند تا در نهایت شب خوب بخوابید.

بی خوابی چیست؟

بی خوابی ناتوانی در به خواب رفتن یا پریدن از خواب شبانه است. بی خوابی می تواند بر روی تمام جنبه های سلامتی و رفاه شما تاثیر منفی بگذارد. باعث احساس خستگی، کسل بودن، و پایین بودن انرژی در طول روز  شود. هم چنین بر روی خلق و خو و تمرکز نیز تاثیر می گذارد ، و به بازدهی شما در محل کار یا مدرسه آسیب وارد می کند. ممکن است بی خوابی باعث تکیه بر قرص های خواب آور ، یا الکل شود، که در دراز مدت   باعث بدتر شدن مشکلات خواب شما خواهند شد.
بی خوابی مزمن می تواند خطر ابتلا به بیماری های جسمی و روانی را افزایش دهد، مانند سکته مغزی، دیابت، چاقی، فشار خون بالا، بیماری های قلبی، بیماری آلزایمر و سرطان .
انواع بی خوابی
بی خوابی کوتاه مدت یا حاد یک مشکل موقت ناشی از ایجاد تغییرات در روال عادی زندگی به دلیل بیماری، سفر، غم و اندوه، نوسانات هورمونی، یا استرس است. بسیاری از ما این نوع بی خوابی را در برخی از مراحل زندگی تجربه کرده ایم که معمولا خود به خود برطرف شده است.
بی خوابی بلند مدت یا مزمن زمانی رخ می دهد که طی مدت زمان طولانی مرتباً برای خوابیدن به مشکل بر بخورید. (سه ماه یا بیشتر) از آنجایی که بی خوابی مزمن در طول چندین ماه ایجاد شده، تغییر عادات ناسالم یا الگوهای فکری شما ممکن است زمان بر باشند . اما با پشتکار و تداوم  به راه حل های مختلف می توان رسید.
علل روانی و پزشکی بی خوابی
اضطراب، استرس و افسردگی از شایع ترین علل بی خوابی مزمن هستند. اختلال در خوابیدن هم بخودی خودمی تواند اضطراب، استرس و افسردگی را بدتر کند. سایر علل عاطفی و روانی رایج عبارتند از خشم، نگرانی، غم و اندوه، اختلال دو قطبی، و تروما. درمان این مشکلات اساسی برای رفع بی خوابی بسیار ضروری است.
بسیاری از شرایط پزشکی و بیماری ها می توانند بی خوابی را تشدید کنند ، از جمله آسم، آلرژی، بیماری پارکینسون، پرکاری تیروئید، برگشت اسید معده، بیماری کلیوی و سرطان. درد مزمن نیز یک علت شایع بی خوابی است.
داروها. بسیاری از داروهای تجویزی می توانند مانع خواب شوند از جمله داروهای ضد افسردگی، کورتیکواستروئیدها، هورمون تیروئید، داروهای فشار خون، و برخی از قرص های ضد بارداری .
اختلالات خواب اولیه.،مانند پرش اندام ها در شروع خواب،قطع لحظه ای تنفس در حین خواب  ،سندرم پاهای بی قرار و اختلال ریتم شبانه روزی که به نوبت کاری در اواخر شب گره خورده است.

عاداتی که در طول روز باعث بی خوابی می شوند
داشتن یک برنامه خواب نامنظم، چرت زدن، نوشیدن نوشیدنی های کافئین دار در اواخر روز، خوردن غذاهای شیرین و یا وعده های غذایی سنگین نزدیک به زمان خواب، و ورزش نکردن کافی همه نمونه هایی از عادات در طول روز هستند که می توانند بر روی خواب شب تأثیر بگذارند.
یکی دیگر از عادت های رایج مربوط به بی خوابی تحریک بیش از حد مغز در طول روز است که باعث شرطی شدن سیستم مغز ی در شب می شود. بسیاری از ما استرس زیادی در طول روز تحمل می کنیم.ممکن است بارها کارهایمان را را برای بررسی تلفن، ایمیل، و یا رسانه های اجتماعی قطع کنیم. مغز مدام به دنبال تحریک است حتی موقع رسیدن زمان خواب.
همچنین از صفحه نمایش ها قبل از خواب دوری کنید، سعی کنید زمان های خاصی را در طول روز برای چک کردن پیام ها و رسانه های اجتماعی اختصاص دهید، و به مغزتان اجازه دهید زمان بیشتری بر روی یک کار در یک زمان تمرکز کند .دوری کوتاه مدت از فناوری در طول روز و انجام فعالیت های غیر تحریک کننده می تواند به عادت کردن مغز برای محرک های جدید کمک کند.
محیط و عادات خواب که باعث بی خوابی می شوند
سر و صدا، نوری که از پنجره وارد شده، اتاق خواب بیش از حد گرم یا سرد، و یا یک تشک یا بالشت بد می توانند به شروع و تداوم بی خوابی کمک کنند. پس از سکوت، ازتاریکی و راحتی محیط خوابتان مطمئن شوید.
ایجاد عادات معمول و آرامبخش خواب باعث ارسال پیامی قوی به مغز می شود که تنش روز را کنترل کند. صفحه های نمایش الکترونیکی یک نور آبی رنگ تولید می کنند که چرخه ی تولید ملاتونین بدن شما را از تنظیم خارج می کند. بنابراین، به جای تماشای تلویزیون در رختخواب و یا استفاده از کامپیوتر، تبلت یا گوشی های هوشمند دو ساعت قبل از خواب، سعی کنید به یک موسیقی آرام و یا کتاب صوتی گوش کنید و یا یک حمام آب گرم بگیرید.
زمانی که نمی توانید بخوابید چه کار هایی بکنید
یکی از شایع ترین علل شروع بی خوابی اضطراب یا نگرانی مزمن است. شب به رختخواب می روید ، اما به دلیل اضطراب ،ذهنتان در مورد آنچه شما امروز انجام داده اید یاآنچه فردا ممکن است انجام دهید، و یا احساس   مسئولیت  روزانه خاموش نمی شود وشمانمی توانید بخوابید.
عادات روزانه خود را که به شروع بی خوابی کمک می کنند تغییر دهید مانند اجتناب از کافئین در اواخر روز و انجام ورزش در صبح و یا بعد از ظهر .
برای آرام کردن ذهن خود و آماده شدن برای خواب، می توانید  این موارد را امتحان کنید:
از اتاق خواب تنها برای خواب و رابطه جنسی استفاده کنید. تماشای تلویزیون، و یا استفاده از لپ تاب در رختخواب و یا اتاق خواب را کنار بگذارید. هدف این است که اتاق خواب فقط برای خواب باشد، پس مغز و بدن شما یک سیگنال قوی دریافت می کند که زمان خواب فرا رسیده است.

 

 

 

 

تمام صفحه های نمایش و چراغ ها ی پر نور را حدا قل یک ساعت قبل از خواب خاموش کنید، فعالیت های آرامش بخش، مانند خواندن ، بافندگی ، یا گوش دادن به موسیقی ملایم را انتخاب کنید.
از فعالیت ها و موقعیت های استرس زا قبل از خواب اجتناب کنید مانند جر و بحث با همسر یا خانواده . این کارها را تا صبح به تعویق بیاندازید.
ساعت اتاق خواب را خارج از دیدتان بگذارید. نگاه کردن پی در پی به ساعت زمانی که نمی توانید بخوابید شما را مضطرب ترمی کند. می توانید از یک زنگ استفاده کنید، اما مطمئن شوید که زمانی که در رختخواب هستید آن را نمی بینید.

قبل از خواب از چه کارهایی باید اجتناب کرد
نوشیدن بیش از حد مایعات در شب. بیدار شدن از خواب در شب برای رفتن به توالت با بالا رفتن سن یک مشکل بزرگ محسوب می شود . یک ساعت قبل از خواب هر چه می خواهید بنوشید و چند بار به دستشویی بروید تا برای خواب آماده شوید.
الکل قبل از خواب. در حالی که یک نوشیدنی الکل دار ظاهرا به شما کمک می کند به خواب بروید ولی با چرخه خواب شما تداخل دارد ، که باعث می شود شما در طول شب از خواب بیدار شوید.
وعده های غذایی سنگین در شب. سعی کنید شام ​​را زودتر میل کنید، و از خوردن غذاهای سنگین دو ساعت قبل از خواب اجتناب کنید. غذاهای تند یا اسیدی باعث مشکل معده و سوزش سر دل شما می شود که شما در طول شب از خواب بیدار می شوید .
قرص های خواب آور برای درمان بی خوابی:
به طور کلی، قرص های خواب آور زمانی که برای موقعیت های کوتاه مدت استفاده می شوند بسیار موثر هستند، مانند سفر در یک مقطع زمانی و یا دوره نقاهت بعد از یک جراحی پزشکی. بی خوابی بلند مدت شما توسط قرص های خواب آور درمان نخواهند شد و در واقع می توانند بی خوابی را بدتر کنند.
از آنجا که بسیاری از مردم از افکار و نگرانی های منفی و خسته کننده شکایت می کنند که مانع خوابیدن آنها می شوند، درمان شناختی رفتاری می تواند در پرداختن به بی خوابی بسیار موثر باشد. درمان شناختی رفتاری شکلی از روان درمانی است که افکار منفی، احساسات، و الگوهای رفتاری منفی را تغییر می دهد. می توان آن را به صورت جداگانه ، در یک گروه، و یا حتی آنلاین انجام داد. نتیجه ی یک مطالعه در دانشکده ی پزشکی هاروارد نشان داد که درمان شناختی رفتاری در درمان بی خوابی مزمن از تجویز داروهای خواب آور موثرتر بود .


سیستم پرسش و پاسخ

پیگیری سوال قبل

پیگیری سوال قبل

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید

امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیار سیستم

1
مصرف زولپیدم

با سلام خدمت شما
در خصوص ادامه مراحل ترک زولپیدم برادرم با حضرت عالی مشورت نمودم .در حال حاضر 8 ماهه تحت نظر پزشک دارو مصرف میکنه و نتونسته بزار کنار داره سعی میکنه ولی نمیتونه . مصرفش روزانش در حدود 20 عدد قرص 10 میلی گرمیه در سه نوبت .
داروهاش رو قبلا خدمتتون معرفی کرده بودم شما تایید کردید .
با توجه به اینکه خودش هم خسته شده و میخواد بزاره کنار
آیا این زمان سپری شده جهت فرایند ترک طبیعیه ؟
راهی که بشه زودتر به نتیجه رسید رو شما سراغ ندارید ؟
ممنون میشم راهنمایی فرمایید .
مشاهده پاسخ دکتر
2
سوال درباره درمان شدن یا نشدن

سلام آقای دکتر من از صدای بالا کشیدن بینی چند ماهی است که متنفر شدم ولی چون پدرم این مشکل رو دارن دیگه خیلی بهم سخت میگذره و کمی هم وسواس گرفتم به نظر خودم میخوام برگردم به روال سابق راهی هست؟ میشه درمان بشم، پسر 33ساله هستم دانشجوی فوق‌لیسانس و میترسم به درسم لطمه بخوره میخوام سریعتر از این مشکلات راحت بشم، اگر جسارت نیست مبلغ ویزیت هم بفرمایید مشاهده پاسخ دکتر
3
عوارض ریسپریدون

سلام آقای دکتر ممنون از شما که برای پاسخدهی وقت میگذارید من در ادامه سوال قبلی " داروی وسواس مقاوم به درمان" خواستم بپرسم برای جلوگیری یا رفع عوارض ریسپریدون چکار باید کرد؟ اولین باره قرص ریسپریدون4 خوردم خیلی حالم بده سرم خیلی سنگینه و تعادل ندارم قبل از ظهر خوردم و مجبور شدم دراز بکشم نتونستم کارهامو انجام بدم تا4 بعد ظهر خوابیدم ولی هنوز خوب نشدم.به دکترم زنگ زدم فقط گفت چند روز اول شب بخور .خودم تصمیم دارم قرص رو نصف کنم یا یک چهارم.دوزش بالاست انگار.تریفن میتونه کمک کنه به رفع عوارض بیحالی ؟ریسپریدون و تریفن و آسنترا داروهامه.اصلا خیلی حالم بد شده هیچ کاری نمیتونم بکنم.ناتوان شدم با یه دونه قرص مشاهده پاسخ دکتر
4
حمله استرس

سلام جناب دکتر.
ممنون که به سوالات پاسخ میدید.
بنده ۳۲ سال سن دارم و متاهلم بعد خود یه قهوه حدود ٥ ماه پیش دچار حمله استرس شدم و رفتم دکترم قرص کلرودیازپوکساید برام نوشتن که خوب شدم ولی الان متاسفانه بعد اون مدت مجددا به صورت شدید تری با علایم از قبیل سرگیجه ، بی حوصلگه ، ضعف و احساس لرزیدن بدنم و همچنین درد سینه سراغم امده که دکتر سه تا قرص پروپرانولول۱۰ ، ایمی پرامین۱۰ ، تری فلوئوپرازین۱میلی برام نوشته که متاسفانه تاثیر زیادی نداشته و بیحال و گیجم میکنن بیشتر و علایم قبلی هم دارم خواستم بپرسم بازم با این اوصاف داروهارو مصرف کنم؟
حمله استرس چقد طول میکشه درمان بشه؟
امکانش هست از شهرستان تحت نظر جنابعالی باشم؟
ممنون
مشاهده پاسخ دکتر
5
اعتیاد

ایا من بابت ترک قرص ترامادول میتونم مزاحمتون بشم . در حدود ۱۰ سال اعتیاد دارم . مصرف روزانه ۶ عدد مشاهده پاسخ دکتر
6
تداخل دارویی

سلام داروی کلاریترومایسین ولیپوفیکس وبیسامین و امپرازول و مخصوصا مترونیدازول که هر دوازده ساعت دو عدد است با داروهای دپاکین و ریسپریدون و بی پریدن و کلونازپام تداخل دارویی نداشته باشن مشاهده پاسخ دکتر
7
ترک شیشه توسط قرص ب2 - اعتیاد جدید به قرص ب2 - لرزش شدید دستها و صدا - ازدواج

سلام بر شما..
من پسر مجرد 42 ساله هستم که 12 سال پیش تشخیص دوقطبی در من داده شد و از اون موقع تا حالا تحت درمان با قرصهای متنوعی چون ونلافاکسین، لیتیم و... قرار گرفتم. از حدود دو سال پیش مصرف مرتب شیشه داشتم. چند بار مثلا ترک کردم اما دوباره برگشتم. بیمارستان خوابیدم اما دوباره برگشتم. حدود 1 ماه پیش تا حالا با روزی دوتا قرص ب2 تونستم دیگه سراغ شیشه نرم. متاسفانه یک اعتیاد جدید بوجود اومده، اونم اعتیاد به قرص ب2 هست. در کنار این اعتیاد لرزش و تیک عضلانی شدید دارم که حتی خواب شبانه رو از من ربوده. یه دوست دختر دارم که بهش قول ازدواج در نیمه اول سال 98 رو دادم. با بی میلی جنسی هم شدیدا دست به گریبانم اما بالعکس دوست دختر 36 ساله ی من پر از شهوته...
راستش دکتر نمیدونم به کدوم مشکلم بپردازم. در حال جاضر مرتبا پیش روانپزشک میرم اما نمیدونم چرا هیچ درمانی در من اتفاق نیوفته... نمیدونم بی میلی جنسی رو در برابر دوست دخترم که شهوتش در اوج قرار داره چه کنم. خوشبختانه ایشون شهرستان زندگی میکنه و نمیتونه از نظر جنسی منو مورد سنجش قرار بده اما من بالاخره باید این بی میلی رو درمان کنم چون الان تنها زندگی میکنم و شدیدا نیاز به تشکیل خانواده دارم. شما رو خسته کردم، منو ببخشید. منتظر نظرات ارزشمندتون هستم. سپاس
مشاهده پاسخ دکتر
8
همبستری

سلام خسته نباشید.من شوهری سرد مزاج دارم خودمم خیلی خجالتی هستم اصلا نمیتونم درمورد سکس باهمسرم ابراز کنم مثلا تاحالانشده ازش بخوام میشه شما یه راه چاره بهم پیشنهاد کنید آیا باید شوهرم بره تحت نظر دکتریاخودم مشاهده پاسخ دکتر
9
داروی وسواس فکری مقاوم به درمان

سلام.من دوسالی برای خلق پایین و وسواس فکری داروهای متنوعی خوردم.البته چندبار پیش اومد که دارو تمام کردم و چند روز نخوردم بعد دوباره رفتم دکتر.الان دکترمو عوض کردم یکماه دوتا دپاکین 200و اسسیتالوپرام 10خوردم.بعد یکماه دوتا کلومیپرامین25 وآسنترا100. گفتم که ذهنم هنوز خیلی مشغوله و اتفاقات گذشته رو بازگو میکنه گاهی داستان سازی میکنه توی فکر میرم با فکرهام صحبت میکنم میخندم یا عصبانی میشم طبق داستان فکرم مدام باید به خودم یادآوری کنم که بسه دیگه اینا واقعیت نداره که ذهنتو وقتتو تلف میکنی.مخصوصا موقع درس خواندن که نیاز به تمرکز دارم.اینبار دکتر دوتا ریسپریدون4 و بیپریدین و آسنترا100 نوشت. من میترسم بخورم.حس میکنم دوزش بالاست یا ریسپریدون مانع سرحالی و درس خواندنم بشه.29 سالمه خودم کمی لرزش دست دارم موقع نوشتن (کرامپ نویسندگان)بیپریدن قبلا خوردم فقط بدنم رو شول میکنه .لطف میکنید نظرتون رو بفرمایید..تشکر مشاهده پاسخ دکتر
10
افسردگی دو قطبی

سلام آقای دکتر خسته نباشید.من از چند سال قبل علایم افسردگی دو قطبی رو داشتم و خیلی اذیت میشدم و نمیتونستم به خانواده ام هم این موضوع رو بگم. وقتی وارد دانشگاه شدم رشته روان شناسی رو انتخاب کردم و اونجا متوجه شدم که علایم من علایم افسردگی دو قطبی هستش.علایم من دیگه در حدی بود که دیگه نمیتونستم به خانواده نگم (میترسیدم بگن مشکل روانی پیدا کرده)بعد به روانپزشک که استادمون هم بود مراجعه کردم گفت ام من علایم ام اینا هستش: با خودم حرف میزنم اما نه به صورت لب خوانی بلکه به این صورت که ذهنم با ذهنم حرف میزنه مثلا اتفاقات روزمره تو ذهنم تکرار میشه.علامت های دیگه ام: بی خوابی کاهش وزن تندتند حرف زدن بعضی وقتا خودارضایی بیش از حدو... ایشون گفتن که افسردگی دو قطبی هستش و دارو تجویز کردن و من هم مدتی اون داروهارو مصرف کردم و حالم خوبتر شد هر چند علایم به صورت خفیف وجود داشتند ولی بعد من داروهارو قطع کردم حالا بعد از چند سال دوباره همون علایم اومدن سراغم باضافه اینکه اقای دکتر این علایم هم اضافه شده که خیلی داره اذیتم میکنه:حالت تکانشی به صورت انفجاری عصبانی میشم یعنی واسه کم اهمیت ترین مسله ای واکنش پرخاشگرانه نشان میدم.من فعلا هنوز به روانپزشک مراجعه نکردم و خودم لیتیوم تهیه کردم و دارم مصرف میکنم ولی جواب نمیده .الان دو چیز هست که منو داره خیلی اذیت میکنه یکی اینکه همون علامت که ذهنم با ذهنم حرف میزنه دومی همون تکانشی بودنم.لطفا بگید چیکار کنم. مشاهده پاسخ دکتر
« قبلی 1 2 3 4 5 6 7 ... 56 بعدی »